Paradise

Paradise

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Paradise 2025 S01E06 WEB
A Commentary by HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Published on: 2025-02-18
Downloads: 121
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫همه تو راه اینجا چیزهایی رو از گم کردیم

‫من زنم رو گم نکردم، ‫دقیقا می‌دونستم کجاست

‫وقتی اون اتفاق افتاد ‫تو یه شهر دیگه بود

‫و مُرد چون کال نرسوندش به یه هواپیمای کوفتی

‫اون شب دیدمش

‫دیدمش

‫خبرهای جهان همینجاست

‫مامور پیس، بکششون

‫مردم باید بدونن که بازموند‌ه‌هایی هستن

‫- و من حقیقت رو بهشون میگم ‫- نه، نمیگی

‫اول کال، بعد بیلی

‫کار اون بوده

‫از پا درش میاریم

‫سخته بدون سلاح کسی رو از پا دربیاری

‫- سلاح هست ‫- زیر-زیرزمینِ استادیوم

‫فقط یه رمز چهاررقمی می‌زنی. ‫تاریخ تحلیفمه

‫و می‌دونم چجوری گیرشون بیارم

‫برو بالا و برادرت رو بردار، ‫یه ساک بردار

‫هرچی که می‌تونی تو کوله جا بدی

‫سلام کارل. ‫می‌خوام اون لطفه رو بهم بکنی

‫پروازم هنوز تاخیر نخورده. ‫باید وسایلم رو جمع کنم

‫الان واقعا وقتش نبود که ‫به دفتر مدیر مدرسه احضار بشم

‫- که برام سخنرانی کنه ‫- آره، می‌دونم

‫بخاطر کیک تو دردسر افتاده؟

‫آره، کیک خیلی زیاد

‫کت آبی من رو دیدی؟ ‫باید بذارمش تو چمدونم

‫چیه؟

‫خب، یا با کتم مشکل داری

‫- یا با من مشکل داری ‫- من چیزی نگفتم

‫بخاطر کارم باید برم آتلانتا

‫- نتیجه تمام زحماتمه عزیزم... ‫- می‌دونم

‫می‌دونم

‫اگه رئیس‌جمهور امشب هم ‫تا دیروقت نگهت نداشت

‫می‌تونی به موقع برسی خونه ‫که یه بوس خدافظی بهم بدی

‫این هفته مترو دیر و زود میشه

‫- شاید یه سکس ریز هم گیرت بیاد ‫- تا پنج میام خونه

‫آقا و خانم کالینز

‫درستش آقای کالینز و دکتر راجر-کالینزـه

‫البته. بفرمایید

‫از تمام کلاس هشتمی‌ها خواسته شده ‫مشکلی رو کاوش کنن

‫که تاثیر منفی‌ای روی دنیای امروزمون داره

‫عنوان پروژه پرسلی ‫«نمایش توزیع نابرابر غذا» بوده

‫- «ناعادلانه» ‫- جان؟

‫عنوان پروژه‌ش «نمایش توزیع ناعادلانه غذا» بوده

‫نه نابرابر

‫بی‌عدالتی نتیجه‌ی نابرابری غیرمنصفانه‌ست

‫- با هم فرق دارن ‫- عنوانش مهمه حالا؟

‫پروژه‌ش شر و ور محض بوده

‫جانم؟

‫خیلی‌خب، عنوان رو فهمیدیم. حله

‫- لطفا ادامه بدید ‫- به گفته معلمشون

‫پرسلی به هر دانش‌آموز

‫یک کشور یا طبقه اجتماعی رو نسبت داده

‫بعد به هر دانش‌آموز یه تکه کیک داده

‫که امنیت غذایی جهانی ایده‌آل رو نشون بده

‫بعدش، کیک رو بار دیگه توزیع می‌کنه

‫که توزیع ناعادلانه حال حاضر غذا رو نشون بده

‫آره، چارلی رو میلیاردر نشون داده

‫کیک رو از بقیه گرفته

‫و همه‌ش رو فرو کرده به چارلی

‫به بچه‌هایی که نماینده کشورهای فقیر بودن

‫گفته تشویقش کنن که کیک رو بخوره

‫انقدر کیک خورده...

‫خیلی‌خب، مجبور نبوده بخوره که

‫پرسلی هم همینو می‌خواسته برسونه

‫پروژه مسخره‌ای بوده، خودتونم می‌دونید

‫- دختر من مسخره نیست ‫- تر

‫پنج سال دیگه از اون بچه‌ها بپرس

‫پروژه کی تأثیرگذار بوده...

‫خانم کالینز، موضوع این نیست

‫موضوع این نیست؟

‫- به پرسلی یه تذکر کتبی میدیم ‫- گفتین یه مشکل رو کاوش کنین

‫موضوع این بوده، درسته؟

‫اونم این موضوع رو تا دسته کاوش کرده

‫می‌خواستین یه منظوری رو برسونه، ‫اونم رسونده

‫کاری کرده که اون بچه‌ها ‫دیگه به این راحتی

‫نصف ماکارونی‌شون رو نندازن تو سطل آشغال

‫- ولی شما... ‫- خیلی‌خب، به پرسلی

‫یه تذکر سفت و سخت میدین. ‫فهمیدیم. ممنون

‫چارلی تو سطل آشغال بالا آورده

‫بچه تحقیر شده، ‫دیگه نمی‌خواد بیاد مدرسه

‫هی، هی، یه فکری

‫بشونینش تو ماشین و بگین باید بری مدرسه

‫- خیلی‌خب ‫- اینو امتحان کنین

‫همین مونده این بهم بگه کی مسخره و دیوونه‌ست

‫خوشحال شدم دیدمت کلیف

‫- الان خیلی دوستم داری ‫- نه حتی یه ذره

‫ما کلی این در و اون در زدیم ‫که تو این مدرسه ثبت‌نامش کنیم

‫الان نمی‌تونیم بریم رو مخ بقیه پدر و مادرها

‫بیخیال. اینا به خودشون میگن پدر و مادر؟

‫اون پسره چارلی یه قلدر واقعیه

‫از اون قلدرهای سال 1984. ‫یه کبرا کای سنتیه

‫- قضیه نوارچسب کثیف رو یادته؟ ‫- همونی که آب توالتی بود؟

‫- آره ‫- کار این چارلی بوده؟

‫- بله ‫- فکر می‌کردم اون ابله

‫- چارلی جی بوده ‫- نه، کار این بوده

‫اکس، دخترت فقط یه پروژه خفن انجام نداده

‫انتقام قرن رو گرفته

‫لازم نبود قشقرق به پا کنی

‫حرفم اینه

‫خب، بعضی وقتا قشقرق به پا کردن ‫تنها کاریه که باید بکنی

‫عزیزم، دوستت دارم. ‫تو مهربون‌ترین، آروم‌ترین

‫و مسلط‌ترین آدم روی زمینی

‫ولی یه روز تو هم صبرت لبریز میشه

‫یه روز، یه بدبختی مجبورت می‌کنه ‫که قشقرق به پا کنی

‫و وقتی این اتفاق بیفته...

‫دلم می‌سوزه به حال اون مادرمرده

‫« بهشت »

‫« قسمت شش: خودت معجزه خواستی »

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫بگو ببینم

پسره قبل از تگری زدن چقدر کیک تو خودش جا داده؟

‫یه جاش فکر کردم

‫تری الان پا میشه می‌زنه تو گوش بابائه

‫احتمالا بد نیست که داره از اینجا میره

‫دوباره آتلانتا؟

‫آره، داره تو کارش پیشرفت‌های مهمی می‌کنه

‫واقعا... فوق‌العاده‌ست

‫خب، دیگه به کارتون برسید قربان

‫هی کالینز، وایسا

‫بله قربان؟

‫یه اردوی علمی بریم. نظرت چیه؟

‫داره دیر میشه. ‫نمی‌خواین کاراتون رو تموم کنین؟

‫چه کاری میشه کرد؟

‫هیچی درست‌شدنی نیست

‫می‌خوام پروتکل ورسای رو بهم توضیح بدی

‫اگه داستان بیخ پیدا کنه ‫منو کجا می‌برن؟

‫می‌دونم جزئیاتش رو نمی‌دونی

‫که قضیه اصلی ممکنه چی باشه

‫و داستان مذکور کِی ممکنه بیخ پیدا کنه

‫ولی از دیدگاه لجستیک ‫چجوری می‌خوان من رو از اینجا ببرن؟

‫- خودتون پروتکل رو می‌دونین ‫- نمی‌دونم راستش

‫مارشا، میای تو؟

‫زیویر من رو می‌بره قدم بزنیم

‫امشب دیگه کاری نداریم

‫خوبه آقای رئیس‌جمهور

‫زیاد بیدار نگهش ندار زیویر. ‫فردا مدرسه داره

‫قول میدم

‫چرا هنوز روی ‌آسمونم نوشته هست؟ ‫گفتی درستش می‌کنی

‫از قرار معلوم نمی‌تونیم کاریش کنیم

‫یعنی چی نمی‌تونی؟

‫هر کی این کارو کرده ‫ما رو از سیستم بیرون انداخته

‫- کارل جنکینز؟ ‫- اوه!

‫بله. اینم لوسی‌ـه

‫یعنی چی؟ ‫سگ چجوری آوردی این پایین؟

‫برای همین زیویر می‌خواد مخفی بشم، ‫چون شاید بیان بگردن

‫کجا برم؟

‫من فقط می‌دونم که گفت سر جاتون بمونین

‫بی‌خطرترین کار اینه که ‫همه‌تون اینجا باشین

‫بچه‌ها تو اتاق پشتی‌ان

‫چیکار می‌کنی؟

‫داری میری؟

‫بابا گفت اینجا بمونیم ‫تا خودش بیاد

‫می‌دونم چی گفته

‫ولی گوش کن جیمز

‫تو همیشه بهم التماس نمی‌کنی ‫که بذارم کارای باحال بکنی؟

‫خب، می‌خوام یه کار باحالی برام بکنی

‫ممنون

‫چه الم‌شنگه‌ای به پا شده

‫این اداها رو بذاریم کنار

‫فکر خوبیه، آره...

‫خب، خوشحالم که من رو احضار کردی

‫چون اون بیرون داستان هر چی که هست

‫باید با دقت تمام پیامی رو آماده کنیم

‫که اضطراب جمعی تمام...

‫ببخشید، الان توافق کردیم ادا رو بذاریم کنار

‫«اون بیرون داستان هر چی که هست»؟

‫داستان مامور کالینزـه، ‫پس نیازی نیست

‫تظاهر کنیم که چی به چیه

‫زیویر؟

‫پشمام

‫تو حموم به طرف دادی، ‫ولی بازم بهت نگفته

‫که می‌خواد نظام شهر رو عوض کنه

‫از دست این مردها

‫من تو رو از روی زمین جمع کردم سامانتا

‫بعد به حریم خونه‌ی من تجاوز کردی؟

‫گوش کن بهم

‫تو عاشق این شهری. من عاشق این شهرم

‫اگه بخوایم حفظش کنیم

‫باید بری با مردت یه غذای خوب بخوری

‫و بفهمی چی تو سرشه

‫همین الان رفته توی غذاخوری

‫فضای عجیبی شده اون بیرون، نه؟

‫دفعه قبل که اومدی، ‫به سیب‌زمینی پنیریت دست نزدی

‫می‌خوای دوباره امتحان کنی؟

‫همین استیک خوبه، مرسی

‫می‌دونی، فکر می‌کردم بیشتر ‫دلم برای گوشت واقعی تنگ بشه

‫ولی این گوشت گیاهی همچین هم بد نیست

‫- خیلی قانع‌کننده بنظر میاد ‫- زیویر

‫تازه یه چیزی هم هست...

‫از ذهنم بیرون نمیره دکتر

‫مال قبل از اون اتفاقه

‫قبل از اینکه دنیا تموم بشه، ‫وقتی گوشت واقعی می‌خوردیم

‫همش به این فکر می‌کنم

‫که چجوری گاوها رو سلاخی می‌کردن

‫اون موقع، آدم اجازه نمی‌داد ‫ذهنش بره اون سمتی، ولی الان...

‫از فکرم بیرون نمیره

‫می‌تونم تصور کنم که ‫احتمالا چه شکلی بوده

‫چه صدایی داشته

‫به اینکه یه جا محصورشون می‌کردن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left