Hair of the Bear

Hair of the Bear

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Hair Of The Bear 2025 1080p WEBRip x264 AAC5 1-Fa
A Commentary by Srt_hub

Tags

webdl
Published on: 2026-06-24
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "

‫«موی خرس»

‫«موی خرس»

‫خانم، مشتاقانه منتظرم ‫همه خبرهای مربوط بهت رو بشنوم.

‫رفیق، واقعاً سخت بود.

‫نمی‌دونم چطوری راضیش کنم ‫برگرده به مدرسه.

‫از پسِ این سختی برمیای.

‫بابا، خیلی خسته‌ام.

‫نگران نباش. یکم استراحت کن.

‫من خودم ردیفش می‌کنم.

‫باشه.

‫ممنونم.

‫خواهش می‌کنم، واقعاً.

‫مواظب خودت باش.

‫خیله‌خب.

‫«توری»؟

‫گشنته؟

‫نه.

‫چیزی برات بیارم؟

‫یه لیوان آب؟

‫فقط خسته‌ام.

‫فکر کنم دیگه برم بخوابم.

‫من صبح زود بیدار می‌شم ‫تا نقاشی بکشم.

‫ولی اصلاً نگران من نباش.

‫اگه خسته‌ای، تخت بگیر بخواب.

‫قبوله؟

‫منم.

‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی.

‫سلام «توری».

‫من پدربزرگتم، اتاق بغلی‌ام.

‫فقط داشتم فکر می‌کردم کی ‫می‌خوای بیدار شی.

‫امیدوار بودم بیرون ‫توی یه کاری بهم کمک کنی.

‫ولی شاید به استراحت بیشتری نیاز داشته باشی.

‫در هر صورت، اگه حس کردی از پسش برمیای،

‫من بیرون جلوی خونه‌ام.

‫باشه؟

‫فعلاً.

‫خب، همه این چوب‌ها رو ‫خودت درست می‌کنی؟

‫من چوب درست نمی‌کنم.

‫فقط اره‌شون می‌کنم.

‫درخت بیشتر کار رو انجام می‌ده.

‫واقعاً؟

‫آره، واقعیه.

‫مال بابام بود.

‫پوست خرسه.

‫بفرما. ‫می‌تونی بهش دست بزنی.

‫حس عجیبی داره.

‫این رو از اون به ارث بردم، بعد از اینکه یه شب...

‫توی جنگل و کنار تله‌ها گذروندم.

‫به نظر کار لذت‌بخشی نمیاد.

‫چند سالت بود؟

‫دقیقاً هم‌سن تو، ۱۶ سال ‫یا همین حدودا.

‫آره، کی می‌دونه کدوم لحظه‌هاست که ‫از آدم اون شخصیتی رو می‌سازه که...

‫قراره در آینده بهش تبدیل بشه؟

‫اون شب یکی از ‫لحظات خاص زندگی من بود.

‫یکی اونجا داره از صبحانه‌اش لذت می‌بره.

‫بیا.

‫یه نگاهی بنداز.

‫دقیقاً همون‌جا.

‫می‌بینیش؟

‫لعنتی، خوردم به یه گرهِ چوبی.

‫لعنت به این پیچ‌هایِ رزوه‌دار.

‫می‌رن تو دلِ چوب و ‫دیگه دلشون نمی‌خواد بیان بیرون.

‫می‌دونی چیه؟

‫حصار می‌تونه منتظر بمونه.

‫یه جایِ بهتر داریم که بریم.

‫از بینِ چارچوبِ چوبی.

‫ادامه بده.

‫خوبه.

‫اگه می‌تونی ادامه بدی، ‫باید بهم بگی.

‫آماده‌ای امتحانش کنی؟

‫پدربزرگ، من نمی‌تونم ‫اینجور چیزا رو برونم.

‫فکر کردن رو بس کن، ‫دسته‌ها رو بگیر و برون.

‫من حتی نمی‌دونم ‫چطوری باید هدایتش کنم.

‫این پدال گازه.

‫اینم ترمزه‌.

‫دستات رو هم این‌طوری می‌ذاری.

‫حله؟

‫کلش همینه.

‫فکر کنم بتونم انجامش بدم.

‫دیدی؟ کاری نداره که.

‫و بعدش میاریش بیرون.

‫خب.

‫چیزی می‌بینی؟

‫رد پا.

‫آره.

‫رد پای یه خرگوش صحراییه.

‫خرگوش صحرایی حیوونیه که بنده عادته.

‫مدام از همون مسیر همیشگی ‫می‌ره و می‌آد.

‫می‌بینی که خرگوشه ‫می‌ره تو و میاد بیرون.

‫از توی راهرو، تو جاهای مخفی.

‫چهار انگشت از زمین فاصله داره.

‫خب، حالا خوب شد.

‫تو ذاتاً بااستعدادی.

‫حالا یه تونل می‌سازیم که باعث بشه ‫از توی حلقه‌مون رد بشه.

‫دقیقاً همین‌طوری.

‫چرا این کار رو کردی؟

‫تا بدونیم که مال منه.

‫داره فرانسوی حرف می‌زنه!

‫کی فکرش رو می‌کرد؟

‫بیا جلو، انجامش بده.

‫تسلیم نشو.

‫آره، دقیقاً همین‌طوری.

‫حالا دیگه متوقف نشو.

‫«همین‌طور توش هیزم بریز.»

‫«داری به چی نگاه می‌کنی؟»

‫«دریاچه‌ی بزرگیه.»

‫«بیشتر شبیه یه هزارتوعه.»

‫«و چون دقیقاً روی خط مرزیه،»

‫«بعضی وقتا یه سری آدم ازش رد می‌شن.»

‫«و همیشه هم نیت‌شون خیر نیست.»

‫«در واقع، توی زمستون من تنها کسی‌ام که این‌جا رو می‌پاد.»

‫«این بیرون هیچ‌کس جز من و تو نیست.»

‫«قرار نیست کل شب رو این‌جا زیر آسمون باز بمونیم،»

‫«مگه نه؟»

‫«فکر کردم شاید این کار رو بکنیم، اما...»

‫«نه. ‫نمی‌تونیم.»

‫«آخه چرا؟»

‫«لطفاً ازم نخواه ‫که شب رو این بیرون بمونم.»

‫من از اونایی نیستم که بلد باشن توی طبیعت زنده بمونن.

‫من فقط یه بازنده‌ام که درس و مشق رو ول کرده.

‫این حقیقتِ تو نیست، «توری».

‫دست از تلاش برای نشون دادن یه تصویر متفاوت ‫از هر چیزی که به من مربوطه بردار، باشه؟

‫تو نمی‌فهمی.

‫باشه.

‫این موضوع فراتر از توانته.

‫درکش می‌کنم.

‫فکر کنم گیر افتادیم.

‫فکر کنم شاید بتونم...

‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

‫واسه همینه که زمستونا ‫ریش می‌ذارم.

‫متأسفم.

‫فکر کردم از پسش برمیام.

‫معمولاً باید از توی چاله ‫درش بیاریم.

‫وقتی این‌طوری گیر می‌کنه.

‫اینجا خیلی از کمک دوریم.

‫بیا.

‫فقط بلندش می‌کنیم.

‫۱، ۲، ۳، بلند کن.

‫خوبی؟

‫این منو یاد خاطرات میندازه.

‫«توری»؟

‫پدربزرگ، من هیچ فایده‌ای ندارم.

‫با خودت این‌کار رو نکن.

‫چیکار کنم؟

‫من مثل تو نیستم. ‫نمی‌تونم پا‌به‌پات بیام.

‫من از اون آدمایی نیستم که ‫از زندگی تو جنگل سر در بیارم.

‫تو «توری» هستی، و هر چیزی که ‫به ذهنت برسه رو می‌تونی یاد بگیری.

‫خب، این دیگه قضیه رو تموم می‌کنه.

‫«مغزم بدجوری بهم ریخته.»

‫«اصلاً روحت هم خبر نداره.»

‫«چه ترس‌هایی به جونت افتاده؟»

‫«چه بلایی سر اون دختربچه‌ای اومد که ‫همیشه این‌طرف و اون‌طرف می‌دوید و با ابزارام بازی می‌کرد؟»

‫«هیچ‌جوره نمی‌شد جلوش رو گرفت.»

‫«توری.»

‫«ما هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شیم.»

‫«نه ما، نه این‌جا.»

‫«باد و سرما هیچ‌وقت تمومی ندارن.»

‫«پس ما هم تسلیم نمی‌شیم.»

‫«حله؟»

‫«یالا راه بیفت. ‫بهت نیاز دارم.»

‫«کسی این‌جاست؟»

‫«داداشم، نفس نمی‌کشه.»

‫«همین‌جا منتظر بمون.»

‫افتاد توی یخ‌ها.

‫توری، اینجا امنه.

‫کیف کمک‌های اولیه رو بیار.

‫توری؟

‫کیف کمک‌های اولیه.

‫کیف تجهیزات.

‫توری، کیف تجهیزات.

‫باشه.

‫مایلز حالش خوبه؟

‫هی، هی، باید بیدار بمونی.

‫سعی کن با اورژانس تماس بگیری.

‫آنتن نمیده.

‫باید گرمشون کنیم.

‫مخزن سوخت رو بیار.

‫می‌بریمشون به جزیره.

‫باید به بدن لختش ‫گرما برسونیم.

‫آب رو بجوشون.

‫اجاق توی کیف وسایله.

‫این کافی نیست.

‫داریم از دستش می‌دیم.

‫باشه.

‫هی، حواست با منه؟

‫آره.

‫خوبه.

‫من و تو می‌ریم به کلبه‌ی من

‫تا یه آتیش حسابی راه بندازیم.

‫حله.

‫لباسات رو بپوش.

‫تو اینجا پیش برادرش بمون.

‫قبل از فردا برمی‌گردم.

‫نه، تنهایی از پسش برنمی‌آم.

‫چرا، می‌تونی.

‫باشه؟

‫فقط همین‌جا بمون ‫و آتیش رو روشن نگه دار.

‫این گرم نگهت می‌داره.

‫تو از پسش برمی‌آی.

More Farsi Persian subtitles for Hair of the Bear

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left