Halo

Halo

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Halo S02E06 Onyx 1080p PMTP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-ACEM
A Commentary by Fatiima

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
HD
XviD
Published on: 2024-03-08
Downloads: 100
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اکرسون اونجا رهامون کرد که بمیریم ‫

‫بدون راه خروج، بدون زره

‫- اونی می‌دونست زنده نمی‌مونیم ‫- شهر سقوط کرد

‫اتفاقی که در ریچ افتاد، شخصی نبود ‫سیاسی بود

‫- کار پارانگوسکی بود ‫- اطلاعات ناوبری از خودش محافظت می‌کنه

‫اگه باهاشون دشمن بشی ‫براشون مهم نیست...

‫که مسترچیف هستی

‫تو کِی از اطلاعات ناوبری خارج شدی ‫آدمیرال؟

‫خواهش می‌کنم کمکش کن

‫تو حاضری چه کار برای من کنی؟

‫ارزش این ابزار انسانی چیه؟

‫دانایی. دانایی انسانی

‫- تو چی از اهریمن می‌دونی؟ ‫- اون تو رو به یاد داره

‫تو خاطراتش رو داری. ‫نشونم بده

‫تو کسی خواهی بود که ما رو ‫به حلقه‌ی مقدس هدایت می‌کنه

‫چه کار باید بکنم؟

‫به من باور داشته باش. ‫من سعادتمند هستم

‫هرچیزی که هیلو رو ساخته ‫چیزی در درون تو قرار داده

‫اون هیولا الان نزدیک شده

‫پیدایم کن، رهایم کن، نجاتم بده

‫نام خودت رو رها نکن، حافظ

‫این رو از کجا آوردی؟

‫یه پسربچه بهم داده

‫- اون کجاست؟ ‫- بردنش

‫- کسل رو کی برده؟ ‫- فرماندهی فضایی

‫اسمش واناک-134 بود

‫من کسانی که باعث مرگت شدند رو ‫پیدا خواهم کرد

‫و از بین می‌برم‌شون

‫اون‌ها خانواده‌ی من بودن، دوستانم بودن!

‫هیچ آموزشی برای این وجود نداره!

‫من نمی‌تونم بمونم ‫و تماشا کنم

‫پیشنهاد می‌کنی که تیم سیلور رو ‫بدون رهبرش اعزام کنم؟

‫فقط من، تا مرخص شدن جان

‫ما هر دو می‌دونیم ‫که اون از خود بیخود شده

‫ویسکی-یونیفرم یک-یک. ‫فونیکس هستم

‫سرعت‌تون رو حفظ کنید

‫ما برای همین آموزش دیدیم

‫وقتشه انتقام‌مون رو بگیریم

‫پرز

‫اگه نتونی بدنه‌ی سفینه رو بگیری...

‫باید دو ساعت توی هوا معلق بمونی...

‫و من مجبور می‌شم درباره‌ی حماقتت ‫گزارش بنویسم

‫و از گزارش نوشتن متنفرم

‫تو چیزی درباره‌ی من نمی‌نویسی

‫واحد حمله جاولین...

‫اجازه‌ی پریدن دارید

‫جوخه‌ی اول...

‫آماده‌ی پرش!

‫- اسپارتان‌ها! ‫- هرگز نمی‌میرند!

‫- اسپارتان‌ها! ‫- هرگز نمی‌میرند!

‫- با من ‫- به سلامت، اسپارتان‌ها

‫جاولین-دو ‫زاویه‌ات رو اصلاح کن

‫ترکیب رو حفظ کنید

‫مراقب صف‌تون باشید!

‫- لعنتی ‫- پرز!

‫چه غلطی داری می‌کنی؟

‫- برگرد داخل ترکیب ‫- توی گزارشت بنویسش

‫تو اینجا تنها نیستی!

‫پلاسمای سرعت بالا!

‫جاولین صحبت می‌کنه

‫در حال دریافت آتش منظم ‫از گشت‌ناو کاوننت

‫- سینگ کشته شد! ‫- رومون قفل کردن

‫- ما رو می‌بینن! ‫- صف‌تون رو حفظ کنید!

‫تعداد نامشخصی از توپ‌ها ‫در حال ردیابی هستند

‫تیم جاولین، پراکندگی رو حفظ کنید

‫همپوشانی نکنید!

‫- راست رو بشکنید! ‫- لعنتی

‫به هدف می‌رسیم با شماره‌ی ‫سه، دو، یک...

‫فونیکس، جاولین یک هستم

‫فاز اول تکمیل شد

‫شروع فاز دو

‫خطر انفجار!

‫مفهومه، مسلح شد!

‫همپوشانی محدوده

‫- حفاظ فعال شد ‫- حرکت کنید!

‫اتاق فرمان روی این عرشه‌ست!

‫بزنیدشون!

‫دود روی عرشه دیده می‌شه! ‫عقب بمونید!

‫هایز صدمه دیده!

‫- بهیار! ‫- تحرک پشت سرمون!

‫- باید حرکت کنیم! ‫- حرکت!

‫- گیلروی ترکید! ‫- الان، پرز! بریم!

‫- با من! ‫- حرکت! حرکت!

‫اتاق فرمان! مستقیم به راست!

‫حرکت! برید!

‫- اسپایک دست کیه؟ ‫- گیلروی! من رو پوشش بده!

‫- خوبی؟ ‫- خوبم

‫تکون بخور!

‫گرفتمش!

‫اوکادا مجروح شده!

‫برو! برو!

‫پرتاب نارنجک!

‫- حرکت کنید! ‫- برید!

‫گوشه‌ها رو چک کنید

‫امنه

‫بهت که گفتم ‫فقط آشخورها می‌گن "امنه"

‫من هم در جواب بهت گفتم ‫که برو درت رو...

‫مالینز!

‫تمومش کن!

‫فرماندهی ناوگان ‫جاولین-چهار هستم

‫من آخرین نفر زنده مانده هستم

‫آماده‌سازی برای اسپایک

‫برای اتصال آماده باشید

‫نمی‌تونیم!

‫لعنتی

‫آروم باش، اسپارتان

‫همه کشته شدید

‫دوباره

‫سیستم پیشرفته حفاظ سفینه‌های کاوننت...

‫باعث می‌شه در ازای هر کدام از این‌ها ‫سه تا سفینه از دست بدیم

‫سیستم هدف‌گیری‌شون هم ‫از ما برتری داره

‫اما همین هدف‌گیری ‫نقطه ضعف‌شون هم هست

‫بازپخش، لطفاً

‫اون‌ها هیچ مشکلی با قفل کردن ‫روی سفینه‌های مهاجم ما ندارند

‫اما در برابر اهداف کوچک‌تر ‫کمتر کاربردی هستند

‫یعنی شما

‫من می‌تونم از 2500 متری ‫یه الیت رو بزنم

‫اما مسلسل من در برابر یه دسته زنبور عسل ‫بی‌فایده‌ست

‫یعنی الان زنبور عسل شدیم؟

‫از خداتون باشه

‫زنبورهای عسل با هم کار می‌کنند

‫چندین بدن دارند، با ذهنی واحد

‫مأموریت واحد

‫نفوذ به سفینه. ‫تحویل اسپایک

‫اتاق فرمان مرکز عصبی اونجاست

‫از خارج محافظت می‌شه ‫نه از داخل

‫نه از این

‫اطلاعات ما نشون میده ‫که سیستم‌شون...

‫در برابر لغو و بازنویسی آسیب‌پذیره

‫اسپایک ویروسی رو واردش می‌کنه

‫قطعی کامل سیستم

‫چراغ‌ها خاموش

‫مانند تیری در مغز

‫حرفی می‌خوای بزنی، اسپارتان؟

‫بله

‫می‌خوام بگم که کس‌شره، خانم

‫ما دشمن رو پاکسازی کردیم

‫اون گلوله‌ها از ناکجاآباد اومد

‫شبیه‌سازی اتفاقیه

‫همین‌طور جنگ

‫مرخصید

‫آهای! آهای!

‫بذار یه چیز رو روشن کنم

‫ما با هم برابر نیستیم

‫من مربی شمام

‫با من مشکلی داری؟

‫با شکست مشکل دارم

‫با سربازانی مشکل دارم...

‫که اشتباهات‌شون رو ‫تکرار می‌کنن...

‫و نه تنها مأموریت...

‫بلکه جان هم‌رزم‌هاشون رو ‫به خطر می‌اندازن

‫هم‌رزم‌های من همه مرده بودند

‫مسئله شخصیه؟

‫چون من در ریچ بودم و تو نه؟

‫با یک نبرد باتجربه نمی‌شی

‫فقط خوش‌شانس بودی

‫من می‌دونم برای چه کاری داوطلب شدم

‫می‌گی که می‌خوای بمیری، اسپارتان؟

‫نه، خانم

‫در یک باغ خانوادگی کوچک...

‫در مکانی به نام سری لانکا ‫در کره‌ی زمین...

‫این برگ‌ها کاشته می‌شن

‫زیر نور آفتاب خشک می‌شن...

‫سپس 25 کیلومتر ‫روی پشت پدر خانواده حمل می‌شن

‫با پاهای قهوه‌ایش بر زمین قرمز

‫در مزایده فروخته می‌شه...

‫سپس روی شانه‌ها قرار داده می‌شه...

‫سپس داخل کشتی ‫و داخل دریا میره

‫بسته‌بندی می‌شه ‫خریداری می‌شه...

‫و داخل این فنجان کوچک ‫ریخته می‌شه...

‫که فقط طعمش رو بچشی

‫راضی به زحمت نبودیم

‫زحمتی نبوده

‫در واقع،‌ این برگ‌ها ‫در آزمایشگاهی...

‫در طبقه‌ی چهار ‫پرورش داده شدند

‫و چرا باید اطلاعات ناوبری ‫زحمت پرورش چای به خودش بده؟

‫چون من بهشون گفتم

‫هدف اینه که با نوشیدن چای ‫طعم داستان پشتش رو چشیده باشی

‫داستان‌ها مهمن ‫اما ظرافت خاصی دارند

‫چای هم مانند امپراتوری‌ها...

‫دهه‌ها زحمت‌شون می‌تونه با کوچک‌ترین غفلت ‫نابود بشه

‫اگه نگران ریچ هستی...

‫روایتش تغییری نکرده

‫سفینه‌ای کمتر از یک ساعت قبل ‫وارد فضای هوایی ما شده

‫بهم گفتن خلبان اون سفینه...

‫تا حدودی با شبکه‌ی دفاعی ما ‫آشنا بوده

‫امیدوارم من رو مقصر ندونی

‫اون‌ها در کمتر از 15 کیلومتری ‫موقعیت فعلی ما...

‫فرود اومدند

‫یه تیم بفرست

‫گفته بودم که یکی از عاملان ما در آلریا...

‫باور داره کاترین هالزی رو دیده...

‫که سوار سفینه‌ای ‫با همین مشخصات شده؟

‫اگه بهت بگم چند مورد رویت شدن ‫از کاترین هالزی داریم...

‫نوزده ساعت پیش

‫امکان نداره

‫اون مُرده

‫البته که ممکنه اشتباه کرده باشه

‫ممکنه هرکسی باهاش بوده باشه ‫که به قول خودش:

‫"با مردی زخمی" سفر می‌کرده

More Farsi Persian subtitles for Halo

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left