To End All Wars

To End All Wars

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

To End All Wars 2001 720p BluRay DD5 1 x264-PTer
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian To End All Wars 2001 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-25
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چقدر دلم برای اسکاتلند تنگ شده.

و دریا... دریا.

هیچی تو تمام دنیا مثل اون نیست.

نمک تو صورتت، باد پشتت.

و تمام دنیا پیش روته

و تو آزادتر از پرنده‌ای تو هوا یا ماهی‌ای تو اقیانوسی

آزادی.

فکر کنم واسه همین بود که رفتم جنگ دوم، جنگی که قرار بود به همه جنگ‌ها خاتمه بده.

موسیقی

در دانشگاه بودم و داشتم برای معلم شدن درس می‌خواندم که فراخوان جنگ اومد.

من خیلی مشتاق بودم که درس و مشقم رو برای افتخار عمل کنار بذارم.

دیگه تاریخ نمی‌خوندم و خودم بخشی ازش شده بودم.

من به جمع پرافتخار آرگیل و ساترلند هایلندرز پیوستم.

و سروان ارنست گوردون شدم.

افسر فرمانده من سرهنگ دوم استوارت مک‌لین بود،

بهترین فرمانده‌ای که گردان نود و سوم تا به حال داشته است.

مردی با وفاداری عمیق به کشورش،

به وظیفه‌اش و مردانش.

وفاداری‌ای که به زودی معاونش نیز همانندش را از خود نشان می‌داد.

سرگرد ایان کمبل.

مردی که با تمام وجودش، هم به سرهنگ و هم به آرمان، وفادار بود.

و این وفاداری‌های ما بود که بالاخره محک می‌خورد.

آرگایل‌ها این اعتبار رو داشتن که همیشه آخرین خط دفاعی بودن.

و ما باید این اعتبار رو بار دیگه اثبات می‌کردیم.

در برابر شکست،

و اسارت به دست دشمن.

قربان! قربان!

خوبین قربان؟

با غرور به چشم شیطان نگاه کنین، بچه‌ها!

و سعی کنین از ترس خودتونو خراب نکنین!

این حرومزاده‌ها فقط دارن با روح و روان ما بازی می‌کنن.

وقتی تو جنگ تسلیم می‌شی،

شرافتت به عنوان یه سرباز ازت گرفته می‌شه.

تنها چیزی که برات می‌مونه، رفیقای هم‌رزمت هستن.

خیلی از اونا رو همین تازگی ملاقات کردی.

ستوان جیم ریردون، دریانورد بازرگانی.

یکی از معدود آمریکایی‌های تو منطقه.

در جریان تسلیم متفقین، خودش رو به آرگایل‌ها ملحق کرد.

بهش می‌گفتیم "ینکر"، چون هم آمریکایی بود،

و یه کم هم احمق بود.

رژه، ایست!

این بوی گند چیه؟

اون بوی مرگه، سرگرد.

قربان!

رژه، به راست گردش!

رژه، ایست!

به چپ گردش!

راحت‌باش!

آزادباش!

تنکو دیگه یعنی چی آخه؟

حتماً حضور و غیابه.

امروز به انگلیسی می‌شمرید.

اما از فردا تا همیشه به ژاپنی.

شمارش کنید! یک!

دو! سه!

چهار! پنج!

شش. ژاپنی عوضی.

حرامزاده!

اینجا فرهنگ حفظ آبروئه. اگه آبروشونو ببری، تاوانشو پس می‌دی. آزادباش.

این یه فضاحته!

من یه افسر ارشدم.

و این رفتار وحشیانه رو تحمل نمی‌کنم!

این مرد حق و حقوق داره!

کثیف.

توجه، اسرا. شما حالا اسیر هستید...

...اعلی‌حضرت امپراتور.

ببینید... این مجازات نهایی کسانیه که بخوان فرار کنن.

این به نفع خودتونه.

شما این مدارک رو امضا می‌کنید و قول می‌دید فرار نکنید.

کدوم فرار، پدر آمرزیده‌ت. این خلاف کنوانسیون ژنوه.

اونا اهمیت سگ هم به کنوانسیون ژنو نمی‌دن.

فردا.

باید این برگه‌های امضا شده رو از همه اسرا بیارید.

مرخصید.

برو. برو!

چی گفتی الان؟ بهش گفتم تو خنگی.

نمی‌دونم ازت تشکر کنم یا کونت بذارم.

یان کمپبل.

داستی میلر.

کجا ژاپنی حرف زدن یاد گرفتی؟

سرهنگ چی شده؟

سرهنگتو پس می‌خوای؟

جونمو مدیونشم.

هر چی مو بیشتر، شپش بیشتر. آخ!

یه نصیحت: نزدیک رفیقات بمونید.

ولی تهش که بهش فکر کنی، فقط قوی‌ترین‌ها می‌مونن.

هر کس به فکر خودشه. آقاها، معامله حرف اول رو می‌زنه.

بیمارستان رو "خونه‌ی مرگ" صدا می‌کنن. نمی‌خوای سر از اینجا دربیاری.

قدر سلامتی‌تون رو بدونید، رفقا. دیگه از این خبرا نیست.

هزاران زندانی دیگه تو اردوگاه‌های سرتاسر رودخونه هستن.

زیاد خبر از بیرون نمی‌رسه.

ژاپنی‌ها ما رو تو بی‌خبری نگه داشتن.

رادیو ممنوع.

اگه گیر بیارن، می‌کشنتون.

افسرها، خونسردی‌تون رو حفظ کنید.

این شما رو از سربازای معمولی متمایز می‌کنه و تقریباً تنها چیزیه که...

...که داره جلوی سقوطمون به یه هرج و مرج خونین رو می‌گیره.

لعنتی.

ارنی، کجا می‌ری؟

می‌رم ببینم سرهنگ چی شده.

دنبال دردسر می‌گردی!

دکتر!

بیارینش پایین

یالا. آروم. آروم.

کمرمه. کمرم، کمرم.

اه. چه کوفتی شد؟

انگار تعظیم نکردی. چی؟

همیشه جلوی نگهبان تعظیم کن، چه کره‌ای چه ژاپنی.

وقتی از کنارت رد می‌شن هیچ‌وقت تو چشماشون نگاه نکن.

این یه جور سرپیچی محضه. همیشه نگاهت رو برگردون. قوانین بوشیدو.

بوشیدو؟ شوالیه‌گری به سبک خودشون.

احترام و وظیفه.

اگه بهشون احترام نذاری، احساس می‌کنن موظفن که کتکت بزنن.

چیز شخصی نیست. خب، ولی لعنتی، حسابی شخصی به نظر می‌رسه.

آره، خب، این قضیه دوطرفه‌ست. اونا با خودشونم همین کارو می‌کنن.

خیلی تسلی‌بخشه. حالا گوش کن.

باید بفهمی، این هیولاها واقعاً باور دارن ما نژاد پَست‌تریم – کمتر از آدم.

حالا، کتک زدن یه زندانی برای اونا مثل کتک زدن یه سگ نافرمانه.

و هر چی کتک زدن شدیدتر باشه، وفاداریشون به امپراتور بیشتره.

حالت خوب میشه، پسرم.

برای جناب سرهنگ جا باز کنین.

شماها جون‌سختین برای مجازات، همه‌تون.

باید می‌ذاشتین منو ببرن جای ایشون، قربان.

کاری از دستمون برمیاد، جناب سرهنگ؟ آها. شروع کنین به آماده شدن.

برای چی آماده شیم؟

فرار. هه! خب، دیگه چی، تو پسرک کله‌طلایی؟

داستی.

ممنون.

جناب سرهنگ، من این ژاپنی‌ها رو زیر نظر داشتم. هیچ‌وقت بیشتر از یه مشت ازشون نیستن

که در هر لحظه دارن از محیط اطراف محافظت می‌کنن و خیلی دقیق هم مراقب نیستن.

این برام معنی نداره مگه اینکه... مگه اینکه چی؟

مگه اینکه هر زندانی توی هزار مایل جنگل خصمانه دستگیر شده یا مرده باشه.

مگه اینکه روستایی‌های محلی حاضر باشن یه اسیر جنگی رو برای یه کاسه برنج تحویل بدن.

مگه اینکه فرار غیرممکن باشه.

عالیه.

یانکر!

بهترین راه فرار رو پیدا می‌کنی، هان؟

ایان. بله، قربان.

باید شروع کنی وسایل بقا رو جمع و جور کنی، هان؟

ارنست، وسایلتو جمع و جور کن.

می‌تونیم با مردم محلی معامله کنیم. بله، قربان.

و به محض اینکه حالم خوب بشه، راه میفتیم.

بله، قربان. بله، قربان. باشه؟

خوبه. قربان.

پسرای خوب.

اونا پسرای خوبی‌ان.

اینا پسرای منن.

هی. یه کم بیشتر برای جناب سرهنگ من چی؟

اون تو خونه مرگ (بازداشتگاه)ه. اگه جناب سرهنگت نتونه کاری بکنه، یعنی نمی‌تونه کار کنه.

اگه نتونه کار کنه، نمی‌تونه غذا بخوره. قوانین ژاپنی‌هاست. برو کنار.

یالا رفیق. یه بار بهت بدهکار میشم.

هی، شنیدیش. گفت، برو کنار!

شبیه یه کوه‌نشین گوسفندباز به نظر می‌رسی!

یالا!

آره! انجامش بده!

چته، ترسو؟ کونتو پاره می‌کنم!

یالا، تو انگلیسی کسکش!

خب، یالا پس، احمق!

خب، یالا!

کافیه.

یه مرد باید چه چیزی رو تحمل کنه تا شرافتش رو از دست بده؟

یالا، تو انگلیسی کسکش!

تا کجا می‌تونه سقوط کنه تا بهای بقا رو بپردازه؟

داستی یه پناهگاه درست کرد، درست بیرون اردوگاه، که بهش می‌گفتن کلیسای بی‌دیوار.

به ما اجازه داده بودن آزادانه ازش دیدن کنیم.

اونا می‌دونستن ما جایی برای رفتن نداریم.

بهت میگم چی کار می‌کنم به محض اینکه برگردم گلاسگو.

میرم به پاتوق مورد علاقه‌ام.

۱۴ تا ویسکی و هفت تا لیوان بزرگ آبجو می‌خورم.

و شب رو توی آغوش همسر مهربون و دوست‌داشتنی کوچولوم می‌گذرونم.

متاهلید، قربان؟ نه، ولی اگه خواهری داری، من حاضرم.

تو چی، ارنی؟

احتمالاً تدریس می‌کنم.

همیشه از تدریس خوشم میومده.

ولی فکر می‌کردم اول باید دنیا رو ببینم.

به آرزوت رسیدی. آره.

وقتی از اینجا برم بیرون، برای خودم کار راه میندازم و حسابی پولدار میشم.

چه جور کاری؟

بازار سیاه. فاحشه‌گری.

رفیق، یه چیزی بهت بگم. به عنوان یه فاحشه پول زیادی گیرت نمیاد، اینو بهت میگم.

شما چی، قربان؟

شما بعد از جنگ چی کار می‌کنید؟

شروع می‌کنم به آماده شدن برای جنگ بعدی.

در کد بوشیدو، ملت همه چیزه.

فرد هیچی نیست.

همرنگ شدن راهیه که از طریقش حس هدفمندی پیدا می‌کنن.

و اونا انتظار داشتن ما هم ازشون تبعیت کنیم.

داریم چی می‌گیم، داستی؟

وفاداری، ادب، صرفه‌جویی. وظیفه سرباز.

خب، چه عالی!

ادامه بدید، گروهبان یکم.

رژه! رژه!

به عقب بچرخید!

همه به جناب سرهنگ دوم محترم ناگاتومو احترام بگذارند.

رئیس اداره اسرای جنگی تایلند.

فکر کنم از من خوشش اومده.

باعث افتخار بزرگی برای من است

که شما را در این مکان می‌بینم.

شما اسکلت‌های باقی‌مانده کمی هستید

از پیروزی ما و قربانیان رقت‌انگیز ما.

More Farsi Persian subtitles for To End All Wars

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left