The first 200 lines.
سلام، خانومها و آقایون، پسرا و دخترا
اسم من جیمی برسلینه. من نویسندهام
من درباره نیویورک مینویسم، شهری که توش به دنیا اومدم
جایی که تمام عمرم توش زندگی و کار کردم
شهری که به یه اندازه هم عاشقشم و هم ازش متنفرم
امروز اوضاع خیلی فرق کرده
کاسبی حسابی سکه شده. آمار جرم و جنایت هم همینطور داره میاد پایین
آمار قتل به پایینترین حدش از سال ۱۹۶۱ رسیده
همیشه اینجوری نبود
این فیلم درباره یه زمان و مکان دیگهست
۱۹۷۷ اون روزای خوب قدیمی. تابستون داغ و سوزان سال
تو این شهرِ عریان، هشت میلیون قصه وجود داره
این یکی از اون قصهها بود
خفه کن اون سگو
صدای اون سگو ببر
خفهش کن اون وامونده رو
اون شب یه چیزی تو هوا بود
ستارهها میدرخشیدن فرناندو
اونا برای من و تو میدرخشیدن، برای آزادی
فردا بریم ساحل؟ بریم "جونز"؟
فردا وقت آرایشگاه دارم
کنسلش میکنم. آره
این کیه؟ امری داشتین؟
اگه قرار بود دوباره تکرار بشه
باز هم انجامش میدادم، دوست من فرناندو
شبِ رقص
شبِ رقص
شبِ رقص
شک نکن، اومدیم اینجا واسه خوشگذرونی
شبِ رقص
بیا بیرون، باید بساطو راه بندازیم
با آهنگ برقص و حال کن
با آهنگ برقص و حال کن
چون شبای رقص همیشه بهترین شبای شهرن
باید به رقصیدن ادامه بدی
به رقصیدن ادامه بده
باید به رقصیدن ادامه بدی
به رقصیدن ادامه بده
شب رقص
برو تو حس، بترکون
شب رقص
تکون بخور، اینجا رو به آتیش بکش
با آهنگ برقص و حال کن
با آهنگ برقص و حال کن
چون شبای رقص همیشه بهترین شبای شهرن
خوشحالم میبینمت. بیا، بگیر
همهشو یه جا خرج نکنی. مرسی
به رقصیدن ادامه بده
اونا میگن بیا یه جا پیدا کنیم
یه جای خیلی دور
که توش نه سیاهپوستی باشه، نه یهودیای و نه همجنسگرایی
اگه لطف خدا نبود، منم الان جای اونا بودم
اگه لطف خدا نبود، منم الان جای اونا بودم
نه سیاهپوست، نه یهودی، نه همجنسگرا
اگه لطف خدا نبود
منم همونجا بودم
اگه لطف خدا نبود
منم همونجا بودم
پاپی و خانوادهش اون خیابونای کثیف رو ول کردن
تا اونورِ آب یه جای آروم پیدا کنن
و سال به سال، اون بچه مجبوره بشنوه
بایدها و نبایدها و قربونصدقهها رو
و وقتی که ده سالش میشه
از راک اند رول خوشش میاد
ولی پاپی تو خونه قدغنش میکنه
اگه لطف خدا نبود
منم همونجا بودم
اگه لطف خدا نبود
منم، منم همونجا بودم
میتونست من باشم، میتونست تو باشی
اگه لطف خدا نبود
منم، منم همونجا بودم
اونجا داشتی منو میکشتی
امشب خیلی خوب شدی. واقعاً میگم
واقعاً؟ تو منو میکُشی
تو حالمو جا میاری
بیلی مارتین؟ همه میخوان باهاش حرف بزنن
چه خبر؟
عزیزم
نتیجه چیه، جویی؟
یانکیز سه، اِیز دو. اولِ اینینگِ نهم
خوبه
بذار یه نوشیدنی برات بگیرم
دیونا، دخترعموت خیلی خودگیره. آره، خدایی
اون انگلیسی بلد نیست
خداروشکر. فکر کردم دیگه جذابیتم رو از دست دادم
داری از دست میدی، خودت میدونی
وینی، نصفه شبه. باید کیارا رو برگردونیم خونه
من میرسونمش. کوروتم دمِ دره
همین مونده بابام ببینه. اونوقت همهمون کتک میخوریم
ما میرسونیمت. عزیزم، تو بمون. من میبرمش
داری خوش میگذرونی، نه؟
حالم خوب نیست. باید یه کم هوا بخورم
خوبی؟ حالم اصلاً خوب نیست
برام مهم نیست. اصلاً اهمیت نمیدم. باشه
بیا یه پیک بزن. باید برم
بیخیال! یه پیک بزن
راه بیا دیگه. جوّیه که هست
به سلامتی یانکیز! یانکیز
این افتضاحه. سلامتی
وینی، یه ساندویچ برام بگیر. بی.ال.تی. خردل بزن، نه مایونز
باشه عزیزم. حله. دوستت دارم
وینچنزو! لعنتی
دارم میام دیگه لامصب. ای خدا
مرتیکهی حرومزاده
شورتتو بپوش. یالا
چرا باید بیان دقیقاً همینجا این کارو بکنن؟
دقیقاً جلوی خونهت. مثل سگای حشری
نه کلاسی دارن، نه شعوری
امشب خیلی بهم خوش گذشت
فردا سرت شلوغه؟ خیلی دوست دارم دوباره ببینمت
بازی بازی، عاشق شدم
الکی چرخیدم و یهو دل باختم
از وقتی دیدمت عزیزم
بازی بازی، عاشق شدم
آزاد و رها، واسه خودم
قدیما اینجوری بودم
ولی از وقتی دیدمت عزیزم
عشق بدجوری گرفتارم کرده
بازی بازی، عاشق شدم
الان دیگه اسیرش شدم
بازی بازی، عاشق شدم
دیپی دو، بدو بدو بدو
دیپی دو، بدو بدو بدو
دیپی دو، هی، دارم کیفمو برمیدارم
و الان دیگه دارم فرار میکنم
بدو، بدو، بدو
چون با من بدرفتاری کردی
بدو، بدو، بدو
در حالی که من باهات خوب بودم
ساندویچم کو؟
اوه، گندش بزنن
یادم رفت عزیزم. شرمنده. بدجوری ضعف کرده بودم
بیا برقصیم. بیخیالِ شکم. نمیخوام
بیا بریم رستوران یه صبحونه بخوریم. تخممرغی چیزی
نمیخوای دیگه برقصیم؟
موقع رفتن میرقصم. دنبال من بیا
خیلی خوشگل شدی. مرسی، ولی من صبحونه میخوام
امشب خیلی عالی رقصیدی عزیزم
چون زیبایی، دلیلش همینه
ول نکن. خیلی حس خوبیه
چرا انقدر طول کشید؟
فقط یه جا واسه جیش کردن نگه داشتم
امشب خیلی زیادهروی کردم، میدونی که؟
کجا؟ دمِ خونه؟
بیخیال بابا
داری کتاب مینویسی یا چی؟
فقط دارم میپرسم
آره، داری میپرسی. حتماً
من که بهت تهمتی نزدم. میدونم عسلم
تو هم امشب خیلی قشنگ رقصیدی. واقعاً خوش گذشت
جناب سروان، اینجا چه خبره؟
چه اتفاقی افتاده؟ برو به سمت راستت. همین الان
کروز، رفیق. چه خبر؟ دو تا قتل
جدی؟ قاتل کالیبر ۴۴؟ به نظر همونه
من میرم ببینم چه خبره. همینجا بمون
عجب بساطی شده
انگار اینجا یکی کشته شده
آقا. چه خبره؟ من همینجا زندگی میکنم. خب؟
اینا قربانی ششم و هفتم هستن. الان دیگه اوضاع حسابی بیخ پیدا میکنه
چارلی، از این تیکهش خوشت میاد. یه یادداشت گذاشته
جدی میگی؟ یادداشت گذاشته؟
این دیگه کیه؟ ویلیام شکسپیرِ واموندهست؟
آره لو. این میتونه همون سرنخی باشه که دنبالش بودیم
یکی اینو بذاره تو کیسه. باید برسه دست پزشکی قانونی
ادی، بیا عکسو بگیریم
هی
اونجا نباید باشی. از اونجا بیا بیرون
دور شو. برو پشت خط
برو پشت نوار زرد. یالا
ببرینش بیرون
زود باش
ششم و هفتم، همونطور که گفتی
بریم. چیز دیگهای برای دیدن نیست، مردم
چه ساعتی پیدا شدن؟ ۱۰:۲۰
کی پیداشون کرد؟ دختره
ای وای من
وینسنت، چی
ای خدای من
خوبی؟ برو اونور
ببخشید. تو باید رانندگی کنی
چی شده؟
جسدها رو دیدم. جسدها؟
اون برگشته. کسی کشته شده؟
قاتل کالیبر ۴۴ برگشته
لطفاً منو ببر خونه. باید از اینجا برم
قربانی
شش
هفت
خبرای داغ، بیست و چهار ساعته. اینجا رادیو دبلیو.آی.ان.اس است
دقیقه با ما باش، کل دنیا رو برات میگیم ۲۲
ساعتِ رادیو به وقتِ بوق، ۳:۰۰
دیشب دوباره اتفاق افتاد. ترس و خونریزیِ بیشتر
قاتل کالیبر ۴۴ دوباره حمله کرد و دو کشته دیگه به جا گذاشت
پلیس یادداشتی رو که در صحنه قتل جا مونده بود پیدا کرده
اما محتوای اون رو در اختیار مطبوعات قرار نداده
والدین همچنان گوشبهزنگ هستن و به بچههاشون هشدار میدن که بیرون نرن
دخترا رو تو خونه نگه میدارن، چون میترسن برن تو پاتوقای خلوت پارک کنن
از ترسِ اینکه نکنه قربانیِ این قاتلِ دیوونه بشن
هوا داغ، غبارآلود و شرجیه
No comments yet. Be the first to leave one.