The first 200 lines.
با افتخار تقديم ميکند IMDB-DL
AshorroR ترجمه از اشکان
هنگامهي قتل
آره ! برو ، رفيق ، برو !
اون کوچولو حسابي ميترسه .
وووه ! آره !
آره ، حتما !
- هيجان داري آره ؟ - برو بچه جون ! اوووه !
آره .
نميخوام هيچ کاري نکنم ...
دخلش اومد داداش . اينم از اين .
يدونه بده من .
دخلشون رو بيار . دخلشون رو بيار . دخلشون رو بيار .
هِي پسرا !
امروز حالتون چطوره ؟
به چي زُل زدين ؟ دلِتون ميخواد بزنمتون ؟
دوست داريد بزنمتون ؟ وووهووو!
برو کوچولو !
- درست به هدف ! - "پيرل هاربر" ! "پيرل هاربر" !
هي !
و يکي ديگه !
اين رو تماشا کن ، "بيلي ري" !
صد امتياز !
آره !
- روز قشنگيه ، اينطور نيست ؟ - آره !
- خداحافظ ، "تانيا" ! - خداحافظ !
اون کثافت رو تميز کن پسر جون .
- "پيت" ، گشنه اي ؟ - هان ؟
- اوه ، هيچي همراهت نداري ؟ - چرا ، اون ها رو دارم !
البته ، زيادي گندست.
- خداحافظ دخترا ! - خداحافظ بابا !
يالّا ، "مکس" .
برو تو خونه سگ کوچولو ! "هري رکس" !
تمام اون هفته ها ،فرصت هاي ماهيگيري و مشروب خوري و لم دادن ...
... همش از دست رفت فقط به اين خاطر که ميخواستي خودت خونه رو بازسازي کني .
- فاجعه است ، واقعا فاجعه است "جيک" . - آره .
ميخواستم دل "کارلا" رو شاد کنم ، رفيق .
چهار تا ازدواجُ صرف اين کردم که بفهمم چي زن ها رو خوشحال ميکنه .
تو چهار تا ازدواج رو صرف اين کردي ...
... که بفهمي چي تو رو خوشحال ميکنه ، کي رو داري گول ميزني تو ؟
اوه ، آره . شايد هم قضيه اونطوري باشه !
آره ، شايد .
- يکم مشروب ؟ - ارباب ، اجازه بده امروز ماشينم درست کار کنه .
آه ، عزيزم .
ببينم ، اون کيه ؟
به نظر يکمي بچه مياد .
- اين رو نگه دار . - ميخواي چي کار کني ؟
ميدوني ، نظر من اينه که اگر اونقدر بزرگ باشن که بتونن سينه خيز برن ، دقيقا تو موقعيت مناسبن .
چيکار ميخواي بکني ؟ چيکار ميخواي بکني ديوونه ؟
اوووه ! خودشه ! 50 امتياز !
آره ، کارت درسته پسر .
خفه شو !
- بابا ! - هي !
- خفه شو ! - بابا !
خفه شو .
- ميکشمت ! - نوبت منه !
- بابا ! - خفه شو !
بابا !
آره .
مامان ! مامان !
مادر ! مامان !
مامان !
مامان !
مامان !
- اين چيه ؟ - کيسهي خريد .
- هيچ کدومتون نديدينش ؟ - نه مامان .
"کارل لي" ! وايستا !
- خانمت تماس گرفته . - چي ؟ چي ؟
امروز چند تا قرار ملاقات داريم ، "اتل"؟
يکي هم نداريم .
ولي امروز اولين روز ماهه و حدس بزن چي ميشه؟
چک ها به حساب ريخته ميشن و ما اونقدري پول خواهيم داشت که بدهي هاي قبلي رو صاف کنيم .
اون ديگه ميشه آخرين پِيک مشروبي که ميخوري .
فقط لطف کن بيشتر از يک ماه قسط هيچ فروشنده اي عقب نمونه .
مثل اينکه جدي جدي مَستي .
دو ماه .
خب اين ها بيشتر از همه تخلف داشتن .
مبلغ اجاره هم داخلش هست .
من قدردان آموزش هات هستم "کاپيتان "! جدي ميگم ، ولي بدنبود چند تا کارمند هم برام ميگذاشتي .
عزيزم ، بابات اينجاست .
اوه نه .
من اينجام کوچولوي من . بابا اينجاست .
بابا ، عذر ميخوام که خريد ها از دستم افتاد .
- عيبي نداره ، عزيزم . عيبي نداره . - ببخشيد بابا !
عيبي نداره .
اين رو ببين .
"بيلي ري" ؟
ببخشيد قربان ، ولي ما اجازه نميديم که دو رگه هاي آفريقائي-آمريکائي پاشون رو اينجا بگذارند .
"بيلي ري کاب" و آقاي "ويلارد" لازمه که با من تشريف بياريد .
عمراً نه . من از اينجا تکون نميخورم .
- اون دختر بچه که برده بودي سواري رو يادته ؟ - اممم.
- کدوم دختر بچه ؟ - خبرهاي بدي دارم برات . دختره نمرده .
پس مگه اينکه يه سفيدپوست عمله ي کوني ديگه هم با يه وانت زرد رنگ که پرچم ...
... متفقين جلوي شيشه گذاشته باشه وجود داشته باشه که ...
هي سياه برزنگي ها ،چرا کون هاي سياهتون رو از اينجا نميبرين بيرون و نميزنين به چاک .
نميريم مگر يه توضيح داشته باشي که اين کفش پشت وانت تو چي کار ميکرد ...
... تو ميري زندان . حالا پاشو .
ميتوني بري به درک کاکاسياه .
- آه ! لعنت! - هي !
حالا حق داري که سکوت اختيار کني .
- بفرمائيد ، همونطوري که دوست داري . - ممنون .
- "دل" ، عسلم ، امروز غذائي که ميخوام ... - برو به درک "هري" .
دوباره که فکر ميکنم ، فقط ميخوام بشينم غذا خوردن اين کوچولو رو تماشا کنم .
من اوني نيستم که پروندهيِ طلاقـشُ وکالت کرده .
نميتونه ببينه من اينجا دارم آب ميشم .
جدا دارم آب ميشم .
- ميتونم باهات حرف بزنم "جيک" ؟ - آره ، چه خبر شده ، "دوئين" ؟
تو چند سال پيش از "بيلي ري کاب" دفاع نکرده بودي ؟
موضوع پرونده چي بود ؟
در حال فروش مواد گرفته بودنش .
چند سالي تو زندان "پارچمن" بود . پارسال آزاد شد .
نه ، فکر ميکنم پرونده اش دست وکيل ممفيس بود .
براي چي ميپرسي ؟
راستش ، به جرم تجاوز دستگيرش کرديم . اون و "پيت ويلارد" .
به کي تجاوز کردن ؟
"کارل لي هيلي" رو ميشناسي ؟
آره ، وکالت داداشش "لستر" رو داشتم .
دختر کوچولوش .
"تانيا" کوچولو ؟
آره .
چند سالشه ؟
ده سالشه .
آقاي "ويلارد" ، من کلانتر "آزي والز" هستم .
مادرم به شما راي داد .
من بازيتون رو براي "رمز" ديدم .
اونطور که من فهميدم ، يه کلانتر کاکاسياه ، مشکلي با تو تلوزيون بودن و اين حرف ها نداره .
به شما جسارت نکردم .
اسم کاملتون چيه ؟
"جيمز لوئيز ويلارد" .
چهار ، که ميشه تفريقش 110.60 دلار .
کي اونجاست ؟
"کارل لي" .
حال دخترت چطوره ؟
داره مقاومت ميکنه .
البته دکترها گفتن که هنوز خطر کاملا رفع نشده .
خيلي خوب روش کار کردن "جيک" .
يادت مياد که سال پيش 4 تا پسر سفيدپوست توي "دلتا" به يه دختر سياه تجاوز کردن؟
آره .
اونا ، آه...
اونها آزاد شدن ، نه ؟
آره .
"جيک" ...
اگه من تو مخمصه ميفتادم تو کمکم ميکردي ، مگه نه ؟
معلومه ، "کارل لي" .
از چه جور مخمصه اي حرف ميزني ؟
خودت دختر داري "جيک" .
تو بودي چيکار ميکردي ؟
رويا از اون رويا خوب ها ببيني دختر کوچولوي من .
شب بخير ، بابائي .
شب خوش ، کوچولو .
- خوابيده ؟ - آره .
- به نظرت دوست داشتني ترين موجود دنيا نيست ؟ - چرا ، هست .
در کنار تو .
يه چيزي بهت بگم ، بهش که نگاه ميکنم نميتونم جلوي خودم رو بگيرم و به "تانيا" فکر نکنم .
اين کارُ نکن .
اين کارُ با خودت نکن .
باشه .
مشکل ديگه اي هم هست ؟
پدر "تانيا" ...
"کارل لي هيلي" ...
امروز اومد دفترم .
انگاري قلبش رو درّيده باشن ، عزيزم .
نميدونم ، ولي ...
به نظرم اومد که تو فکره که يه کاري بکنه .
مثلا چي ؟
يه چيزي تو مايه هاي کشتن اون دوتا پسر .
جدي بود ؟
نميدونم . نميدونم .
امتحالش هست فقط از روي ناراحتي همچين حرفي زده باشه ، خودت که ميدوني ؟
ولي وقتي آدم فکر ميکنه که احتمالش هست اون دو تا حيوون ...
از زير اين قضيه خلاص بشند ...
و دوباره راه بيفتن توي خيابون ها ...
من ...
نميدونم .
بعد از ماجرائي که پشت سر گذاشته ، قادر به انجام هر کاري هست .
يه کسي بايد يه کاري بکنه .
بايد به کلانتر "والز" خبر بدي .
آره .
براي خلاص کردن مالک از پرداخت ماليات .
اميدوارم که سکته کنم چون اونجوري ميتونم از دستت شکايت کنم .
دم در نمون ، بيا تو .
چيه ؟ مشتري نداري ؟
فقط منتظريم که فرجام شکايت نامه ي تو به دستمون برسه ، "هري" .
و تو ، توي تعطيلات به سر ميبري ؟
از شانس خوش من ، عزيزم ...
طلاق تعطيلات بر نميداره .
در هر حال ...
حتي بيشترين و مسخره ترين دستمزدي که من تا حالا به جيب زدم هم به اندازه ي ...
رسيدن اون دو تا کفتار اون ور خيابون به اونچيزي که لياقتشونـه ...
... باعث رضايت آدم نميشه .
عزيزم .
خودت ميدوني که ديوونه ي اين ماشين بدون سقف هاي آلمانيَم.
بجنب پسر عاشق ، بزن بريم دادگاه .
"لوشين" فکر ميکنه ممکنه اون دوتا خوک خيلي راحت آزاد بشن .
"لوشين" رو ديدي ؟
کِي ؟ کجا ؟
حالش چطوره ؟
غذا خوردنش بهتر شده ؟
فقط کنجکاو شدم .
خانم "اتل" ...
No comments yet. Be the first to leave one.