Brave

Brave

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Brave HD Fa ssa
A Commentary by Hadis
Only Edit: 1391/08/13

Tags

HD
Published on: 2012-11-03
Downloads: 190
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کجايي؟ بيا بيرون

بيا بيرون

بيا بيرون

الان ميام ميگيرمت

کجايي فسقلي کوچولو؟ الان ميام ميگيرمت

دخترم که امروز، روز تولدشه، کجاست؟

وقتي که پيداش کردم، درسته قورتش ميدم

مي‌خورمت مي‌خورمت

آه، فرگوس سلاحت رو روي ميز نذار

ميتونم يه تير بندازم؟ ميتونم؟ ميتونم؟

خواهش ميکنم؟ ميتونم؟

با اون نه

چرا... از کمان خودت استفاده نميکني؟

تولدت مبارک، عزيز دلِ بابا

،حالا گوش کن دختر خوب

بکشش عقب تا چونه‌ات، خوبه

دو تا چشمات رو باز نگه دار

و رهاش کن

نخورد - خب، پس برو تيرت رو بيار -

يه کمان، فرگوس؟ اون دختره

تو

گوي نوراني آرزوها

اونا واقعيت دارن

مريدا برگرد عزيزم

داريم ميريم - من يه گوي نوراني ديدم -

من يه گوي نوراني ديدم - گوي نوراني؟ -

ميدوني، بعضي‌ها ميگن که گوي‌هاي نوراني تو رو به سمت سرنوشتت راهنمايي ميکنن

آه آره. شايد هم يه تير اين کار رو ميکنه

ياالله. بياين سريعتر بريم قبل از اينکه يه لولو خورخوره‌ي گنده ببينيم

يا يه غول چراغ جادوي رقصان

پدرت به جادو اعتقادي نداره

خب بايد داشته باشه چون اون حقيقت داره

"موردو" الينور، فرار کن

سرورم

منتظر چي هستي

شجاع محصول 2012

بعضي‌ها ميگن که سرنوشت ما به سرزمينمان گره خورده

همانطور که ما جزيي از اون هستيم

بعضي ديگر ميگن که سرنوشتمون مثل يه لباس بافتني، بهم بافته شده

در نتيجه سرنوشت يه نفر با بسياري ديگر گره خورده

اين اون چيزيه که دنبالش هستيم يا براي تغييرش مبارزه ميکنيم

بعضي‌ها هيچوقت پيداش نميکنن

اما بعضي‌ها هستن که به سمت سرنوشتتون، هدايت ميشن

...داستان اينکه چطور پدرم پايش را

در مبارزه با خرس پليد موردو" از دست داد، تبديل به افسانه‌اي شده بود"

من خواهر سه تا فسقلي شدم

"شاهزاده "هيميش" "هوبرت" و "هريس

شيطون‌هاي فسقلي

اونا هر غلطي ميخواستن، ميکردن

من هيچ غلطي نميتونستم بکنم

من شاهدخت هستم

من يه الگو هستم

من وظيفه دارم، مسئوليت دارم، ازم توقع دارن

براي کل زندگيم نقشه کشيدن

...تا زماني که من، خب، خودم بشم

مثل مادرم

مادرم مسئول تک تک روزهاي زندگي منه

...اي رابين، اي رابين بذله گو، باشد که مرا

متفاوت تر بگو

و باشد که تو مرا بشناسي

بايد تلفظشون از هر جايي قابل تشخيص باشه

...وگرنه همش بي فايدست

همه‌ي اين کارها بي فايدست - شنيدم چي گفتي

از اول شروع کن

يک شاهدخت بايد در مورد سرزمينش اطلاعات داشته باشه

وقتش رو با نقاشي تلف نميکنه

اون نت "سي" هست عزيزم

يه شاهدخت، هيچ‌وقت با صداي بلند نميخنده

لقمه‌ي گنده برنميداره

...سحر خيزه

...مهربونه

صبوره هوشياره

تميزه

و مهمتر از همه، يه شاهدخت براي رسيدن به کمال تلاش ميکنه

...اما هر از گاهي

يه روزي هست که ديگه نبايد در اون روز شاهدخت باشم

،نه درسي، نه انتظاري

روزي که هر چيزي ممکنه

روزي که ميتونم سرنوشتم رو تغيير بدم

خيلي گشنمه تو هم همينطور، "انگوس"؟

ميخواي علوفه بخوري

روز خوبي داشته باشي شاهدخت

نمکدان کجاست؟ کجا گذاشتيش؟

همين يه لحظه پيش اونجا بود آخرين باري که ديدمش

و بعدش، ناگهان بزرگترين خرسي که در عمرتون ديدين، ظاهر ميشه

پوستش پر از آثار جراحت سلاح‌هاي جنگجوهاي شکست خورده

... با اون صورت زخمي‌ و يک چشم کورش

...شمشيرم رو کشيدم و

يک ضربه و شمشيرش تکه تکه شد ...و بعدش

و بعدش بنگ پاي پدر کنده شد

و اون هيولا قورتش داد

آه اين قسمت مورد علاقه‌ي من بود

از آن به بعد ديگه هيچکس "موردو" رو نديده

اون در جنگل پرسه ميزنه منتظر فرصتيه تا انتقام بگيره

بذار برگرده

بعد اون کار نيمه تمومم رو تموم ميکنم

مريدا، يه شاهدخت هيچوقت سلاحش رو روي ميز نميذاره

مامان اين فقط يه کمانه

اگه نظر من رو بخواي يه شاهدخت اصلا سلاح نميخواد

ولش کن

شاهدخت باشه يا نباشه يادگيري مبارزه، يه چيز ضروريه

مامان، فکرش رو هم نميکني که امروز چيکار کردم

همم؟ - از کوه "دندان پيرزن" بالا رفتم -

و از آب "آبشار آتش" خوردم

آبشار آتش؟

ميگن که فقط پادشاهان باستاني آنقدر شجاع بودند که از آب اون آبشار بخورن

چيکار کردي عزيزم؟ - هيچي، مامان -

گرسنه‌اين، نه؟

مامان - اينطوري زخم معده ميگيري -

آه فرگوس بشقاب دخترت رو ديدي؟

که چي؟

...اجازه نده که

پسرها حرف گوش بدين

با غذاهاتون بازي نکنين

...هنوز که امتحان نکردين

ببينين دوست دارين يا نه؟

اين سيراب شيردون گوسفنده

خوشمزه است

بانوي من - "ممنون "ماودي

شما دو تا خيلي گنده شدين

از طرف روساي قبايل "مکينتاش" "مک گافين" و "دينگوال"ـه

مطمئنم که جوابشونه

آره

هي هي

غذام رو ول کنين جوونورهاي حريص

اون رو گاز بزنين سگ‌هاي عوضي

...فرگوس

همشون قبول کردن

کي، چي رو قبول کرده، مامان؟

پسرها، ميتونين برين

هي

مگه چيکار کردم؟

پدرت ميخواد در مورد يه چيزي باهات صحبت کنه

فرگوس؟

...مريدا

روساي قبايل، قراره پسرهاشون رو براي خواستگاري تو به اينجا بيارن

چي؟ - قبايل قبول کردن -

بابا؟ - چيه؟ -

من... تو ...اون... الينور

مريدا واقعا نميدونم چرا اينطوري ميکني؟

امسال، هر قبيله قراره يه خواستگار بفرسته

تا براي ازدواج با تو دست به مبارزه بزنن

من تنها شاهدختي هستم که هر چي بهش ميگن رو بايد انجام بدم

يه شاهدخت با صداي بلند صحبت نميکنه

مريدا، اين چيزيه که در تمام طول زندگيت، داشتي براش آماده ميشدي

نه، اين چيزيه که شما در تمام طول زندگيم، منو آماده‌اش ميکردين

من اين کار رو نميکنم نميتونين مجبورم کنين

مريدا

مريدا؟

پسرها

مامان! خواستگارها، ازدواج

...روزگاري، سرزميني باستاني بود

آه مامان

...سرزميني باستاني

سرزميني که مدت‌هاست فراموش شده

که توسط پادشاهي عادل و خردمند که همه دوستش داشتند، اداره ميشد

زماني که پادشاه پير شد سرزمينش را بين 4 پسرش تقسيم کرد

تا آن‌ها عامل برقراري صلح و آرامش در سرزمينشان باشند

اما شاهزاده‌ي بزرگتر، ميخواست به تنهايي به کل سرزمين حکومت کنه

...اون به سليقه خودش عمل کرد تا جايي که سرزمينشان

دچار جنگ و آشوب و نابودي شد

داستان قشنگي بود

اين فقط يه داستان نيست، مريدا

افسانه‌ها براي عبرت گرفتن هستن منعکس کننده حقيقت هستن

آخ، مامان

توصيه ميکنم که باهاش کنار بياي

قبايل دارند ميان تا خواستگارها رو معرفي کنند

اين عادلانه نيست

آه، مريدا اين ازدواجه آخر دنيا که نيست

داري غرغر ميکني - من غرغر نميکنم -

چرا. هر وقت فکرت مشغول باشه غرغر ميکني

تقصير توئه

اين کله شقي‌ها همش از خانواده‌ي تو به ارث رسيده

پس صحبت‌هاتون به نتيجه نرسيد؟

نميدونم چيکار کنم

باهاش صحبت کن، عزيزم - صحبت کردم -

ولي اون گوش نميده - بي خيال -

.فرض کن من مريدا هستم با من صحبت کن

چي ميگي؟

نميتونم اين کار رو کنم

معلومه که ميتوني

همينه تويي ملکه‌ي من

بسيار خب. شروع شد

من نميخوام ازدواج کنم

ميخوام مجرد بمونم ...ميخوام وقتي تنهايي اسب ميتازم

باد در ميان گيسوانم بپيچه و به سمت غروب آفتاب تيراندازي کنم

مريدا، تمام اين کارها، تمام اين وقتي ...که براي آماده کردن و درس دادن

و دادن چيزهايي به تو که ما هيچوقت نداشتيم، صرف شد

من ازت مي‌پرسيدم، ازمون ميخواي چيکار کنيم؟

دعوتشون رو رد کنين مگه چه عيبي داره؟

تو ملکه‌اي

ميتوني به روساي قبايل بگي شاهدخت آماده‌ي اين کار نيست

در واقع اون ممکنه هيچوقت آمادگي اين کار رو نداشته باشه والسلام

روز خوبي داشته باشين انتظار داريم که فردا عليهمون وارد جنگ بشين

.ميدونم که شايد غيرمنصفانه بنظر بياد

حتي من هم زمان خواستگاري، شروطي داشتم

ما نميتونيم از چيزي که هستيم فرار کنيم

نميخوام زندگيم به سر برسه

ميخوام آزاد باشم

اما حاضري که بهاش رو بدي؟ آزادي، بهايي داره

More Farsi Persian subtitles for Brave

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left