The first 200 lines.
«آنچه گذشت»
تو هیولا و قاتلی!
یکی از شما حرومزادهها داره این پیامها رو برام میفرسته
سلام، جو
«حسش رو دوست داری. که بکشی.»
یکی میخواد برام پاپوش درست کنه
تو دنبال سکس نیستی، دنبال یه عشق خالصی!
نه میدونی من کیام و نه میدونی چی میخوام...
میدونم که میخوای نجیب بهنظر بیای و انگیزههای اصلیت رو قایم کردی
«فکر کنم وقتش رسیده که هم رو ببینیم»
کی و کجا؟
این اصلاً خوب نیست
خیال میکردم به دومین فرصت زندگیم خاتمه دادی
قبل از اینکه حتی شروع بشه، اما جداً...
داشتیم بلاخره به هم نزدیک میشدیم
- اما اول... - پروفسور مور؟
امکانش هست چند لحظه وقتتون رو بگیریم؟
باید دوباره خودم را با اون لحن بهشدت مودبانه بریتانیایی، اجین کنم
حتماً. کمکی از دست بربیاد دریغ نمیکنم.
تـرجمه از «آیـــدا و ســحر» :::. Ayda.Ndr & Sahar.Frb .:::
خداروشکر داریم با کسی صحبت میکنیم که نسبتاً هوشیاره!
پس یعنی همه رو سیم جیم کردن!
اطلاعاتی که در اختیارمون گذاشتید بهکارمون اومد، هنرمند آبی منظورمه.
داستانی که برامون تعریف کرد با گفتههای شما مطابقت داشت
خوشحالم که اینطور بوده. البته، من...
قطعاً خوشحال که نیستم
فعلاً داریم درمورد همکاران سابق سایمون تحقیق می کنیم.
ایشاالله هزارتایی باشن
مگه اینکه شما چیز جدیدی یادتون بیاد...
ظاهراً دارم از شرشون خلاص میشم، البته نه خلاصِ خلاص!
- اگه چیزی به ذهنم اومد بهتون زنگ بزنم؟ - حتماً.
خدا رو چه دیدی جاناتان، شاید تونستی بهمون کمک کنه این معما رو حل کنیم
ایشاالله که همینطور باشه!
خیلیخب پس، فعلاً تا دیدار بعدیمون!
کفتارها رو نگاه، قیافههاشون تو همه که چرا هیچی نشد
بهخاطر این نیست که دوستاشون مُردن،
بهخاطر اینه که هیچ احساس و عواطفی ندارن.
مثل سگ جوندوستان!
مشخصه دوباره حوصلهشون سر رفته!
ضمناً، ببین چطوری من رو اینجا میخکوب کردی،
کدومشونی حرومزاده؟
چطوری جلوت رو بگیرم؟
جاناتان، یهلحظه بیا
«همپسی»
خانه روستایی خانم فیبی
میخوان از گندکاریهاشون فرار کن!
باهامون میای و نه و نمیام هم نداریم
با همهشون، زیر یه سقف!
ظاهراً از این برنامههای رفاقتی ایناست!
همه دلشون میخواد تو بیای...
روحشونم خبر نداره دارن از یه قاتل دعوت میکنن!
از جمله جنابعالی!
حالا که اینطوره با کمال مین...
«تــو»
فیبی با غیرنافذترین لحن ممکن، اصرار کرد
هیچ هدیهای با خودم نیارم
همسایههای پولدارم شرابهایی مینوشن که من عمراً بتونم بخرم!
یهچیزی عین روز روشنه:
اگه میخوام از این فرصتی که آخرهفته گیرم اومده استفاده کنم،
نباید حواسم رو با چیزی پرت کنم!
گوشکن، پیامم رو خوندی یا نه؟
توروخدا یادت نره اون قسمتی که نوشتم « سرتو از کون من در بیار »
رو واسهش بخونی!
نه، خودم نمیخوام بهش بگم
شماها کی میخواین بفهمین
من دلم نمیخواد با اون مردیکه حرومزاده حرف بزنم!
ای خدا.
ظاهراً واسه این پروژه دار و ندارت رو فدا کردی
بانکی توی لندن نیست که بهش بدهکار نباشی...
تو «شوردیچ» هم یه خونه داری که وامش رو پرداخت نکردی...
وامی که توسط این انجمن تضمین شده
مطمئنم دوست نداری اون خونه رو از دست بدی!
باید هرچه زودتر وامهات رو پرداختی کنی وگرنه میان بالا سرت،
دوبرابرش رو ازت میخوان و نابود میشی!
تمام چیزهایی که سخت براشون تلاش کردی رو از دست میدی!
رابرت، خودم میدونم اگه کار به اونجاها کشید به بابام زنگ میزنم
یادمه آخرین باری که باهاش حرف زدیم، گفت...
این دفعه دیگه بار آخر بود!
آره، شنیدم. اما از ته دل که نگفت
- وای یادم نبود! باید زود برم - نه، نه
- لطفاً جایی نرو - توی ماشین به بابام زنگ میزنم
نگران نباش، پول همه رو سروقت میدیم
خوش بگذره!
ممنون
حتی تصورشم قشنگه وقتی که برگردم...
دیگه تو رفتی پی کارت،
شاید بلاخره زندگیام برگرده به حالت عادی
پس از دید بلکسورثها «خونه نُقلی روستایی» این شکلیه!
سلام
از نظر منکه بیشتر شبیه قلعهی توی سریال «داونتون ابی»ـیه!
- به همپسبریج خوش آمدید، قربان - ممنون
- ممنونم - تـو!
همیشه دوستداری اینقدر متفاوت باشی؟ نه؟
پس فیبی با تو ریخته رو هم؟ یا همهش یه نمایشه؟
زن خیلی جذابیه!
راسته که میگن آمریکاییها بهتر بلدن سکس کنن؟
یا فقط یهودیها اونقدر حرفهای ان؟
این حرفا رو بزنی نمیگیرنت آبجی؟
شوخی میکنم، گفتم یکم بخندیم!
جاناتان توروخدا لااقل اینقدر جدی نباش...
حتماً، اگه چندتا جوک درستحسابی بگی
نه بیخیالش. همسر سابقم اینجاست
اگه عرضهش رو داشت، همهمون باید سر به بیابون می ذاشتیم!
که بعید میدونم البته!
تو «سیشل» که بودیم ازش «سوزاک» گرفتم!
سال 2020 واسه هیچکس اندازه من تخمی نبود!
چرا قاتله نمیره سراغ همسرای سابقم؟
چرا نره سراغ جما، اگه اینقدر اصرار داری...
نه، نه
هرچقدر هم اینکار لذتبخش باشه، با قصد پیدا کردن اون قاتل اومدم...
کدومشونی؟
خیلیخب، خوشحال شدم
اما دارم میرم تنهایی واسه خودم خوش بگذرونم، چون تو خیلی خُشکی!
شوخی کردم، ولی رو خودت کار کن
ببین عزیزم، کسی حتی متوجه حضورشون هم نمیشه
من میشم. دلم نمیخواد اینجا باشن
ببخشید، تقصیر تو که نیست
بهشون توجه نکن، خوبیش اینه که میدونیم خطری ما رو تهدید نمیکنه
آره، احتمالاً همینطوره
همونطور که گفتم، نمیخوام حواسم رو پرت کنم
- فعلاً نه - جاناتان؟
اومدی!
قراره بریم شکار کنیم!
- تا حالا رفتی شکار؟ - آره، یکی دوبار
اگه هدفگیریات خوبه که عالی میشه
معاون رئیسجمهور کشور شما بود که موقع شکار شلیک میکنه به صورت یکی؟
آره؛ همه میگفتن کاش میخورد تو صورت خودش!
بامزه بود
همیشه آدمهایی مثل شما که براشون مهم نیست...
چی میپوشن میان رو تحسین میکنم!
واقعاً خوشحالم که اومدی
ممکنه هر کدوم از این هیولاها باشی...
جمع شید!
بیاید جشن رو شروع کنیم
پس بریم شکار
از نظر لُرد تنیسون این اتاق بهترین منظره از محوطه رو داره
ساعتها وقتش رو اینجا میگذروند
قراره حسابی بره روی عصابتون، اینجا آنتن نداره!
شوخی میکنی...
مطمئنم که لُرد تنیسون حتماً...
اکثر مهمانانمون از این موضوع استقبال میکنن
چون مهمونهاتون با قاتلی که یه ریز...
پیام میده سر و کله نمیزنن
یه چالش جدید،
بدون اینترنت، بدون دوربینهای امنیتی حتی کلید پریزهایی که برای 50 سال پیشن
اینجا یه خونه جدید نیست، یه دنیای دیگهست!
حتماً اینجا کاملاً احساس امنیت میکنن
تو هم از حریم شخصی حفاظتشدهش لذت می بری.
و حالا هم درهای مجاور...
اگه نبود باید تعجب میکردیم
ظاهراً یکی حسابی خودش رو توی دل بانویعمارت جا کرده!
اتاق تنی به هرکسی داده نمیشه...
یه تخت عالی برای رابطهجنسی
حیف که قرار نیست رابطهجنسیای صورت بگیره!
- واقعاً حیف... - اوهوم
- خوشحالم که از الان این رو روشن کردیم - همچنین
واقعاً عالی میشد، اما من با چنین قصدی به اینجا نیومدم!
«گالری عکس» تو این رو فرستادی آقا یا خانم قاتل؟
یعنی بلاخره قراره قاتلمون رو گیر بندازیم؟
فیبی؟
ناموساً؟
اینجا جایی نیست که انتظار داشتم قاتلمون رو ملاقات کنم...
چهخبر شده؟
اینها که...
کیر،
شوشول،
آلت تناسلی،
کیر معشوقهای سابقم رو قالبگیری کردم
البته با موم بدونخطر
مطمئن این یکی قاتل نیست!
نظرت درمورد اتاق خصوصیام چیه؟
وای نه. نکنه میخوای بریزیم رو هم؟
- واقعاً... - به مزخرفترین شکل کلاسیک و تحریکآمیزه!
عالیه.
باید خیلی سوسکی خودم رو از شر این زنیکه خلاص کنم!
از اولین شبی که هم رو دیدیم، اونجوری که باهام حرف میزدی...
بهخدا اگه یادم بیاد...
سلام آقا گُندهه!
اون حرفها رو جدی زدم
آره، آره. تو صادقترین مردی هستی که به عمرم دیدم
میشه اینقدر عجله نکنیم؟
وای نه!
نه، نه، نه، منظورم...
نه. اگه دوست نداری اشکالی نداره!
اینطوری نیست
منو بگو چه خیالپردازیهایی میکردم...
فیبی...
- تو خیلی خوشگلی! - آره، میدونم
از همه خوشگلترم
تو نامزد داری!
موضوع اینه...
تو واقعاً خواستنی هستی...
آره همه من رو میخوان،
فقط تا وقتی که من رو به دست میارن
مشکل آدامه...
- آدام عاشقته! - فقط دوست داره شاشش رو بریزه رو صورتت*!
اگه عاشقمه پس چرا... میدونی، ما با هم خوش میگذرونیم
باید دیگه قدمهای بزرگتر برداریم، و...
حس میکنم شیفته من نیست
گوش کن،
No comments yet. Be the first to leave one.