The first 200 lines.
باید یه چتر بر میداشتی پسرم
تو نباید اینقدر راحت اینجا کنار من باشی
من سالگرد پدرتو بههیچوجه از دست نمیدم
انگار نه انگار 19 سال گذشته
امیدوارم روح هالیسکو همیشه با تو باشه پدر
هر چی بیشتر از مرگشون میگذره خاطراتشون هم بیشتر محو میشه
هر چیزی که از ذهنت فراموش بشه
قلبت همیشه به یاد میاره
تو کل زمان سکونتش تو محله پیکاک
چطوری هیچوقت نتونستی بکشیش سمت خودت؟
کی میگه اینکارو نکردم؟ چندین بار امتحان کردم
من از هردو بهترینو بهدست آوردم، تو مثل پدرت قوی هستی
و من وفاداری پسر اونو دارم و بههمین خاطر
من بینهایت شاکرم پسرم
فکر میکنی من قوی ام
باید مادرمو میدیدی
خیلی دوست داشتم
خواهش میکنم خواهش خواهش نه
یه کابوس دیگه؟
چه اتفاقی برات افتاده؟
از وقتی از سن آنتونیو برگشتی درست حسابی نخوابیدی
حالت خوبه؟
آره خوبم
... هی چرا ما
چرا فردا شب شام نریم بیرون؟
فقط خودمون آره؟
آره، میبرمت همونجایی که دوست داری بری
""پتیت فور آره آره
آره
همونطوری که حتما ممکنه شنیده باشین با تشکر از طرح پیشنهادی 36
و لایحه مصوب 109، صدها نفر از
از زندانیان از "چینو" آزاد شدن
لایحه 109
در واقع فقط برای آزادی
محکومین جرائم غیر خشونتآمیز نوشته شده
حداقل اینطوری نوشته شده ولی این چیزی نیست
که اجرا شده بعضی از اونا جذب
برنامههای مواد مخدر میشن
ولی بیشترشون برمیگردن تو خیابونا
تا دوباره محدودهشون رو بدست بیارن
و ما هم باید این گندکاری رو تمیز کنیم
شخصا با این موضوع موافقم، ضمن اینکه به هرحال
این قانون کشوره و یه چندتایی
محکومین حبس ابد هستن که باید توجه ویژهای بهشون داشته باشیم
نومو پینزتا، از مقامات ارشد لس آنجلیکوس
یکی از کسایی که دست راست خاویر آکوستا محسوب میشن
بابی چو
عضو عالیرتبه گروه تبهکار کرهای
"داکوابی". بابی پنج سال حبس کشید
ولی از متهم کردن رییسش، جانی موک خودداری کرد
الکسی مالکاتوف
سرکرده خاندان مافیایی روسی
حالا که ایوان لتنوف تو چینو زندانیه
انتظار داریم الکسی جاشو بگیره
"بعنوان رابط نیروهای "اسلاتکو
و سانی واتس
که تو گروه "لانگ بیچ" دلال مواد باند لردها بود اون سه بار
از اتهام مبادله مواد فرار کرد تا اینکه
آخرش من به جرم حمل غیر قانونی اسلحه گرفتمش
به همه این آدما
یه فرصت دوباره داده شده
دوست دارم باور کنم که
اونا اصلاح شدن
و دنبال تغییر هستن
اما حتی اگه فکرشو هم بکنن که به زندگی قبلیشون برگردن
ما آمادهایم که تا زندان همراهیشون کنیم
از همه ممنونم، وی بیا تو دفتر من
میدونم که تو داشتی یه پرونده میساختی
تا برادرت آنتون رو از زندون دربیاری
و اینم میدونم که الکسی مالکاتوف
شاید حلقه گمشده این قضیه باشه من پروندهسازی نمیکنم کاپیتان
فقط میخواستم با چند تا از کسایی که تو پرونده
"برایتون بیچ" نقش داشتن صحبت کنم تا یه چیزایی بفهمم
خب، مافیای روسی چیزی به ما نمیده
مگه اینکه بتونیم یکمی بینشون نفوذ کنیم
تو الان گفتی " ما " ؟
اگه میخوای با این قضیه رویرو بشی
حتما به کمک نیاز پیدا میکنی
و تو داری پیشنهاد میدی؟ نه، من دارم دستور میدم
،من تو رو خیلی خوب میشناسم وی تو میخوای اینکارو تنهایی انجام بدی
اینجوری حداقلش میتونم ازت مراقبت کنم
تو سراغ این آدما نمیری مگه اینکه من باهات باشم
فهمیدی؟ فهمیدم
باشه، خوبه؛ حالا از اینجا برو
فقط جهت اطلاع
هیچوقت چیزایی که اونا در مورد اینکه تو آدم خشک و بد عنقی هستی میگفتن، باور نکردم
"اونا" کی باشن؟
بیشتر از همه من
هی
من گوشیتو لازم دارم
چه خبر شده؟ ساعت یک و نیمه
نصفه شبه کجاست؟
روی میزه، چرا؟
هی، چه خبر شده؟
جس، چی شده؟
اون تو اصلا آنتن نمیده
دیگه خیالم راحته که کسی مزاحممون نمیشه
تو چت شده؟
داری چیکار میکنی؟
ببخشید نتونستم بخوابم
و نمیخواستم دوباره بیدارت کنم
عیبی نداره نگرانش نباش
همه چی خوبه، فکر نکنم اون تو
هیچ عکس سکسی و لختی از بچگی من باشه
خب من دیشب تو رو سکسی و لخت دیدم
اونا خیلی خوشحال به نظر میان
اونا خوشحال بودن
پدرم عادت داشت بگه
"مهم نیست که تو طول روز چه اتفاقی میوفته
"هیچوقت با عصبانیت از دست کسی که دوسش داری نخواب
اونا هیچوقت اینکارو نکردن
چند سالت بود وقتی اونا...؟
شش سال وقتی مادرم فوت کرد
ده سال وقتی که پدرم هم رفت پیش اون
خنده داره وقتی قلبت اینجوری میشکنه
فکر میکنی هیچوقت خوب نمیشه
لعنتی
یادم رفت، من باید برم
یه قرار دارم
اوه آره؟ اوهوم
صبحونه با پدر
اولین وعده غذایی بعد از پنج سال
تو مشکلی که نداری؟
... حتی نمیدونم واسه چی قبول کردم ولی
باید به خودم یکمی زمان بیشتری بدم
ببین نمیدونم بین شما دوتا چه اتفاقی افتاده
ولی زندگی دو روزه
اینکار نتیجه خوبی میده، باشه؟
بهش یه فرصت بده
میتونم تا وقتی منتظرین یه چیزی براتون بیارم؟
"بله یه "بلادی ماری ( (مشروبي كه از ودكا و سس گوجهفرنگي درست ميكنند
از اون صبحاست آره؟
سلام
سلام
ممنون
اینم بلادی ماری
چیزی براتون بیارم قربان؟
بله قهوه، تلخ باشه لطفا
نه میدونید یه لحظه به ذهنم رسید
که، این به نظر خیلی خوب میاد منم یکی از همینا میخورم
میدونی فکر نمیکردم که تو بتونی از پسش بربیای
ببخشید
نه
امروز نه
نجات دنیا میتونه صبر کنه؟
حداقل برای یه ساعت اونا بدون من هم میتونن از عهدهش بربیان
از دیدنت خیلی خوشحالم جس
آره
... من ... امیدوار بودم که
... پدر
خدای من تو حالت خوبه؟
!خدای من پدر
Translated By HamiD & ELAHE
کاپیتان سم چاپل ... کجاست؟
همین الان کارم باهاش تموم شد
کاپیتان شما رو با یه
بریدگی عمیق روی گونهش اوردن اینجا
چهل و سه تا بخیه لازم داشت ولی اون
به زودی بهبودی پیدا میکنه و میتونه برگرده به کارای روزمرهش
حالا اگه منو ببخشید
بزودی برای چک کردن دوباره بر میگردم
خیلی متاسفم جس
حالت خوبه؟
یه ماشین کبود رنگ با سپر سفید بود
من مدلشو ندیدم
و نتونستم تیرانداز رو شناسایی کنم
پدرم هم نتونست
الان من بعنوان به پلیس اینجا نیستم
آره ولی نکته همینجاست رایان
ازت میخوام یه پلیس باشی ازت میخوام اون تیرانداز رو پیدا کنی
ما اون مادر جنده رو پیدا میکنیم اینو بهت قول میدم
نظری داری که کار کی میتونه باشه؟
پدرت دشمنی هم داشته که ما ازش خبر نداشته باشیم؟
منظورم اینه که لیست بلندیه
... اون صدها نفر رو بازداشت کرده خب
... خیلیاشون الان دیگه آزاد شدن
بیاین از همونا شروع کنیم
ممنون بچهها
هی ما یه خانوادهایم
ما از خودمون مراقبت میکنیم
ببین، پلیس لس آنجلس تحقیقات خودشو شروع کرده
ولی مطمئنم اونا متوجه میشن که
که ما سر جامون نمیشینیم
باهات موافقم
همگی منابعتون رو چک کنید
تا یه ساعت دیگه تو ستاد همدیگه رو میبینیم
توافقمون که یادت نرفته درسته؟
تو بهم یه لطف بدهکاری
و اومدم که برام انجامش بدی، ساناو
تا چراغ سبز بشه وقت داری حرفتو بزنی
درسته که گروه ضربتتون مراقب بابی چوئه؟
در زمان حبس بودن آقای چو
من قمارخونه و جنده خونههای اونو تصاحب کردم
حالا که اون آزاد شده
گمون میکنم اون سعی میکنه قلمروی خودشو به زور پس بگیره
من برای حل این مشکل بهت نیاز دارم
اینکار محافظای شخصیت نیست؟
نه
اونا کارشون محافظته
... از من
No comments yet. Be the first to leave one.