The Man Who Fell to Earth

The Man Who Fell to Earth

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Man Who Fell to Earth S01E09 WEBRip XviD-RMX
The Man Who Fell to Earth S01E09 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Man Who Fell to Earth S01E09 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Man Who Fell to Earth S01E09 2160p WEB-DL DD5 1 DV MKV x265-GLHF
The Man Who Fell to Earth S01E09 2160p WEB-DL DD5 1 DV MP4 x265-DVSUX
A Commentary by Bahador18B
🔴 30nama | بــهــادر 🔴

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
mkv
1080
XviD
Published on: 2022-06-28
Downloads: 54
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫«کاری از بـهـادر» ‫«Bahador_Sub@»

‫پسر خوب.

‫چه پسر خوبی.

‫چه پسر خوبیه. ‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، چه سگ خوبیه.

‫پسر خوب کیه؟

‫پسر خوب.

‫همیشه این‌‌طوری تنها دور خودش می‌‌چرخه.

‫ایدس؟

‫چی؟

‫کلایو هنوز داره تنهایی دور خودش می‌‌چرخه.

‫طوریش نیست. ‫دوست داره تنها باشه.

‫باشه.

‫باید بیشتر بیام این‌‌جا‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫چون عشق و محبت از درودیوار می‌‌ریزه.

‫باهاتون خیلی خوش می‌‌گذره‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫ولی‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌ می‌‌رم با کلایو بازی کنم.

‫به حد‌‌نصاب رسیدیم؟

‫یه تأمین‌‌کننده پیدا کردم.

‫‌ برادرت به خودش زحمتی داد‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫یا سرش ‌‌به‌‌خاطر روزنامه خوندن شلوغ بود؟

‫یه تأمین‌‌کننده پیدا کردم.

‫می‌دونی، اون هیچ‌‌‌وقت ‫به خودش هیچ زحمتی نمی‌‌ده.

‫حتی وقتی من دارم می‌‌میرم.

‫- تو نمی‌‌میری. ‫- گفتم این حرف رو نزن.

‫ببخشید.

‫بهت گفته بودم این حرف رو نزنی.

‫واسه احساسات تو وقت نداریم.

‫ما کار داریم، ‫و من دارم می‌‌میرم.

‫قدم بزنیم.

‫ولم کن!

‫باید در‌‌مور‌‌د اینکه شرکت ‫بعد گوربه‌‌گور شدن من‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫چی می‌‌شه حرف بزنیم.

‫باید در‌‌مور‌‌د آیندۀ تو حرف بزنیم.

‫یالا، پسرها.

‫ایدس فلاد.

‫درو فینچ هستم.

‫می‌دونم که دوران سختی رو می‌‌گذرونین.

‫ممنونم که با این ملاقات موافقت کردین.

‫بهم گفت که نسخه‌‌ت رو پیچیده.

‫- چی؟ ‫- کلی.

‫بهم گفت که نسخه‌‌ت رو پیچیده.

‫همین‌‌‌طور که می‌بینی موفق نشده.

‫پس، معنی این ملاقات اینه که قراره‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫بندازینش تو یه سیاهچال تاریک و عمیق، ‫و همون‌‌جا هم می‌‌میره؟

‫بله، خانم فلا‌‌د.

‫معنیش دقیقاً همینه.

‫شما این‌‌جایین چون ‫سیا هنوزم به او‌‌ریجن احتیاج داره‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫پس فکر نکنم بتونین ‫من رو بندازین تو یه سیاهچال.

‫چرا بخوایم همچین کاری بکنیم؟

‫شرکت شما و ما ‫با هم همکاری خوبی داشتن.

‫دلیلی برای پایان همکاری‌‌مون نمی‌بینم.

‫خانم فینچ، پدرم شرکت رو به من سپرد‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫چون می‌‌دونست من از هم نمی‌‌پا‌‌شم.

‫و این یعنی او‌‌ریجن هم ‫هیچ‌‌‌وقت توسط شما یا دوست‌‌هاتون‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫از هم نمی‌‌پاشه.

‫خب، خواسته‌های من این‌هاست.

‫واریز مبالغ نقدی جدید، به مدت نامحدود.

‫برادرم دیگه عضوی از شرکت نیست، ‫و دیگه‌ هم نمی‌تونه برگرده.

‫مدیرعامل او‌‌ریجن منم. ‫شریک شما منم.

‫ما با کسی شریک نمی‌‌شیم.

‫پدرم شریک‌‌تون بود.

‫بیشتر یه کارآموز حقوق‌‌بگیر بود.

‫برای وکیل‌هام اطلاعاتی فرستادم‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫که در صورت مرگم منتشر کنن.

‫هر چیزی که اسمش رو می‌‌ذاری، ‫عنوان پدرم رو می‌خوام.

‫می‌خوام کل دنیا فکر کنن ‫که او‌‌ریجن، که من‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫صاحب همجوشی کوانتومی ‌هستم.

‫و برادرت چی؟

‫متوجه شدم که مجوز دستریش رو باطل کردی.

‫درسته.

‫و من صاحب همجوشی کوانتومی ‌هستم‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫خانم فینچ.

‫ممنون که سر زدین.

‫- هنوز شبه؟ ‫- آره.

‫باید سریع وسایل‌مون رو جمع کنیم‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫بی‌‌‌سروصدا، و بعدش بریم.

‫مستقیم برو سمت ماشین.

‫سریع. بی‌‌سر‌‌و‌‌صدا.

‫نمی‌فهمم چه خبره.

‫آره. باشه، تو راه بیشتر برات توضیح می‌‌دم.

‫- کیفت رو بده من. ‫- باشه.

‫سوار شو و سریع کمربندت رو ببند.

‫باشه، باشه.

‫بریم.

‫لعنت.

‫پورشا، چه خبر شده؟

‫چیزی نیست. چیزی نیست.

‫تو ماشین بمونین.

‫کجا داریم می‌ریم؟

‫می‌ریم جایی که اونا رو گذاشتم.

‫چی پیدا کردی؟

‫هر چیزی که می‌‌شد رو گشتم.

‫هیچ اثری از الگوریتمی که‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫باعث می‌شه هسته‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌ به کار بیفته، نیست.

‫منظورت اینه که نمی‌تونیم ‫دستگاه رو روشن کنیم؟

‫آره. دقیقاً منظورم همینه.

‫لعنت!

‫الگوریتم باید یه جایی باشه.

‫حتماً یه جایی آپلودش کردن.

‫و اینکه اون صدا‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌ من‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫هنوز نمی‌دونم چه پیامیه‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫یا چه‌جوری رمزگشاییش کنم.

‫اندازۀ یه سردخونه، جسد جا گذاشتی‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫و ما هم نمی‌تونیم ‫همجوشی کوانتومی رو ارائه کنیم.

‫نمی‌خوام بیفتم زندان.

‫تمرین‎های مخصوص بازجویی داشتی؟

‫به درک واصل شده؟

‫هی.

‫بیدار شو.

‫هنوز زنده‌‌ای؟

‫بیدار شو.

‫سلام.

‫پدرت.

‫نه.

‫نگران اون نباش.

‫جاستین!

‫این چیه؟ ‫معنیش چیه؟

‫دستورالعمله.

‫دستورالعمل واسه کی؟

‫آنتیایی‌‌های باقی‌‌مونده.

‫بهشون می‌گه آماده بشن.

‫که بیان زمین.

‫چی؟

‫- چی؟ ‫- باشه.

‫هی، لیزا.

‫منو نگاه کن. منو ببین.

‫احتمالش چه‌‌قدره که‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫ما تنها آدم‌‌هایی باشیم ‫که این اطلاعات رو دارن؟

‫- زیاده. ‫- آره.

‫نمی‌تونم تضمین کنم، ولی من‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫همیشه به حرف‌هاشون گوش می‌دم. و‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫باشه. باشه، بقیۀ اطلاعات رو ‫هم ازشون می‌کشیم بیرون.

‫تو دختره رو ببر‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫و سعی کن بفهمی الگوریتم کجاست‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫ولی‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌ هر اطلاعاتی که ‫تونستی ازش بکش بیرون‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫و فارادی هم باشه با من.

‫یا تو قفس می‌میریم ‫یا صاحب دنیا می‌‌‌شیم.

‫حد وسطی وجود نداره.

‫می‌فهمی، ‌شریک؟

‫- آره. ‫- خوبه. تری.

‫ببرش اون‌‌‌جا.

‫پا شو.

‫بجنب، عزیزم.

‫بریم.

‫«مردی که به زمین سقوط کرد»

‫«قسمت نهم: در حالی که دنیا فرو می‌‌پاشد»

‫بشین.

‫دست وامونده‌ت رو بده ببینم.

‫ترجیح می‌دم مالی رو زنده بذارم.

‫فقط بهم بگو کِی و چه‌جوری میان.

‫- نمی‌دونم. ‫- می‌دونی.

‫می‌دونی، چون تو نماینده‌‌شون هستی.

‫یه میلیارد متغیر وجود داره.

‫آنتیا دیگه‌ منابعی برای فرستادن‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫اوه، چه پسر قوی‌ای.

‫مدیتیشنی چیزی کار می‌کنی؟

‫حرفم رو باور می‌کنی؟ ‫راجع‌‌به مالی؟

‫نه.

‫الگوریتم رو بهم بده.

‫وقتی آزمایشگاه رو منفجر کردین ‫تما‌‌م اطلاعات رو از بین بردین.

‫نمی‌تونم چیزی بهت بگم.

‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که ‫تا قبل از شنیدن اون صدا‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫فکر می‌‌کرد که قراره برگرده خونه‌ش.

‫واقعاً؟

‫سخت می‌‌شه تصور کرد که خونه‌‌ای داشته باشه.

‫که خانواده داشته باشه.

‫مطمئنم اون صلیبی که گردنته ‫تو رو یاد خانواده‌‌ت می‌اندازه.

‫مطمئنم بهت ایمان داشتن.

‫به خودت زحمت نده.

‫حالا شرمنده‌‌شون کردی.

‫خانواده‌‌ت رو.

‫لیزا مخفف الیزابته؟

‫سنت الیزابت پرتغالی؟

‫معجزۀ گل‌های رز.

‫خانواده‌‌ت اسم هدیه‌‌ای ‫از جانب خداوند رو روت گذاشتن.

‫و اینم یه حقیقت دیگه‌‌ست که‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫تو هیچ کاری نکردی.

‫گذاشتی که کلی ‫چند تا زن رو تو یه صومعه بکشه‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫مثل یه حیوون رفتار کنه‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫این یارو چه مرگشه؟

‫هیچ عکس‌‌العملی نشون نمی‌‌ده.

‫خدا لعنت کنه.

‫این دیگه آخر چرته، رفیق.

‫تا قبل اینکه پیام رو بشنوه ‫فکر می‌‌کرده قراره برگرده خونه‌‌ش.

‫باشه. باشه.

‫بسه. بس کن.

‫بس کن. ولش کن دیگه.

‫عجب، پس‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌.‌‌‌

‫فکر می‌‌کردی برمی‌گردی خونه، آره؟

‫نیوتو‌‌ن بهت دروغ گفت.

‫پس ما مثل همیم.

‫یکی هم داره به تو دروغ می‌‌گه.

‫نه، هیچ‌‌‌‌کس به من دروغ نمی‌‌گه.

‫درو فینچ بهت دروغ گفت.

‫درو فینچ به من دروغ نگفت. ‫من بهش دروغ گفتم.

‫و تو از کجا خبر داری؟

‫اینترنت‌‌تون.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left