The first 200 lines.
دکستر فشنگی dexter fsshangi (usb)
قسمت 11
چطوره؟
شش اساس کی در بدنش در جریانه
اون شش هیولا این کار رو کردند
این شش هیولا با هم خیلی قویند من میتوانم آنها رو جدا شکست بدم
اما به سختی میتونم زیرا همیشه با هم میاند
خوشبختانه , تو یکی از اونها رو کشتی
لینگ هو, تو این شش هیولا رو میشناسی؟
لینگ هو, تو خیلی بی احتیاط بودی فنگ بو پینگ استادی از فرقه شمشیر بود
استاد,من باعث شرم ساری شمام
تو رو سرزنش نمیکنم من بااون مبارزه میکردم اگه تو نیومده بودی
من خواهم بدونم چه کسی مهارتهای شمشیر رو به تو یاد داد
که با فنگ بو پینگ مبارزه کردی؟
من... نمیتونم
عزیزم حالا زمان خوبی برای پرسیدن این سوالات نیست
تلاش کن تا راهی برای حل مشکل پیدا کنی
ما میتونیم اون رو با کونگ فوی زی ژیا زنده نگه بداریم
زنده نگه بداریم؟
با کونگ فوی من فقط میتونیم زنده نگهش بداریم
ممکنه تو اول بری من میخوام این مشکل رو حل کنم
استاد
حرکت نکن
استاد
شما نمیتونید کاری بکنید, استاد
چیزی نگو
استاد, شما نگفتید وقتی من بدنیا امدم مثل گربه بودم و هفت تا جون داشتم؟
استاد
چه اتفاقی افتاده؟
عمو لو از فرقه سانگ شان و تعدادی ازمردان فرقه شمشیر هنوز اینجاند
آنها در پای کوهستان هستند
به همه بگو مراقب باشند من لینگ هو رو درمان میکنم
بله
استاد, کار گروه مهمتره شما نمیتوانید اساس کی رو برای من بگذرانید
خب. دی نو, بریم
دا یو
استاد
خوب از برادرت مراقبت کن
اگه برای صدمات اون اتفاقی افتاد منو رو خبر کن
بله
برادر لینگ هو, حالت چطوره؟
دا یو, خیلی حالم خرابه
چکار میخوای بکنم؟ یا میخوای برم به استاد بگم
نه
دا یو. برام کمی شراب بیار
شراب برای زخمات خوب نیست
فقط شراب صدمات درونی رو خوب میکنه
چه مخصوصه در گروه ما تا با کی برابری کنه شرابه
نه
بله
نه.نه
تو
برادر لینگ هو
تو من رو ناراحت کردی
باشه, برات میارم
خوبه
خب, به پین جی بگو اینجا بیاد میخوام چیزی به اون بگم
چی میخوای به اون بگی؟
لطفا فورا برو
باشه
برادر فنگ, من قسم میخورم
اگه من یو بیو کیون رو از کوهستان خواشان بیرون نکنم خودم رو بکشم
من میترسم,بدون کمک زو تو نتوانی یو بیو کیون رو شکست بدی
به هرحال اون کمکت میکنه مهارت های آنها خیلی عجیبند
آنها کاملا بر درستی نیستند
چه ارتباطی بین گروه خواشان و گروه شیطان است؟
پس ما باید بکنیم؟
من فکر میکنم شما ابتدا استاد زو رو ببینید
نه نمیخوام
از اونجای که فرقه شمشیر اینجاست
اگه یو بیو کیون در کوهستان خواشان بمونه, ما اعتبارمون رو از دست میدیم
پس من نمیتونم کمکتون کنم
من کمکتون رو نمیخوام
گروه خواشان کار داخلیه ما بین خودمون تسویه حساب میکنیم
تو نمیتونی یو بیو کیون رو شکست بدی
اگه نتوانم, خواهم مرد
برادر لینگ هو شما میخواستید من رو ببینید؟
بشین من باید زودتر بهت میگفتم
اما فرصت پیدا نکردم
والدینت قبل از مردنشون خواستند از من تا به تو چیزی بگم
پدرت گفت انجا در خانه قدیمیت در ژیانگ یانگ فوزو ارثی است
اون خواست تو از اون به خوبی مراقبت کنی
اما نباید بخونیش یا بخوای مشکلات رو تموم کنی
در خانه قدیمی در ژیانگ یانگ
اونجا کسی زندگی نمیکنه اون چیه؟
من نمیدونم اون حرف های پدرت بود
خیلی ممنون خوب استراحت کن
....صبر کن. خواهر کوچیکه
میخوای اون رو ببینی؟
لطفا بمن قول بده
تو از اون خوب مراقبت میکنی و در آینده نمیذاری اتفاقی برای اون بیفته
مطمئن باشم به اون صدمه ای نمیزنی یا اون رو عصبانی نمیکنی
برادر لینگ هو
چه اتفاقی برای شما افتاد؟
برادر
برو و به پدرم بگو
برادر لینگ هو
خواهر کوچیکه
برادر لینگ هو
خواهر کوچیکه, برادر لینگ هو میخواست شما رو ببینه
خواهر کوچیکه
برادر
میخوام شراب بنوشم. شراب
برادر لینگ هو, اینم شراب
اون نمیتونه شراب بنوشه
شراب این شراب نیست آبه
شراب خوبیه
ما زمان برای انتقام نداریم
به هر حال سخته پیش بینی کرد در آخر چه کسی پیروزه
تو میگی ما فرار میکنیم؟
ما فرار نمیکنیم اما از مشکلات بطور موقت دور میشیم
حالا ما از دو طرف مورد حمله قرار میگیریم
زو لینگ چان فنگ با پنگ رو تحریک میکنه تا با درگیر شه
اون تسلیم نمیشه
این شش هیولا هم لینگ هو رو تهدید میکنه
و شما یکی ار اونها رو کشتی انها مطمئنا بر میگردند
ما فقط دو نفر داریم: تو و من ما نا برابریم
...من بیشتر نگران
شش هیولای هستم که فنگ با پینگ رو جلوی گروه سانگ شان کشتند
برای لو بای سخت نیست تا کونگ فوی شش مرد عجیب غریب رو پیدا کنه
آنها مطمئنا از گروه درستی نیستند
زو لینگ چان اون رو به عنوان بهانه ای برای رابطه ما با گروه شیطان قرار میده
آن ما رو توی موقعیت سختی قرار میده
اما کجا میتونیم بریم؟
به کوهستان سانگ شان. من میخوام استاد زو را ملاقات کنم و دلایل بیرون رفتنم رو بگه
من میخوام رو در رو از اون بخوام. و ببینم اون چی میخواد بگه
ما با هم به کمک هم تلاش میکنیم نا لینگ هو رو خوب کنیم
عزیزم , او عمیقا صدمه دیده
ما مجبوریم بیرون مبارزه کنیم نمیتونیم این کار رو بکنیم
پس چکار باید بکنیم؟
من حال احساس پشیمانی میکنم
موقعی که ما در صخره بودیم باید مهارت ژیان رو به اون یاد میدادیم
اگه اون این مهارت رو یاد میگرفت به این سرنوشت دچار نمیشود
پس نوشته ژیان رو بهش بده
حال که چنگ بایو در پایین کوهستان و شش هیولا
برای انتقام بیایند اینجا
ما ممکنه به اون صدمه بزنیم با دادن نوشته به اون
به نظر من ما میریم و دا یو از گروه محافظت میکنه
دا یو بهترین دوست لینگ هوه آنها با هم سلیقه اند
اون از انجامش خوشحال میشه
من و تو میرم به کوهستان سانگ شان تا زو رو ملاقات کنیم وسریع برمیگردیم باشه؟
خوبه امیدوارم لینگ هو از این فاجعه زنده بمونه
استاد, استاد نینگ
استاد استاد
اون الان بیهوشه
از پایین کوهستان چه خبر؟
به نظر میرسه گروه سانگ شان و تی شان رفتند
ما نمیدانیم مردان فرقه شمشیر کجاند؟
دی نو, برو و همه رو جمع کن اما لینگ هو رو بزار تنها
اون باید الان استراحت کنه
بله
دی نو, لینگ هو الان صدمه دیده
تو الان مسئولیت برادرانت رو برعهده داری
بله استاد
خواهر استاد من رو فرستاد تا شما رو پیدا کنم
اون گفت که پایین کوهستان میره
پایین کوهستان؟
اون گفت به کوهستان سانگ شان برای صحبت با زو لینگ چان میره
برادر لینگ هو چطوره؟
شما مجبور نیستید نگران اون باشید استاد حتما صدمات برادر رو درمان میکنه
دا یو گفت نوشته های ژیان اون نجات میده
اون برای گروه خواشان که لینگ هو صدمه دیده
ما باید اون رو درمان کنیم
پین جی, همه میگند اون دلیل امدن فرقه شمشیر به اینجاست
اما من نمیدونم
آنها میگند این افراد برای ریاست اومدن فقط
در حقیقت آنها برای کتاب شمشیر پاکی اینجاند
ممکنه. من میگم
پدرم هیچ وقت به این کتاب اشاره نکرده
به هر حال اگر خانواده ما چنین کتابی داشته بود
چطور ممکن بود والدین من زیر دستان یو چانگ های بمیرند؟
خواهر, من نمیتوانم شما رو فریب بدم
من این رو نگفتم بیا بریم
چرا ما باید بریم؟
بله. اینجا جی قشنگیه ما نمیخوام اینجا رو بخاطر چند نفر ترک کنیم
اره. چرا ما باید بریم؟
ما نمیریم
آیا ما از فرقه شمشیر میترسیم؟
چطور مگه؟
خوبه, خوبه
دی نو, اونا میگند همش به خاطر خانواده کتاب شمشیر پاکه
که اونا به اینجا اومدند و لینگ هو صدمه دیده
چه کسی اینو گفته؟
همه میگند
دی نو
به محض اومدن برادر لین چیزای غیر منتظره اتفاق میفته
این چیزیه که دا یو میگه؟
نه فقط دا یو بلکه همه ما میگیم
دی نو, اگه ما بریم فکر نکن که ما ترسیدیم
استاد گفت این فقط جنگ بین دو برادر خونیه
فرقه شمشیر شکست خورده
حالا که اونا اومدند باید یک مبارزه خونی برادرانه کنیم دوباره؟
تو میگی اونا برای تقسیم کوهستان اومدند؟
درسته. مگه نه؟
دیگه مزخرف نگید. بس کنید دیگه
ما کسی رو برای رفتن سرزنش نمیکنیم ولی پین جی درست میگم؟
درسته. اون سرزنش میشه
صحبت نکنید! عجله کنید
اینجا نمون برو و کار انجام بده
فرقه شمشیر باید در پای کوهستان باشه
No comments yet. Be the first to leave one.