The first 200 lines.
«استودیو»
«گلدن گلوب»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
پس اگه ببری ازم تشکر میکنی؟
نه، ببین، من که خودم نامزد نشدم، پس نمیرم روی صحنه
مدیران استودیو نمیتونن به تنهایی نامزد بشن
فیلمی که من بهش چراغ سبز دادم نامزد شده
صبر کن، حق نداری سخنرانی کنی؟
- جایزه نمیبری؟ - نه، نه
متی، به یه اتاق پر آدم گفتم که تو قراره گلدن گلوب رو برنده بشی
خانواده لونتال از سایوست اومدن تا مراسم رو باهام تماشا کنن
خب، به خانواده لونتال بگو اگه فیلمی که زویی کراویتز کارگردانی کرده...
برنده بهترین فیلم موزیکال یا کمدی بشه، همونطور که قراره بشه...
اون در سخنرانیش جلوی میلیونها نفر ازم تشکر میکنه
همه میشنون که اون اسم منو میاره
متیو، اگه فیلم زویی ـه...
چرا بهم گفتی فیلم تو نامزد شده؟
نه، ببین، در اصل من فیلم رو ساختم. بخشی از تیم فیلمسازیم
میدونی، بدون من ساخته نمیشد ولی کل ماجرا اینه...
هیچکس نمیدونه من چه نقشی داشتم...
تا وقتی که زویی کراویتز در سخنرانی پذیرش جایزهش ازم تشکر کنه
خب، بهتره ازت تشکر کنه برای این همه فداکاری که برای این کار کردی
- نه زن داری و نه بچه - انتخاب خودمه، مامان
با بقیهشون نمیشه بری روی صحنه؟
نمیشه برای مادرت یه دستی تکون بدی؟
- باشه، باید برم. دوستت دارم. خداحافظ! - خداحافظ، عزیزم!
هی، مت
- هی - هی، مت
هی، چطوری؟
چارلی، از اینطرف لطفا
چارلی، خوشتیپ شدی
چارلی. چارلی دیآمیلیو، اینطرف. به اینطرف نگاه کن
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
- ببخشید، تو تصویر منی - لعنتی
سلام، بچهها! اومدیم گلدن گلوب و ببینین کی پشت سر منه. زویی کراویتز
- و اون خیلی... - اینجا پیش زویی کراویتزم
- زویی، خیلی هیجانانگیزه! - هی، چطور پیش میره؟
چه حسی داره برای بهترین فیلم موزیکال یا کمدی نامزد شدی؟
واقعا خیلی خوشحالم که گلوب به فیلممون به اسم باز توجه کرده
و همزمان، یه ذره حس عجیبی داره...
که در رقابت با بقیه هنرمندها باشی، میدونی؟
آخه ممکنه هر کسی برنده بشه. چون حس میکنم هر بار...
یکی توی این صنعت میتونه کاری بکنه که براش اهمیت داره...
برد واقعی اتفاق میافته. پس...
قطعا برنده شدن همینه
چقدر از دیدنت خوشحالیم. اینجا در گلوب هستیم، و تو از دیدن کی هیجانزدهای؟
- متی! - پتی! هی!
- متی، بالاخره داره اتفاق میافته. - میدونم. هیجانانگیز نیست؟
- خیلی باحاله. - نه، یعنی میگم واقعا جدی شده
- میدونم، خیلی هیجان داره. آره - همیشه عاشق گلدن گلوب بودم ولی...
میدونی، به خصوص وقتی مشروب میخوردم. ولی به عنوان یه نامزد اینجا بودن...
- آره، آره - یه چیز دیگهس
- تو برنده بشی، همه ما برنده میشیم، نه؟ - آره
خب، آره، به جز اینکه به عنوان یه تهیهکننده واقعا ممکنه برنده بشم
- آره، آره - آره، میتونم برم روی صحنه...
یه مجسمه ببرم خونه و در هالیوود فناناپذیر بشم
و میراثم تا ابد درخشان خواهد بود
آره، خیلی باحال میشه
این همه آدم از کجا اومدن؟ هیچکدومشونو نمیشناسم
اینفلوئنسر هستن. بیشترشون حتی نمیان داخل
فقط روی فرش قرمز برای تیکتاک فیلم میگیرن و میرن
یا خدا
چه بلایی داره سر این شهر میاد؟
یادمه فرش قرمز...
برای گلدن گلوب یه معنا و مفهومی داشت
خب، آره، ولی اگه این بچههای گوشی به دست رو نیاری...
تا بیشتر از 15 ثانیه روی یه چیزی تمرکز کنن...
همه اینا میره توی زبالهدان
- حیف میشه - سلام!
اومدیم گلدن گلوب
اومدیم گلدن گلوب!
چه خبر؟ از دیدنت خوشحالم، پسر
- خوشگل شدی - نگاش کن!
- سر میز 172 نشستم. شما کجایین؟ - چهار
- چهار؟ - آره
- چطور 168 میز باهات فاصله دارم؟ - خدایا، من کنار آدمهای تلویزیونی افتادم؟
- آره. شرمنده - طفلکی
- هی، پتی - استالون ـه. سلام!
باید باهاش حرف بزنم. نمیخوام، ولی هنوز اسبم دستشه
- اسلای، باترکاپم کو؟ - گندش بزنن! اینو ببین
آدم اسکات حرومی!
سل؟ گندش بزنن، پسر. چطوری؟
- خیلی وقته ندیدمت! - میدونم
- هی، چه خبر، مت؟ - چه خبر، رفیق؟
گوش کن، 20 سال پیش وقتی برای اولین بار اومدم اینجا...
شش ماه تمام روی کاناپه سل خوابیدم
- نمیدونستم - آره!
جورابهای کوفتیش بوی گند مستراح میداد
- درسته - الان آلتش همچین بویی میده
کاملا درسته
- هی، کدوم میز هستی؟ - سه
- سه؟ سه؟ - آره
- مت رمیک - میچ! از دیدنت خوشحالم
- زویی عاشق این بود که فیلم باز رو توی کانتیننتال میسازه - خوشحال شدیم پیش ما بود
- خیلی خفن بود - آره. خوبه
- پس چرا... - میشه بلکوینگ رو اونجا بسازیم؟
آره. بهش بگو که زودتر معامله رو جوش بده دیگه
- پس اینقدر ما رو معطل نکن - من که کاری نمیکنم، رفیق
اینطوری پولی گیرش میاد که تا حالا برای ساخت هیچ فیلمی...
اینقدر گیرش نیومده، باشه؟
زویی به عنوان یه آدمکش خونآشام...
در یه لباس سیاه یه اسلحه گلاک قرمز رو توی آب مقدس فرو میبره و مثل چی پولسازه
هی، چرا مثل یهودیها پسم میزنی؟
ببین، میدونم هر دو یهودی هستیم. از شوخی با یهودیها خوشم نمیاد
- یهودیها عاشقشن - من نه...
نه، جدی میگم، بیا زودتر تمومش کنیم
چیزی نمونده قبول کنه اگه فقط یه ذره سر کیسه رو شل کنی
لطفا سر جاهاتون بشینین. الان مراسم شروع میشه
بهترین و آخرین پیشنهاد. یا قبولش کن یا برو، باشه؟
- میدونم بلوف میزنی - باشه، آره
- بلوف میزنی، باشه؟ - خب، بهم خبرشو بده، باشه؟
هی! نگاش کن!
خیلی ممنونم. اگه اشکالی نداره
مرسی. واقعا خیلی باعث افتخاره
اسکار نیست، ولی بازم خیلی باحاله
وقتی داشتیم سکوت کر کنده رو میدیدیم...
وکلامون گفتن هیچکس نسخه محدود شده رو نمیخره
ولی حالا ما گلدن گلوب شدیم و اونا اخراج
خیلی ممنونم از تمام بازیگران و دست اندرکاران بینظیرمون
و البته، میخوام از کسی تشکر کنم که بدون اون...
از پس هیچکدوم برنمیاومدم
تکیهگاهم، همه چیزم، شریکم در همه چیز...
عشق زندگیم، تد ساراندوس
ممنونم ازت. دوستت دارم
تد، تو بهترین رییس استودیویی
بله، ازدواج کردیم، ولی در رابطه باز هستیم
ولی فقط با تد
فقط اینم بگم زیاد عقبشو تر و تمیز نکرده
ولی به غیر از تمام این شوخیهای تهوعآور در مورد رییسم...
ازت خیلی ممنونم، تد، و از همه افراد توی نتفلیکس...
که گذاشتن این سریال مهم و جالب رو بسازیم. ممنونم!
حسابی تشویقشون کنین. چه سریال مهمی
و هر کی اینجاست کار بسیار مهمی انجام میده
عاشقشم، و برای همین مضطرب میشم، میدونین؟ تنش بسیار بالاست
امیدوارم بتونیم به این کار ادامه بدیم. و شما رو نمیدونم...
ولی دیگه کم کم دارم حس میکنم باید برم سینما
یعنی اگه یه بلیت نخرم ممکنه همه چی از هم بپاشه
آخه هر تریلری شبیه پروژه جمعآوری پول شده
به خصوص فیلمهای گرون مثل آواتار...
که برای کل هالیوود شدن یه چیز پولساز
اگه آواتار جواب نده، دیگه هیچکدوم ما کار گیرش نمیاد
برام مهم نیست دوستش دارین یا نه. 300 میلیون دلار خرج برداشته. بهمون نیاز دارن
و بلیت نخرین چون عاشق آواتار 3 هستین...
بلیت بخرین چون عاشق سینما و فیلم هستین!
باشه، برمیگردیم
عاالی بود. خیلی بامزهس
باعث افتخاره که با شما سر یه میز باشم و زویی...
کاملا لیاقتش رو داری، میدونی؟
- آره - آره، باحاله
ولی خیلی عجیبه که هنر رو قضاوت کنی
اینطور فکر نمیکنی؟ همه چی خیلی مسخرهس
- آره، درسته. درسته - اینم یه فکریه!
آره، در چنین شرایطی سعی میکنم خوش باشم، میدونی؟
و فقط در لحظه باشم
ولی امشب حس خوبی دارم
سالاد دارین؟ اون پشت اصلا بهمون غذا نمیدن. خیلی مسخرهس
- سل! رفیق! موفق شدیم، جو! - موفق شدیم، جو! خدای من
- من یه کروتون بخورم. - میشه یه عکس گروهی بگیریم؟
آره! آره! بیا اینجا
پتی، بیا اینجا، تو خیلی مهمی
- آره، بیا اینجا، رییس - الان میام، زوزو
- خانم رییس هم اینجاست - آره
- راستش، مت... - آره، کجا وایستم؟
شاید اونجا تا زیاد نزدیک نباشی
- آره. مرسی. باشه. - آره، عکس بگیرم. باشه
مشخصه. البته
- باشه. همه وایستن. - ممنونم
- یک، دو، سه، تیم باز! - تیم باز!
آره
بیاین یکی دیگه عمودی بگیریم...
- چون برای رسانهها بهتره - آره، باشه
- دوستت دارم! - تیم باز!
- عاشقتونم! - بفرمایین
- یه نگاهی بندازیم - خوبه. عالیه
ممنونم
بیخیال
سلام، مامان
جیلاو اونجاست؟ چون اگه هست شاید بتونی...
جنیفر لارنس اینجاست و بهش نمیگم...
بره موهاش رو کوتاه کنه. باشه؟
به زودی باهات حرف میزنم. دوستت دارم. خداحافظ
- هی، مت. خوبی؟ - آره، خیلی خوبم
مطمئنی؟
من اینطور حس میکنم یا زویی کراویتز زیاد از من خوشش نمیاد؟
میدونستم. مگه بچهای، متی؟
میچ ولتز بهم گفت اینقدر تو رو دوست داشته که بلکوینگ رو برات بیاره
آره. خب، شاید دارم زیادی شلوغش میکنم
فقط به نظر میاد منو بخشی از تیم فیلمسازی نمیدونه
و حالا نگرانم اگه برنده بشه، از من توی سخنرانیش اسمی نبره...
ولی شاید اصلا اهمیتی نداره، درسته؟
نه، خیلی اهمیت داره
- خیلی؟ - آره...
ناجورترین چیز در مورد تهیهکننده بودن همینه
- اسمت هیچ جای فیلم نیست. درسته؟ - دقیقا! بله، بله!
و بدون یه تشکر به طور کلی اصلا وجود نداری
- دقیقا! بله - خدای من
خدای من، وقتی ازم تشکر نشد تمام راه تا خونه رو گریه کردم
ولی حالا، خودم نامزد شدم
حتما باید از مزایای بیکار شدن باشه
باشه. ببین، اگه شما امشب برنده بشین، توی سخنرانیتون ازم تشکر میکنین؟
No comments yet. Be the first to leave one.