The first 200 lines.
انچه در سريال دوستان گذشت
اريکا حالت خوبه ميدوني شايد زياد خوردم
معده من درد ميگيره درد هر چند دقيقه مباد و ميره
اوه خداي من اروم باش فقط بايد کمي داروي معده بهش بديم
اون درد معده نداره داره بچه رو به دنيا مياره
اوه خداي من
تو ولقعا فکر مي کني من باهات خداحافظي نکردم چون برام مهم نيستي
حالا اگه فکر مي کني برام مثل بقيه مهم نيستي سخت در اشتباهي
ارزش تو برام بيشتر از بقيه است
ريچ چيه؟
سلام
. بخواب . بايد برم خونه
. خيلي باحال بود
. واقعا حرف نداشت
! چندتا فن جديد يادگرفته بودي
آره ، همکارم کتاب راهنماي سکس براي آدماي احمق . رو همينطوري مال خنده بهم داده بود
حال کي خندونه ؟ -
! ميدونم -
. . . نفس بکش ؛ نفس بکش ، نفس بکش
. . . خوبه -
ميشه دفعه بعد من بگم ، نفس بکش ؟ -
نخير ؛ دفعه قبل گفتي ( مثل دراکولا ) و . ترسونديش
چيزي ميخواي برات بيارم ؟ يخ ميخواي ؟
. نه ، چيزي نميخوام - . خيلي خوب ؛ الان برميگردم -
داري کجا ميري ؟ . از دستشويي استفاده کنم
. نميتوني منو باهاش تنها بزاري - چي ؟ -
اين دقيقا از همون نوع موقعيت هاي اجتماعيه که
. باهاشون راحت نيستم
تو اصلا با چه نوع موقعيت اجتماعي مشکلي نداري ؟
. موضوع اينه که تاحالا نشده با همديگه تنها باشيم
. مشکلي برات پيش نمياد من تا 2 دقيقه ديگه بر ميگردم
باشه
مال تابستون کار خاصي ميخواي انجام بدي ؟
نميدونم ؛ شايد برم کمپ کليسا ؟
ها.
. شايد ، نخواي اين يکي رو بگي
تاحال شده فکر کرده باشي که کدومشون بدترن
. . . ميدوني درد زايمان يا ضربه به خايه ؟
چي ؟ - . خوب ؛ جالبه -
. چونکه ؛ هيچوقت ، هيچکي نميفهمه . چونکه هيچکي نميتونه هردوشونو تجربه کنه
! يکي از سئوالهاي بدون جواب زندگي
کي ميدونه ؟
شايد يه دردي باشه که ! از هردوتاي اينا بدتر باشه
. . . مثل اين
. بيا تو - . صبح بخير -
اين چيه ؟
. هديه من مال خونه جديد مونيکا و چندلره
! جوجه مرغ و اُردکه
اسمشون رو گذاشتم ! جوجه کوچيکه و اُردک کوچيکه
. فکر کردم توي خونه جديدشون از اينا خوششون بياد . ميدوني ، يه حياط خلوت بزرگ داره
و بعدش ، وقتي پيرشدن . . . ميتونن برن توي اون مزرعه مخصوصي که
...that Chandler took . چندلر ، بقيه جوجه و اردکهاي ديگه بُرده . . .
! آره
. آره ، خيلي بده که نميشه اونجا رفت ديدنشون! به هرحال ، اين قانونشه
! حدس بزن چي ؟ . تقريبا دايي شدي
. اريکا ، از ديشب دردش گرفته ! مونيکا و چندلر ، الان توي بيمارستانن
! خداي من ! يه حسي دارم که قطعا دختره
! فيبي ، قبلا هم مطمئن بودي که ( بن ) دختره
تا حالا ديدي توپ پرتاب کرده باشه ؟
ريچل اينجاست ؟ . فکر کنم هنوز خواب باشه
ديشب چطور بود ؟
. به نظر خيلي ازدستت عصباني ميومد
. مشکلامونو حل کرديم
اون لبخند مال چيه ؟ چيزي بينتون اتفاق افتاد ؟
من اوني نيستم که ماچ کرده و شروع کرده . . . به حرف زدن
و البته اوني هم نيستم که سکس کرده و بعدش ! ساکت شده ! اساسي کرديم
خداي من ؛ تو و ريچل ؟
. ميدونم ؛ حرف نداره معنيش چيه ؟
دارين زن و شوهر ميشين ؟
. نميدونم
. راستش ، به اون مکالمه نرسيديم ولي ميخواين که باهمديگه باشين ؟
. نميدونم
. فوق العاده بود . خيلي حس خوبي داد
. . . وقتي گرفته بودمش . هيچوقت نميخواستم بزارم که بره
. ميدونين ، آره . ميخوام که دوباره باهمديگه باشيم
اره
اره
حالا ، هنوزم داره ميره پاريس ؟
. فکرشو نکرده بودم . اميدوارم که نره
! بهترين روزيه که تاحالا داشتيم ! تابحال
. . . مونيکا و چندلر دارن بچه دار ميشن . . .
. . شماها ممکنه دوباره باهمديگه باشين
! اينگار توي يه تيآتر موزيکال باشم
وقتي که خورشيد طلوع کنه . . . ميدرخشه و به همه چي نيرو ميده ؛ و ماه
! صبح به خير - . فکر کنم هيچوقت نفهميم که آخرش چي ميشه -
سلام سلام
سلام ؛ چطور خوابيدي ؟ - خوب ؛ تو ؟ -
. خوب - ! مطمئنم که خوب خوابيدي -
ميشه مارو يه دقيقه تنها بزارين ؟
البته ؛ ميشه حواستون به جوجه و اُردک باشه ؟
. . . جوجه و اُردک ؟ مگه نمُرده بودن -
. صبح به خير . صبح توهم به خير
. ديشب فوق العاده بود . واقعا همينطوره
! امروز خيلي خوشحال تر از هميشه از خواب بلند شدم
. ميدونم ؛ منم همينطور
از اون جور اتفاقاييه که . . . هيچوقت فکرشو نميکني که اتفاق بيفتن
. . . و بعدش ، اتفاق ميفتن . و همون چيزيه که ميخواستي باشه
. . . ميدونم
. بهترين راهي بود که بشه ( خداحافظي ) کرد
. يه خورده بيشتر ، عزيزم ! کمکم کنين ؛ درد داره -
واقعا اينقدر دردش بده ؟ -
فکر کنم وقتش شده که بزنيم توي خايه هات ! تاببينيم کدوم يکي دردش بيشتره
. سر بچه داره پيدا ميشه
! خداي من ! قشنگترين کلّه ايه که تابحال ديدم
! چندلر ، بايد اينو ببيني . جام خوبه
. . . چندلر ، نميخواي اين صحنه رو از دست بدي ! اين ، تولد بچه خودته
! معجزه زندگيه . خيلي خوب
! چه معجزه حال بهم زني
. زور بزن ؛ شروع کن
. . . شونه هاش دارن ميان
! يه . . . پسره
حالش خوبه ؟ - . هيچ مشکلي نداره -
! از پسش براومدي
! يه نوزاده
. . . يه نوزاد کوچيک قشنگ و يه چيزاي ديگه اي که ميخوام وانمود کنم ! هيچوقت نديدمشون
ميخواي بندنافشو ببُري ؟
. حالت اسفنجي داشت
اوه
! سلام ، خوشگله
. . . ميخوام اينقدر دوستت داشته باشم که ! ديگه هيچ زني به اندازه کافي برات خوب نباشه
! ما خيلي خوش شانسيم - . ميدونم -
! چشماش به تو رفته
. ميدونم که محاله ؛ ولي چشماش به تو رفته
. فقط يه خورده تميزش ميکنيم باشه
. خداي من ؛ قشنگه
. خيلي ممنون. . واقعا براتون خوشحالم
چه حسي داري ؟ - ! خسته ام -
. اينقدرها وقت نداري که استراحت کني ! تا يه دقيقه ديگه اون يکي به دنيا مياد
ببخشين اين کيه که الان سروکله اش ميخواد پيدا بشه ؟
. بچه بعدي ، تا يه دقيقه ديگه به دنيا مياد
! ما که همه اش يکي سفارش داديم
ميدونين که ( دوقلو ) هستن ، درسته ؟ - ! البته -
! باورم نميشه که نميدونستين دوقلوئن . تابحال همچين اتفاقي نيفتاده بود
. خوب ، حس خاص و خوبي ميده
شما ميدونستين که دوقلوئن ؟
. آره ، توي گزارش کيلينيک اوهايو نوشته شده
کسي از اين موضوع حرفي بهت زد ؟ - . فکر نکنم -
گرچه ، يه چيزايي در مورد . دوتا ضربان قلب بهم گفتن
ولي فکر کردم که منظورشون ضربان قلب . من و بچه است.
هميشه ميگفتن که . . . هردوضربان قلب قوي هستن
و منم پيش خودم فکر ميکردم که چه خوب . چونکه دارم بچه دار ميشم
. باورنکردنيه. . دوقلو توي خونواده ما خيلي زياده
! جالبه
ميشه يه لحظه باهات حرف بزنم ؟
چکار کنيم ؟ منظورت چيه که چکار کنيم ؟
! دوقلو
! چندلر ، بيخودي ترس برت داشته ! خوب توهم باهام بترس ! نميخواي بترسي ؟
. . . چي ميگي که يکي رو نگه داريم و به اون يکي هم فقط به عنوان . . . يه حق انتخاب فکر کنيم ؟
! نميتونيم از همديگه جداشون کنيم چرا که نه ؟
ميتونيم يه مدال رو نصف کنيم . . . و به هرکدومشون يه نصفه بديم
و بعدش ساليان بعد . . . ! اونا همديگه رو پيدا ميکنن
. و دوباره با همديگه زندگي ميکنن ! چه روز خوبي ميشه مال همه
اگه اون کسي که اون يکي رو به فرزندي قبول ميکنه آدم بدي باشه چي ؟
اگه آدماي بدي نباشن چي ؟ اگه توسط يه پادشاه به فرزندي قبول بشه چي ؟
همين که تو ميگي ، چونکه شنيدم ! پادشاه داره دنبال بچه ميگرده که به فرزندي قبول کنه
. مونيکا ، ما آمادگي دوتا بچه رو نداريم
! مهم نيست . کلي منتظر اين روز بوديم
. برام مهم نيست که دوتا بچه باشن ! سه تاشم برام مهم نيست
برام مهم نيست که کل گروه ( هشت ؛ هشته ) از ! اون تو بيان بيرون
ميبريمشون خونه . چونکه بچه هامون هستن
باشه
باشه باشه
باشه
. به نظر مياد آماده ايم . يالا ، اريکا ؛ زوربزن
امادهاي شروع کني
! دختر داره مياد بيرون دختر ؟ اون يه دختره ؟ -
بله
! حالا ، از هرکدوم يکي داريم
! و ديگه کافيه
! و بعدش بهم گفت ، اين بهترين راه خداحافظيه
! خداي من
تو چي گفتي ؟ -
هيچي ! تو بودي چي ميگفتي ؟ - . راس ، بايد بهش بگي که چه حسي داري -
! محاله - نميتوني به همين راحتي ها تسليم بشي
اگه يه دايناسور بود ، اين کارو ميکرد ؟
چي ؟ - . دارم سعي ميکنم به زبون خودت حرف بزنم -
راس ، ريچل نميدونه که ميخواي . . . دوباره با همديگه باشين
. اگه ميدونست ، يه احساس ديگه اي پيدا ميکرد . . . . ممکن بود حتي نره
واقعا اينطوري فکر ميکني ؟ - ! دارم بهت ميگم -
اين ، اونجاي اون داستان موزيکاله که . ميتونه آهنگ متعقاعد کننده خوبي باشه
. نه ؛ رو به عنوان جواب انتخاب نکن
. نزار عشق ازت دور بشه -
! سلام - اين طرفا يه دختر نميتونه آهنگشو تموم کنه ؟
! سلام ! اِما رو گذاشتم خونه مامانم
امشب با خودت نميريش ؟
نه ، اينطوري قرارگذاشتيم که من اول برم . . . و مستقر بشم
و بعدش مامانم يکشنبه ، اِما رو . با خودش بياره
هشت ساعت پرواز ، با يه آدم يک ساله ؟ . موفق باشي ، مامان
شوخيت گرفته ؟ - هشت ساعت با مادرم در مورد اتکينز حرف بزني ؟
. ميدونين ، حق باشماهاست . لااقل بايد بهش بگم که چه احساسي دارم
! راس ، وايسا ، صبر کن - چيه ؟ چيه ؟ -
ميتوني يه مافين برام بگيري ؟
ريچل ؟ - بله ؟ -
ميدونم امشب ميري . . . ولي بايد بهت بگم که
!!! دوستت دارم . .
نميدونم که اين حرفا باعث عوض شدن . . . . . . برنامه هات ميشن يا نه
. فکر کردم که بايد بدوني . . .
. . . گانتر
. منم تو رو دوست دارم . . . البته نه اونطوري که تو ، دوستم داري
. . . ولي ، دوستت دارم و . . . و ، وقتي که نشستم توي کافه و دارم قهوه ميخورم . . .
No comments yet. Be the first to leave one.