The first 200 lines.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
اینجا بورکِ.
اونقدر از نقشه دوره که انگار اصلاً وجود نداره.
روستای من، تو یه کلمه، محکمه.
نسلهاست که اینجاست، ولی هر ساختمونش نوئه.
هوا تمیزه، آب پاکه، و منظرهها چیزی نیست که بخوای غر بزنی.
تنها نکته منفی، آفتهان.
اگه تو بیشتر جاها موش یا پشه ببینید، ما اینجا... اژدها داریم.
بیشتر آدما فرار میکنن.
ما نه.
ما وایکینگیم.
ما از دعوا فرار نمیکنیم، خودمون شروعش میکنیم.
عصر بخیر!
برو خونه!
همین که... اوه، سر راهی!
نمیتونم!
میبینی، اژدها یه کم دردسر درست کردن.
اینجا و، خب، همهجا.
پس تصمیم گرفتیم بجنگیم باهاشون.
این کار برامون چطور پیش میره؟
داری چیکار میکنی؟
چی؟
باز داره اون کارو میکنه؟
برو داخل.
برو.
برو!
اون استونِ بزرگه، رئیس قبیلهست.
میگن وقتی بچه بود، سر یه اژدها رو با دستاش کَند.
باور میکنم؟
آره، میکنم.
خب، گرفتیمش.
مستها، نَدرها، سیفلیس، سنجابها، اسنورلاکس، هیولای عنکبوتی، خرس برفی...
چندتا از اینا لازم داریم.
اینقدر نه.
فقط جادو.
بیاین، عصبانیها!
اوه، باز خاموش شد؟
جِن، حتی تو نه.
تا چشم بههم بزنی میرم و برمیگردم.
نه اینقدر سریع.
بیا دیگه، لطفاً!
اون کلهپوکِ پررو با دستای جابهجاشونده، دوبره.
گوش کن.
بگو.
از بچگی شاگردش بودم.
چشمم بهش باشه.
چاقو باید اینجا باشه.
اون زیادی احمقه.
از انبار غذا محافظت کن.
چشم، رئیس.
از دامها مراقبت کن.
چشم، قربان.
مراقب درمانهای شبانه باش.
✨ حتما به ما سر بزنید مووی پووی
بیا دیگه.
آه، گروه آتشنشانی.
بچههای باحال بورک.
اونا وسط ماجرا هستن.
بچهها، از سر راه برید!
ولی بدون کاپیتانشون هیچی نیستن.
ستاره درخشان نسل ما.
بدون تلاشم فوقالعادهن.
کسی که همهرو نابود میکنه.
آسترید.
نباید تو تختت باشی؟
بیا دیگه.
برگرد سر کار.
میدونی، باید برم اونجا.
خودمو نشون بدم.
جای خودمو پیدا کنم.
تو کلی جا انداختی.
همهجا اشتباه.
دو دقیقه بهم بده.
یه اژدها میزنم.
زندگیم صد برابر بهتر میشه.
شاید حتی یه دوستدختر پیدا کنم.
آسترید.
ولی اون یه وایکینگ واقعیه.
تو نمیتونی چکش بلند کنی.
نمیتونی تبر بندازی.
حتی نمیتونی یکی از اینا رو پرت کنی.
ببین، ولی این... این برام پرتش میکنه.
کاملاً بازطراحی شده.
دو لول.
ببین، همینجا.
این همونییه که دارم ازش حرف میزنم.
مشکل کالیبراسیون مایل.
اگه بخوای بری اونجا و شروع کنی به جنگیدن با اژدها،
باید یکی از... این کارا رو متوقف کنی.
تو به کل من اشاره کردی.
آره.
دیگه خودت نباش.
اوه، آره.
جناب، داری یه بازی خطرناک میکنی.
منو محدود نگه داری.
عواقب داره.
وای.
من ریسکشو میپذیرم.
شمشیر تیز کن.
حالا.
یه روز میرم اونجا.
چون کشتن یه اژدها اینجا همهچیزِ.
برونکوها سرسختن.
زدن یکی از اونا حداقل باعث میشه منو ببینن.
یه زیپوبگ؟
هیجانانگیز.
هیجانانگیز.
دو سر، دو برابر اعتبار.
کندن سر یه نَدر قطعاً نشون میده من به اینجا تعلق دارم.
⏳ فقط یه لحظه... مووی پووی
گوسفندان رو پیدا کردن.
هرچی داریم رو رها کنین.
و بعد، کابوس هیولایی هست.
فقط بهترین وایکینگا دنبال اینا میرن.
ولی جایزه اصلی اژدهایییه که هیچکس تا حالا ندیده.
ما بهش میگیم... جهش خشم شب!
و حالا یه خشم شب داریم.
هیچوقت غذا نمیدزده.
هیچوقت حرکتشو نشون نمیده.
هیچوقت خطا نمیکنه.
وقتشه گابلر پیر کارو دست بگیره.
اینجا بمون.
اینجا.
جدی میگم.
هیچکس تا حالا یه خشم شب نکشته.
برای همین من قراره اولین باشم.
دوباره بزن!
برگرد داخل!
یه فون ازش میسازم!
خودتو جمع کن!
نه!
بزن به چاک!
میدونم!
خودتو جمع کن!
این نَدر هنوز یه کم آتیش تو خودش داره!
کسی اینو دید؟
این مال توئه؟
این شریکمه.
تو اینجوری نیستی!
ترسوندیشون!
خیلی ممنون.
اشکال نداره.
ولی هر روز این کارو نکنیم، ها.
یه چیز دیگه که باید بدونید.
ببخشید... بابا.
مواظب باش!
نکش!
باشه، ولی من یه خشم شب زدم.
بابا، این مثل دفعات دیگه نیست.
و من واقعاً یه دونه زدم.
چرا؟
یه اژدهایی که هیچکس ندیده.
چون از شب برای استتار استفاده میکنه.
اگه تاب بدی، میتونی ببینیش که ستارهها رو خط میزنه.
اینجوری زدمش.
بس کن!
بس کن!
هر بار که پاتو میذاری بیرون، فاجعه اتفاق میافته.
نمیبینی که من مشکلات بزرگتری دارم؟
زمستون داره میرسه، و من باید یه روستای کامل رو سیر کنم.
بین من و تو، روستا با یه کم کمتر خوردن هم میتونه سر کنه.
این شوخی نیست، هیکاپ!
چرا نمیتونی سادهترین دستوراتو دنبال کنی؟
چون نمیتونم خودمو متوقف کنم.
باشه، یه اژدها میبینم، و باید... فقط بکشمش.
میدونی، این منم.
تو خیلی چیزا هستی، پسرم.
ولی اژدها کش نیستی.
برگرد خونه.
مطمئن شو اونجا بمونه.
یه نفر چقدر میتونه خرابکاری کنه؟
هر کس دیگهای بود تا حالا از جزیره پرتش کرده بودن.
فکر کنم پسر رئیس بودن امتیازاتی داره.
ولی برای رئیس نه.
بههرحال، بابام حسابی بهم افتخار میکنه، پس...
بابا، داشتم فقط حرف میزدم... تو جمع باهام حرف نزن.
میدونی، من فقط یه دونه زدم.
البته که گوش نداد.
هیچوقت گوش نمیده.
خب، این تو خانوادتون ارثیه.
و وقتی گوش میده... همیشه با یه اخم ناامیدانهست.
فقط یادش رفته شاگردشو ببینه.
من اون نگاهو دیدم.
هی، تو داری اشتباه به این نگاه میکنی، مرد.
مسئله این نیست که چه شکلی هستی.
چیزی که تو وجودته اون نمیتونه تحملش کنه.
ممنون که جمعبندی کردی.
خب، مایک، نکته اینه... اینقدر سخت تلاش نکن چیزی باشی که نیستی.
من فقط میخوام یکی از شماها باشم.
🎬 ببین و لذت ببر — مووی پووی
نه، تو میخوای.
هیچکس نگفت آسون میشه.
ولی اجازه بدید یادآوری کنم... ما همه از نسل...
بهترین جنگجویای اژدها از همهجا هستیم.
وایکینگا سفر کردن... که اینجا جمع شدن چون میدونستن...
که ما یه قدم با لونه اصلی اژدها فاصله داریم.
اگه بتونیم فقط بگیریمش... میتونیم این شیاطینو برای همیشه نابود کنیم.
بگیریمش؟
ما حتی نمیتونیم پیداش کنیم.
No comments yet. Be the first to leave one.