The first 195 lines.
هوو
هوو
ما در معبد خدای فرومایه دعا میکنیم
خوبی رئیس؟
آره
آره، فقط یه لحظه خوابم برد
یا عیسی مسیح، هادسن جدی میگی؟
هیچکس نمیخواد اون آشغال رو ببینه، یه حوله بنداز دورت
چی؟ احتیاج به تنفس دارن
یه تیکتاک داری که رو دوتا بلوط نشسته پسر
برو گمشو
الان داری یه ذره حسودی میکنی؟
میدونی چیه؟
واسه کریسمس برات یه پمپ میگیرم
یه دست به افتخار رئیس
سخنرانی، سخنرانی، سخنرانی، سخنرانی
من با زیرپوش سخنرانی نمیکنم
اوه، قبلاً که این چیزا جلوت رو نمیگرفت
میدونی، امروز سه تا زن جوون تو خونه کنار خانوادهشون هستن
همهش به خاطر رئیس
اگه زودتر گزارش داده بودم، میتونست چهارتا باشه
اگه قبل از اینکه متوقفش میکردم... تو متوقفش کردی، باشه؟
بیخیال رئیس. آره. این پیروزی رو قبول کن
ببین، باید یه جا ببریشون
چون گند زدی به بسکتبال، باشه؟
فردا میبینمت
فردا میبینمت رئیس
لباساتو بپوش کوچولو
اوبراین
چه مرگته؟ هنوز از دستم عصبانی هستی؟
آره، بدجور از دستت عصبانیام
بیخیال
ببین، قسم میخورم قبلاً هیچوقت این اتفاق برام نیفتاده بود
ببین، زیاد روی کرده بودم
من یه قانون دارم
با مردایی که نمیتونن اندازه من بنوشن، نمیخوابم
در ضمن، خروپفِ لعنتی هم میکنی
لعنت
نه، نه، صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن
کاپیتان
یه افسر تیر خورده
بهم نگاه کن
شاتگان رو بذار زمین و همین الان بیا سمت من
به جسیکا و دایان بگو که متاسفم
بهشون بگو دوستشون دارم
بهشون بگو تو آغوش سرورم در امانم، من
رئیس
به عنوان یه مأمور اجرای قانون
وظیفهام حفاظت از جان و ماله
برای محافظت از بیگناهان
امشب اولین شیفتمه
هیچوقت فکر نمیکردم این یونیفرم رو بپوشم
ولی الان به نظر خوب میاد، اینطور نیست؟
باشه، بعداً میبینمت
یا عیسی مسیح، دایان، چی میخوای؟
چطوره جواب تلفنت رو بدی؟
چرا؟
هیچی عوض نشده، تو مستی
و منم هنوز قراره پلیس بشم، چیزی رو از قلم انداختم؟
من مست نیستم. باشه
پدرت وقتِ لعنتیِ زیادی رو پای این اسباببازیها میگذاشت
ازشون متنفر بودم
ولی الان انگار نمیتونم دورشون بندازم
این یکی موردعلاقهش بود
دایان
خب، خیلی خوب بود، بعداً میبینمت
اوه، معذرت میخوام عزیزم
عزیزم، ببخشید، ببخشید! معذرت میخوام
معذرت میخوام، متاسفم. دایان، تمومش کن، بسه، خب؟
ببین، مجبور نیستی این کار رو بکنی
چرا نمیتونی فقط برام خوشحال باشی؟
این تو نیستی، داری مثل دیونهها رفتار میکنی
اوه، این حرف رو زنی میزنه که
بازوی مشاور مدرسه رو شکست؟
تو نمیدونی چه اتفاقی افتاد
همیشه همین رو میگی
خب، واقعاً نمیدونی. خب، پس بهم بگو
نه؟ هیچی؟
چون پدرم زیر خاکه
و من نمیتونم درکش کنم
ممکنه برات مهم نباشه، ولی من باید بدونم چه اتفاقی افتاد
برام مهمه، ولی پدرت هم آدم قدیسی نبود
نه، نبود
اون تمامِ اون چیزی بود که تو نبودی
درسته، من قاتل نیستم
خداحافظ دایان
جسیکا، خواهش میکنم
مراقب باش، خوک کوچولو
الو؟
کسی هست؟
لعنت بهت
برو گمشو
الو؟
چند وقته اینجایی؟
همین الان اومدم تو
من... من افسر
برگرد
من داوطلب این شیفت شدم
گفتم برگرد
ایست
گفتم برگرد، نه اینکه بری
قربان
از جلوی ایستگاه جدید رد شدم
به نظر میرسید سرشون حسابی شلوغه
منظورت اون عوضیهایی هستن که رو پلهها آواز میخونن؟
آره، یه سال گذشته
از وقتی که اون کثافتِ رهبر فرقه تو مزرعه رو نفله کردیم
و روانیهاش تونستن از زندان قسر در برن
و دارن ناامیدیشون رو نشون میدن
با یه قشقرقِ الکی که با اتوبوس از همه جا راه انداختن
از این طرف، تازهکار
اگه از این موجوداتِ خیابونی کسی اومد اینجا
بفرستشون ایستگاه جدید
تماسها دایورت شدن، پس باید خلوت باشه
ولی شمارههای اضطراری و ایستگاه روی میزه
اینم موبایل منه، افسر گریپ کوهن
ولی تمایل من رو اشتباه نگیر
برای گذاشتن شماره شخصیام
به عنوان یه دعوت واسه گپهای دخترونه
متوجه شدی؟
بله قربان. مطمئنم از پسش برمیآم
گفتی خودت واسه این شیفت داوطلب شدی؟
بله قربان
خب فاز چیه؟ روانیای؟
نه قربان
فقط میخواستم جایی کار کنم که پدرم کار میکرد
حتی اگه فقط واسه یه شب باشه
گفتی اسمت چی بود؟
افسر جسیکا لورن
تو بچه ویل لورن هستی؟
بله قربان
تا حالا مردنِ یه آدم رو دیدی؟
ببخشید، قربان؟
میدونی، اینکه وقتی نورِ چشماش میره بهش زل بزنی
این بهت حال میده؟
با من مشکلی دارید؟
بستگی داره. به چی؟
بستگی به این داره که
کلهت مثل بابات تاب داره یا نه
پدرم بهترین آدمی بود که تا حالا شناختم
پدرت یه قاتل بود
دوستای منو کشت و بعدش با شاتگان مخ خودش رو زد
پس دوباره میپرسم، اینجا چه غلطی میکنی؟
چون نمیتونم دلیل منطقیای بیارم
که چرا این شیفت رو خواستی
من اینجا نیستم که توجیهش کنم، فقط اومدم کار کنم
پس، میشه لطفاً بذارید کارم رو بکنم؟
اگه هنوز برام مهم بود
به رئیس زنگ میزدم و مینداختمت بیرون، ولی برام مهم نیست
پات رو تو بازداشتگاه نذار
عوضی
کسی هست؟
افسر کوهن؟
افسر کوهن؟
آقا، حالتون خوبه؟
نه، نمیتونم. فکر نمیکنی گشتم؟
آقا، میخواید کمکتون کنم؟
نه
بچهم کجاست؟
دخترم کجاست؟
کجا رفتی؟
چرا رفتی؟
بذار کمکت کنم، باشه؟ بذار به یه پناهگاه زنگ بزنم
اوه، لعنتی
جدی؟
اداره پلیس لنفورد
الو
سلام، خوک کوچولو
اداره پلیس لنفورد
میدونستی اون خوک کوچولو
که رفت بازار، برای خرید نرفته بود؟
اون رفت تا خودش خوراکی بشه
اون سلاخی شد
ببین، من وقت این مسخرهبازیها رو ندارم
مزاحمت تلفنی برای ایستگاه پلیس جرمه
و میتونم بدم بازداشتت کنن، این رو یه اخطار جدی بگیر
با بیرحمی سلاخی شد
مثل خوکهای ایستگاهِ تو
کی هستی؟
اداره پلیس لنفورد
من افسر لورن هستم از ایستگاه قدیمی
زنگ زدم چون یه تماس مزاحم داشتم
که باید ردیابی بشه
ببخشید، شما؟
افسر لورن
نسبتی با ویل لورن داری؟
آره، پدرم بود
از شنیدنش متاسفم
چی گفتی؟
اینجا سرمون خیلی شلوغه
و ردیابیِ مزاحمهای تلفنی
جزو اولویتهای اصلیمون نیست
الو؟
زود باش، الان دیگه در امانی
ما اینجاییم که کمک کنیم، بیاین، میبریمتون خونه دخترها
No comments yet. Be the first to leave one.