The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
مالي ماه و کتاب افسانه اي هيپنوتيزم
اينجا يتيم خانه هاردويک است
من تمام زندگيم را در اينجا زندگي کردم
اون ادناي بداخلاق آشپزه
اون خانم ترينکلبوري جذابه
اون معلم کوچيکترهاست و توي روستا زندگي ميکنه
و نوکر
آخ، يادم رفت
خانم آدرستون اونو اخراج کرد
او يتيم خانه را اداره ميکنه
اون وحشتناکه
ما با قوانين آدرستون زندگي مي کنيم
بدون آواز خواندن، هيچ شيريني، هيچ تلويزيون
و هيچ چيز سرگرم کننده اي
اين منم
خوب در واقع نه اين من نيستم
خانم آدرستون حتي دوست نداره ما مطالعه کنيم
به همين دليل من در اتاق رختشويي پنهان ميشم
اين منم مالي ماه
بيا مالي
و اين دوستم راکيه
جشن نيمه شب
هيس هيس پتولاي احمق مامان برگشت
سس ساندويچ
اما نه با صداي بلند
آدرستون ميشنوه سس کچاپ
من سس کچاپ دوست دارم
اينجا چه خبره؟
بعد از ساعت خاموشي شب بيرون تختهاتون بوديد؟
سرقت از آشپزخانه؟
دخترها توي خوابگاه پسرها؟
....شما ميدونيد که اين کار چقدر ميتونه بد
تقصير من بود خانم آدرستون
اين فکر من بود
مالي ماه
سيب بد فاسده
ميتونستم حدس بزنم
وظيفه تميز کردن توالت تمام هفته
و براي تمامي شما ساعت خاموشي 6 بعدازظهر خواهد بود
و سوپ ماهي سه بار در روز
اين خيلي منزجر کننده است
يک کره چشم در غذاي منه
اون به من زل زده اوه
يالا روبي اينکه بد نيست
بوش وحشتناکه اوه
من اصلا ماهي دوست ندارم
حتما بايد اينو بخوريم خانم ترينکلبوري؟
من ميخوام استفراغ کنم
متشکريم بخاطر باتلاق چشمها
تمام اين هفته ما در ساعت خاموشي و استفراغ سوپي هستيم
آره باتلاق چشم
به غذاي من بي ادبي نکن
من يک تيکه خوشگل از ماهي خال خالي توش گذاشتم
يکي از شما بايد پيداش کنه
من نميتونم اين کارو بکنم
واقعا ميخواي اونو بخوري؟
مالي ، اون چيه؟
مسابقه استعداد
تو بايد واردش بشي
تو واقعا درخشاني
هيچ شانسي برات وجود نداره پسر بازنده
اون پول ماست
هيچکس نميتونه بره خفه درب جلو
جلوي من زانو ميزنيد
کافيه ، بخصوص تو
من ميخوام يک خريد شيريني داشته باشم
کوچکترها وقت خواب نيمروزه
يالا بياييد بريم ميشه منم ببينمش؟
باي جينکس باي باي مالي
خداحافظ سوپ ماهي خداحافظ جينکس
باي روبي باي
دوست پسرت نميتونه وارد مسابقه بشه اون ترسيده
اون دوست پسرم نيست اون فقط دوستمه
و اون تنها کسيه که ميتوني داشته باشي
جاي تعجب نيست که پدر و مادرت تو رو اينجا انداختند
هيچکس منو اينجا ننداخته
آره درسته نپذيرفتنــت
من نپذيرفته نيستم کي اينو بهت گفته؟
همه اينو ميدونند
بهتره قبل از اينکه دهنتو ببندم خودت دهنتو ببندي
سکوت
اينجا چه خبره؟
مالي
و اين چيه؟
مسابقه استعداد؟
چطور جرات کردي چنين چيز بي معني را اينجا بياوري
و باعث اين آشوب بشي؟
کاملا مشخصه که تنبيهت کافي نيست ، ماه
ظرفشويي تمام هفته
و حتي فکرشم نکن که ميتوني از زيرش در بري
چون من ميام پايين و مثل يک تن آجر روت خراب ميشم
مالي به اندازه کافي کف صابون جمع شده
اجازه بده کمکت کنم
متشکرم ، ولي خودم ميتونم اين کارو انجام بدم
خانم ماه
بگذار اينو روي صورت خوشحالت
ديدي؟
تو خنديدي
ميدوني که بالاخره بيرون اينجا مي خوابم
اين درسته
قلدرها فقط يک مشت زباله اند
توي فضا
ميدوني تو واقعا بايد توي اون مسابقه استعدادها شرکت کني
من..من نميتونم جلوي جمع آواز بخونم
آشغال
هميشه براي خودم ميخوني که
اين فرق داره
جلوي غريبه ها
مثل ژله وا ميرم
نميتونم اين کارو بکنم
من اين کارو باتو انجامش ميدم
تو؟
هيچکدوم از شما هيچ جا نميره
تنها راهي که ميتونيد اينجارو ترک کنيد
اينه که من اجازه بدم و منم چنين خيالي ندارم
هيچ آدم عاقلي منتظر شما نيست
حالا شستشوتونو تموم کنيد
شب بخير
شب بخير مالي
جريان چيه
آنها گفتند من انداخته شدم و کسي منو نمي خواسته
هيچکس منو نميخواد
اوه مالي به حرفشون گوش نکن
بيا اينجا
پدر مادرت تورو خيلي دوست داشتند
ولي اونها درگذشتند
اونها منو دور ننداختند
تو براي اونها خيلي ويژه بودي
و هنوز براي تمامي ما همينطوري
اما حالا نياز به خواب داري
تو فردا يک اجراي مهم داري
زودباش
فقط به خودت ايمان داشته باش مالي
با من اجرا کن مالي
کسي منو بيرون ننداخته
يالا مالي
آخه چرا سعي نمي کني؟
دوباره شروع نکن راکي
از اينجا متنفرم
تمرينو فراموش نکن ساعت 4
به خودم ايمان دارم
به خودم ايمان دارم
هيچکس مثل من نيست
اگر آنها فقط ميتوانند خودشان را ببينند
من خيلي دوردست را خواهم ديد
به خودم ايمان دارم
به خودم ايمان دارم
اگر چشم آنها به قفسه است
اگر آنها فقط ميتوانند خودشان را ببينند
من خيلي دوردست را خواهم ديد
از جايي که تو هستي
اينها همش بخاطر تويه داوينا نوتل
اي کاش من جاي تو بودم
اونها بايد پانزدهم بر مي گشتند
ازش لذت ببريد خيلي ممنونم
خيلي زود ميبينمتون
سلام مالي
اون سرجاشه
مرسي خانم
تو کجايي مالي؟
يک هنر باستاني توضيح داده شده
دکتر حسن لوگان، 1908
من اينو خيلي خوب ميشناسم
ولي همانطور که گفتم قادر به مکان يابيش نيستيم
گوش کن من اون کتابو رزرو کردم
....من فقط ميتونم من اين همه راهو از لندن اومدم
پروفسور خواهش ميکنم
من مدت خيلي زيادي
به دنبال اين کتاب بودم
ازتون خواهش ميکنم که صداتونو پايين بياريد
تنها کپي باقيمانده از اون کتاب در اين کتابخانه است
پيداش کنيد
مگه اين شغل شما نيست؟
پروفسور خواهش ميکنم
شما ديگه چه جور کتابدار بي کفايتي هستيد؟
باشه خودم پيداش ميکنم
حرف ه
آها اينجاست همسترها
آرايش مو. هيپي
هيپنوتيزم. برو که رفتيم
"تاريخچه هيپنوتيزم"
"نکات مفيد در هيپنوتيزم"
يکي اونو قرض گرفته
و مطمئنا به طرز صحيح رزرو نشده
هيچکس اونو امانت نگرفته پروفسور
من فکر ميکنم گم شده باشه
نميدونم به شما چي بگم
شما در حال حرکت به سوي سفري باورنکردني هستيد
يا در هفته آينده من همين الان بهش نياز دارم
پروفسور من از اين ميترسم که گم شده باشه
من پيشنهاد ميکنم پيداش کنيد
در غير اينصورت ،بريلسويل بايد به دنبال يک کتابدار جديد بگرده
شايد خيلي شتابزده جواب دادم پروفسور اجازه بديد دوباره بگردم
همينه همين کتابه
هي صبرکيند
تو برگرد
اين چه جور لباسيه
توبايد اونو تو تشييع جنازه بپوشي
No comments yet. Be the first to leave one.