Roswell

Roswell

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Roswell S03E15 Who Died and Made You King
A Commentary by D.X

Tags

other
Published on: 2011-08-22
Downloads: 12
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

: آنچه در " راسول " گذشت

مکس " مُرده "

کليتون " ، صدامو ميشنوي ؟ "

اين من نيستم

امکان نداره اين آدم من باشم

، بايد اين بدنو بکُشي بايد جلوي " کليتون " رو بگيري

نه - بايد اينکارو بکني -

اگه اينکارو نکني ، اونوقت اون تورو ميکُشه

دوستت دارم

! نه

به آمبولانس زنگ زديد ؟ - نه -

تو چه مرگت شده ؟ - نميتوني ببريش به بيمارستان -

نميتوني - چرا ؟ بهم بگو چرا ؟ -

چونکه زنت يه انسان نيست

اون فضاييه

هردومون اينطور هستيم

من با " ايزابل اوانز " ازدواج کرده بودم

اما ، هيچ "ايزابل اونز"ـي وجود نداره

از اينجا بايد کجا بريم ؟

نميدونم

اونا بطور متفاوتي بهم نگاه ميکنن

خب ، قابل درک هست که اونا کنجکاون تا ببينن تو چه واکنشي نسبت به اين اطلاعاتي که درباره يِ خودشون بهت دادن ، نشون ميدي

فکرنميکنم که اونا بهم اعتماد داشته باشن ، بنظرم اونا فکرميکنن که يه تهديد براشون به حساب ميام

، فکرميکني اونا از اين بابت نگران هستن که شايد تو بخواي حقيقت رو درباره يِ اونا به بقيه بگي ؟

آره ، شايد ، نميدونم

اگه بفهمن که . . داشتم با تو حرف ميزدم

بهت اطمينان ميدم که ميتوني با خاطري آسوده باهام صحبت کني

تا زماني که . . هيچکسي درمعرض خطر نباشه

هرچيزي که توي اين جلسه داريم دربارش . . صحبت ميکنيم ، بين خودمون دوتا ميمونه

. . اين

، موضوع اينه که . . من ترسيدم " دکتر " وِيس

آخه چه شد که همچين ماجرايي برام پيش اومد ؟

من فقط ميخواستم که يه زندگي نرمال و عادي داشته باشم

، اين دل واپسي و اضطرابي که داري کاملا طبيعي هست

، بهتره اينو برات روشن کنم که ايزابل " آدم خوبيه "

من دوستش دارم

، موضوع درباره يِ اوناست . . اون بخاطرِ نگه داري رازشون خيلي رنج کِشيده

. . و ، اين . .

بهم گفته بودي که اونا همگي توي اين ماجرا شريک هستن

بيشتر مردم بخاطرِ چشم پوشي کردن از همچين چيزايي ، دچارِ دردسر ميشن

، تو هم داري رنج و دردِ زيادي ميکِشي " جسي "

آره

و به همين خاطرم اينجا هستيم که بتونيم اين درد و رنجي که داري رو ، خويش کنيم

، و اميدوارم که درطيِ اين جلسه هايي که باهمديگه داريم ، بتونيم ازدواجت رو هم خوب کنيم

بريم - بريم کجا ؟ -

دنبالِ اون ديگه ، بايد بفهميم که داره درباره يِ چي حرف ميزنه

، اگه به جلسه يِ درماني رفته پس ، مشخصا ناراحت و ناخوش هست

، اينکه بريم دنبالش و اينطوري بخوايم دربارش بفهميم ايده يِ بدي هست ، خودم بعدا ازش سردرميارم

، من نميذارم همينطور دست رو دست بذاريم تا اينکه آخرش يه اتفاقي برامون بيفته

، " مايکل " بهت گفتم که خودم به اين موضوع رسيدگي ميکنم

بيا از اينجا بريم بيرون

" راسوِل ؛ فصل سوم ؛ قسمت پانزدهم " " کي مُرده و تو رو شاه کرده ؟ "

ترجمه شده توسطِ -= D & X =-

امشب چکارايي ميخواي بکني ؟

، کارکنم ، درس بخونم و ساعت يازده هم بخوابم

" سلام ، " مکس

" سلام ، آقاي " پارکر

الان ميام ، بابا - باشه -

بهت سخت ميگيره ؟

نه ، جديدا حسابي خيلي خوب بوده

وينامن " ، سپرده اشو بهش پس نميده "

خيلي بده - آره -

خب ، مثل اينکه امشب حسابي مشغولي

چرا ميپرسي ؟

پيش خودم گفتم که خيلي خوب ميشد اگه باهمديگه ميرفتيم بيرون

. . نه اينکه دلم نخواد

اما ، موضوع اينه که ، اوضاع نميتونه . . به همون حالتي که قبلا بوده ، برگرده

حداقل ميشه مثل دوتا دوست ، باهمديگه باشيم و خوش بگذرونيم ؟

بايد برم و به سفارشاتم برسم

بعدا بهت زنگ ميزنم

بعضي وقتا ممکنه که اوضاع و * . . شرايط زندگي خيلي به آدم فشار بياره

، بايد به اين اعتراف کنيد . . . . تاثيرات استرس ، حتي روي بهترين افراد هم

ممکنه باعث فرسودگي و خستگي بدن بشه و . . همينطورم باعث بشه ذهن تيره و تار بشه

بذاريد در " دشتِ اسپايِ راسول " ، کاري کنيم که زندگيتون دوباره ارزش زندگي کردنو داشته باشه

، متخصصين طراحي هاي مويِ ما . . ميتونن جادوشون رو روي هرنوع مويي انجام بدن

از موهاي بلند گرفته تا کوتاه ، موهاي صاف و . . همينطورم موهاي فرفري

يا ، نظرتون چيه که کمي هم درباره يِ کارِ مانيکوريست هامون بشنويد ؟

يا اينکه شايد بخوايد بخش " پديکور " رو هم يه امتحاني بکنيد ؟

* يا شايدم به يه ماساژ عالي نياز داشته باشيد

دير اومدي خونه - رفته بودم ورزشگاه -

شب بخير

چي شده ؟

کابوس ديدي ؟

داري کجا ميري ؟

ميرم دفترم - اونم نصفِ شب ؟ -

موضوع اينه که ، پرونده يِ " مک آدامز " واقعا . . داره ديوونه ام ميکنه

، و پيش خودم گفتم حالا که خوابم نميبره . . شايد بهتر باشه که برم و کارمو تموم کنم

باشه

کِي ميايي خونه ؟

نميدونم

" ببين ، متاسفم ، " ايزابل

، واقعا ميگم ، تو بخواب تا بتونم خودمو زود ميرسونم خونه

لعنتي

! لعنتي

من چهل و پنج دقيقه ست که منتظرم

آره ، توي خيابون " هانلي " هستم

نه ، هيچ جايِ ديگه اي نميرم

ماشينت مشکل بهم زده ؟ - اينجا چيکار ميکني ؟ -

ساعت دوئه صبح هست

وقتي خوابم نميبره ، ميام بيرون و يه کمي راه ميرم

کمک ميخواي ؟ - نه ، يه کاميون جرثقيل دار ، داره مياد ماشينو ببره -

ميتونم يه نگاهي بندازم - نه -

شايد بتونم درستش کنم - حتي يه ذره هم از اون کاراي مزخرف فضايي بازيت - نميخوام برام انجام بدي

" من توي تعميرگاه ماشين کار ميکردم ، " جسي - فقط ، بکِش کنار و کاري بهش نداشته باش -

ميدونم که احتمالا ، درحال حاضر اين چيزا . . بنظرت واقعي نمياد

اما ، اگه کسي رو ميخواي که . . . . بتوني باهاش حرف بزني

، " ممنون ، " مکس خودم يه فکري به حالش کردم ، باشه ؟

يه دکتر نميتونه بهت کمک کنه که بتوني با اين موضوع کنار بيايي

باور کن ، من خودمم قبلا يکسري . . دوره يِ درماني داشتم ، و

داشتي جاسوسيِ منو ميکردي ؟

بايد اينو بفهمي که ، اگه کسي حقيقت رو درباره يِ ما بفهمه ، همگي توي خطر ميفتيم

. . نه فقط ما

، " همينطورم " ليز . . " ماريا " ، " کايل " و " والنتي "

" دربارش خوب فکرکن ، " جسي

ميدونستم ، من رئيس شدم

جسي " ، ميخواي برات . . ؟ "

اصلا ميخواستي حتي برام يه ياداشتي چيزي بذاري

" متاسفم ، " ايزابل

نميتونم همينطور اينجا بمونم و وانمود کنم که همه چي عادي هست ، چونکه اينجا هيچي عادي نيست

اما ، اينکه وقتي من خواب هستم و بخواي يواشکي از اينجا بري ، اين نرماله ؟

، اينطوري نيست ميخواستم صبر کنم تا از خواب بيدار بشي

. . جسي " ، خواهش ميکنم "

فقط ، باهام حرف بزن . . - ببين ، نميدونم بايد چي بگم -

. . نه ، من دارم تمامِ سعيم رو ميکنم که - اينکه وانمود کني هيچ اتفاقي نيفتاده ؟ -

، من به بهترين صورتي که ميتونم دارم با اين موضوع کنار ميکنم

ديگه ازم چي ميخواي ؟ - . . ازت ميخوام که دوستم داشته باشي -

و ، همون مَردي باشي که . . باهاش ازدواج کرده بودم

واقعا خنده داره ، چونکه اين منم که ميخوام تو همون زني باشي که باهاش ازدواج کرده بودم

پس ، همين ؟

همه چي بينمون تموم شد ؟

من توي مسافرخونه هستم

و به برادرت بگو که دست از دنبال کردنِ من ، برداره

خواهش ميکنم دست از جاسوسي کردنِ " جسي " بردار

اون رفته پيش يه درمانگر ، نيازي نيست که بهت بگم چقدر همچين چيزي خطرناک هست

اين زندگي خصوصيِ خودش هست - همون چيزِ خاصي که ديگه نميتونه اونو داشته باشه -

از پيشم رفته

همه گفته بودن که آخرش همچين اتفاقي بينمون ميفته

من چقدر احمق بودم که فکرميکردم ميتونم اين ازدواج رو موفق نگه دارم

اينکه ميتونم خوشحال باشم

جسي " داشته سعيشو ميکرده که " از يکي کمک بگيره

بنظرم ، به اين معني هست که اون فکرميکنه يه چيزي تو زندگيش هست که ارزش نجات دادنو داشته باشه

ليز " چطوره ؟ "

اون درحال حاضر ، مراقب و هوشياره

، و کاملا اين حقو داره که اينطوري باشه . . اما

اصلا برات آسون نيست - آره -

اونا منو دنبال ميکنن - کيا ؟ -

برادر زنم - به چه دليلي ؟ -

خب ، ميدونه که من اينجا ميام

توي خطر هستي ؟ - نه -

نه ، نميدونم

. . نميدونم من ديگه هيچي نميدونم

. . " جسي "

تو ناگزير نيستي . .

تو دقيقا چي ميخواي ؟

ميخوام از کُل اين ماجرا خودمو کنار بکِشم

پس ، يه راهي رو پيدا ميکنيم که بتوني به اين چيزي که ميخواي برسي ، باشه ؟

متشکرم

بايد به دفترم برگردم

آره

خيلي خب ، پس بعدا ميبينمت

" باشه ، ممنون ، دکتر " ويس

بله ؟ سلام عزيزم

، تا بيست دقيقه يِ ديگه ميرسم خونه آره ، تقريبا کارم تموم شده

خيلي خب

دوست دارم ، خداحافظ

، آخه کدوم آدمي براي گذروندن زندگيش به رازهاي آدمايِ ديگه گوش ميده ؟

خواهش ميکنم ، بهم صدمه نزن - اين باعث ميشه حس کني قوي هستي ؟ -

دونستن رازهاي مهم و کثيفي که باعث ميشه بتوني از طريقش يکي رو توي تنگنا بذاري ؟

تو نميدوني داري خودتو درگيرِ چي ميکني ، پس ديگه " جسي راميرز " رو بعنوان يکي از مشتريات ندون

آره ، يه پليس ميخوام

نه ، بهتره پليس فدرال باشه

ممنون از اينکه اومدي به ديدنم

خوشحالم از اينکه زنگ زدي

ممنون

، لباست رو برات آوردم ، هموني که خاکستري هست روي کاناپه جا گذاشته بوديش

برات شستمش - ممنون -

ببين ، من يه تصميمي گرفتم

، " لطفا اينجا اينکارو نکن ، " جسي توي يه جاي عمومي اينکارو نکن

، بيا چمدون هامونو ببنديم ، همين امشب ميريم فرودگاه

، از " راسول " ميريم ديگه هيچوقت دوباره به اينجا برنميگرديم

سلام ، بچه ها - پدر -

شماها اينورِ شهر چيکار ميکنيد ؟

. . ما - فروشگاه " درکا " وسايل خونه و - از اينجور چيزا براي فروش گذاشته

. . ما دنبال يکسري - ميز عسلي هستيم -

، آره ، ميخواستيم چندتايي ميز عسلي بخريم خب ، تو براي چي اينجا هستي ؟

براي پرونده يِ " فالين " اومدم اينجا

خب ، همه چي مرتبه ؟ - آره -

عاليه - خوبه -

" توي دفتر ميبينمت ، " جسي

و ، " ايزابل " ، به مادرت يه زنگي بزن

باشه

، " شنيده بوديد که " ليز پارکر مدرسه يِ شبانه روزي رو وِل کرده ؟

اون مدت زيادي نيست که به اونجا رفته بوده ، چيزي دربارش ميدوني ؟

نه ، حتي نميدونستم که اون برگشته

، حتما اين دوهفته اي که به اون مدرسه رفته براي " جف پارکر " حسابي خرج برداشته

خيلي خب ، بعدا ميبينمتون

، من به پدرت احترام ميذارم دوست ندارم که بهش دروغ بگم

منم همينطور ، اما اون کاملا قانع هست که مکس " ميخواد يه کاري بکنه "

، درحال حاضر ، بايد وقتي دور و برِش هستيم حسابي مراقب باشيم

ميبيني ؟ به همين خاطره که بايد از اينجا بريم

More Farsi Persian subtitles for Roswell

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left