Son of Ali Baba

Son of Ali Baba

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Son of Ali baba 1952
A Commentary by [email protected]
توسط محسن تاج الدینی

Tags

bluray
Published on: 2026-06-23
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پسر علی بابا - 1952

کارگردان : کورت نیومان

قرن ها پیش در ایران باستان

مردان جوان ثروتمند و ثروتمند

توسط پدرانشان

به آکادمی نظامی بغداد فرستاده میشدند

و سختی ها و محرومیت های زیادی تحمل میکردند

در حالی که شجاعانه می جنگیدند تا سرزمینشان را از شر ظالمان خلاص کنند

برای پدران بسیار نگران کننده بود

که پسرانشان در دامان تجمل و بیخیالی بزرگ شوند

و در آینده نتوانند در برابر

سختیها و ناملایمات مقاومت کنند

قاسم

تولدت مبارک قاسم

تولدت مبارک قاسم

امشب میبینمت عشق من

هر دو شما رو خواهیم دید

در آکادمی به این مردان جوان نظم و انضباط

سواری و مهارت در استفاده از نیزه و اسلحه آموزش داده میشد

در حالی که منتظر بودند تا شب فرا رسد

تا بتوانند مرخص شوند

و در ضیافت و مشروب خوری با زیباترین دوشیزگان به عیش بنشینند

با فاصله زیاد، باهوش ترین چابکترین ، و بهترین شمشیر زن

پسر علی بابا بود

قهرمان سرشناس مستضعفان

قاسم بابا

مطابق با قوانین آکادمی

باید دوباره به شما یادآوری کنم

که به عنوان افسران آینده هنگ گارد سلطنتی

از شما انتظار میره که مجهز به بالاترین فنون رزمی باشید

کادت قاسم بابا ، گوشت با منه؟

با تمام وجود، فرمانده محترم

تولدت مبارک ، قاسم بابا

امروز روز تولد شماست

اما ما از شنیدن فریاد های بدون جهت

از سوی بالکن ها لذت نمی بریم

در حالی که سپاه در حال رژه هست

دیگه تکرار نمیشه ، فرمانده

شنیدم و اطاعت میکنم فرمانده بزرگوار

دسته

آماده شدن برای پیاده شدن

پیاده شوید

دسته.. مرخص

قاسم...

فکر میکنی بچه ها می‌شنون و اطاعت می‌کنن؟

امشب در ضیافت

با شدت براشون سخنرانی خواهم کرد

فراموش نکنید رفقا

قاسم همه دوستانش رو به مهمانی امشب خود دعوت کرده

شراب‌های کمیاب از تاکستان‌های خود خیام

دوست‌داشتنی‌ترین ساعت‌ها در تمام سرزمین برای سرگرمی شما

رفقا گوش میدین؟

آره

منم دعوت هستم ، قاسم؟

چرا حسین؟

از چه وقت پسر خلیفه

با قاسم بابا دوست شده؟

پسر کوچک یه دزد

اگه ثروت هنگفت پدرش نبود

این شغال هرگز اجازه نداشت...

پاشو به آکادمی بذاره

وجرأت نمیکرد دعوت مارو رد کنه

میتونستیم شراب های کمیابش رو بنوشیم و دوست داشتنی ترین ساعت های اونو بدزدیم

مصطفی، اگه منو از رو میز پائین بکشی

اسب نر سیاهم رو بهت میدم

که خیلی وقته میخواستمش

و حالا به دستش میارم

یالا مصطفی، بندازش پائین

خودتو از قاسم کنار بکش

توافق کردیم ساعت اول مال من باشه

میدونم تدا

اما از کجا بفهمم برای آخرین بار اونو خواهم گرفت؟

نگران نباش

قاسم

تدا منصفانه رفتار نمی کنه

به یاد تو سوار اون اسب میشم

جشن شروع شده است و تو باعث شدی

اسب خوبم رو از دست بدم

حالا درست رفتار کنید وگرنه من تا سحر فقیر خواهم شد

یکی یکی قاسم

مواظب باش قاسم ، اون مسته

و حسین دنبال دردسر می گرده

اگه دنبال دردسر باشه ، پس پیدا میکنه

فکر کنم باید انتظار چنین استقبالی داشتم

با نحوه پرورش شما سازگاره، رفیق قاسم

چون صلاح دیدی به خانه من وارد بشی

پس از امتیاز مهمان برخورداری ، حسین

بنابراین عذرخواهی صمیمانه بنده رو

برای پرتاب آن آلوی لعنتی بپذیر

حتی اجازه میدم که در کنار پرتاب کننده آن بنشینید

رفقا ، مهمانان ناخوانده ما

به موقع رسیدند

چون زهره ، رقصنده مشهور قاهره

قراره مارو سرگرم کنه

اون دارای لطف غزال و آتش یک الهه است

فردا بهت میگم اگه راست بگی...

اون مال منه

من یکی دیگه برات پیدا میکنم

هرگز نمیتونی بفهمی که پشت نقاب چه چیزی نهفته است

تو اونو برای خودت میخوای

قاسم بابا همیشه بهترین ها رو برای خودش نگه می داره

و پس مانده هارو واسه دیگران

حسین ، اگه زهره تورو بخواد ، مال خودت

چشمانم رو به زیبایی خیره کننده ات می سپارم

ای پرنده بهشتی

تو از قبل برنامه ریزی کرده بودی پسر دزد آشغال

قاسم ، مراقب خودت باش

چرا پسرها همیشه دعوا می کنند

در حالیکه میتونن خیلی بیشتر با ما سرگرم بشن؟

صبر، صبر

به وقتش به ما هم میرسن

دیگه نمیتونم صبر کنم

من نمیدونم چرا باید قاسم رو با زهره شریک بشیم

اگه این فرصتو داشته باشیم خوش شانس خواهیم بود

اوه خدای من

بیا بهش یه هورا بدیم

قاسم ، بیا اینجا

مهمونهای ناخواسته خودتو تحویل بگیر

مال خودت

یک ، دو

سه

بهاشو میپردازی ، قاسم

باز هم سری به ما بزن ، رفیق حسین

شراب ، رفقا

شراب فراوانه وشب ، شب جوانانه

بس کن

برگرد اینجا

بهت میگم اجازه ورود نداری

صبر کن تا دستم بهت برسه

اگه ارباب بفهمه از خانه اومدی بیرون

پنجاه ضربه شلاق بهت میزنه

بیا بیرون دختر بدبخت

میگم بیا بیرون

برو کمی آب بخور

ده هزار نفرین بر تو، وانچ

چی شده؟

حالت جا اومد؟

خیسم کردی

باید جشن فوق العاده ای بوده

احساس وحشتناکی دارم

خب...

اینجا چی داریم؟

همون که دارم دنبالش میگردم

ارباب ، مواظب این دختر جادوگر باش

منو انداخت تو حوض

ساکت بابو

تو کی هستی؟

کیکی

از مراکش اومدم

کیکی؟

یادم نمیاد تو جشن دیده باشمت

من تو جشن نبودم

تو باغ پنهان شده بودم

من گیج شدم ، تو باهاش حرف بزن

اسمت کیکی هست، ها؟

اهل مراکش هستی

و اینجا مخفی شدی؟

آره . از راما

اومدی اینجا پناهنده بشی

خب ، راما کیه؟

راما یه گروه رقصنده داره

خیلی آدم ظالمیه مدام مارو کتک میزنه

به همین دلیل خودمو ازش پنهان میکنم

قدر یه دختر خوشگلو نمیدونه

میتونم اینجا بمونم؟

من برات آواز میخونم

برات می رقصم

زندگی ما رو روشن میکنه مصطفی؟

به یقین قاسم

اما ارباب ، شما قراره تا یک ساعت دیگه

به آکادمی گزارش بدی من خودم شمارو از دستش خلاص میکنم

کیکی به عنوان مهمان من اینجا خواهد ماند

چی فرمودید؟

این جادوگر مهمان خانه شما باشه؟

اما ارباب، همه دخترهای رقصنده

دزدهای بدنامی هستند

حقیقت نداره

اما عجب دزد دوست داشتنی

اونو در اتاق برج پنهان کنید جائی که از چشم خدمه پنهان باشه

اونجا در امانی ، تا من برگردم

مصطفی، بهتره تا من لباس میپوشم اینجا رو تمیز کنی

وگرنه هر دوی ما جلوی فرمانده به خاک سیاه خواهیم نشست

ارباب شما خیلی مهربون و خیلی خوش تیپه

هنوز به خاطر هل دادن به استخر

از دست من عصبانی هستی؟

آره ، خیلی هم عصبانی هستم

با من بیا ، مار خوش خط و خال

از میان این همه خانه در بغداد

چرا اینجا رو برای پنهان شدن انتخاب کردی؟

دیشب وقتی از کوچه ها فرار میکردم

صدای آواز و خنده شنیدم و دیدم که مردان جوان

از یک طاق نما به داخل استخر پرت می شدن

به خودم گفتم کیکی ، تو این خونه

شادی و درک بسیار خواهی یافت

این راما با گروه رقصنده اش کجا اتراق کردند؟

وای نه

میخوای جای منو به راما بگی ؟

میاد منو میبره و دوباره کتکم میزنه

علاوه بر این، اگه اربابت برگرده و من اینجا نباشم

خیلی خشمگین خواهد شد

Son of Ali Baba subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left