The Affair

The Affair

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Affair S01E07 HDTV x264-KILLERS
The Affair S01E07HDTV XviD-FUM
The Affair S01E07 480p HDTV x264-mSD
The Affair S01E07 480p HDTV x264-MMKV
The Affair S01E07 720p HDTV x264-KILLERS
A Commentary by Notion
9Movie.in | ترجـمه: عرفان، نوید

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
480p
480
mkv
XviD
Published on: 2014-12-07
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

...ويتني جزء دختراي بوده که

توي اينترنت جودي رو اذيت کردن

چي؟

اون ازمون ميخواد باهاش بريم

کجا؟ پيش روان پزشک؟

آقاي سالووي، جايي به اسم "پايان" رو ميشناسيد؟

نه، چيه؟ - يه کلاب بيرون از مانتاک هستش -

!عمو مکس

نميدونستم مکس رو هم دعوت کردي

هلنِ شيطون - سلام -

بيا اينجا

اگه هر 10 سال يه بار يه کتاب بنويسي

هيچوقت موفق نميشي

هيچوقت موفق نميشم؟

من اينو نگفتم

تو به من پول بدهکاري، هادجز

توئم به من يه قولي دادي، عوضي

اسکار به پليس زنگ زد - از کجا ميدوني؟ -

چون اونجا بودم، خودم ديدم زنگ زد

کول، ما بايد از بين ببريمشون بايد بندازيمشون توي دريا

چرا نميري به مزرعه؟

يه گوشه از اطراف مزرعه

يه جايه مطمئن، مواظب باش هيچکس تو رو نبينه

يه چال بِکَن منم ميارمشون

هال رو هم با خودت ببر - دارم بهت ميگم، پسر -

اگه چالش کني يه نفر پيداش ميکنه

هال، هال، خواهش ميکنم خواهش ميکنم

تو مواد ميفروشي؟

ميدوني اينکار چقدر خطرناکه؟

به حرفي که قبلا گفتي فکر کردم

و من ديگه اون زندگي رو نميخوام

بعد از امروز بايد ديوونه باشم که به اين رابطه ادامه بدم

« ترجمـه از عـرفان و نويد » .:: Notion & sacred ::.

بخش اول نوح

ممنون که تشريف آوردين

چون توي آخرين جلسه‌ي آخر ما در خارج از اينجا

فکر کردم فکر خوبيه که تا اينجا دور هم جمع بشيم

...تا ويتني بتونه احساساتي که

براش سخت هستش رو بازگو کنه

...خيلي خب، در جواب اين که

چرا اين اتفاق افتاد

...منظورم اينه که، من نميدونستم

يه همچين اتفاقي قراره بيوفته

...اما من خيلي استرس داشتم چون مامان

دقيقا بهش بگو

...خيلي خب. چون شماها

فشار خيلي زيادي روي من آوردين

.نه، اينطور نيست ...من

بزار حرفش رو بزنه، خواهش ميکنم

چرا، همينطوره

تا هميشه هيچ اتفاقي رخ نده و هميشه پيش هم باشيم

...ميدوني، هيچکس حق نداره

پيش تو بيشتر از 5 ثانيه ناراحت باشه

دقيقا همينطوري

...حتي با بابا هم طوري رفتار ميکني که

يه زوج بي نقص هستين

...در حالي که واضحه شماها

يه مشکل خيلي جدي دارين

ببين، هيچ ازدواجي بي نقص نيست

ويتني، بزار روي احساساتت تمرکز کنيم

خب، من احساس ميکنم بابا بيچاره‌اس

چي؟

نه، چون کاملا مشخصه مامان داره خيانت ميکنه

چي؟ - صبر کن، چي؟ -

هنوزم نبايد حرف بزنيم؟

ببين، اين اصلا حقيقت نداره

تو با مکس رابطه نداري؟

مکس؟ - مکس؟ -

داري اشتباه ميکني، ويتني - نه -

ويتني، ميتوني بري به اتاق انتظار؟

ميخوام با مامان و بابات خصوصي حرف بزنم

کدوم اتاق انتظاره؟

اوه، درسته، ببخشيد

يادم رفت که توي دفترم نيستيم

نظرت چيه بري توي آشپزخونه؟ يا توي راهرو؟

هر کدوم که راحت تري

... ،خب

...ميبينم که تصورات ويتني

از نظر شما حقيقت نداره؟

نه - به هيچ وجه -

خيلي خب

بعضي وقتا که بچه‌ها اينطور رفتار ميکنن

...ميشه به حساب

بحران سيستم خانواده گذاشت

ميخواستم ازتون بپرسم

البته اگه هردوتون علاقه داشته باشين

که به عنوان يک زوج روي رابطه‌تون به خورده کار کنيد

نه با من ولي با يه روان پزشک مطمئن ديگه

ممنون اما ما به اون کارها احتياجي نداريم

فکر کنم اين به ويتني کمک ميکنه

نزول نوشته‌ي نوح سالووي

بيا همين امروز بريم

هنوز سه شنبه‌اس

وقتشه بريم خونه

باشه

من تا يکشنبه ميمونم - نه، نميتوني -

قرامون همين بود

و منم براي اين برنامه ريزي کردم

خب، بهم بريزش و ساکت رو جمع کن، همين الآن

لاکم هنوز خشک نشده - من برات جمع ميکنم -

.نه، خودش ميتونه جمع کنه اين عکس مال کجاست؟

اونجا

ويتني

چرا بايد يه همچين چيزي به روان پزشک بگي؟

خودت چي فکر ميکني؟

...من فکر ميکنم واست سخته که مسئوليت

کاري که سر جودي آوردي رو قبول کني

من فکر ميکنم تو داري موقعيت رو ميپيچوني

چرا داري حقيقت منو انکار ميکني؟

من حقيقت تو رو انکار نميکنم - ...چرا، ميکني -

به لباسام دست نزن

خداي من، فقط ميخوام کمکت کنم

...من

هي، کسي ميتونه منو ببره مزرعه؟

ميخوام خداحافظي کنم

تو که خداحافظي کردي - نه، نکردم -

...ميخواستم اين آخر هفته خداحافظي کنم

و حالا شما دارين ما رو مجبور ميکنين زودتر بريم

اوه، اول دلت نميخواست بياي

و الآن دلت نميخواد برگردي؟

بايد ازشون عذرخواهي کنم

عذرخواهي؟ واسه چي؟

يه اشتباهي در مورد اسب ها کردم

خب، واسشون نامه بزار

باشه؟ اينطوري خيلي هم مودبانه تره

نه، اون ميخواد مسئوليت کارش رو بپذيره

چرا نميبريش اينجا؟

نه! کار دارم - ...نه؟ چي -

تو ببرش. من ساک بچه ها رو ميبندم

20دقيقه بيشتر وقتت رو نميگيره

سلام - ...سلام، کول -

ميخواستم بگم بابت اون اسب متاسفم

آره، خيلي بد بود

چي شد؟

نميدونم

خب، ما پيداش کرديم. پس مشکلي نيست

ما داريم ميريم. همين امروز

برميگردين بروکلين، آره؟

آره. آرزوم بود اينجا زندگي ميکرديم

خب، مارتين تو دستيار خوبي بودي

دلمون واست تنگ ميشه

باهات يه قرار ميبندم

اگه امسال توي مدرسه خوب باشي

تابستون بعدي که اومدي بهت قول ميدم يه جاي خالي واست بزارم

نظرت چيه؟ - خيلي خب -

اگه ميخواي خداحافظي کني هال اون پشته

بچه‌ي معرکه‌ي داري

ممنون

حواسم بهش بود

انگار محتاج توجه‌ـه

حتما همينطوره، مثل بقيه پسراي نوجوان

مارتين، بايد بريم

ميرم صداش کنم

همش همين؟

چيه؟

بيا بريم

،ازت ميخوام سريع باشي پس برو وسايلت رو جمع کن، باشه؟

از اون کاراي هنرمندانه انجام ندي

ميدونم تو اصلا هيچي حاليت نيست - من چيزي حاليم نيست؟ چطور جرات ميکني؟ -

چطور جرات ميکنم؟

اين يعني اينکه من براي بحث مطالبي دارم

تو ميگي خودش به اين نتيجه رسيده؟

ميتونستم ازش شکايت کنم

بچه ها، اين فقط يه مقاله مسخره مجله است

خودش شاهد صحنه بوده

چي، اينکه تو کتابهاي منو مينويسي؟

من کمک کردم که تو معامله بزرگي بکني حتي ميشه گفت همکارتم

با همکاري من...برو بابا

باشه، سعي کن خودت يه چيزي بنويسي

من تا حالا 17 تا نوشتم

تو بدبخت، فريب خورده عوضي

برو به جهنم - اوضاع خيلي داغونه -

امروز توي مجله ونيتي فير از باباي من نوشته بودن

لعنتي

بايد ببينمش - بايد ببينيش -

زنش، ظاهرا از سالها تلاشهاي گمنام در اولين تدوين و

دوباره نويسي مکرر خسته شده بود

جالبه

ميدونم، بابام خاکستري شده بود شايدم واقعا مادرمو بکشه

شايد بهتره نريم

شوخي ميکنيم، خداي من شايد بهتره تو منو بکشي

بنظر از جمله هاي خشن باتلر

به يه سخن نجيبانه که جز بهترين کارهاش تعديل پيدا کرده

اوه، خداي من

تا حالا توي اين 25 سالي که تو رو ميشناسم نديده بودم

اينقدر خوشحال باشي

عاليه، ليوانهاي مشروب منو بشکن

تو عوضي خودخواه

من خود خواهم؟

کي پول اين زندگي رو ميده؟ - يالا، برو -

ولي من اين رو دوست دارم - ساکت شو، يالا، بيا بريم -

حداقل لوييس سيز وفادار بود

اوه - ميبيني وقتي 50 سال تشکر نکني

اين اتفاق ميفته

و مجبورشون کني نامه غلط کردم بنويسن

هي، تو وسايل رو بسته بندي کن من ميرم بنزين بزنم

غير قابل تحمله

تابستون به آخر رسيد، مگه نه؟ - لعنتي -

به زودي برميگردي به گاتهام؟

More Farsi Persian subtitles for The Affair

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left