The first 200 lines.
یک
دو
سه
چهار
پنج، شش
هفت
بهشت
هفت
شش، پنج
چهار
سه، دو، یک
جهنم
یک
دو
سه
چهار
پنج، شش
هفت
بهشت
هفت
شش، پنج
چهار
سه، دو
.فقط چیزایی رو میتونیم ببریم که تو کامیون جا بشن
!منظورم اون کامیون لعنتی نیست
.اِ، اینجاست
.دخترم
.بیا اینجا
.خیس شدی
.تو کاملاً فرق کردی
.نه، اونقدرام نه
.تو رو تو خیابون نمیشناختم
.من تو رو میشناختم، بابا
.این آرامشبخشه
.لور
.دوقلوها رو بیدار کن
.باید وسایل رو جمع کنیم
.بابا
میای؟
نمیخوای جوابشو بدی؟
.فقط شش تا بشقاب و فنجون، ولی قاشق چنگالها رو بردار
.همهشو
لیشن، داری چیکار میکنی؟
.به خواهرت کمک کن
من ازت خواستم لیوانها رو جمع کنی؟
.باید گوش کنی
.ما اسمشو گذاشتیم پیتر
.مثل تو، بابا
.بیا، بگیرش، خیسه
!برش دار، گونتر
!دستوپاچلفتی
!خودتی
قانون پیشگیری از فرزندان بیمار ارثی
محرمانه
بابا؟
.فقط دارم براش آب میارم
.خانم ریشتر تا وقتی برگردیم ازش مراقبت میکنه
.حالا برگرد پیش مادرت
.لطفاً برو
.یالا، دخترم. برو بیرون
اینجا اوضاعمون بهتره مگه؟
.پیدامون میکنن
!عجله کن
!مواظب باش، لعنتی
.تو خیلی ترسویی
برمیگردی، بابا؟
.هایل هیتلر
مادرت بیداره؟
.آره
.این رو بگیر
!گونتر، عجله کن
.فورر
.دستش نزن
.بیا
.از اینجا دور شو
داره میاد، مامان، مگه نه؟
چی؟
.پیروزی نهایی
.بقیه رو بخوابون
.زود برمیگردم
مامان؟
!از من دور شو
چی شده؟
.پتو رو روش بنداز
.لطفاً روش رو بپوشون، مامان
!گمشو
چرا بهم نگاه میکنی؟
.بس کن
میشنوی؟
.اون رفته
.این پایانه
.اون مرده، لور
بابا؟
.بابا
.پیشوای ما، لور
.اون مرده
مامان؟
.چیزی برای پیتر نیست که بخوره
.سلام
میخواستیم ببینیم میتونیم یه مقدار غذا بخریم؟
.مامانت هنوز اینجاست؟ آره، معلومه
.فکر کردیم بردنش زندان
.باید برم پیش پدرتون
...اگه تا سه روز دیگه برنگشتم
.باید برین پیش مادربزرگ
.برین ایستگاه قطار و بلیط هامبورگ بخرین
.و از اونجا برین هوسوم
.و بعدش از روی گل و لای
یادت میاد، لوره؟
.هامبورگ دوره
.اگه خودم نرم، میان و منو میبرن
.اول پولا رو خرج کنین
.توی چمدون بزرگم جواهرات هست
دارین میرین زندان؟
.نباید نگران باشین
.نگران نمیشم
.اردوگاهه
.آره
.زندان نیست
.زندان جای خلافکاراست
.ببرینش
!ببرینش
نمیبرینش؟
.اونا همه بچهها رو میکشن
برنمیگردی، مگه نه؟
.باید یادت باشه که کی هستی
.نباید نگران باشی
.اونا به زودی اینجا هستن
.ولی نباید بترسیم
.قبل از پیروزی همیشه درد هست
.سرش رو بالا نگه دار
.نباید زیر آب بره
اگه زیر آب بره، غرق میشه؟
.ممکنه
.یه پسری توی هامبورگ، تو پارک ینیش، غرق شد
چه شکلی بود؟
.هیچی ندیدی، فرار کردی
اون کجاست؟
.این خونه مادربزرگه
.روی دیوارش آسیاب بادیهای آبی هست
.خیلی زیاد
.صبر کن تا ببینی
و اون کیه؟
.خواهر مامان
.اون توی جنگ اول مُرد
.سرفه شدیدی داشت و بعد مُرد
مامان کجاست؟
.همین نزدیکی، با بابا
...اگه نزدیکن
چرا نمیان دنبالمون؟
.احتمالاً دارن فکر میکنن کجا زندگی کنیم
...و
.چه رنگایی خونه رو رنگ کنن
.از این جور چیزا
چرا در رو باز نمیکنه؟
.مچشو موقع دزدی گرفتم
.نمیدونم پدر و مادرتون چطور شما رو تربیت کردن
فکر میکنین هرچیزی مال خودتونه؟
این چیزیه که توی "جوانان هیتلری" یادتون دادن؟
!بلند شو
!اینجا خونه شما نیست، هیچکس شما رو اینجا نمیخواد
.بچه رو نگه میداریم ولی بقیه باید برین
.ولم کن، مامانم رو میخوام
.برو اون تو
!ولش کن بیاد بیرون
.یه پسر آلمانی دزدی نمیکنه و بعد مثل بچه گریه کنه
!مامان کی برمیگرده؟ هیچوقت
!گمشو
.گونتر یه دزد کثیف کوچولوعه
.حالا باید بریم
!همش به خاطر گونتر
!اون گفت منتظر بمونیم
!بیا بیرون
.همش تقصیر توئه
.آمریکاییها برای بچههایی مثل شما زندانهای کوچیک مخصوص دارن
.جاهای وحشتناک، که بچهها شکنجه میشن
.شاید فردا بیاد
.نمیخوام برم زندان، لوره
.نه، اون نمیاد
.خونه مادربزرگه
.باهاش حرف زدم
.تو اونجا نبودی
.خونه مادربزرگه. بابا هم همینطور
!میتونم بهتون پول بدم
.میتونم بهتون پول بدم
.ما میخوایم بریم ایستگاه قطار
مادرت این لباس رو دوخته؟
.مال مغازهست
مادرتون الان کجاست؟
.هامبورگ، با مادربزرگ
و پدرتون؟
مرده؟
.داره میجنگه
.پس احمقه
.ما دیگه قطار نداریم. آمریکاییها اونا رو بردن
.از این جاده دارین میرین سمت کارلسروهه
.اگه خیلی دور برین، میفتین دست فرانسویها
.ما میخوایم بریم هامبورگ. از توی دشت رد شین، جاده رو میبینین
.بفرما
.برای بچه
No comments yet. Be the first to leave one.