Wicked Minds

Wicked Minds

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Wicked Minds 2003
A Commentary by TheShervine
💎 NEUETERN | زیرنویس اختصاصی نئوترن 💎

Tags

bluray
Published on: 2026-02-13
Downloads: 155
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن ‫NEUETERN

‫مـا را در شـبـکه‌های اجـتـماعی دنـبال کـنید ‫یــــوتــــوب، ایــــنــسـتــاگرام و تـــــلگـرام ‫NEUETERN

‫«ذهن‌های شرور»

‫میگن نسل من دلسرد و خسته‌ست

‫ ‫توی دوره‌ای بزرگ شدیم که هیچ ایمانی به خدا، دولت، مردم و هیچ‌چیز دیگه‌ای وجود نداره

‫همیشه دوست داشتم فکر کنم خودم ‫آدم خوش‌بین‌تری هستم

‫ولی باید اعتراف کنم، وقتی تو همچین موقعیتی گیر می‌افتی ‫فقط یه پیام تو ذهنت جرقه می‌زنه

‫مثل یه تابلوی نئونی ‫قرمز و روشن و سوزان

‫به هیچ‌کس اعتماد نکن

‫ "فلش‌بک به گذشته" ‫ یک روز قبل

‫دارم می‌میرم اینجا ‫می‌شه شروع کنیم؟

‫آماده‌ای؟

‫دوربین عاشق این پسره‌ست

‫لطفاً اسمتون رو بگید

‫هولدن پرایس

‫و موافقی که این مصاحبه ضبط بشه؟

‫بله

‫خیلی خب پس

‫ادامه بده

‫شاید این دفعه بتونی ‫سعی کنی راستش رو بگی

‫بهار پارسال از هاروارد فارغ‌التحصیل شدم

‫اونجا هیچ فامیلی نداشتم

‫مادرم سال قبلش فوت کرده بود

‫و پدرم...

‫خب، حدس می‌زنم توقع زیادی داشتم

‫منظورم رو بد برداشت نکنید

‫همیشه خوب خرجم رو می‌داد

‫حتی بعد از اینکه اون و مادرم از هم جدا شدن

‫تو ۱۱ سال گذشته، مطمئن می‌شد که به بهترین مدارس خصوصی برم ‫که وارد هاروارد بشم

‫و پول داشته باشم که تو ‫تعطیلات تابستون سفر کنم

‫وقتی پای پول وسط بود ‫هیچوقت کم نمی‌ذاشت

‫ولی وقتی پای چیزایی که ‫واقعاً مهم بودن وسط می‌اومد

‫داستان فرق می‌کرد

‫بیشتر از دو سال بود ‫که همدیگه رو ندیده بودیم

‫تا اینکه یهویی زنگ زد و گفت: ‫«بیا شیکاگو»

‫بعد از یه سال سفر تو اروپا ‫جایی رو نداشتم برم

‫پس گفتم به درک

‫فکر کردم شاید این دفعه...

‫چیزی بیشتر از یه چک نصیبم بشه

‫میگن فارغ‌التحصیلی قراره قدمی به سمت آینده باشه

‫ولی تا وقتی با گذشته‌م کنار نمی‌اومدم، نمی‌تونستم جلو برم

‫هولدن

‫مادلین

‫نصف جونم کردی

‫بیا اینجا. بیا اینجا ‫بغلم کن پسر

‫پسر بدی شدی

‫نمیای بهمون سر بزنی ‫چته تو پسر؟

‫دیگه دوستمون نداری؟

‫داشتم دنیا رو می‌دیدم ‫تا جوونم یه کم سفر کردم

‫آره ارواح عمت، الان خیلی پیری

‫دلم برات خیلی تنگ شده بود

‫منم از دیدنت خیلی خوشحالم

‫خب، کجاست؟

‫طبقه بالا

‫یه سورپرایز بزرگ داره ‫ولی گفت حق ندارم بگم

‫بهتره بین پدر و پسر باشه

‫برو

‫برو

‫واقعاً خوشحالم که اینجایی

‫منم همینطور

‫یه کم دیگه می‌بینمت

‫میسون؟

‫خب، این سورپرایز بزرگ چیه؟

‫میسون؟

‫بابا؟

‫امم، ببخشید

‫در رو پشت سرت ببند

‫آره. آره، ببخشید

‫هی

‫حروم‌زاده‌ی کوچولو

‫اوه، نگاش کن

‫اوه پسر

‫حتماً دارم پیر می‌شم ‫چون تو دیگه کاملاً بزرگ شدی

‫اینا چیه؟ نایکی؟

‫می‌خوای سکته‌م بدی؟

‫فقط یه جفت کتونیه

‫خب اگه فقط کتونیه ‫دفعه بعد مال منو بپوش

‫خیلی خب، باشه

‫خب، تو اروپا خوش گذشت؟

‫آره، عالی بود

‫ببین، متأسفم که نتونستم ‫بیام جشن فارغ‌التحصیلیت

‫اتحادیه دمار از روزگارم درآورده بود ‫هنوزم درمیاره

‫همه‌ش سر این قضیه ‫تولید خارج از کشوره

‫بی‌خیال ‫این قضیه که همیشه بوده...

‫آره

‫صبر کن. صبر کن. صبر کن

‫عزیزم؟

‫عزیزم، لباست مناسبه؟

‫بیا اینجا

‫لانا، می‌خوام پسرم هولدن رو ببینی

‫سلام

‫سلام

‫نظرت چیه؟

‫بامزه‌ست

‫خب، چند وقته با هم دوستید؟

‫دوستی چیه بابا ‫ما زن و شوهریم

‫هولدن، به مامان جدیدت سلام کن

‫سلام پسرم

‫چرا بهم نگفتی؟

‫چی رو؟ لانا؟

‫آره

‫می‌خواستم سورپرایزت کنم ‫تا قیافه‌ت رو ببینم

‫و ارزشش رو داشت

‫می‌خوای؟

‫نه، ممنون

‫این بهترین جنس روی کره زمینه

‫روزی یدونه از اینا بزنم ‫تا ۱۰۰ سالگی عمر می‌کنم

‫چی شده؟

‫واسه پیرمردت خوشحال نیستی؟

‫چرا، فقط یکم شوکه شدم

‫آره

‫تا حالا جزایر یونان رفتی؟

‫آره. من و دوست‌دختر سابقم ‫یک بار رفتیم

‫جای رمانتیکیه، نه؟

‫آره، خیلی

‫ما تو میکونوس تو یه ساحل خلوت بودیم ‫شن‌های سفید، غروب‌های طلایی

‫چیکار می‌تونستم بکنم؟

‫بدجور عاشق شدم

‫تازه، سال‌ها بود همچین سکسی نداشتم

‫کلی عکس عروسی گرفتیم ‫نشونت می‌دم

‫جوری که انگار تو هم اونجا بودی

‫خیلی شلوغ بود

‫هر چی محلی و توریست تو جزیره بود اومده بودن

‫واقعاً؟

‫و حالا باید آماده بشیم

‫داریم می‌ریم یه مراسم خیریه که من میزبانشم ‫تو دفتر مرکزی جدید شرکتم

‫می‌خوان یه بخش از موزه رو به اسم من کنن

‫به اندازه کافی پول خرج کنی ‫هر چیزی رو به اسمت می‌کنن

‫به هر حال...

‫خوشحالم که اینجایی پسرم

‫منم همینطور

‫ممنونم. ممنونم

‫ببینید، این مردیه که منو راضی کرد ‫همه پولم رو بدم به یه موزه

‫اوه، نه، نه، نه ‫همسرتون این کار رو کرد

‫من فقط قانعش کردم کمکم کنه

‫آخ، از همه طرف دارن بهم حمله می‌کنن

‫هولدن، با هری دوپری آشنا شو ‫وکیلم

‫بهترین وکیل جنایی لعنتی ‫توی شیکاگو

‫پس، پس، پس ‫این همون بچه هارواردیه

‫درسته

‫خیلی بهتر از اون دانشگاه درجه دویی‌ایه که تو رفتی

‫من به یِیل نمیگم «درجه دو»

‫آره، ولی هاروارد هاروارده

‫خوشحالم که تونستی تو شب بزرگ پدرت به ما ملحق بشی

‫آره، منم همینطور

‫راستی یادم اومد ‫به کمکت نیاز دارم

‫باید سخاوت مهمون‌ها رو تحریک کنیم

‫عزیزم، چرا هولدن رو نمی‌گردونی؟

‫باشه. عاشق اینم که یه کم ‫رابطه مادر پسری بسازیم

‫این چیزیه که دوست دارم ببینم ‫یه خانواده بزرگ و خوشحال

‫اوه، شامپاین

‫ممنون

‫پول دست کیه؟

‫تقریباً همه ‫من فقط بهترین‌ها رو آوردم

‫حالا، صبر کن

‫می‌دونی، خوش‌تیپی پدرت رو به ارث بردی

‫تو کالج دل کی رو شکستی؟

‫استیسی

‫ولی اون حدود یه هفته قبل از فارغ‌التحصیلی ‫دل منو شکست

‫استیسی احمق بود

‫اینه سزای کسی که ‫با یه دانشجوی تئاتر دوست می‌شه

‫ببین، واقعاً، واقعاً متأسفم ‫که اونجوری پریدم وسط خلوتتون

‫هیس. اون راز ما می‌مونه

‫بودنت اینجا قراره خیلی خوب باشه

‫خیلی خسته شدم از وقت گذروندن ‫با دوستای میسون

‫خیلی کسل‌کننده‌ن، نه؟

‫زیاد از من خوششون نمیاد ‫فکر می‌کنن دنبال پولشم

‫به درک

‫جالب‌ترین جنبه این گردنبند عتیقه ناواهو ‫طراحی پیچیده‌شه

‫این یه پیشکش صلح بوده که یه رهبر قبیله ‫به همسر یه رئیس دیگه می‌داده

‫قیمت پایه ‫۱۵۰ هزار دلاره

‫۱۵۰ هزار دلاره

‫بد نیست

‫۱۵۵ ‫ ۱۵۵

‫برمی‌گردم

‫۱۶۰ این طرف ‫بله. ۱۷۰

‫۱۷۰ هزار

‫۱۸۰ دارم؟ ۱۸۰؟

‫۱۹۰

‫۲۰۰ دارم؟

‫آخرین پیشنهاد ۱۹۰ئه

‫۲۰۰ دارم؟

‫۲۰۰. ۲۱۰ دارم؟

‫۲۲۰

‫۲۲۰

‫فروخته شد

‫هولدن، این نیکوله

‫سلام

‫سلام

‫خیلی خوشحالم که اومدی

‫شوخی می‌کنی؟ ‫من ذوق‌زده‌م

‫هیچوقت این‌جوری شیک بیرون نمیام

‫من هم‌دوِ لانام

‫اوه، باشه

‫بهت گفتم بامزه‌ست

‫نوبت منه

‫استیسی رو فراموش کن

‫«استیسی»؟

‫بی‌خیال

‫خطاب به همه دوستان و همکارانم، ‫می‌خوام تشکر کنم که اومدید

Wicked Minds subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left