The first 200 lines.
اسمت چیه پسرم؟
اسمم دَریله
اینطرفا چیکار میکنی؟ هوم؟
نمیدونم
خطا! خطا
خطا! نه، نبود
خطا بود! نه، نبود
تو دیدی
دیدی، مگه نه؟
خطا بود، مگه نه؟
ببخشید؟
خطا بود؟
من
متأسفم
عجیبه
خیلی عجیبه
هنوزم میگم خطا بود
آره! نه، نبود
بله! بله! نه
خطا بود پسر
خوبه. میتونی حروف روی اون تابلو رو بخونی؟
ای، اف، پی
تی، او، زد
ال، پی، ای، دی
پی، ای، سی، اف، دی
اف، ای، ال
ای، دی، اف
سی، زد، پی
سلام عزیزم. سلام
دریل، ایشون اِلینه
سلام. سلام
عزیزم، فردا
صبح جلسهی دادگاه «تارنوف» رو داریم
میخوای یادداشتها رو بیارم خونه؟
آره، عالیه
از دیدنت خوشبختم، دریل
من هم همینطور
فعلاً خداحافظ. خداحافظ
بیا بریم
سلام آقای فاکس. سلام رونی
خب
همونجا بشین
خب، دریل، یه چیزی رو مطمئن باش
اینکه یه جایی، یه نفر داره دنبالت میگرده
و خب، بالاخره یه خبری ازشون میرسه
تا اون موقع، سعی میکنیم تا جایی که
میتونیم، کاری کنیم بهت خوش بگذره
هاوی
یه لحظه ببخشید، دریل
از نظر جسمی، کاملاً سالمه
اما دچار فراموشی شدیدی شده
پدر و مادر، خونه یا هیچکدوم از اینا رو یادش نمیاد
احتمالاً جنبهی روانی داره
تا اینکه یه نقص حافظهی ناشی از بیماری باشه
هرچند خوب باهاش کنار اومده
پس قطعاً میتونی کار رو پیش ببری
خوبه. ممنون جو
خب
دریل، تو فقط یه شب یا دو شب اینجا میمونی
بعدش یه خانواده پیدا میکنیم که ازت مراقبت کنن تا
خانوادهی خودت بیان و ببرنت خونه، باشه؟
ممنونم. باشه
خیلی به من لطف دارید که
اینطوری نگران آسایش من هستید
آره، خب
وظیفهی ما اینجاست. هوم
آره، اینجا کارمون تموم شده
خب، یه دور دیگه این سرش رو میپیچم
خیلی خب، حالا ببرش
خب، داره به جاهای خوبش میرسه
هی
ممنون وس. درسته
آره، خب
میدونی، بعضی از ما بدبختبیچارهها باید برای زندگی سگدو بزنیم
نه مثل بعضیها که من میشناسم
خب، تعطیلات چطور بود؟
فوقالعاده. عالی
گوش کن اندی
یه چیزی هست که میخوام باهات دربارهش حرف بزنم
خب، دقیقاً اونجوری که امیدوار بودیم نشد، اما
یه دقیقه وقت داری؟
نه، این دیِزه. انگشتهات هم اینجوری
باشه؟
خب، ملانی
فکر کنم برای امروز کافی باشه
یادت نره گامها رو تمرین کنی، باشه؟
چشم، خانم ریچاردسون
آخه کلی تکالیف مدرسه داشتم
البته که داشتی، البته
ولی ای بابا، یعنی موتزارت هم هیچوقت از تکالیفش نالیده؟
برو، به مامانت بگو کارت عالیه
ممنون، خانم ریچاردسون
خواهش میکنم
خداحافظ، آقای ریچاردسون
خداحافظ ملانی. خداحافظ
خداحافظ
سلام. سلام
ممم. این آخریش بود؟
چطور؟ میخوای شیطونی کنیم؟
امروز هاوی اومده بود سرِ ساختمون
و یه بچه تو مرکز دارن
یه پسره، ۹ یا ۱۰ سالشه
و دنبال یه خانوادهی موقت میگردن
تا وقتی که بتونن پدر و مادرش رو پیدا کنن
هاوی پرسید که ما کمک میکنیم یا نه. خب
مگه ما برای همین اسمنویسی نکردیم؟
آره، فقط میخواستم مطمئن بشی
بچه یه کم حافظهش رو از دست داده
خب
منظورم اینه که هیچوقت اجازه نمیدن بچهای رو به فرزندی قبول کنیم
اگه اول سرپرستیِ موقتِ یکی رو قبول نکنیم
دریل، ما واقعاً خوشحالیم که پیش مایی
ممنونم، خانم ریچاردسون
جویس. اوه، جویس. میتونی جویس صدام کنی
و ایشونم اندیه
جویس. اندی
دریل، خیلی عالیه که اینجایی
خب، بیا بریم اینجا رو بهت نشون بدیم
هی، دریل
بگیرش
اوه، ببخشید
من خیلی خیلی خوشحالم
جویس، شاید اونقدرها پیشمون نمونه
میشه فعلاً در موردش حرف نزنیم؟
حتماً
سلام ترتل (لاکپشت). تعطیلات چطور بود؟
بد نبود
و یه چیزی پیدا کردم که حتی از تعطیلات هم جالبتر بود
چی بود؟
تماشای خشک شدن رنگ دیوار
خب
این بچهی معروفی که آوردین کجاست؟
بچهی معروف؟
بابام مدام میگه که چقدر بانمکه
فکر کنم از روی حسادته
با اینکه هی بهش گوشزد میکنم که
خودش یه پسرِ تمامعیار داره
یعنی خودِ بنده
دریل طبقه بالاست. میرم صداش کنم
دریل؟
دریل عزیزم، میتونی یه لحظه بیای پایین؟
اینجا یکی هست که میخوام باهاش آشنا بشی
هی
شنیدم یادش نمیاد اهل کجاست
خب، منظورم اینه که، نکنه اونجوریه...؟
نه، نیست
و این موضوعی نیست که بخوای باهاش دربارش حرف بزنی، باشه؟
اوه، باشه
بهم قول بده که حرفی از فراموشیش نمیزنی
قبوله؟ آه
به شرافت پیشاهنگی قسم
نمیفهمم. یادت هست چطور بخونی
اسمت و اینجور چیزا رو یادت هست
ولی خانواده و مدرسهت رو یادت نمیاد
یا اینکه برادر یا خواهر داری یا نه
اصلاً منطقی نیست
خب، دکتر گفت شاید
حافظهم یهو برگرده
ولی خب، هیچکس واقعاً نمیدونه
بهتره برگردیم
میخوای بیای خونهی ما؟
اگه باهاش خیلی مهربون باشیم
شاید «هوکی» بذاره با کامپیوتر جدید بازی کنیم
باشه. هوکی کیه؟
خواهرم، شری لی
هوکی؟
«زن خیابونیِ ناشی». آخه هر شب با یکی میره بیرون
خودم این اسم رو روش گذاشتم. خیلی حرصش رو درمیاره
«زن خیابونی» یعنی چی؟
جویی خوب دوید؟
حال و هوایی عوض کرد، نه؟
امروز حتماً ده مایلی دویده، خانم کنت
سهشنبه همین موقع، یادت نره
جویی وقتی میفهمه
روزیه که تو باید باهاش تمرین کنی، کلی ذوق میکنه، ترتل
خیلی خب، ممنون
خب، چطوره که اسمت یادت مونده
ولی بقیه چیزا رو یادت نمیاد؟
داری حوصلهمون رو سر میبری
تو اومدی تو اتاق من و رفتی سراغ کامپیوترم
تو اتاق خودم، حوصلهی هر کی رو بخوام سر میبرم
فراموشی انتخابی پیش میاد
یعنی همیشه بخشی از حافظه باقی میمونه
مثلاً، من حرف زدن رو فراموش نکردم
باختی احمق
۴۵,۱۰۰ امتیاز، هوکی. ببینم بالاترین امتیازت چنده
باشه
۴۵,۱۰۰، ترتل
منم میتونم امتحان کنم؟
باید بهت یاد بدم چطوری بازی کنی
هی کوتوله، بذار امتحان کنه
جویس میگه اون خیلی باهوشه
بذار ببینیم میتونه ثابت کنه
فکر کنم فهمیدم
اوه، خدای من
۷۹,۹۵۰
بازیِ سرگرمکنندهایه
بد نیست
دریل ریچاردسون
قسم میخوری قبلاً این رو بازی نکردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.