The first 200 lines.
پسر، درحال حاضر مشکلات خیلی زیادی داریم
نمیخوام اون مسائلو نادیده بگیرم
ما مشکلاتی داریم که یهویی مثه قارچ از تو زمین میان بیرون
،نمیخوام باهاش شوخی کنما ولی حقیقت همینه
ولی چیزی که راجبش وجود داره ...اینه که
باید بهش به چشم یه چالش نگاه کنی
گرفتی چیشد؟
...مثلا، این همون
این همون چیزیه که تو باهاش ،ارزش خودتو به عنوان یه فیلمساز نشون میدی
به عنوان یه هنرمند، نه؟
سخته وقتی این حرفو میزنی خودتو متظاهر و پرمدعا جلوه ندی
ولی حقیقت همینه
من توی زندگیم حسرت و پشیمونی های زیادی دارم
ولی این یکی قرار نیس بره جزو اون حسرتا
میخوام سالها بعد با لذت و غرور زیاد به این قضیه اشاره کنم
Mehdisk | مترجم .:: @FoundFootageFan ::.
...دو ماه قبل
"بربنک، کالیفورنیا"
چه خبرا؟
سلام - سلام -
ای بابا، یه لحظه وایسا
عیب نداره، چطوری؟ - نگران نباش، نگران نباش -
سلام - من چِیس ام، چیس برَدنِر -
من خوشِل (روشل) دوپونت ام، خوشبختم - خوشل، خوشبختم، باعث افتخاره -
بفرمایین - ممنون -
،دیگه قضیه داره خیلی واقعی میشه ها !دوربینو ببین پسر
اینم از این
دوس دارین به خلوتگاه من سر بزنین؟
،اوه، ایول شما دوتا دوربین دارین
اینا خیلی قشنگن پسر
مدل این دوربینا چیه؟
امم، من چیس بردنرم، و قراره که کارگردان "پروژۀ پترسون" باشم
"چیس بردنر، نویسنده و کارگردان"
خب این اولین فیلمته؟
.امم، نه، آره اولین فیلم بلندمه
قبلا چندتا فیلم کوتاه هم ساختم
،دلتا براوو کارتر آلفا امگا صحبت میکنه، صدامو داری؟
"بازگشت به خانه"
...فیلمام توی فستیوالای خیلی مبتدی
"سواحل"
و جمع و جور نمایش داده شدن...
،مثل فستیوال فیلم ریِل کامبریا
"زندانیشده در کمدم"
،فستیوال فیلم سالتی ارث .یا فستیوال اکسپلودینگ گرل
"زبانبسته"
توی اون فستیوالا خوب ظاهر شدن
"ایپسیک"
،جذب مخاطب کردن ...و بنظرم
آدم باید چندتا فیلم کوتاه بسازه
تا بتونه صلاحیت ساخت اولین فیلم بلندش رو بدست بیاره
مثل همین کاری که ما داریم میکنیم
خب، فرانک بهم گفتش که شما چندتا از این کارا انجام دادین
امم، جریان این کار چیه؟
امم... این سومین بخش از یه مجموعه ی پنج قسمتیه
که از طرف موزه ی دورانژ سفارش داده شده
باید بگم ما نزدیک به ده ساله که تولیدات مستقل رو دنبال میکنیم
!اوه ایول، خیلی خوبه
فرانک، میشه لطفا اسمت و نقشت توی پروژه رو برامون بگی؟
بسیارخب
،سلام، من فرانک آیکلبری هستم ...و من
ببخشید، من نقشم چیه؟
نقش من چیه؟
"میچل چانگ، تهیهکننده وابسته"
...امم
،من درواقع تهیهکنندهم تهیهکننده ی اجرایی
...تهیهکننده ی - ...یا هرچی -
اجرایی" یه کم قلمبه سلمبهس"
مثلا شریک، آره - آره -
میخوام خلاق بنظر برسم
چون من هزینه ی کار و ایده و اینا رو ...اوکی کردم، خلاصه، آره
ناظر پولی - ناظر پولی -
ناظر پولی خلاق - ناظر پولی خلاق -
.از این خوشم اومد سلام، من فرانک آیکلبری هستم
من مدیر ارشد مالی خلاق پروژه هستم
"فرانک آیکلبری، مدیر ارشد مالی خلاق"
ادامه بدم؟ - آره -
چطور با چیس آشنا شدی؟ - ...من با -
چیس اینجا تمام تبلیغات فروشگاه منو انجام میده
من مبلمان دست دوم رو بازسازی میکنم
اون مثلا میومد داخل مغازه و ...یه دوربین دستی هم داشتیم، و
چندتا ست لباس خفن و باحال...
و من یه مقدار نسبت به انجامش شک داشتم
...ولی
بعدش اون ویدیو رو دیدم
،ینی، با خودم گفتم وای خدا ...این
...دارم با یه
مثلا، با یه کوئنتن تارانتینی کار میکنم
،اون بینش خاصی داره ینی، یه دیدگاه و بینش درست حسابی
،عه، سلام، صبح بخیر !لطفا فاصلهتونو حفظ کنین
میدونم یه کم عجیب بنظر میرسه
ولی حفظ فاصله برای ایمنی خودتونه
،من یه سری ظروف زیبای آشپزخونه دارم ...و اومدم که
و اگه اجازه بدید پنج دقیقه از وقتتونو بگیرم
،بچه هامون الان خوابن
واسه همین فکر نمیکنم الان وقت مناسبی باشه
قول میدم خیلی ساکت باشم
من میچل چانگ هستم
من تهیهکنندۀ وابسته ی "پروژه پترسون" هستم
راستش خوشم نمیاد که از عبارت تهیهکننده وابسته" استفاده کنم"
چون، یه جورایی انگار جایگاه منو بهتر و بالاتر از بقیه قرار میده
که درواقع این کار گناهه
بنظرم بهترین عبارت ...برای توصیف نقشم توی پروژه
،همتیمی وابسته یا خدمتگزار وابسته باشه
من تا امروز چندتا کار کوتاه باهاش همکاری داشتم
و تا حالا ندیدم کسی با این شور و شوق راجب این کار صحبت کنه
...جوریه که انگار ،بلانسبت دین و مقدسات
انگار که من مسیح خودمو پیدا کردم
اونم اینجا توی لسآنجلس
میشه یه قاب ازش بگیری؟
این همون چاقوی فیلم "شوالیه تاریکی" ئه
یکی از چاقوهای جوکره
!کاملا اصله، پسر
،ینی این دقیقا مثل یه مثلا، کلکسیون شخصی منه
"«چکش فیلم «درایو"
ینی، من اینا رو در طول زمانی که توی لس آنجلس بودم جمع کردم
"«کیسه پلاستیکی فیلم «آمریکن بیوتی"
،و همچنین توی براون دییر و میلواکی که درواقع شهر خودمه
"«اشیاء پرتشده توسط بولزآی در «دردویل"
چرا این ژانرو برای ساخت اولین فیلمت انتخاب کردی؟
چرا این ژانر؟ - اوهوم -
میتونم به این سوال پاسخ بدم
ولی وقتی میتونم نشونش بدم چرا فقط بهش پاسخ بدم؟
صفحه کاملا تاریک بشه
در زمستان 2010، سه دانشجو بطور مرموزی" "در جنگل ملی سیکس ریورز ناپدید شدند
نام منتشرکننده) مایل است از اداره پلیس بلافکریک)" "به سبب انتشار این فوتیج صمیمانه تشکر کند
"هشدار"
،تصاویری که در ادامه خواهید دید" "کاملا واقعی و دلخراش هستند
خلاصه من ایده ی ساخت یه فیلم ترسناک فوند فوتیج رو داشتم
و همچنین، قضیه ی "پاگنده" همیشه منو مجذوب خودش میکرد
بنظرم مردم دلشون میخواد باور کنن که همچین موجودی وجود داره
اونا میخوان باور کنن که شبا یه چیزی اون اطراف میچرخه
و من هم قطعا یکی از اون آدمام
و دلم میخواد مردم به همچین سوژه ای اهمیت بدن
راستش فیلمای زیادی راجب پاگنده ها ساخته نمیشه
،ما همگی فیلمنامه رو خوندیم و فرانک، میدونم که
"اولین جلسه پیشتولید پروژۀ پترسون"
،تو واسه دیدن ویدیوت مشکل داشتی
ولی خوشحالم که میچل تونست یه کپی ازش واست بگیره
دلم میخواد یه چیزی رو رک و پوست کنده بهتون بگم
این فیلم راجب "پاگنده" نیست، حله؟
راجب یه سری موجود ماقبل تاریخی نیست
که ممکنه وجود داشته باشن یا نه
راجب یه گروهی از موجودات ماقبل تاریخیه
که دوس دارن خودشون رو انسان" معرفی کنن"
تو پاگنده ای
پاگنده - آها -
پاگنده - ایول -
ما همگی پاگنده ایم
و بخاطر همینه که هرگز پیداشون نمیکنیم
خیلی خوب بود - عالیه -
"ناتالی سایرز، دستیار اول کارگردان"
امم، آره، عالیه
،بنظرم با اون توضیح میتونیم... جلسه رو شروع کنیم
حله، بریم تو کارش - بزن بریم، بریم تو کارش -
همه چیو متوجه شدی، تاد؟
،هی هی بچه ها حالتون چطوره؟
آره، نمیدونم، شنیدی چیشد؟ !ما همه پاگنده ایم
واو، واو، به به، به به
فرانک، میتونیم با تاد ویدیوکال کنیم؟
تاد، میخوای ویدیوکال بگیریم؟
امم، راستش، شرمنده بچه ها
من الان تو جادهم
دارم میرم پیش دکتر
چشمش گلمژه زده و داره میره به خودش رسیدگی کنه
...درواقع یه موضوع اساسیه
حله، همون تلفنی هم اوکیه
اوکی، عالیه عالیه عالیه
،نکته آخر اینکه من فیلمنامه رو خوندم
"تاد پاتریک اُتول، مشاور تولید"
و بنظرم میتونم !این دهن سرویسو بفروشم و بترکونیم
بوم - بوم -
تاد رفیق بترکونِ منه - آره عشقم -
،بوم بوم بدون اون نمیتونم کاری کنم
اولین چیز، لوکیشنه
...تو اونروز گفتی - اونجا عالیه، کاملا دراختیار خودمونه -
پس دکورش قابل تغییره، آره؟ - آره، کاملا قابل تغییره -
حله
کاملا قابل تغییره، مشکلی نیس
مطمئنی؟ - اوهوم -
،من ناتالی ام دستیار اول کارگردان
و همچنین دوس دختر چیس
اون آدم خیالپردازیه و من خیلی هیجانزدهم
...من عاشق
،راستش، اون خیلی بااعتماد به نفسه ...و من عاشق این
عاشق اینم که اینقدر به خودش اعتماد داره
و، راستش، از اون آدماییه که ،توی پروژه سریع عمل میکنه
،و راستش، توی رابطهمون هم همینطوره ...و اینکه
اوه
،ببخشید ببخشید نمیخواستم مزاحم بشم
،نه، این چه حرفیه مهم نیس
...فقط خواستم چندتا فنجون بردارم
آره، حتما
،امم... بودجه باید بودجه رو افزایش بدیم
تامین مسائل مالی - مسائل مالی -
فرانک، آخرین باری که باهم حرف زدیم
به این اشاره کردی که نصفه بودجه تامین شده
نصف بودجه تامینه
به لطف شما - به لطف من -
ده هزار دلار آخری که بناممه
فرانک، خدا حفظت کنه - ...نه، چیز قابل داری نیس -
No comments yet. Be the first to leave one.