The first 200 lines.
مستندها و فیلم های فراموش شده در کانال تلگرامی Oldman505@
تولید: استودیو «گرجستان فیلم»
فیلمنامه: اوتار یوسلیانی
رزو اینانیشویلی - اوتار مخرشویلی
فیلمبردار: آبسالوم مایسورادزه
طراح صحنه: واختانگ روروا
صداگذار: اکاترینا پوپووا
مدیر تولید: شوتا لاپرادزه
با هنرمندی: نستور پیپیا
رزو چارکالاشویلی
لیا توخادزه-جوگلی
مارینا کارتسیوادزه
تامارا گاباراشویلی
نانا یوسلیانی
لری زاردیاشویلی
روستایی
کارگردان: اوتار یوسلیانی
میتونن فردا برن. ازشون استقبال میشه.
نذار کسی بیاد تو.
تقریباً رسیدیم.
عجلهای نداریم.
- اونجا رو نگاه کن. - دیدم.
رسیدن!
بیاین تو.
شما چطور دوست دارین به عنوان یک مهمان پذیرایی شین؟
چی میل دارین؟
تشریف بیارین تو
این دو تا اتاق مال شماست.
به زحمت نیفتین.
بده من، من میبرمش.
زحمت نکشین، شما مهمون ما هستین.
آتیش داری؟
ببخشید دیگه.
خواهش میکنم.
کبریتت رو بده من.
منم یه کلک بلدم.
یک روبل و بیست.
یه لحظه لطفا.
یه پیک کوچیک، بعدش مرخصی.
واسه اونم بریز.
بشین اینجا.
زحمت نکش.
به سلامتی.
به سلامتیِ شهر قشنگتون.
واسه تابستون اومدین اینجا؟
به سلامتی.
این همه لیموناد رو میبینی؟
واس دختراس
اجازه بدین پدرم رو معرفی کنم.
خوشبختم.
من و نیکو اینجا رو میگیریم.
باهوشیها!
خیلی داغونه.
از اول شروع میکنیم.
بذار گوش بدم.
به چی نگاه میکنی؟
دارم نگاهت میکنم، اونورو نگاه کن! وقتی خودت داری اشتباه
میکنی، من این وسط چیکارهام؟ من هیچ اشتباهی نمیکنم
- اشتباه کردی؟ - اشکالی نداره.
عصبانین.
ادامه بده.
دارم نگاهت میکنم، اونورو نگاه کن! وقتی خودت داری اشتباه
میکنی، من این وسط چیکارهام؟ من هیچ اشتباهی نمیکنم
- چه خبره؟ - یه دعوای دوستانهست.
تقصیر رو انداختن گردن اون یکی اونم عصبانی شد.
دفعه اولش نیست که این کار رو با من میکنه.
چی شده؟
هیچی. داره بارون میاد. بخواب.
میترسی؟ بذار باز باشه.
چه صبح قشنگی.
بارون دیشب واسه کارت خوب بود؟
گاز میگیره؟
گاز نمیگیره، خیلی بهش غذا میدی.
لوس شده. همش داره میخوره،
نه واقواق میکنه، نه گاز میگیره.
این کامیون مال توئه؟
مال کلخوزه.
صدای بارون رو شنیدی؟
- بارون بارید؟ - کل شب رو.
خواب بودم.
وقتی میخوابم، هیچی نمیشنوم.
خوابت سنگینه.
نه، من اهل نوشیدنی نیستم.
چی شده؟
باید برم آجرها رو بیارم.
پول همراهت هست؟
بهم اعتماد دارن.
چقدر میشه؟
باید اسب رو نعل کنیم.
نعلبند همیشه مسته.
باید محکم در بزنی تا باز کنه.
این میوهها رو ببر واسه مهمونا.
خودم میدونم چیکار کنم.
دستت رو نشون بده. اون یکی رو.
ادوکی! دستاش رو نشسته.
وایسا!
بدو! سرِ کار!
کامیون رو نگه دار!
رئیس بریگاد کجاست؟
داری کجا میبریشون؟
واسه چیدن تنباکو.
دیروز چی گفتم؟
«بیارشون اینجا.» منم آوردمشون.
یه بار میگی اینجا، یه بار میگی اونجا.
دور بزن برو سمت ذرتها! همین الان!
اونوقت میپرسن بنزین کجا میره!
هر روز صبح بیرون، شب دوباره تو...
تمام غروب عجیب شده بود. یک کلمه هم حرف نزد...
گذاشتش تو چه موقعیتی...
تو اگه جاش بودی چیکار میکردی؟
من هیچوقت جاش قرار نمیگیرم.
اما اون یه بچه داشت.
پس عزت نفسش چی؟
تو همه چیز رو حسابکتاب میکنی.
به نظر من یه زن نباید خودش رو کوچیک کنه.
بهش گفتم: بیا بریم، خجالتآوره.
باید بلند میشد و میرفت.
حالا همه دارن دربارهش حرف میزنن.
واسهش مهم نیست پشت سرش چی میگن.
اون رو بده به من.
داری مزاحمشون میشی!
یعنی تکون هم نمیتونیم بخوریم؟
حواست باشه، همیشه تو مقصر میشی.
بمون، مگه عجله داری؟
کار دارم.
اینجا چیکار میکنی؟
کی بهت اجازه داده اینجا درو کنی؟
اون داس رو بده به من!
فقط وانمود کن من رو ندیدی.
برو به جهنم!
بهت هشدار داده بودم. همه اینا مال کلخوزه.
خودتون درو نمیکنین... نمیذارین بقیه هم درو کنن.
احمق.
چی گفتی؟
بیا دفتر، با هم صحبت میکنیم.
مثلا میخواد با دفترش من رو بترسونه.
بدو بیا!
مامان رو صدا کن. زود باش بیا!
آوردیشون!
سریع خالی میکنیم.
اوناهاش، خودشه!
صبر کن، یه پیشنهادی دارم.
اگه نوازندههات ساز بزنن
تو مراسم ختم، بهشون پول میدیم.
تازه غذا هم بهشون میدیم.
شاید
علاقهمند باشن!
- این مال ماست؟ - آره، آب چشمهست.
بالاخره دارن آواز میخونن.
اون کیه؟
جِوِبه.
اون یکی چی؟
خواهرشه.
من میرم ببینم.
یکی دیگه از قدیمیها.
ما خیلی کم میشناسیم.
- کافیه؟ - آره، کافیه.
پنبه و پودر رختشویی خریدیم.
ادوکی، تو هم با ما میای؟
کجا دارین میرین؟
اون داره ما رو میبره.
داریم میریم آسیاب رو ببینیم. میتونیم ببریمش؟
اره میتونه
چی میخوای؟
تو دیگه کجا داری میری؟
مامان بهم اجازه داد.
پناه بر خدا، این دست و پا زدنها
رو تمومش کنین اینم بنداز اونجا
مادربزرگ راضی نیست؟
مشقهاش رو تموم نکرده.
ببخشید، کنجکاو شدم.
شما هر روز موسیقی تمرین میکنین؟
هر روز، واسه یاد گرفتن.
هنوز دارین یاد میگیرین؟
بریم؟ تاریک شده.
سرده.
بهم اجازه دادن همهچیز رو جمع کنم.
این چیه؟
سمّیه.
اینا تمشکن؟
یکمی بخور
تلخه.
این چی؟
خوب نیست، نخورش.
مارینا، باز هم تمشک میخوای؟
خیلی زیاد هست!
این مال توئه.
خودتم بخور خب
دوست ندارم.
بگیرش.
ینی چی؟ کی این حقو به شما داده؟
میخوای بشینی دم پنجره
و ما رو دید بزنی؟
ببین چیکار کردن!
میخواستی این آشغالدونی رو بههم بزنی؟ شماها که خودی بودین، من
اصلاً بیشتر وقتها نیستم؛ یا شایدم اون خوکِ مادر، با اون خوکِ مادرِ
اینکه قهوه مو رو چطوری و کجا میخورم به خودم مربوطه؟
به خودم مربوطه که پنجره رو کجا بذارم.
ما از شما نظر نخواستیم.
دوباهر دعواشون شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.