Pastorale

Pastorale (პასტორალი)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Pastorali 1976 1080p JPN BDRemux AVC VO Rus sub fa
A Commentary by OldMan505
‫مستندها و فیلم های فراموش شده ‫در کانال تلگرامی Oldman505@

Tags

bluray
Published on: 2026-07-26
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مستندها و فیلم های فراموش شده ‫در کانال تلگرامی Oldman505@

‫تولید: استودیو «گرجستان فیلم»‬

‫فیلمنامه: اوتار یوسلیانی‬

‫رزو اینانیشویلی - اوتار مخرشویلی‬

‫فیلمبردار: آبسالوم مایسورادزه‬

‫طراح صحنه: واختانگ روروا‬

‫صداگذار: اکاترینا پوپووا‬

‫مدیر تولید: شوتا لاپرادزه‬

‫با هنرمندی: نستور پیپیا‬

‫رزو چارکالاشویلی‬

‫لیا توخادزه-جوگلی‬

‫مارینا کارتسیوادزه‬

‫تامارا گاباراشویلی‬

‫نانا یوسلیانی‬

‫لری زاردیاشویلی‬

روستایی

‫کارگردان: اوتار یوسلیانی‬

‫می‌تونن فردا برن. ‫ازشون استقبال می‌شه.‬

‫نذار کسی بیاد تو.‬

‫تقریباً رسیدیم.‬

‫عجله‌ای نداریم.‬

‫- اونجا رو نگاه کن. ‫- دیدم.‬

‫رسیدن!‬

‫بیاین تو.‬

شما چطور دوست دارین به عنوان یک مهمان پذیرایی شین؟

چی میل دارین؟

تشریف بیارین تو

‫این دو تا اتاق مال شماست.‬

‫به زحمت نیفتین.‬

‫بده من، من می‌برمش.‬

‫زحمت نکشین، شما مهمون ما هستین.‬

‫آتیش داری؟‬

‫ببخشید دیگه.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫کبریتت رو بده من.‬

‫منم یه کلک بلدم.‬

‫یک روبل و بیست.‬

‫یه لحظه لطفا.‬

‫یه پیک کوچیک، ‫بعدش مرخصی.‬

‫واسه اونم بریز.‬

‫بشین اینجا.‬

‫زحمت نکش.‬

‫به سلامتی.‬

‫به سلامتیِ شهر قشنگتون.‬

‫واسه تابستون اومدین اینجا؟‬

‫به سلامتی.‬

‫این همه لیموناد رو می‌بینی؟‬

واس دختراس

‫اجازه بدین پدرم رو معرفی کنم.‬

‫خوشبختم.‬

‫من و نیکو اینجا رو میگیریم.‬

‫باهوشی‌ها!‬

‫خیلی داغونه.‬

‫از اول شروع می‌کنیم.‬

‫بذار گوش بدم.‬

‫به چی نگاه می‌کنی؟‬

‫دارم نگاهت می‌کنم، اون‌ورو نگاه کن! وقتی خودت داری اشتباه

می‌کنی، من این وسط چی‌کاره‌ام؟ من هیچ اشتباهی نمی‌کنم

‫- اشتباه کردی؟ ‫- اشکالی نداره.‬

‫عصبانین.‬

‫ادامه بده.‬

‫دارم نگاهت می‌کنم، اون‌ورو نگاه کن! وقتی خودت داری اشتباه

می‌کنی، من این وسط چی‌کاره‌ام؟ من هیچ اشتباهی نمی‌کنم

‫- چه خبره؟ ‫- یه دعوای دوستانه‌ست.‬

‫تقصیر رو انداختن گردن اون یکی ‫اونم عصبانی شد.‬

‫دفعه اولش نیست ‫که این کار رو با من می‌کنه.‬

‫چی شده؟‬

‫هیچی. داره بارون میاد. بخواب.‬

‫می‌ترسی؟ ‫بذار باز باشه.‬

‫چه صبح قشنگی.‬

‫بارون دیشب ‫واسه کارت خوب بود؟‬

‫گاز می‌گیره؟‬

‫گاز نمیگیره، ‫خیلی بهش غذا می‌دی.‬

‫لوس شده. همش داره می‌خوره،‬

‫نه واق‌واق می‌کنه، نه گاز می‌گیره.‬

‫این کامیون مال توئه؟‬

‫مال کلخوزه.‬

‫صدای بارون رو شنیدی؟‬

‫- بارون بارید؟ ‫- کل شب رو.‬

‫خواب بودم.‬

‫وقتی می‌خوابم، هیچی نمی‌شنوم.‬

‫خوابت سنگینه.‬

‫نه، من اهل نوشیدنی نیستم.‬

‫چی شده؟‬

‫باید برم آجرها رو بیارم.‬

‫پول همراهت هست؟‬

‫بهم اعتماد دارن.‬

‫چقدر می‌شه؟‬

‫باید اسب رو نعل کنیم.‬

‫نعل‌بند همیشه مسته.‬

‫باید محکم در بزنی ‫تا باز کنه.‬

‫این میوه‌ها رو ببر واسه مهمونا.‬

‫خودم می‌دونم چیکار کنم.‬

‫دستت رو نشون بده. اون یکی رو.‬

‫ادوکی! دستاش رو نشسته.‬

‫وایسا!‬

‫بدو! سرِ کار!‬

‫کامیون رو نگه دار!‬

‫رئیس بریگاد کجاست؟‬

‫داری کجا می‌بریشون؟‬

‫واسه چیدن تنباکو.‬

‫دیروز چی گفتم؟‬

‫«بیارشون اینجا.» ‫منم آوردمشون.‬

‫یه بار می‌گی اینجا، ‫یه بار می‌گی اونجا.‬

‫دور بزن برو سمت ذرت‌ها! ‫همین الان!‬

‫اون‌وقت می‌پرسن ‫بنزین کجا می‌ره!‬

‫هر روز صبح بیرون، شب دوباره تو...‬

‫تمام غروب عجیب شده بود. ‫یک کلمه‌ هم حرف نزد...‬

‫گذاشتش تو چه موقعیتی...‬

‫تو اگه جاش بودی چیکار می‌کردی؟‬

‫من هیچ‌وقت جاش قرار نمی‌گیرم.‬

‫اما اون یه بچه داشت.‬

‫پس عزت نفسش چی؟‬

‫تو همه چیز رو حساب‌کتاب می‌کنی.‬

‫به نظر من یه زن ‫نباید خودش رو کوچیک کنه.‬

‫بهش گفتم: بیا بریم، ‫خجالت‌آوره.‬

‫باید بلند می‌شد و می‌رفت.‬

‫حالا همه دارن درباره‌ش حرف می‌زنن.‬

‫واسه‌ش مهم نیست ‫پشت سرش چی می‌گن.‬

‫اون رو بده به من.‬

‫داری مزاحمشون می‌شی!‬

‫یعنی تکون هم نمی‌تونیم بخوریم؟‬

‫حواست باشه، ‫همیشه تو مقصر می‌شی.‬

‫بمون، مگه عجله داری؟‬

‫کار دارم.‬

‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

‫کی بهت اجازه داده اینجا درو کنی؟‬

‫اون داس رو بده به من!‬

‫فقط وانمود کن من رو ندیدی.‬

‫برو به جهنم!‬

‫بهت هشدار داده بودم. ‫همه اینا مال کلخوزه.‬

‫خودتون درو نمی‌کنین... ‫نمی‌ذارین بقیه هم درو کنن.‬

‫احمق.‬

‫چی گفتی؟‬

‫بیا دفتر، ‫با هم صحبت می‌کنیم.‬

‫مثلا می‌خواد با دفترش من رو بترسونه.‬

‫بدو بیا!‬

‫مامان رو صدا کن. زود باش بیا!‬

‫آوردی‌شون!‬

‫سریع خالی می‌کنیم.‬

‫اوناهاش، خودشه!‬

‫صبر کن، یه پیشنهادی دارم.‬

‫اگه نوازنده‌هات ساز بزنن‬

‫تو مراسم ختم، ‫بهشون پول می‌دیم.‬

‫تازه غذا هم بهشون می‌دیم.‬

‫شاید‬

‫علاقه‌مند باشن!‬

‫- این مال ماست؟ ‫- آره، آب چشمه‌ست.‬

‫بالاخره دارن آواز می‌خونن.‬

‫اون کیه؟‬

‫جِوِبه.‬

‫اون یکی چی؟‬

‫خواهرشه.‬

‫من می‌رم ببینم.‬

‫یکی دیگه از قدیمی‌ها.‬

‫ما خیلی کم می‌شناسیم.‬

‫- کافیه؟ ‫- آره، کافیه.‬

‫پنبه و پودر رختشویی خریدیم.‬

‫ادوکی، تو هم با ما میای؟‬

‫کجا دارین می‌رین؟‬

‫اون داره ما رو می‌بره.‬

‫داریم می‌ریم آسیاب رو ببینیم. ‫می‌تونیم ببریمش؟‬

اره میتونه

‫چی می‌خوای؟‬

تو دیگه ‫کجا داری می‌ری؟‬

‫مامان بهم اجازه داد.‬

‫پناه بر خدا، این دست و پا زدنها

رو تمومش کنین اینم بنداز اونجا

‫مادربزرگ راضی نیست؟‬

‫مشق‌هاش رو تموم نکرده.‬

‫ببخشید، کنجکاو شدم.‬

‫شما هر روز ‫موسیقی تمرین می‌کنین؟‬

‫هر روز، واسه یاد گرفتن.‬

‫هنوز دارین یاد می‌گیرین؟‬

‫بریم؟ تاریک شده.‬

‫سرده.‬

‫بهم اجازه دادن همه‌چیز رو جمع کنم.‬

‫این چیه؟‬

‫سمّیه.‬

‫اینا تمشکن؟‬

یکمی بخور

‫تلخه.‬

‫این چی؟‬

‫خوب نیست، نخورش.‬

‫مارینا، باز هم تمشک می‌خوای؟‬

‫خیلی زیاد هست!‬

‫این مال توئه.‬

خودتم بخور خب

‫دوست ندارم.‬

‫بگیرش.‬

‫ینی چی؟ ‫کی این حقو به شما داده؟‬

‫می‌خوای بشینی دم پنجره‬

‫و ما رو دید بزنی؟‬

‫ببین چیکار کردن!‬

‫می‌خواستی این آشغال‌دونی رو به‌هم بزنی؟ شماها که خودی بودین، من

اصلاً بیشتر وقت‌ها نیستم؛ یا شایدم اون خوکِ مادر، با اون خوکِ مادرِ

اینکه قهوه مو رو چطوری و کجا میخورم به خودم مربوطه؟

‫به خودم مربوطه ‫که پنجره رو کجا بذارم.‬

‫ما از شما نظر نخواستیم.‬

دوباهر دعواشون شد؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left