The first 200 lines.
حسين گنجي کيارش عباسي بهزاد ناصرفلاح
خانم ها
"باکارات"
ظريف و زيبا
"تيومير"
قطع کن
"بردلي فاين"
باعث افتخاره بيشتر باعث افتخار منه
بيشتر باعث افتخار منه
بگو بمب کجاست؟
ده ثانيه وقت داري و گرنه کلکت رو ميکنم
جالب شد ،ميدوني
،وقتي که من و افرادم قايمش کرديم
مطمئن شدم که همه ي شواهد و مدارک رو پاک شه
و بعدش خود پاک کننده ها رو، پاک کردم
که يعني
من تنها کسي هستم که ميدونه
که اون وسيله کوچک بسيار خطرناک و
بمب اتمي قابل حمل، کجاست
پس
ميتونم بگم که من بيشتر از 10 ثانيه، وقت دارم
بسيار خب تو اين مورد به نظر من تو بهتره
اوه بخشکي شانس
!يا خدا چرا اين کار رو کردي؟
از قصد اين کار رو نکردم
انگار يه تُن گرده اينجاست
!اوه خدايا ببين با کي اومديم سيزده بدر
قرصاتو خوردي؟
تو هواپيما جاش گذاشتم بهت امروز صبح گفتم که
بهت امروز صبح گفتم که
تو همه ي پيراهن هات، قرص اضافي گذاشتم
جدي؟
بسيار عالي لعنتي
ممنون - نه ميدوني چيه -
اين تقصير منه چونکه من يه کم پيش، شنيدم ،داري فين فين مي کني
و خيلي اين موضوع رو جدي نگرفتم پس اين
به اين معنيه که خون اين يارو گردن منه ،جدي ميگم، بسيار خب
ميدوني چيه؟ سه نفر دارن ميان داخل
از در پشتي برو بيرون حرکت کن
کسي اينجاست؟
آره، يکي داره از اون گوشه مياد
سه تا مهمونات
همين الان دارن از درِ پشت سرت ميان سمتت
ساعت 6 رو بپا
!ياتزي
!اوه، زينگر
بايد بيشتر گلوله مياوردم
فکر مي کردم که اونا افزدوني هايي هستند
که رو کيک ميريزند و ،ميتونم يه کميشو بچشم
ولي مزش
قابل گفتن نبود
مثل سُسِ موشه
،دوستان ميشه يه کم آروم تر؟
ببينيد متاسفانه دوباره اين حشرات موذي تو سقف هستند
و خوش ندارم بگم ولي
اونا رو کُل کيکت ريدن
بايد برم سمت چپ؟ - نه -
بسيار خب ازت ميخوام که بري سمت راست و بعدش بري داخل تونل
،يه نفر داره از سمت راست بهت نزديک ميشه
و يه لشکر باهاش هستند
اينه دختر خودم
اوه، نمي دونستم
!پشتت رو بپا
اوه نزديک بودا فاين
کدوم يکي از اونا بهترينشونه؟ - تويي -
اوه خدا
حرکت خوبي بود، فاين
خيلي بدن رو فرمي داري
متوجه شدي؟ - فقط يه کم از ناحيه باسن -
ضعيفي. منظورم اينه که، کلا از ديد ورزشکاري
دارم ميگم نميدونم
به نظرم اصلا دست و پاچلفتي به نظر نمياي
مستقيم برم؟ - نه -
از پلهها برو بالا
سرِ پيچ يه دوست کوچولو
رو ميبيني
ممنون به خاطر کمکت
بسيار خب، تا بالا ديگه خبري نيست
بجنب
!يا خدا !موش پروازي
!بيخيال، بچه ها
بسيار خب، فاين به در رسيدي، وايسا
يه نگهبان داره نزديک ميشه بهت ميگم کِي
صبر کن، فاين سه
دو، يک !حالا
اوه، عزيزم فراموش کردم در بزنم؟
!اونا رومو پوشوندند !نميتونم چيزي ببينم
منظورت چيه نميتوني ببيني؟
مشکلي نيست ماشين هاي شاسي بلند اومدند
!برگرد اسکله - !اسکله -
!فکر معرکه ايه
فاين، چند تار قايق اون ته هست
اوه، سوئيچش نيست، کوپ
صفحه کنترل کنندش اون پايين سمت چپ زير فرمونه
تو ميتوني سيم هاشو لخت کني و بزني بهم
نميتونم به سيم ها برسم
پس همونجا پايين دراز بکش و گوش هاتو بگير
بعد اونوقت چطور صداي زيباي تو رو بشونم؟
ايقد نميخواد شيرين زبوني کني و فقط دراز بکش
:روي اين مشخصات قفل کنيد 43.16547,
27.94654
آتش !حالا
نزديک بود
کارت تميز بود، کوپ
ميتونم ببوسمت
خب من با دهاني باز پيشنهادتو مي پذيرم
به محض اينکه اومدم، شام مهمون مني
کارت عالي بود، کوپ اوه، هِي
ميشه، لباس هاي منو از خشک شويي برام بياري؟
ماشينمو هم بيار
اوه، حتماً مشکلي نيست
اوه، و مجبورم باغبونمو اخراج کنم
اون مُدام با
ماشين چمن زني رو آبپاش رد ميشه
ميشه بهش بگي بره؟
آره اوه، آره
حتماًّ، شوخي ميکني من عاشق اين کارم
تو بهتريني
بعداً ميبينمت، رفيق - خدايا -
جيمي" بيچاره"
موضوع اينه که
آه
اوه
اينا اينا بچه هاتن؟
عکس بچه هات هستند؟ - آره، من بچه دارم -
بايد اين چشم ها رو
بپوشوني
دقيقاً زُل زدن به من
خواهش مي کنم منو اخراج نکن
نه منظورم اينه که من هيچ وقت
اين موضوع بيشتر راجع به يه بازرسي هستش
اوه
جيمي
بله
مستقيم به سمت ماشين چمن زني
تو يه قاتلي، سوزان
اوه
!به نظر خوشمزه ميان
نميخوام بهونه گير باشم ولي اينا خيلي سفتن
،کوپ داري يه حوله دستي رو ميخوري
فقط داشتم سقف دهنمو تميز مي کردم
جِسي، مجبور بودي منو به همچين جاي مزخرفي بياري؟
بيخيال، اِي بخيل
!رستوران "بِرگر کينگ" ميز خالي نداشت
ها
ببخشيد دارم با جالاگر شام ميخورم
ميوهات رو بپا
مسخره. زمان بنديت حرف نداره
به مسخرگي تو که نيستم کوپر قهرمان
به يه ماموريت موفق ديگه
سلامتي تيم
سلامتي تيم
هي داشتم فکر ميکردم
خب
من بدون تو نميتونم کارمو انجام بدم
و داشتم به اين فکر مي کردم
که يه کار خاص برات انجام بدم
به همين دليل
خداي من، فاين
اوه، اين که
!يه کيک فنجوني محشره
!تو عاشق کيکي
...من زيادم طرفدار کيک نيستم خب
من کيک ميپزم.حالا ربطشو ميفهمم
حالا ميتوني کيک بندازي گردنت
از کجا ميدونستي که به جواهرات سنتي اهميتي نميدم؟
نميتونم ازش چشم بردارم
و اون هم نميتوني از من چشم برداره
تصور کن چقدر ناجور ميشد اگه من
يه حلقه جنس الماس يا يه چيزي تو اين مايه ها مي گرفتم
!آره، ديگه جنس الماسش نه نه
:اون وقت مجبور بودم اينجور بگم ،من تمايل ندارم باهات ازدواج کنم
،نميخوام با اون بدن سکسيت
کِرِم "نيوا" به پشتم بزني و براي بقيه عمرم ماساژم بدي
،سه تا بچه اين ور و اون ور بپرن ،ميدوني که
کارِن"، "تامي" و "بيلي" و "
تو هم بهشون ميگي !فضولي نکنيد
و همشون يه مشت چونه قشنگ و
...و چشمهاي آبي و دهن پر دارند. منظورم اينه که
نه، ممنون
من يه کم... ميدوني
اينکه بهم زيورآلات بدن که واقعاً ميتونم بندازم گردنم
نميخواي بندازيش گردنت؟
چرا ميخواستم بذارم براي روز مبادا، در واقع
بندازش گردنت
نگاش کن، واو اين
ضامن تنظيمشه
يعني تو اين همه زيورآلات تو اينو ديدي فقط؟
خيلي بهت مياد - واقعا؟ -
واو، عاليه
يکي حسوديش ميشه
ولي از حق نگذريم من بدون تو نميتونستم کارمو انجام بدم
بدون اينکه تو، توي گوشم باشي
من هيچ وقت نميتونم کاري که تو کردي، رو انجام بدم
ميتوني تصور کني که من يه جاسوس باشم؟
خداي من
اونم تو بخش عملياتي - آره والا -
اونم مسلح - چي؟ -
سلام تروريستها، اوه خدايا
اوه به خودم شليک کردم
No comments yet. Be the first to leave one.