The Studio

The Studio

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Studio 2025 S01E08 The Golden Globes 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-FLUX
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2025-05-07
Downloads: 129
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«استودیو»

‫«گلدن گلوب»

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫پس اگه ببری ازم تشکر می‌کنی؟

‫نه، ببین، من که خودم نامزد نشدم، ‫پس نمیرم روی صحنه

‫مدیران استودیو نمی‌تونن ‫به تنهایی نامزد بشن

‫فیلمی که من بهش چراغ سبز دادم نامزد شده

‫صبر کن، حق نداری سخنرانی کنی؟

‫- جایزه نمی‌بری؟ ‫- نه، نه

‫متی، به یه اتاق پر آدم گفتم که ‫تو قراره گلدن گلوب رو برنده بشی

‫خانواده لونتال از سایوست اومدن ‫تا مراسم رو باهام تماشا کنن

‫خب، به خانواده لونتال بگو اگه ‫فیلمی که زویی کراویتز کارگردانی کرده...

‫برنده بهترین فیلم موزیکال یا کمدی بشه، ‫همونطور که قراره بشه...

‫اون در سخنرانیش جلوی میلیونها نفر ‫ازم تشکر می‌کنه

‫همه می‌شنون که اون اسم منو میاره

‫متیو، اگه فیلم زویی ـه...

‫چرا بهم گفتی فیلم تو نامزد شده؟

‫نه، ببین، در اصل من فیلم رو ساختم. ‫بخشی از تیم فیلمسازیم

‫می‌دونی، بدون من ساخته نمی‌شد ‫ولی کل ماجرا اینه...

‫هیچکس نمی‌دونه من چه نقشی داشتم...

‫تا وقتی که زویی کراویتز در سخنرانی ‫پذیرش جایزه‌ش ازم تشکر کنه

‫خب، بهتره ازت تشکر کنه برای این ‫همه فداکاری که برای این کار کردی

‫- نه زن داری و نه بچه ‫- انتخاب خودمه، مامان

‫با بقیه‌شون نمیشه بری روی صحنه؟

‫نمیشه برای مادرت یه دستی تکون بدی؟

‫- باشه، باید برم. دوستت دارم. خداحافظ! ‫- خداحافظ، عزیزم!

‫هی، مت

‫- هی ‫- هی، مت

‫هی، چطوری؟

‫چارلی، از اینطرف لطفا

‫چارلی، خوش‌تیپ شدی

‫چارلی. چارلی دی‌آمیلیو، اینطرف. ‫به اینطرف نگاه کن

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫- ببخشید، تو تصویر منی ‫- لعنتی

‫سلام، بچه‌ها! اومدیم گلدن گلوب ‫و ببینین کی پشت سر منه. زویی کراویتز

‫- و اون خیلی... ‫- اینجا پیش زویی کراویتزم

‫- زویی، خیلی هیجان‌انگیزه! ‫- هی، چطور پیش میره؟

‫چه حسی داره برای بهترین ‫فیلم موزیکال یا کمدی نامزد شدی؟

‫واقعا خیلی خوشحالم که گلوب ‫به فیلم‌مون به اسم باز توجه کرده

‫و همزمان، یه ذره حس عجیبی داره...

‫که در رقابت با بقیه هنرمندها باشی، می‌دونی؟

‫آخه ممکنه هر کسی برنده بشه. ‫چون حس می‌کنم هر بار...

‫یکی توی این صنعت می‌تونه کاری بکنه ‫که براش اهمیت داره...

‫برد واقعی اتفاق می‌افته. پس...

‫قطعا برنده شدن همینه

‫چقدر از دیدنت خوشحالیم. اینجا در گلوب هستیم، ‫و تو از دیدن کی هیجان‌زده‌ای؟

‫- متی! ‫- پتی! هی!

‫- متی، بالاخره داره اتفاق می‌افته. ‫- می‌دونم. هیجان‌انگیز نیست؟

‫- خیلی باحاله. ‫- نه، یعنی میگم واقعا جدی شده

‫- می‌دونم، خیلی هیجان داره. آره ‫- همیشه عاشق گلدن گلوب بودم ولی...

‫می‌دونی، به خصوص وقتی مشروب می‌خوردم. ‫ولی به عنوان یه نامزد اینجا بودن...

‫- آره، آره ‫- یه چیز دیگه‌س

‫- تو برنده بشی، همه ما برنده میشیم، نه؟ ‫- آره

‫خب، آره، به جز اینکه به عنوان ‫یه تهیه‌کننده واقعا ممکنه برنده بشم

‫- آره، آره ‫- آره، می‌تونم برم روی صحنه...

‫یه مجسمه ببرم خونه و ‫در هالیوود فناناپذیر بشم

‫و میراثم تا ابد درخشان خواهد بود

‫آره، خیلی باحال میشه

‫این همه آدم از کجا اومدن؟ ‫هیچکدوم‌شونو نمی‌شناسم

‫اینفلوئنسر هستن. ‫بیشترشون حتی نمیان داخل

‫فقط روی فرش قرمز برای ‫تیک‌تاک فیلم می‌گیرن و میرن

‫یا خدا

‫چه بلایی داره سر این شهر میاد؟

‫یادمه فرش قرمز...

‫برای گلدن گلوب یه معنا ‫و مفهومی داشت

‫خب، آره، ولی اگه این ‫بچه‌های گوشی به دست رو نیاری...

‫تا بیشتر از 15 ثانیه روی ‫یه چیزی تمرکز کنن...

‫همه اینا میره توی زباله‌دان

‫- حیف میشه ‫- سلام!

‫اومدیم گلدن گلوب

‫اومدیم گلدن گلوب!

‫چه خبر؟ از دیدنت خوشحالم، پسر

‫- خوشگل شدی ‫- نگاش کن!

‫- سر میز 172 نشستم. شما کجایین؟ ‫- چهار

‫- چهار؟ ‫- آره

‫- چطور 168 میز باهات فاصله دارم؟ ‫- خدایا، من کنار آدم‌های تلویزیونی افتادم؟

‫- آره. شرمنده ‫- طفلکی

‫- هی، پتی ‫- استالون ـه. سلام!

‫باید باهاش حرف بزنم. نمی‌خوام، ‫ولی هنوز اسبم دستشه

‫- اسلای، باترکاپم کو؟ ‫- گندش بزنن! اینو ببین

‫آدم اسکات حرومی!

‫سل؟ گندش بزنن، پسر. چطوری؟

‫- خیلی وقته ندیدمت! ‫- می‌دونم

‫- هی، چه خبر، مت؟ ‫- چه خبر، رفیق؟

‫گوش کن، 20 سال پیش ‫وقتی برای اولین بار اومدم اینجا...

‫شش ماه تمام روی کاناپه سل خوابیدم

‫- نمی‌دونستم ‫- آره!

‫جوراب‌های کوفتیش بوی ‫گند مستراح می‌داد

‫- درسته ‫- الان آلتش همچین بویی میده

‫کاملا درسته

‫- هی، کدوم میز هستی؟ ‫- سه

‫- سه؟ سه؟ ‫- آره

‫- مت رمیک ‫- میچ! از دیدنت خوشحالم

‫- زویی عاشق این بود که فیلم باز رو توی کانتیننتال می‌سازه ‫- خوشحال شدیم پیش ما بود

‫- خیلی خفن بود ‫- آره. خوبه

‫- پس چرا... ‫- میشه بلک‌وینگ رو اونجا بسازیم؟

‫آره. بهش بگو که زودتر معامله رو جوش بده دیگه

‫- پس اینقدر ما رو معطل نکن ‫- من که کاری نمی‌کنم، رفیق

‫اینطوری پولی گیرش میاد که ‫تا حالا برای ساخت هیچ فیلمی...

‫اینقدر گیرش نیومده، باشه؟

‫زویی به عنوان یه آدمکش خون‌آشام...

‫در یه لباس سیاه یه اسلحه گلاک قرمز رو ‫توی آب مقدس فرو می‌بره و مثل چی پولسازه

‫هی، چرا مثل یهودی‌ها پسم می‌زنی؟

‫ببین، می‌دونم هر دو یهودی هستیم. ‫از شوخی با یهودی‌ها خوشم نمیاد

‫- یهودی‌ها عاشقشن ‫- من نه...

‫نه، جدی میگم، بیا زودتر تمومش کنیم

‫چیزی نمونده قبول کنه ‫اگه فقط یه ذره سر کیسه رو شل کنی

‫لطفا سر جاهاتون بشینین. ‫الان مراسم شروع میشه

‫بهترین و آخرین پیشنهاد. ‫یا قبولش کن یا برو، باشه؟

‫- می‌دونم بلوف می‌زنی ‫- باشه، آره

‫- بلوف می‌زنی، باشه؟ ‫- خب، بهم خبرشو بده، باشه؟

‫هی! نگاش کن!

‫خیلی ممنونم. اگه اشکالی نداره

‫مرسی. واقعا خیلی باعث افتخاره

‫اسکار نیست، ولی بازم خیلی باحاله

‫وقتی داشتیم سکوت کر کنده رو می‌دیدیم...

‫وکلامون گفتن هیچکس ‫نسخه محدود شده رو نمی‌خره

‫ولی حالا ما گلدن گلوب شدیم و اونا اخراج

‫خیلی ممنونم از تمام بازیگران و ‫دست اندرکاران بی‌نظیرمون

‫و البته، می‌خوام از کسی تشکر کنم ‫که بدون اون...

‫از پس هیچکدوم برنمی‌اومدم

‫تکیه‌گاه‌م، همه چیزم، ‫شریکم در همه چیز...

‫عشق زندگیم، تد ساراندوس

‫ممنونم ازت. دوستت دارم

‫تد، تو بهترین رییس استودیویی

‫بله، ازدواج کردیم، ولی در رابطه باز هستیم

‫ولی فقط با تد

‫فقط اینم بگم زیاد عقبشو ‫تر و تمیز نکرده

‫ولی به غیر از تمام این شوخی‌های ‫تهوع‌آور در مورد رییسم...

‫ازت خیلی ممنونم، تد، و ‫از همه افراد توی نتفلیکس...

‫که گذاشتن این سریال مهم و ‫جالب رو بسازیم. ممنونم!

‫حسابی تشویق‌شون کنین. ‫چه سریال مهمی

‫و هر کی اینجاست کار بسیار ‫مهمی انجام میده

‫عاشقشم، و برای همین مضطرب میشم، می‌دونین؟ ‫تنش بسیار بالاست

‫امیدوارم بتونیم به این کار ادامه بدیم. ‫و شما رو نمی‌دونم...

‫ولی دیگه کم کم دارم حس می‌کنم ‫باید برم سینما

‫یعنی اگه یه بلیت نخرم ممکنه ‫همه چی از هم بپاشه

‫آخه هر تریلری شبیه پروژه ‫جمع‌آوری پول شده

‫به خصوص فیلم‌های گرون مثل آواتار...

‫که برای کل هالیوود شدن ‫یه چیز پولساز

‫اگه آواتار جواب نده، دیگه ‫هیچکدوم ما کار گیرش نمیاد

‫برام مهم نیست دوستش دارین یا نه. ‫300 میلیون دلار خرج برداشته. بهمون نیاز دارن

‫و بلیت نخرین چون عاشق آواتار 3 هستین...

‫بلیت بخرین چون عاشق سینما و فیلم هستین!

‫باشه، برمی‌گردیم

‫عاالی بود. خیلی بامزه‌س

‫باعث افتخاره که با شما سر ‫یه میز باشم و زویی...

‫کاملا لیاقتش رو داری، می‌دونی؟

‫- آره ‫- آره، باحاله

‫ولی خیلی عجیبه که هنر رو قضاوت کنی

‫اینطور فکر نمی‌کنی؟ ‫همه چی خیلی مسخره‌س

‫- آره، درسته. درسته ‫- اینم یه فکریه!

‫آره، در چنین شرایطی سعی ‫می‌کنم خوش باشم، می‌دونی؟

‫و فقط در لحظه باشم

‫ولی امشب حس خوبی دارم

‫سالاد دارین؟ اون پشت اصلا ‫بهمون غذا نمیدن. خیلی مسخره‌س

‫- سل! رفیق! موفق شدیم، جو! ‫- موفق شدیم، جو! خدای من

‫- من یه کروتون بخورم. ‫- میشه یه عکس گروهی بگیریم؟

‫آره! آره! بیا اینجا

‫پتی، بیا اینجا، تو خیلی مهمی

‫- آره، بیا اینجا، رییس ‫- الان میام، زوزو

‫- خانم رییس هم اینجاست ‫- آره

‫- راستش، مت... ‫- آره، کجا وایستم؟

‫شاید اونجا تا زیاد نزدیک نباشی

‫- آره. مرسی. باشه. ‫- آره، عکس بگیرم. باشه

‫مشخصه. البته

‫- باشه. همه وایستن. ‫- ممنونم

‫- یک، دو، سه، تیم باز! ‫- تیم باز!

‫آره

‫بیاین یکی دیگه عمودی بگیریم...

‫- چون برای رسانه‌ها بهتره ‫- آره، باشه

‫- دوستت دارم! ‫- تیم باز!

‫- عاشقتونم! ‫- بفرمایین

‫- یه نگاهی بندازیم ‫- خوبه. عالیه

‫ممنونم

‫بیخیال

‫سلام، مامان

‫جی‌لاو اونجاست؟ چون اگه هست شاید بتونی...

‫جنیفر لارنس اینجاست و بهش نمیگم...

‫بره موهاش رو کوتاه کنه. باشه؟

‫به زودی باهات حرف می‌زنم. دوستت دارم. خداحافظ

‫- هی، مت. خوبی؟ ‫- آره، خیلی خوبم

‫مطمئنی؟

‫من اینطور حس می‌کنم یا ‫زویی کراویتز زیاد از من خوشش نمیاد؟

‫می‌دونستم. مگه بچه‌ای، متی؟

‫میچ ولتز بهم گفت اینقدر تو رو ‫دوست داشته که بلک‌وینگ رو برات بیاره

‫آره. خب، شاید دارم زیادی شلوغش می‌کنم

‫فقط به نظر میاد منو بخشی از ‫تیم فیلمسازی نمی‌دونه

‫و حالا نگرانم اگه برنده بشه، ‫از من توی سخنرانیش اسمی نبره...

‫ولی شاید اصلا اهمیتی نداره، درسته؟

‫نه، خیلی اهمیت داره

‫- خیلی؟ ‫- آره...

‫ناجورترین چیز در مورد تهیه‌کننده بودن همینه

‫- اسمت هیچ جای فیلم نیست. درسته؟ ‫- دقیقا! بله، بله!

‫و بدون یه تشکر به طور کلی ‫اصلا وجود نداری

‫- دقیقا! بله ‫- خدای من

‫خدای من، وقتی ازم تشکر نشد ‫تمام راه تا خونه رو گریه کردم

‫ولی حالا، خودم نامزد شدم

‫حتما باید از مزایای بیکار شدن باشه

‫باشه. ببین، اگه شما امشب برنده بشین، ‫توی سخنرانی‌تون ازم تشکر می‌کنین؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left