The first 200 lines.
نا مون هی -
کیم سو آن -
با حضور افتخاری چون وو هی -
هی اون سنگینه، یکیشو بده به من
خیلی کله شقی ، قشنگ معلومه نوه ی خانوم بیون ـی
کارگردان : ها این مو -
گرمت نیست؟ بیا اینجا
! دونگ گوانگ
کارگری هم سخته، نه؟
کجا داری میری؟
میریم خونه خانوم بیون بعدشم اسم من دونگ گوانگ ـه
...نمیتونی پسرتو با همون اسمی که
روش گذاشتی صدا کنی؟
دختره کیه؟
دخترِ هیو سون ـه
هیو سون؟
همونی که فرار کرد تا خواننده بشه؟
مامان، بعدا حرف میزنیم
دیگه رسیدیم
مامان بزرگ کارشو زود تموم میکنه
برو اونجا منتظر بمون اونم زود میاد خونه
... من یکم سرم شلوغه، پس
...این دهکده هم خیلی بالا پایین داره ها
خدایا، چطور همیچن اتفاقی افتاد؟
چرا اونا به جای هیو سون اومدن اینجا؟
میشه انقدر نوشیدنی نخوری؟
تو کی هستی؟
چرا اینجا خوابیدی؟
بچه جون؟
اون چیه؟
دزدیدیش؟
چی؟ نه، معلومه که ندزدیدم
بچه جون، نباید ازین کارا بکنی
چی دزدیدی و اونجا قایم کردی؟
بده ببینمش
بدش به من
نخیرم اینطور نیست دست بهش بزنی برات بد میشه
من دیگه واسه این کارا خیلی پیر شدم
! فقط بدش به من
چرا انقدر زورت زیاده؟
کیم هیو سون
اسم مامانم کیم هیو سونه
کی؟
... کیم هیو سون
من کوزه خاکستر مامانتو شکستم؟
آره، کوزه خاکستر دخترتو شکستی
اینو به مامانت نگی ها
اون مادر خوبی بود پس درک میکنه
اسم تو چیه؟
گونگ جو، اسمم "نا گونگ جو" ئه
اونم "نا جین جو" ئه
مثل "شاهزاده خانوم" و "مروارید"؟
این اسمیه که هرگز فراموش نمیکنم
بریم یه چیزی بخوریم
گشنت نیست؟
به زودی هوا تاریک میشه چرا یکم دیرتر شام نخوریم؟
نگران نباش
دستای من خیلی کُندن پس از حالا باید شروع کنم غذارو آماده کنم
خب میتونم کمک کنم؟
نه بابا ، سرت به کارت خودت گرم باشه و یه گوشه بشین
...:: یک شاهزاده خانوم کوچولو ::...
نمیخوای بیای تو؟
!ایول عجب واکنشی
شما خوبین؟
مرسی
امروز یه دانش آموز جدید داریم
... اسمش هست
من نا گونگ جو از چونگ سانگ هستم
توی کلاس روستامون همیشه شاگرد اول بودم
ولی نمیدونم اوضاع تو شهر چطور قراره پیش بره
امیدوارم خوب با هم کنار بیایم
! تشویقش کنید
! من! من! من
! خانوم! اینجا یه جای خالی هست
... اوه پسر
برو گونگ جو، باید بهش کمک کنیم تا شاگرد آخر کلاس نباشه
! خیلی خب، توجه کنید
بیاین نگاهی به چرخش زمین بندازیم
پس همیشه تو کلاستون شاگرد اول بودی آره؟
شوخی کردم
شوخی هم خوبه
! اوه، عزیزم
اگه بازم به اون یو رامِ خیال پرداز امیدواری بدی
اونوقت میشه روز مرگت، فهمیدی؟
فکر میکنی اون خیال پردازه؟
الان میخوای تظاهر کنی خیلی حالیته؟
بهتره مواظب رفتارت باشی
تو کی باشی که به من بگی مواظب رفتارم باشم؟
همه میدونن مامانت بعد از اینکه از خونه فرار کرده مُرده
یعنی اون خلافکار بوده، درسته؟
! مادر و دختر لنگه همین
... مثل
!جفتتون خل و چلین
! هوانگ سوک
خونریزی داری! حالت خوبه؟؟
اگه بازم سعی کنی سر به سرم بذاری
اونوقت دوتا سوراخ دماغتم خونی میشه
!دماغت کج شده
هی علاقم بهش بیشتر میشه
عادت کردن به زندگی با بچه ها سخته
چی شده؟
! اینو! اینو ببین
اینم همینطور! تو این کارو کردی آره؟؟
آره بخاطر تو این کارو کردم
همیشه با تهدید تعریف میکنی؟؟
من واسه دوخت و دوز نخ بلند لازم دارم اینا خیلی کوتاهن
دیگه اینجا سر خود کاری نکن
فهمیدی؟
... باشه
میرم کهنه های جین جو رو بشورم
حتی پی پی هاشم خیلی بانمکن، مگه نه؟
همین الان بهت چی گفتم؟
چی؟
اون نباید از کهنه استفاده کنه
اعتراف میکنم که باسنش قرمز شده
مثل باسن میمون
پوشک بچه
!بفرمایید نمونه رایگان! نمونه رایگان
حتما
شیر خشک اشانتیون
! ممنون! ممنون
اینا رو حساب کنین
اینو برمیگردونم
فکر کردم الانه که قلبم منفجر بشه
وقتی بهش عادت کنی دیگه مشکلی نیست
فکر کردم به اندازه کافی برداشتیم
ولی اینا کافی نیستن
گفتن این شیر خشکا خیلی خوبن پس باید سر وقت بهش بدیم بخوره
انقدر سرم غر نزن، فعلا راه بیفت بریم خونه
باید تا جایی که میتونم دستمال بفروشم
! اوه ، راستی
چیه؟
!یادم رفت برم دیدن یو رام
!بیشتر فشار بده
نمیبینی دارم همینکارو میکنم؟
! محکمتر! محکمتر
! ایش
! بذار من امتحان کنم
تو چته؟
!من فشار میدم - دیوونه شدی؟ -
سلام
! گونگ جو
غذای جین جو آمادس
! مامان! زود باش
! باشه سلام
! من میدمش به اون
نمیشه همینقدر مراقب خواهرت باشی!؟
مرسی - خواهش میکنم -
نیازی به تشکر نیست
! مامان من تو شیردوشی مشهوره
اگه ته مونده ی شیرشو ندوشه
...سینه هاش یکمی درد میگیرن
چی میگی ؟
! بیخیال، مامان
دو دلار، لطفا
! نوش جان
سلام، هر رول یک دلاره
دو دلاری دوس دارین!؟
! دو دلار لطفا، مرسی
تقریبا همرو فروختی
من که خیلی کم فروختم
تو همینجور یکسره داری میفروشی
ولی من کوفتم نفروختم
میتونم دوتا رول بگیرم؟ - حتما -
اون دونگ گوانگ نیست؟
مشکلی نیست
میشه تمومش کنی؟
... ایش - مگه چه اشتباهی کردم؟ -
فقط عشقمو برای اولین بار بهت اعتراف کردم
از ابراز احساساتت بدش اومد؟
!یا خدا! ترسوندیم
گونگ جو و جین جو کجان؟
قلب مادرت هزار تیکه میشه
! وقتی ببینه ردت کردن
لطفا به مامانم نگو
باید خودمو با این حلق آویز کنم
ده روزه هیچی نفروختم
من میخرمشون، همشونو میخرم
پوشک بچه
شیر خشک
چشمات قرمز شده، برو بخواب
چشای خودت قرمزتره
باید زود بری بخوابی
... تو
... تو
... منظورم اینه که
مامان من آدم خوبی بوود
دوسم داشت ، همیشه لبخند میزد و تشویقم میکرد
اون آدم خوبی بوده
جین جو داره گریه میکنه
آواز نخون، مارا از خونشون میان بیرون
مارها هم میخوابن فقط یه دقیقه س
گونگ جو؟
سلام - سلام -
چرا چشمات انقدر خسته ان؟
بخاطر جین جو تمام شب بیدار موندم
چشمای توام خیلی با من فرقی ندارن که
یکی هم منو بیدار نگه داشت
توام بچه داری؟
!من که زن ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.