The first 200 lines.
وای، چقدر قشنگه.
افتضاحه.
نمیتونم انجامش بدم.
هوم، ولی بالاخره انجامش میدی.
چقدر سریع بزرگ میشی.
همیشه اینو میگی.
آره، چون واقعاً داری بزرگ میشی.
چقدر شبیه خواهرت شدی.
کاش میتونستم ماراتن بدوئم.
اگه برگردم و ببینم یه وجب بلندتر شدی، ممکنه حسابی دعوات کنم.
آه، آره.
آره.
آره.
آره.
آره.
بیا با من.
دور شو.
ما دلهامون رو به روت باز کردیم، تو رو در آغوش گرفتیم،
اجازه دادیم تو، یه غریبه، با یکی از دخترای قبیلهمون ازدواج کنی.
و تو چطور این لطف رو جبران کردی؟
چیزی که حقش نبود رو گرفتی، و حالا زنت مرده، تا کفاره گناهاتو بده.
فکر کردی میتونی همینجوری ول کنی و بری؟
هوم؟
اون کجاست؟
ایو کجاست؟
چارلی.
تو یه بزدلی.
سعی میکنی به خودت بقبولونی که سرنوشت تو رو از کارات تبرئه میکنه.
هیچ انتخابی وجود نداره.
و این باعث میشه کارایی که میکنی راحتتر باشه؟
این باعث میشه کارایی که میکنم ضروری باشه.
یه گلوله، اگه درست شلیک بشه، میتونه معجزه کنه.
نه خوبه، نه شر.
ولی اینکه یه آدم چطور ازش استفاده کنه، شخصیت واقعیش رو نشون میده.
تو انتخاب میخواستی.
خب، ایناهاش.
خودتو بکشی، دخترت زنده میمونه.
یا منو بکش، و تو و دخترت با هم میمیرید.
انتخاب با توئه.
انتخابتو کردی.
حالا جراتشو داری انجامش بدی؟
چایکوفسکی.
چقدر دوستداشتنی.
تو زمان از دست دادن، هیچچیز سادهتر از دلسوزی نیست، و هیچچیز سختتر از حقیقت، چون برای غم پاسخ آسونی وجود نداره.
دلم میخواد باهات صادق باشم.
اشکالی نداره؟
پدرت آدم خوبی بود.
اون برای تو یه زندگی آزاد و باز میخواست.
نه مثل زندگیای که خودش مجبور بود تحمل کنه.
ولی همهمون با تصمیمایی که میگیریم زندگی میکنیم.
حالا اون ازت گرفته شده.
من نمیتونم کاری براش بکنم.
ولی کاری که میتونم بکنم، اینه که پیشنهاد بدم ببرمت پیش خانوادش.
اونا ازت مراقبت میکنن، و امیدوارم یه روز اونا هم بشن خانواده تو.
مدیر الان میتونه شما رو ببینه.
اون میدونه والدین واقعیش کی بودن؟
بیا اینجا، بشین.
تو رقص بلدی، درسته؟
من این تئاتر رو اداره میکنم، و همیشه دنبال نیروهای جدیدم.
من تو رو میشناسم.
درد تو رو میشناسم.
چیزی که زیر پوستت داره میجوشه.
میتونم جایی بهت بدم که این خشم رو خالی کنی.
اون آدما گذشتهتو ازت گرفتن.
نذار آیندهتو هم بدزدن.
خب؟
اون میگه مسیر من هنوز آماده نیست، ولی هنوز جا هست.
بسیار خب.
ممنون، آقای وینستون.
خواهش میکنم، خانم ماکارو.
میدونم که همیشه در خدمتت خواهم بود.
اسم من نوگیه.
تو پدرم رو میشناختی؟
آره، میشناختم.
پدرت مثل من راسکو روما بود، مثل تو که قراره باشی.
اون چیزی بود که ما بهش میگیم کیکیمورا.
اون چیه؟
تو اساطیر اسلاو، کیکیمورا یه جور روحه.
برای کسایی که تاریکی تو قلبشون دارن، میتونه انتقامجو و مخرب باشه.
مثل تمپوکینو؟
آره.
ولی برای آدمای بیگناه، میتونه یه محافظ باشه.
این مثل دو روی یه سکهست.
برای کشتن،
برای نجات دادن،
اما.
در نهایت،
انتخاب با توئه.
تموم کردی؟
نه.
خوبه.
برای امروز کافیه.
زخماتو باندپیچی کن قبل از اینکه عفونت کنه و مجبور بشیم پاهاتو قطع کنیم.
به تاتیانا بگو نوبت اونه.
اعلیحضرت میگه کار تو تمومه.
ولی لورن از من متنفره.
اون از همه متنفره.
خدایا، ایو.
چرا اینقدر خودتو تحت فشار میذاری؟
میخوام آماده باشم.
آماده برای چی؟
میدونی چیه خندهداره؟
وقتی بچه بودم، واقعاً دلم میخواست یه بالرین واقعی بشم.
تو یه بالرین واقعی هستی.
بهترین رقصنده اینجا.
نمیدونم تا سه هفته دیگه اینجا باشه یا نه.
یه گلوله، وقتی درست شلیک بشه، میتونه دنیا رو تغییر بده.
هدف کینگ هیمارا اینه که جلوی اون گلوله رو بگیره.
دستا بالا!
برای اینکه کینگ هیمارا بشی، باید یه قاتل بشی.
باید یاد بگیری مثل اون حرکت کنی و مثل اون فکر کنی.
برای تمرین بعدی، از گلولههای شبیهسازیشده استفاده میکنیم.
قوانینش چیه؟
جهانت رو به هر قیمتی محافظت کن.
این تنها قانونه.
چرا شکست خوردی؟
اون خیلی قویه.
واقعاً فکر میکنی قدرت ربطی به برد و باخت داره؟
تو همیشه ضعیفتر خواهی بود.
همیشه کوچکتر و تو موقعیت بدتری هستی.
اون داره تو رو شکست میده چون تو بهش اجازه میدی شرایط مسابقه رو تعیین کنه.
میخوای برنده شی؟
شرایط رو تغییر بده.
بداهه عمل کن.
سازگار شو.
تقلب کن.
به نقاط قوت خودت تکیه کن.
نه به نقاط قوت اون.
مثل یه دختر بجنگ.
شروع کن.
اون کجاست؟
وسایل تاتیانا غیبش زده.
اتفاقی براش افتاده؟
بشین.
تاتیانا ویژگیهای لازم برای ادامه با روسکا وانگا رو نداشت.
داری در مورد چی حرف میزنی؟
تاتیانا، اون غریزه قاتلانهای که تو تو میبینم رو نداشت.
بچگیت ازت گرفته شده.
این درد تو رو به جلو میبره.
تاتیانا، توش غم بود، نه درد.
اینا فرق دارن.
حالا این دو تا تو مسیرای متفاوتی هستن.
پس چرا منو عقب نگه داشتی؟
من آمادم.
شاید راست میگی.
وقتشه.
این مرحله آخر تمرینته.
خدای من.
داری بام شوخی میکنی؟
من یه آزمایشم؟
پولا چطور افتادن؟
میدونی من کیم؟
من توییم.
ده سال بعد.
همه اینا برای چی؟
همه اینا برای یه تولهسگ؟
اون بیشتر از یه تولهسگ معمولی بود.
لطفاً خفه شو.
بلیطت پاره شده.
خفه شو.
ممنون بابت قایق نجات.
تاتیانا.
همونی که بهش میگن بابا یاگا.
همه شاگردا در موردت حرف میزنن.
در جلویی قفلش بازه.
حالا، چطور میتونم کاری که تو میکنی رو شروع کنم؟
انگار که همین حالا شروع کردی.
اون در زودتر از چیزی که فکر میکنی قفل میشه.
هنوز میتونی بری.
هنوز انتخاب داری.
تو کی رفتی؟
مدیر فکر میکنه تو برای اولین قراردادت آمادهای.
تو باید از این زن، کپلر پارک، محافظت کنی.
پدرش مسئولیت اصلی ماست.
اون نگرانه که رقباش ممکنه با گروگان گرفتن دخترش بهش ضربه بزنن.
کار تو اینه که نذاری همچین فرصتی گیرشون بیاد.
برای نفوذ از سیستم امنیتی،
از یه گلوک 43X چاپشده سهبعدی و اصلاحشده با لوله فیبر کربنی تقویتشده و قطعات پلیمری استفاده میکنی.
گلولههای پلاستیکی؟
مشکلی داری؟
خب، خانم پارک رو تو منفی یازده پیدا میکنی.
دوست من، آماده باش.
باشه.
این یه تلهست.
باید از سر راه کنار بریم.
نمیتونم.
میفهمم.
نه، نه، نه.
حالا دیگه امینم.
همهچیز روبراهه.
بیا بریم.
میشه دیگه بالا نریم؟
آره.
احتیاط بهتر از پشیمونیه.
سایت مو-وی پو-وی
خانم، یه چیزی از کیفتون داره چکه میکنه.
آره، ممنون.
خواهش میکنم.
دلیلی داره که یه دست قطعشده برام آوردی؟
به جای زخم نگاه کن.
No comments yet. Be the first to leave one.