The first 200 lines.
نمیتونم چشم بردارم
صدف چی؟
خب، اونا که شفاف نیستن
به هم دست زدیم، خیلی شیرین بود
عمدی نبود!
عمداً بود، درسته؟
قسم میخورم، اتفاقی بود!
تو هم بهم دست زدی
خانم سوباتا...؟
آهای؟
خوش نمیگذره؟
نه، خوش میگذره. غذا هم خوبه
پس چه جور حرکتی...
دلتو میلرزونه، خانم سوباتا؟
سوال خوبیه
تو هم خیلی ناقلایی، ها
آره، یه شکارچی تمام عیار!
من دارم از خانم سوباتا میپرسم
خوشم اومد چطور به صورتش خیره شدی
من این کارو کردم؟
آره، کردی! مگه نه؟
جدی میگی؟ هی، تو عینکی!
از اون خوشم اومد
ها؟
دلت قنج نمیره؟
آره. آره!
جدی میگی؟ تو هم سودو رو دوست داری؟
من در واقع از شما خوشم میاد، آقای کاشیمورا
جدی میگی؟
چرا باید منو رد کنن؟
ببخشید رفیق. خفه شو
آروم باش
من میرم دستشویی
خفه شو، بابا!
خب، تیپ شما چیه، خانم سوباتا؟
تیپ من...؟
تو خیلی مرموزی، ها
من مرموزم؟
تو قرار ملاقاتها چیکار میکنی؟
قرار ملاقاتها...
ببین...
میخوای با هم بریم یه چیزی ببینیم؟
حتماً، همه با هم بریم. کینوکو هم
نه، منظورم اینه که...
فقط خودمون
چرا؟
آخه میدونی...
فکر کنم واقعاً ازت خوشم میاد
بفرمایید جیوزای شما
تخممرغش جدا شده، برای همین مهمون ما
ممنون
بس کن، بابا!
چی رو بس کنم؟
تو دیوونهای
من فقط دارم واقعیتو میگم
واقعیت؟ آره بابا.
به هیچ وجه!
فقط صبر کن
تمومش کن، نمیخوام بشنوم
من اومدم خونه
سلام عزیزم. تو دیوونهای، مامانبزرگ
زندگی همینه دیگه
دیگه حسابی رد داده
من فقط دارم میگم ممکنه
امکان نداره. هرگز
چی؟
اینکه کنتو ممکنه بهم خیانت کنه. من باردارم
که دقیقاً به همین دلیله که...
مامان!
اونقدر مرد نیست که خیانت کنه
الان تو دفتر مرکزیه. داره سریع پیشرفت میکنه
پس احتمالاً همینه
میزنمت
منم میزنمت
وقتی من باردار بودم، پدربزرگت...
آره بابا، بیخیال. این اتفاق نمیافته
اتفاق میافته. زندگی همینه
منم هرگز فکر نمیکردم سه بار طلاق بگیرم
بچه صداتو میشنوه، ساکت شو
پیرزنها که ساکت نمیشن. ما پیرزنا همینیم دیگه
من میرم خونه
آره؟ مراقب باش
خداحافظ
چرا اینقدر دیر کردی، کاسومی؟
امروز رفت یه دورهمی
چی، واقعاً؟
نمیدونستم
خب، این خودش یه اتفاقیه
چطور بود؟
کسی از سر کار بود؟ پسرای خوب بودن؟
حتماً، کلی پسرای بلند قد، خوشگل، میلیاردر
کاسومی!
چی خوردی؟ پاستا
نوشیدنی چی؟ شراب
حمامت چی؟ بعداً
چی؟
همه چیزو درباره مهمونی آشنایی تعریف کن
نشین
تازگیا کمرم درد میکنه
فقط یه شام با یه دوست بود
مواظب اون دوستت باش. دیگه ۳۰ سالت شده.
بازم حرف ازدواجه؟
اگه نمیخوای حرف بزنی، باشه.
انگار حال بابا بهتر شده.
الان داره میره بیرون، آره؟
حتی آشپزی هم میکنه.
خب، بریم.
آه، برو یه کمی لباسهای شادتر بخر.
باشه، باشه.
برو حموم.
باشه. شب بخیر.
بخواب، باشه؟
بله. بله، حتماً.
حتماً بهشون اطلاع میدم.
ممنون از تماستون.
باز هم، سوباتا هستم. روز خوبی داشته باشید.
کاشیمورا رو یادته؟
همون که خوشتیپتر بود.
آره، دوسش داشتی، مگه نه؟
من؟
آره، مگه دوسش نداشتی؟
بیخیال بابا، اَه.
وای، ببخشید.
به خدا افتضاح بود.
بدترین؟
هفت برابر.
به بدترین پسری که میتونی تصور کنی، فکر کن.
فهمیدی؟
حالا اونو در هفت ضرب کن.
جدی؟ وای.
کلاً ازش زده شدم.
خیلی خوشحالم که دارمت. ممنون.
اشکالی نداره.
فکر میکنی باید فراموشش کنم؟
آره، فراموشش کن.
راستی، فردا وقت داری؟
چرا؟
شام.
ببخشید.
چی، مشغولی؟
واقعاً متاسفم، نمیتونم.
لازم نیست عذرخواهی کنی.
آیا اشتباهه که مادر تو روند همسریابی دخالت کنه؟
البته که نه.
این روزها، والدین باید از همسریابی فرزندانشون حمایت کنن.
خیلی از زوجهای خوشبخت امروزی، موفقیتشون رو مدیون تلاشهای پرشور والدینشون هستن.
خواهش میکنم کمکم کنید!
با کمال میل.
دخترم خیلی لجبازه.
اگه حتی حرف ازدواج رو پیش بکشم، با چشمغره نگام میکنه.
من که مادرشم!
میفهمم.
ممنون.
خب حالا، این...
اون روز رفت یه دورهمی آشنایی.
وای، چه عالی!
این طرح... ببینید.
بابا.
نزدیک بود نشناسمت.
یه مقاله خوندم که میگفت طناب زدن بهتر از قرصهای ضدافسردگی جواب میده.
خب.
کی میخوای مرکز تماس رو ول کنی؟
خب، باید خرج زندگیمو دربیارم دیگه.
آره.
نزدیک بود بگیرمش.
خبر فوری. بازیگر کازو هیرو اوچیدا اعلام کرد که ازدواج کرده.
این زوج خوشبخت همین الان یه عکس تو فضای مجازی منتشر کردن.
کجا بودی؟ ساحل.
بازم؟
همه شنها رو تکوندی؟
هی، برو کنار.
غذا میخوری؟
نه.
داری منو یه جایی میبری، مگه نه؟
آره، یه کم دیگه.
خوش آمدید.
سلام.
اینجا کجاست؟
مقصد ما.
داریم میریم خرید، درسته؟
بله، البته.
خانم سوباتا، خوش آمدید.
سلام.
ما کجاییم؟
فقط بیا.
لطفاً کفشهاتون رو اینجا بگذارید.
داری یه چیزی رو قایم میکنی.
برات یه جلسه خواستگاری ترتیب دادم.
یه جلسه خواستگاری؟
الاناس که برسه.
صبر کن ببینم، چی؟
درست شنیدی.
من دارم میرم.
نه، نمیتونی.
ولم کن!
یه روزی بالاخره باید ازدواج کنی.
تو گفتی مجبورم نمیکنی.
اون مال چند روز پیش بود.
دیوونهای.
خب پس، دوست پسر داری؟ نه.
No comments yet. Be the first to leave one.