The first 200 lines.
الو
اي مادر به خطا ...اين دفعه رو فرار کردي ولي
تو کدوم خري هستي؟
اگه ميتونيد عابيدا رو نجات بديد
تو چه خري هستي؟ اسمت چيه؟
عابيدا
چي شده؟
خدايا
لالبـــازار
درد داره
قربان، داريد اذيتم ميکنيد
لطفا آروم باشيد
..امروز نميتونيد روي من باشيد
ماه سومه
بچه شما رو حاملهام
*راويندرا سارووا، کلکته*
هي! اين چيه؟
*سورانجان سن، معاون کميسر جنايي*
صبح بخير، قربان
بله، قربان
نه قربان مشکلي نيست
بررسيش ميکنم
بله قربان الان روش کار ميکنم
اين موقع صبح کي، کي رو کُشته؟
*منطقه چراغ قرمز، واتگونج*
خاله
صبح بخير
پاريش
رئيس زنگ زد
تو محوطه درياچه يه اتفاقي افتاده
انگار مهمه
...کمسير سابق موکرجي
اون با رئيس تماس گرفته
نيروي کمي رو به محل ببر
من تو راهم
باشه
خيلي خب! ميبينمت
الو، جيلي گوش کن
زود برو سمت درياچه
فيلمبردار شبانه کي بود؟
مورتي؟ خيلي خوبه
اون رو با خودت ببر
اونجا قطعا يه اتفاقي افتاده
اگه قتل نبود بهش زنگ نميزدن
آره
به نظرت اون اصلا چيزي به من ميگه؟
ديوونهاي؟
فورا برو اونجا و گزارش تهيه کن
باشه، منتظر تماست ميمونم
...روبي
...روبي
چرا خودکشي کردي؟ چرا؟
بايد ميومدي پيشم، دخترم
چرا اينکار رو کردي دخترم
*خيابان جنوبي کلکته*
پارسال دوست امسال آشنا
حال مادرم زياد خوب نيست
بخاطر سنشـه
از اون بالا دارن صداش ميکنن
چرا درمورد چيزي که نميدوني حرف مفت ميزني؟
از دهنم پريد
قبل حرف زدن فکر نکردم
بگو، چي برات بيارم؟
امروز تولد مادرمه
ميخوام براش پودينگ برنج درست کنم
بهم 200 گرم برنج گوبيندو بده
يه خرده شير غليظ، شکر و هل
بادام زميني و توت لازم نداري؟
آدمهاي دست حسابي از همه اين چيزها استفاده نميکنن
اونايي که مرغ چيلي با کاچوري ميخورن اين چيزها رو داخلش ميريزن
همون چيزي که گفتم رو بيار باشه-
زودباش تکون بخوريد ...داد نزن-
...بذاريد پليس کارش رو بکنه
لطفا ساکت شيد و بريد کنار
....بذاريد کارمون رو انجام بديم چي شده؟
صبح داشتم مثل هميشه اينجا پيادهروي ميکردم
که اون رو با اين کيف ديدم
داشت يه چيزي ميذاشت داخلش
يا شايد يه چيزي ازش در ميآورد
بعد آقاي گوپتا اون رو گفت ببخشيد-
قربان، من فورا به محل رسيدم
اسمت چيه؟
قربان، راجو
راجو، خيلي خب
بهمون بگو اينجا چه اتفاقي افتاد؟
قربان اومدم تا تو درياچه حموم کنم مثل هميشه
امروز اومدم و ديدم يه کيف روي آبه
اين کيف؟ بله قربان، همين-
بازش کردم و اين چيزها رو پيدا کردم
و اين خاله شروع کرد به جيغ زدن
جيغ زدن؟ منظورت چيه؟
آدم بيخودي جيغ ميزنه؟
صبر کنيد، خانم
من کاري نکردم قربان
قربان، اون کاري نکرده
بذاريد بره، قربان ولش کنيد-
ولش کنيد
اينها بقاياي يه ميمونه، قربان
اطراف درياچه کلي ميمون وجود داره
از صبح تا شب سر و صدا ميکنن
باشه حالا ميبينم
يه نفر اون رو کُشته و انداخته دور
باشه، دارم بررسي ميکنم
چون که ما فقيريم داريد اذيتمون ميکنيد
مزخرف محضه
چرت و پرت نگو
من کميسر سابق پليسم
بله، قربان
من به رئيس دايره قتل زنگ زدم
بله، قربان
به محض اينکه خبر رو از شما شنيد به من زنگ زد
ببينيد ما هر روز صبح اينجا با آرامش پياده روي ميکنيم
و اينها دارن ميگن هيچ اتفاقي نيوفتاده و قتل نيست
قتل چه قتلي؟
اين چرت و پرتها چيه
لطفا آروم باشيد
برو يه جاي ديگه انگليسي سخنراني کن
فکر کردي ازت ميترسيم؟
از اينجا بريد
بس کنيد بريد-
تو با ما مياي
اين رو فورا به پزشکي قانوني بفرست
خانم، شماره تماستون رو برامون بذاريد
باهاتون تماس ميگيرم، باشه؟ باشه-
ممنون، قربان
چرا داريد اون رو ميبريد؟ اون بيگناهه
دکتر، بيايد اينجا
از اين طرف
حداقل گواهي رو بهم بدين
چقدر ميشه؟
پروندهي خودکشيـه
نميتونم گواهي صادر کنم
مزخرفه
کي به خاطر يه فاحشه توي مونشيگنج تو رو به دردسر ميندازه؟
فقط نرخـت رو بهم بده
سقطهاي بيشمار حسابي جيبت رو گرم کردن
حتي يه 4 چرخه هم خريدي
حالا يه خرده هواي ما رو داشته باش
امروز قبل از رفتن سر کار بهم بوس ندادي
چرا؟
مامان داشت نگاه ميکرد کجا؟
*گورانگا بيسوا، بازرس دايره جنايي*
بخاطر همين گفتم بياي کنار قفسه
ميخواي چيکار کني؟
پديکور؟
اين ديگه چيه؟
اوه واسه پاهاست
تا کجا؟
...اون روز يه نفر داشت تو اداره ميگفت
که اين روزها خانمها واسه انگشتر الماس کردن تو انگشتشون آرايشگاه ميرن
چرا فال گوش وايسادي؟
کجا فال گوش وايسادم؟
نه، تو نه
واقعا ...بعضي وقتها
زنم رو عصباني کردي
خودت خواهر و مادر نداري؟
تو کي هستي؟
من کي هستم؟
ميخواي يکم بفرستم آب خنک بخوري؟
*اداره پليس واتگونج، کلکته*
قربان
...لطفا بشينيد
آقاي صابر احمد
همه چيز روبراهه؟
خوبه قربان
*صابر احمد، بازرس واتگونج*
پيشرفت جديدي داشتين؟
نه قربان هنوز نه
خوبه
*گوراو دات، معاون کميسر حوزه، کلکته*
اوضاع اين محل زياد خوب نيست
يکم مراقب باش
و من رو در جريان بذار
بله، قربان
سانتوش داس هستي، نه؟
بله، قربان
تو از اون قديميهايي
هواي رئيست رو داشته باش
حتما، قربان
بيا، صابر
قربان
تو افسري به نام منصور خان داشتي
اون رو نديدمش
يه پرونده کوچيک تو بازار در جريانه
اونجا رفته
چيزي لازم داشتين، قربان؟
نه، همينطوري پرسيدم
بهرحال، موفق باشي
ممنون، قربان
حتي اسم من رو هم يادشـه
*منصور خان، مأمور تحقيقات واتگونج*
آره
نه، قربان
ترتيب همه چيز رو دادم
من که باشم جايي براي نگراني نيست
همه چيز تحت کنترله
هيچکس چيزي راجع به من نميدونه
آره، باشه
ماشين رو برگردون زود
*لالــبــازار*
No comments yet. Be the first to leave one.