Release info

History of the World Part I 1981 1080p BluRay DD5 1 x264-playHD
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian History of the World: Part I 1981 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-01-09
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

میلیون سال پیش، یه موجود میمون‌مانند روی زمین زندگی می‌کرد ۲۰

و اون میمون روی دو پا ایستاد و تبدیل به آدم شد

بزرگترین مصیبتی که می‌تونست سرِ آدمای اولیه بیاد، از دست دادنِ آتیش بود

آتیش؛ همون پدیده مرموزی که غذاشو می‌پخت

غارش رو گرم می‌کرد و زنده نگهش می‌داشت

اگه نمی‌تونست آتیش درست کنه، خودش و ایل و تبارش حتماً می‌مردن

حتی توی بدوی‌ترین آدما هم نیاز به خلق کردن بخشی از ذاتشون بود

این نیاز، این استعداد، قشنگ آدمای اولیه رو از حیوونا جدا می‌کرد

حیوونایی که هیچ‌وقت از این موهبت بویی نمی‌بردن

و این‌جا، توی یه غاری یه جایی تو قاره آمریکای شمالی

حدود دو میلیون سال پیش

اولین هنرمند متولد شد

و البته، با تولد هنرمند

مخلفاتِ بعد از زایمان هم ناگزیر از راه رسیدن

منتقد

تو سال یک میلیون قبل از میلاد

تصور می‌شه که اولین ازدواجِ «انسان خردمند» اتفاق افتاد

که بلافاصله بعدش هم اولین ازدواج همجنس‌گراها ثبت شد

یکی از اولین سلاح‌هایی که بشر اختراع کرد، نیزه بود

قدیما، بشر از علت و ماهیت مرگ چیزی سرش نمی‌شد

برای همین، مرگ با یه جور ترس و ابهت خاصی همراه بود

اما چون بشر وقتِ مراسم‌های پیچیده رو نداشت

مراسم ختم و تدفین معمولاً خیلی کوتاه برگزار می‌شد

حتی توی انسان اولیه هم، نیاز به خندیدن واسه بقای روحی حیاتی بود

موسیقی خیلی قبل‌تر از این‌که به شکل نُت و قطعه دربیاد، شروع شده بود

واسه بشریت، همه چی با یه حادثه شروع شد

«گونگا» صدا رو شنید و ازش خوشش اومد

گونگا از «گووی» خواهش کرد اون جیغ قشنگ رو تکرار کنه، اما گووی نمی‌تونست

پس گونگا فکر کرد و فکر کرد و بالاخره جواب رو پیدا کرد

و این‌طوری شد که موسیقی متولد شد

هللویا! هللویا

هللویا! هللویا

هللویا

موسی رفت بالای کوه و خدا باهاش حرف زد

موسی، من پروردگار، خدای تو هستم

بهت فرمان می‌دم که از قوانینم اطاعت کنی. صدامو می‌شنوی؟

بله، می‌شنوم. می‌شنوم. آدم کر هم باشه صداتو می‌شنوه

چی؟ هیچی. هیچیِ هیچی. بیخیالش

ای پروردگار، چرا منو انتخاب کردی؟ ازم می‌خوای چیکار کنم؟

من قوانینم رو بهت می‌دم و تو باید اون‌ها رو بین مردم ببری

بله سرورم

عجب

پروردگارا، من این قوانین رو به مردمِت ابلاغ می‌کنم

گوش بدین، به من گوش بدین

همه دقت کنین

خداوند، خداوندگار یهوه، این پانزده

ده! ده فرمان رو بهتون عطا کرده تا همگی اطاعت کنین

رُم! مرکز تمدن مدرن

رُم! سرچشمه‌ی فرهنگ

رُم! تجلی درخشانِ شکوهنده‌ترین دستاوردهای بشر

خب، خیلی خب. ستون! ستون دارم

ستون! ستون! بدو بیا ستون بخر

ایونیک، دوریک، کورینتی

چهار تا ستون بذار جلوی خونه‌ت، زاغه‌ت رو تبدیل به قصر کن

ستون! آقا، به جنس دست نزن

خیلی خب، حالا. ستون! ستون

اصلاح، ریش‌زنی، شامپو، حجامت؟

فال! فال‌گیری! بیا این‌جا فالت رو بگیرم

من از آینده خبر دارم

شما آقا! فقط با دستمزد ناچیزِ دو دراخما

می‌تونم آینده‌ت رو بگم

بله، بله، دارم می‌بینم... می‌بینم

می‌بینم که قراره به یه سفر طولانی بری

بله

شما آقا، داری می‌ری به رُم

ولی من که همین الان رُم هستم. مگه دروغ می‌گم؟

فال، فال! بهترین فال‌گیری این‌جاست

ارابه! ارابه دست‌دوم

کم‌کارکرد. حرف ندارن

خیلی بابتش هیجان‌زده‌م. یه کانسپت جدیده، بهش می‌گن عکسِ وسطِ مجله

لوله‌کشی! لوله‌کشی

لوله‌کشی داریم، لوله‌کشی. بله شهروندان، لوله‌کشی

آخرین اختراعیه که به رُم رسیده

آب رو از یه جا به یه جای دیگه می‌بره

حیرت‌آوره. شگفت‌انگیزه

از قافله عقب نمونین

گند و کثافت رو مستقیم از خونه‌تون لوله‌کشی کنین بیرون

لوله‌کشی! لوله‌کشی این‌جا

لوله‌کشی! اختراعِ جدیدِ جدید

شغل؟ گلادیاتور

هفته پیش کسی رو کشتی؟ نه

هفته پیش تلاشی واسه کشتن کردی؟ آره

این هفته‌ی آخریه که بیمه بهت تعلق می‌گیره

یا هفته دیگه یکی رو می‌کشی، یا مجبوریم وضعیتت رو عوض کنیم

آره. باشه. این‌جا رو امضا کن

بعدی. شغل؟

فیلسوفِ استندآپ. چی؟

فیلسوفِ استندآپ

من بخارِ تجربیات بشری رو به یه درکِ منطقی و قابل‌فهم تبدیل می‌کنم

آهان. پس همون چرت‌وپرت‌گو

هفته پیش چرت‌وپرت گفتی؟

نه

هفته پیش تلاشی واسه چرت‌وپرت گفتن کردی؟

بله

کامیکوس! کامیکوس، کامیکوس

برگرد تو صف. اون تو صف نیست. اون ایجنتمه، «سویفتوس»

خبر خوب. همین الان برات یه کار جور کردم

حالا که کار پیدا کردی، دیگه به این احتیاج نداری. صبر کن! اون مال منه

شرمنده، الان تایم استراحت و شراب‌خوریمه

ابله! تازه پول رو گرفته بودم دستم

اوه، از این خوشم اومد. خوشم اومد

من می‌رم جون می‌کنم برات کار پیدا کنم، اونوقت تو از دستم عصبانی می‌شی؟

پسر، تو پاک خل شدی. خ-ل، خل

باشه، باشه. حالا چه جور کاری هست؟ فقط بهترین اجرای کلِ رُم

اجرایی که هر فیلسوفِ استندآپی، حتی سقراط هم واسه‌ش سر و دست می‌شکونه

باورت بشه یا نه، قراره توی قصرِ سزار اجرا کنی

سالن اصلی؟ سالن اصلی

عالیوس

زود باش، نمایش یه ساعت دیگه شروع می‌شه. سالن اصلی

سالن اصلی

۱۰ ۱۰، ۱۰، ۱۰، ۱۰، ۱۰،

۲۰ ۲۰، ۲۰، ۲۰،

۳۰ ۳۰، ۳۰، ۳۰، ۳۰،

۴۰، ۴۰، ۴۰، ۴۰، ۴۰... ۵۰ کسی نبود؟

۵۰! ۵۰! به این مردِ ونیزی به قیمت ۵۰ لیبرا فروخته شد

اوه، نه. نه! نه! بیا این‌جا ببینم

حراج برده‌ها تموم شد

خیلی خب، این ضایعات رو ببرین کولوسئوم، به عنوان طعمه‌ی شیر بفروشین

نه! یه لحظه صبر کن! صبر کن! یه دقیقه وایسا

این قضیه‌ی شیرها چیه؟ من نمی‌تونم طعمه‌ی شیر بشم

منو نباید بندازین جلوی شیرها

اوه نه، چون من تصادفاً می‌دونم که شیرها فقط مسیحی‌ها رو می‌خورن

مسیحی‌ها رو. و من یه یهودی هستم

یه آدمِ جهود. بله. می‌تونم ثابتش کنم. تماشا کنین. نگاه کنین

همگی

نه! وایسین. گوش کنین، دارم بهتون می‌گم من یهودی‌ام

به معبد زنگ بزنین. به حاخام زنگ بزنین. به «سامی دیویس جونیور» زنگ بزنین

به سامی زنگ بزنین. اون منو تایید می‌کنه. ما با هم خیلی فابیم. اون می‌دونه

یهودی، آره؟

خطا زد. من پریدم و اون خطا زد. روز اول کاریش بود، استرس داشت

واسه پنجشنبه وقت دارم. ساعت ۱۱ می‌رم، یه بی‌حسیِ موضعی بهم می‌زنن و تق، تموم

این رو از این‌جا ببرین. می‌تونین کلی پول از کنار من به جیب بزنین

یه لحظه صبر کن، یه لحظه صبر کن. پول؟

بیا این‌جا

چطوری؟ من سرگرم‌کننده‌ام. کلی استعدادِ خاص دارم

بهت نشون می‌دم. نگاه کنین. شن. یکم شن لازم دارم

چی؟ شن. آخه روش وایسادی

شن. بهش شن بدین. چه مرگتونه آخه؟

بیا. ممنون

بله

یکم شن روی سن واسه رقصِ شنیِ بومیِ «شیم-شام»

تماشا کنین. دارم شروع می‌کنم

واسه این کار ساخته شدم

هی، تو اهل کدوم کشوری؟

اتیوپی

کجاش؟

خیابون صد و بیست و پنجم

می‌خوام باهاش قرارداد ببندم

و حالا چرخش بزرگ

و اینم از شیم-شامِ اتیوپیایی

کارش خوبه. عالیه

چِتونه شما؟ کارش خوبه. این یارو کارش درسته

هی، این بچه فوق‌العاده‌ست

یا ابوالفضل

یالا بلند شو. داری به من ضرر می‌زنی

خواهش می‌کنم بس کنین! نمی‌بینین حیوونی داره درد می‌کشه؟

برو کنار، وگرنه همین بلا سرِ خودت میاد

نه، نباید این کارو بکنی

هی، هی، هی! مگه دیوونه شدی؟

اوه! واو

یک پیک بهش بزن. مرسی. اوه، ممنونم

داشت اون اسبِ بیچاره‌ی خسته رو کتک می‌زد

اوه، ای بابا

نه، خسته نیست. مشکل این‌جاست

می‌بینی؟

یالا پسر. می‌تونی پاشو. یالا رفیق

یه لحظه وایسا. من این اسب رو می‌شناسم

قدیما سریع‌ترین اسبِ «سیرکوس ماکسیموس» بود

اسمش «معجزه»ست

معجزه؟ اوه، چه اسم قشنگی

اسم تو چیه؟

معجزه... کامیکوس

من فیلسوف استندآپم. آهان. من مریمم، از باکره‌های وستال

واقعاً از شنیدنش متاسف شدم

من توی قصر کار می‌کنم. ما هم قراره بیایم اون‌جا

واقعاً؟ بپایین

شتلق

واو

دمت گرم رفیق. پسر، تو جونمو نجات دادی

کامیکوس، فیلسوف استندآپ. تو کی هستی؟

من جوزفوسم. توی کولوسئوم، من غذای اصلی هستم

غذای اصلی... با دوستام آشنا شو. ایجنتم، «سویفتوس لازاروس»

دمت گرم پسر، کارت درسته. اینم مریمه. از باکره‌های وستاله

سلام. سلام

بگیرینش! بگیرش واسه خودت، ایکبیری

نه، هیچ‌وقت به پلیس‌ها اینو نگو

بگیرینش! می‌دونی مجازات برده‌ای که به یه شهروند رُمی ضربه بزنه چیه؟

من می‌دونم! خب، تو. اول تو دستت رو آوردی بالا

مرگ با شکنجه. نه. تو بگو؟

مصلوب شدن. غلطه. تو؟

یه مار زنده رو می‌تپن تو ماتحتت

نه، ولی خیلی خلاقانه بود

تو؟ می‌فرستنت جلوی شیرها

درسته. نه

چی؟ خب درست گفت دیگه. می‌فرستنت جلوی شیرها

امپراتور! امپراتور اومد

اون تیکه‌ آشغالِ بدبخت رو از سر راه بردارین

ایست

توقف کنین

می‌شه لطفاً همزمان با یه پا قدم بردارین؟

More Farsi Persian subtitles for The History of the World - Part I

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left