YOU

YOU (You)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

You S04E04 WEBRip x264-ION10/ION265
You S04E04 1080p WEBRip x265-RARBG
You S04E04 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
You S04E04 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
You S04E04 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
You S04E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-TRUFFLE
You S04E04 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
You S04E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
You S04E04 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-SMURF
You S04E04 WEB XviD-RMX
A Commentary by sahar_frb
█⫸ آیـــدا و ســـحر | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

other
Published on: 2023-02-09
Downloads: 194
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«آنچه گذشت»

‫تو هیولا و قاتلی!

‫یکی از شما حروم‌زاده‌ها داره ‫این پیام‌ها رو برام می‌فرسته

‫سلام، جو

‫«حسش رو دوست داری. ‫ که بکشی.»

‫یکی می‌خواد برام پاپوش درست کنه

‫تو دنبال سکس نیستی، ‫دنبال یه عشق خالصی!

‫نه می‌دونی من کی‌ام ‫ و نه می‌دونی چی می‌خوام...

‫می‌دونم که می‌خوای نجیب به‌نظر بیای ‫ و انگیزه‌های اصلیت رو قایم کردی

‫«فکر کنم وقتش رسیده که هم رو ببینیم»

‫کی و کجا؟

‫این اصلاً خوب نیست

خیال می‌کردم به دومین فرصت زندگیم خاتمه دادی

‫قبل از اینکه حتی شروع بشه، اما جداً...

‫داشتیم بلاخره به هم نزدیک می‌شدیم‌

‫- اما اول... ‫- پروفسور مور؟

‫امکان‌ش هست چند لحظه ‫وقت‌تون رو بگیریم؟

‫باید دوباره خودم را با اون لحن ‫به‌شدت مودبانه بریتانیایی، اجین کنم

‫حتماً. کمکی از دست بربیاد دریغ نمی‌کنم.

تـرجمه از «آیـــدا و ســحر» :::. Ayda.Ndr & Sahar.Frb .:::

‫خداروشکر داریم با کسی صحبت می‌کنیم ‫که نسبتاً هوشیاره!

‫پس یعنی همه رو سیم جیم کردن!

‫اطلاعاتی که در اختیارمون گذاشتید ‫به‌کارمون اومد، هنرمند آبی منظورمه.

‫داستانی که برامون تعریف کرد ‫با گفته‌های شما مطابقت داشت

‫خوشحالم که اینطور بوده. البته، من...

‫قطعاً خوشحال که نیستم

‫فعلاً داریم درمورد همکاران سابق ‫ سایمون تحقیق می کنیم.

‫ ایشاالله هزارتایی باشن

‫مگه اینکه شما چیز جدیدی ‫یادتون بیاد...

‫ ظاهراً دارم از شرشون خلاص می‌شم، ‫البته نه خلاصِ خلاص!

‫- اگه چیزی به ذهنم اومد بهتون زنگ بزنم؟ ‫- حتماً.

‫خدا رو چه دیدی جاناتان، شاید تونستی ‫بهمون کمک کنه این معما رو حل کنیم

‫ایشاالله که همینطور باشه!

‫خیلی‌خب پس، ‫فعلاً تا دیدار بعدی‌مون!

‫ کفتارها رو نگاه، قیافه‌هاشون تو همه ‫که چرا هیچی نشد

‫به‌خاطر این نیست که دوستاشون مُردن،

‫به‌خاطر اینه که هیچ احساس و عواطفی ندارن.

‫مثل سگ جون‌دوست‌ان!

‫مشخصه دوباره حوصله‌شون سر رفته!

‫ضمناً، ببین چطوری من رو اینجا میخکوب کردی،

‫کدومشونی حروم‌زاده؟

‫چطوری جلوت رو بگیرم؟

‫جاناتان، یه‌لحظه بیا

‫«همپسی»

‫خانه روستایی خانم فیبی

‫می‌خوان از گندکاری‌هاشون فرار کن!

‫باهامون میای و نه و نمیام هم نداریم

‫با همه‌شون، زیر یه سقف!

‫ظاهراً از این برنامه‌های رفاقتی ایناست!

‫همه دل‌شون می‌خواد تو بیای...

‫روح‌شونم خبر نداره دارن از یه قاتل ‫دعوت می‌کنن!

‫از جمله جناب‌عالی!

‫حالا که اینطوره با کمال مین...

‫«تــو» ‫

‫فیبی با غیرنافذترین لحن ممکن، اصرار کرد

‫هیچ هدیه‌ای با خودم نیارم

‫همسایه‌های پولدارم شراب‌هایی می‌نوشن ‫که من عمراً بتونم بخرم!

‫یه‌چیزی عین روز روشنه:

‫اگه می‌خوام از این فرصتی که آخرهفته ‫گیرم اومده استفاده کنم،

‫نباید حواسم رو با چیزی پرت کنم!

‫گوش‌کن، پیامم رو خوندی یا نه؟

‫توروخدا یادت نره اون قسمتی که نوشتم ‫« سرتو از کون من در بیار »

‫رو واسه‌ش بخونی!

‫نه، خودم نمی‌خوام بهش بگم

‫شماها کی می‌خواین بفهمین

‫من دلم نمی‌خواد با اون ‫مردیکه حروم‌زاده حرف بزنم!

‫ای خدا.

‫ظاهراً واسه این پروژه دار و ندارت ‫رو فدا کردی

‫بانکی توی لندن نیست که بهش بدهکار نباشی...

‫تو «شوردیچ» هم یه خونه داری که ‫وام‌ش رو پرداخت نکردی...

‫وامی که توسط این انجمن تضمین شده

‫ مطمئنم دوست نداری ‫اون خونه رو از دست بدی!

‫باید هرچه زودتر وام‌هات رو پرداختی کنی ‫وگرنه میان بالا سرت،

‫دوبرابرش رو ازت می‌خوان و نابود می‌شی!

‫تمام چیزهایی که سخت براشون تلاش کردی ‫رو از دست میدی!

‫رابرت، خودم می‌دونم ‫اگه کار به اونجاها کشید به بابام زنگ می‌زنم

‫یادمه آخرین باری که باهاش حرف زدیم، گفت...

‫این دفعه دیگه بار آخر بود!

‫آره، شنیدم. اما از ته دل که نگفت

‫- وای یادم نبود! باید زود برم ‫- نه، نه

‫- لطفاً جایی نرو ‫- توی ماشین به بابام زنگ می‌زنم

‫نگران نباش، پول همه رو ‫سروقت می‌دیم

‫خوش بگذره!

‫ممنون

‫حتی تصورشم قشنگه وقتی که برگردم...

‫دیگه تو رفتی پی کارت،

‫شاید بلاخره زندگی‌ام برگرده به حالت عادی

‫پس از دید بلکس‌ورث‌ها «خونه نُقلی روستایی» ‫این شکلیه!

‫سلام

‫از نظر منکه بیشتر شبیه قلعه‌ی ‫توی سریال «داون‌تون ابی»ـیه!

‫- به همپس‌بریج خوش آمدید، قربان ‫- ممنون

‫- ممنونم ‫- تـو!

‫همیشه دوست‌داری اینقدر متفاوت باشی؟ ‫نه؟

‫پس فیبی با تو ریخته رو هم؟ ‫یا همه‌ش یه نمایشه؟

‫زن خیلی جذابیه!

‫راسته که می‌گن آمریکایی‌ها ‫بهتر بلدن سکس کنن؟

‫یا فقط یهودی‌ها اونقدر حرفه‌ای ان؟

‫ این حرفا رو بزنی نمی‌گیرنت آبجی؟

‫شوخی می‌کنم، گفتم یکم بخندیم!

‫جاناتان توروخدا لااقل اینقدر جدی نباش...

‫حتماً، اگه چندتا جوک درست‌حسابی بگی

‫نه بیخیالش. همسر سابقم اینجاست

اگه عرضه‌ش رو داشت، همه‌مون باید سر به بیابون می ذاشتیم!

‫که بعید می‌دونم البته!

‫تو «سیشل» که بودیم ازش «سوزاک» گرفتم! ‫ ‫

‫سال 2020 واسه هیچکس اندازه من ‫تخمی نبود!

‫چرا قاتله نمی‌ره سراغ همسرای سابقم؟

‫چرا نره سراغ جما، اگه اینقدر اصرار داری...

‫نه، نه

‫هرچقدر هم این‌کار لذت‌بخش باشه، ‫با قصد پیدا کردن اون قاتل اومدم...

‫کدومشونی؟

‫خیلی‌خب، خوشحال شدم

‫اما دارم می‌رم تنهایی واسه خودم ‫خوش بگذرونم، چون تو خیلی خُشکی!

‫شوخی کردم، ولی رو خودت کار کن

‫ببین عزیزم، کسی حتی متوجه ‫حضورشون هم نمی‌شه

‫من می‌شم. دلم نمی‌خواد اینجا باشن

‫ببخشید، تقصیر تو که نیست

‫بهشون توجه نکن، خوبی‌ش اینه که ‫می‌دونیم خطری ما رو تهدید نمی‌کنه

‫آره، احتمالاً همینطوره

‫همونطور که گفتم، ‫نمی‌خوام حواسم رو پرت کنم

‫- فعلاً نه ‫- جاناتان؟

‫اومدی!

‫قراره بریم شکار کنیم!

‫- تا حالا رفتی شکار؟ ‫- آره، یکی دوبار

‫اگه هدف‌گیری‌ات خوبه که عالی می‌شه

‫معاون رئیس‌جمهور کشور شما بود که ‫موقع شکار شلیک می‌کنه به صورت یکی؟

‫آره؛ همه می‌گفتن کاش می‌خورد ‫تو صورت خودش!

‫بامزه بود

‫همیشه آدم‌هایی مثل شما که ‫براشون مهم نیست...

‫چی می‌پوشن میان رو تحسین می‌کنم!

‫واقعاً خوشحالم که اومدی

‫ممکنه هر کدوم از این هیولاها باشی...

‫جمع شید!

‫بیاید جشن رو شروع کنیم

‫ پس بریم شکار

‫از نظر لُرد تنیسون این اتاق بهترین ‫منظره از محوطه رو داره

‫ساعت‌ها وقتش رو اینجا می‌گذروند

‫قراره حسابی بره روی عصاب‌تون، ‫اینجا آنتن نداره!

‫شوخی می‌کنی...

‫مطمئنم که لُرد تنیسون حتماً...

‫اکثر مهمانان‌مون از این ‫موضوع استقبال می‌کنن

‫چون مهمون‌هاتون با قاتلی که یه ریز...

‫پیام می‌ده سر و کله نمی‌زنن

‫یه چالش جدید،

‫بدون اینترنت، بدون دوربین‌های امنیتی ‫حتی کلید پریزهایی که برای 50 سال پیش‌ن

‫اینجا یه خونه جدید نیست، ‫یه دنیای دیگه‌ست!

‫حتماً اینجا کاملاً احساس امنیت می‌کنن

‫تو هم از حریم شخصی حفاظت‌شده‌‌ش لذت می بری.

‫و حالا هم درهای مجاور...

‫اگه نبود باید تعجب می‌کردیم

‫ظاهراً یکی حسابی خودش رو توی ‫دل بانوی‌عمارت جا کرده!

‫اتاق تنی به هرکسی داده نمی‌شه...

‫یه تخت عالی برای رابطه‌جنسی

‫ حیف که قرار نیست رابطه‌جنسی‌ای ‫صورت بگیره!

‫- واقعاً حیف... ‫- اوهوم

‫- خوشحالم که از الان این رو روشن کردیم ‫- همچنین

‫واقعاً عالی می‌شد، اما من با چنین ‫قصدی به اینجا نیومدم!

‫«گالری عکس» ‫تو این رو فرستادی آقا یا خانم قاتل؟

‫یعنی بلاخره قراره قاتل‌مون رو گیر بندازیم؟

‫فیبی؟

‫ناموساً؟

‫اینجا جایی نیست که انتظار داشتم ‫قاتل‌مون رو ملاقات کنم...

‫چه‌خبر شده؟

‫این‌ها که...

کیر،

شوشول،

آلت تناسلی،

‫کیر معشوق‌های سابقم رو قالب‌گیری کردم

‫البته با موم‌ بدون‌خطر

‫مطمئن این یکی قاتل نیست!

‫نظرت درمورد اتاق خصوصی‌ام چیه؟

‫وای نه. نکنه می‌خوای بریزیم رو هم؟

‫- واقعاً... ‫- به مزخرف‌ترین شکل کلاسیک و تحریک‌آمیزه!

‫عالیه.

‫باید خیلی سوسکی خودم رو ‫از شر این زنیکه خلاص کنم!

‫از اولین شبی که هم رو دیدیم، ‫اونجوری که باهام حرف می‌زدی...

‫به‌خدا اگه یادم بیاد...

‫سلام آقا گُندهه!

‫اون حرف‌ها رو جدی زدم

‫آره، آره. تو صادق‌ترین مردی هستی ‫که به عمرم دیدم

‫می‌شه اینقدر عجله نکنیم؟

‫وای نه!

‫نه، نه، نه، منظورم...

‫نه. اگه دوست نداری اشکالی نداره!

‫اینطوری نیست

‫منو بگو چه خیال‌پردازی‌هایی می‌کردم...

‫فیبی...

‫- تو خیلی خوشگلی! ‫- آره، می‌دونم

‫از همه خوشگل‌ترم

‫تو نامزد داری!

‫موضوع اینه...

‫تو واقعاً خواستنی هستی...

‫آره همه من رو می‌خوان،

‫فقط تا وقتی که من رو به دست میارن

‫مشکل آدامه...

‫- آدام عاشقته! ‫- فقط دوست داره شاش‌ش رو بریزه رو صورتت*! ‫

‫اگه عاشقمه پس چرا... ‫می‌دونی، ما با هم خوش می‌گذرونیم

‫باید دیگه قدم‌های بزرگ‌تر برداریم، و...

‫حس می‌کنم شیفته من نیست

‫گوش کن،

More Farsi Persian subtitles for YOU

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left