The first 200 lines.
T
Th
The
The C
The Ca
The Cab
The Cabi
The Cabin
The Cabin i
The Cabin in t
The Cabin in th
The Cabin in the
The Cabin in the W
The Cabin in the Wo
The Cabin in the Woo
The Cabin in the Wood
The Cabin in the Woods
The Cabin in the Woods
Translation by EzioIAuditore, Rivaz, Pouya007 ترجمه از پوريا صحرانورد، محمد ريواز، پويا فاتحي
بخاطر هورموناشه
.منظورم اينه که،من خودم رو معمولا درگير مشکلات زنونه نميکنم
منظورت محافظت از بچس؟ قفل و اينجور چيزاس؟
.رفيق،اون کشوها رو قفل کرده
من حتي نميدونم که اين بارداري امکان داشته باشه
. اون خيلي دقيق قفل کرده و حتي نميتوني قفل رو باز کني
کاملاً؟
.نه اندازه يه اينچ باز ميشه که اونم فقط ميتوني انگشتت رو توش کني
.. مثل يه کابوسه ... گمون کنم دير يا زود
.اره،خيلي ديرتر . کابينت ها رو هم بالاتر نصب ميکنه
. اگه اينجوري بشه پس بچمون بايد 30 سالش باشه تا دستش به کابينت ها برسه
. اين طبيعيه که همچين احساسي داشته باشه
.حتي...تو هم از اين مشکلات زنونه داشتي
.بيخيال،تو هم مثل بقيه مردمي
. باعث بدشانسيه
. من اينو تضمين ميکنم که ما بچه دار بشو نيستيم
. و بيست دقيقه طول ميکشه تا يه ابجو لعنتي براي خودم بگيرم
بچه ها ! بچه ها
. استوکهلم موند
جدي؟ . فکر ميکردم که کاربلد هستن
از کجا فهميدي؟
. من فيلمش رو نديدم . فقط همه دارن دربارش حرف ميزنن
.خب،اون هيچوقت يه سناريو ثابت نداشته
. همه ميدونن که نبايد به سوئدي ها اعتماد کرد
. فقط ژاپن مونده . ژاپن و ما
.اين اولين باري نيست که اخر کار به اينجا ميرسه
.ژاپن رکورد عالي داره
. ما دومي هستيم . بايد بيشتر تلاش کنيم
... اگه شکست بخوريم،اونوقت
.بيخيال،ما از سال 98 هيچ مشکلي تا الان نداشتيم
.ما کارمون رو بلديم،لين
. و يا يه جايي نحوه انجامش رو نوشتيم
. شما دو تا بهتره که تو کارتون گند نزنين
منظورت اينه که امسال تو مسابقه شرطبندي شرکت نميکني؟ . پول زيادي توشه
. من فقط دارم ميگم که کليد سناريوــه
.نه،شنيدم چي گفتي
سال 98 تقصير بخش شيمي بود که اون اتفاق افتاد،درسته؟
ميشه دوباره بگي تو کجا کار ميکردي؟ .صبر کن،الان بهت ميگم
. اگه قرار باشه وضع اينجوري باشه پس اخر هفته طولاني منتظرمونه
دو شنبه شب مياي؟
. قراره کابينتا رو بيرون کنم
گوشت با منه؟
. پروفسور احمقان
چرا هنوز عکس اون احمق رو به تخته دارت نصب نکردي؟
. به اين اسوني نيست ! واي خداي من
.موهات،بلوندن افسانه اين،مگه نه؟
. باورم نميشه اين کار رو کردي اما خيلي افسانه اين،مگه نه؟
. زودباش بگو افسانه اين . دارم نگران ميشم
.نه،عالي به نظر ميرسن . کرت به خاطر اين کار ناراحت ميشه
. کرت ازم تشکر ميکنه ... همينطور که تو ميکني
. بخاطر اينکه الان اين عکس رو اتيش ميزنيم
. هنوز امادگيش رو ندارم
.جدي ميگي،اين تقصير اون نيست
چي تقصير اون نيست؟
گاييدن دانش اموزش يا بهم زدن باهاش با يه ايميل؟
. ميدونستم که قراره درگير چه قضيه اي بشم
. اوه،بيخيال
ميدوني که قرار اين اخر هفته با چي روبروه بشي؟
.اين
... اگه هولدن به اندازه اي که کرت ميگه جذاب باشه
. احتمالا باهاش قرار ميزاري و ميري بيرون
. اون اخرين خواسته ايه که من ميخوام
، اگه ميخواي که از قبل براش برنامه ريزي بکني . بايد بگم که اصلا حال نميکنم
... من تو رو مجبور نميکنم
! اما ما داريم اينو جمع ميکنيم
... که به اين معنيه ما
اگه حوصلم سر رفت اونوقت چي؟
اينا به دردم ميخوره؟
اقتصاد شوروي و ساختار آن؟ ... عوارض
!نه . ما يه پارتي داريم کنار درياچه
! ديگه خوندن درس کافيه . سريعتر
. از اونم سريعتر باش
. معذرت مي خوام،ببخشيد،به راهتون ادامه بدين
! خوب بود هولدن اونه؟
. الان ميايم پايين . اون يه تازه وارده
. توي تيم بهترين توپ گيره . بچه خوبيه
. و تو گرفتن توپ عاليه
... من الان دختري رو ميبينم
. که موهاش از قبل بلوندتره
... اما داشتم فکر ماکردم،که شايد اين چيه؟
اين...چيه؟ ميخواي با اينا چيکار کني؟
.باشه،فهميدم،کتابارو نميارم
نه،کي اينا رو بهت داده؟ کي بهت درباره اينجور چيزا ياد داده؟
از تو ياد گرفتم،فهميدي؟
! از نگاه کردن به تو ياد گرفتم
.جدا که اين پروفسور بنت از تمام کتاباش تو سخنرانيهاش حمايت ميکنه
. تو بايد اين کتاب رو بخوني
.گراوسکي،خيلي از اون کتاب جالب تره
... همچنين،بنت درباره اين کتابا چيزي نميدونه
. بخاطر همينه که فکر ميکنه روشن فکر
. و تو شلوار پات نيست
! واي لعنتي
هميشه همينجوريه؟ . از خدام بود که هميشه همينجوري باشه
، ميدوني،جولز .اين يه اخر هفتس،نه نقل مکان
... بهم اعتماد کن که هيچ چيزي نيست که من نياورده باشم
. که باعث خوشحاليت نشه
. من که خفه خون ميگيرم
. واي خداي من
! "مارتي"
چت شده،داداش؟
. مردماي اين شهر مثل کورا رانندگي ميکنن
. اين چيزي بود که بايد ميگفتم
ميخواي اخر هفته رو تو زندان باشي؟
. ما هممون دلمون ميخوام که بريم و خونه پسرعموم رو ببينيم
.عزيزم،اين اصلا خوب نيست
... در واقع پليسا
. هيچوقت به کسي که يه همچين چيزي تو ماشينش داره گير نميدن
چرا؟
. اونا از اين مرد ميترسن . اونا ميدونن که اين مرد خيلي از اونا برتره
. و اون اونا رو با منطق باستانيش محو ميکنه
موهاتُ خاکستري کردي؟
. اون چيزُ تو ون نمياري
چي؟
مگه خر دشم که يه همچين چيزي رو بيارم تو ون بابات؟
چت شده؟ خل شدي؟
.سلام،پسر
!"دينا"،زن دلربا
غذايي همرات داري؟
همه اماده هستن؟ ! اره
اره؟ !بسيار خوب،منم حاضرم
! بياين به جاده نشون بديم که کي هستيم
لانه خاليه . درست به موقع
. اميدوارم جاده رو درست اومده باشيم
چون هيچ اثري ازش حتي تو جي.پي.اس هم نيست
. اين جاده از موقعيت جهاني جداست
. کل نکته همينه از شبکه خارج بشيم،درسته؟
... نه پذيرش تماسي
. نه دوربين هاي ترافيکي
... بريم يه جايي که بتونيم اخر هفته عالي داشته باشيم
. و اين موقعيت جهاني هم انقدر مو تو دماغمون نباشه،مرد
. کل مشکل همينه
جامعه داره فاسد ميشه،"مارتي"؟
.نه جامعه گرفتار شده،درسته؟
. مثل بتن ترک ورداشته
هر چيزي يا ظبط ميشه يا نوشته ميشه و يا بايگاني ميشه،درسته؟
. تراشه ميکاريم تو سر بچه هامون تا از راهشون گمراه نشن
. جامعه بايد فاسد بشه
. ما فقط خيلي ترسو هستيم که بهش اجازه بديم
. خيلي وقت بود اين چرندياتت رو نشنيده بودم
. تا بايد چيز ها رو به روشني که من ميبينم ببيني
. کارت شناساييتون رو لطف کنين
. اقاي سيترسون
. اقاي هادلي . ممنونم
اسمت چيه؟ . دنيل ترومن،قربان
. اينجا که ارتش نيست پس ميتوني"قربان"رو نگي
.اما سيترسون دوست داره که خانوم صداش کني
.يا پنجه عسلي . اون به پنجه عسلي هم جواب ميده
متوجه اي که قراره اينجا چه اتفاقاتي بيوفته؟
. من کاملا اماده ام
اونا بهت گفتن که بايد از لحاظ باتني اماده باشي نه از لحاظ ظاهري؟
. بله،گفتن . من کارمو بلدم،اقاي هادلي
. افرين پسر
. بسيار خوب . سيستم انلاينه
. جست و جوي هدف . بزار ببينم چي داريم
. فکر نکنم اين کارت اعتباري قبول کنه
. فکر نکنم که اينا حتي چيزي درباره پول بدونن
. فکر کنم اين بنزينا معاوضه اي باشن
سلام؟
. هي،هولدن
! هولدن ... فکر نکنم که اينجا
بدون اجازه اومدي تو؟ ! لعنت
. ميبينين که رو تابلو نوشته بسته
.اره،ما فقط ميخواستيم يکم بنزين بخريم
پمپ کار ميکنه؟
. اگه بلد باشي باهاش کار کني
. ما همچنين ميخواستيم که يه راهنمايي براي پيدا کردن مسير بهمون بکني
ما دنبال...اسمش چي بود؟
. جاده ي تيلرمن ميدونين از کدوم طرف بايد بريم؟
. جاده تيلرمن شما رو به بالاي اون تپه ميرسونه
. و توي بانکر قديمي به بنبست ختم ميشه
. پسر عموي من يه خونه اون بالا خريده
، از يه تونل کوهستاني عبور ميکني . و يه درياچه هم اونجا هست
... اسمش . باکنر
. هميشه يه نفر ميخواد اون قطعه رو بخره
. صاحباي اصلي رو ميشناسي
.اره،اما اولياشو نه
. فقط چند تا شون رو ديدم که ميان يه سر ميزنن و ميرن . من از زمان جنگ تا حالا اينجا بودم
کدوم جنگ؟ ! خودت ميدوني کدوم جنگ
شايد اون با ابي ها و بعضي از خاکستري ها بوده؟
تو همون جنگي که برادرا با برادرا مبارزه ميکردند؟
داري منو مسخره ميکني،پسر بچه؟
No comments yet. Be the first to leave one.