The first 200 lines.
بخش اول Im@N 24 ایمان
میدونی که مامان بدِش میاد دیر کنیم - ...بهت که گفتم -
باید زودتر حرکت میکردیم ، هر سال از این مُکافات ها داریم
"همیشه میگی : "کفش های آبی من کجاست ، عزیزم؟
"یا : "بابا من نمیتونم سی دی "مارلین برنسون" رو پیدا کنم
مرلین مانسون - حالا هر خری که هست -
اون مَرده ، بابا - مرِلین ؟ اسمه مَرده ؟ -
دنیا داره پیشرفت میکنه دیگه
..اوه ، پسر - تو حالِت خوبه عزیزم ؟ -
آره
!بابا ! بابا
! اوه ، خدایا
خدای من ، چه اتفاقی افتاد؟
کسی صدمه دید؟
ماریون" ، تو خوبی؟" - دیوونه شدی؟ -
ما رو داشتی به کشتن میدادی - متاسفم ، یه لحظه خوابم بُرد -
! امیدوارم خوب میخوابیدی ، واسه صبحانه هم بیدارت می کردم
هیچکی صدمه ندیده دیگه بیخیال شو ، خیله خب؟
چرا نمیذاری یکی رانندگی کنه ؟
نگران نباش ، دیگه چُرتم پرید
کیک حتماً خراب شده
اوه ، خدایا - اون دیگه چیه؟ -
شکلاتی و کدویی ـه - بوش که مثله بوی کونه -
یه سر باید برم ماشین رو چک کنم
! اون حرومزاده حتی واینَستاد
الان کجاییم؟ - تو جاده ایم دیگه -
شبیه چیه پس؟ - پسر چرا مسیرمون این شکلیه؟ -
فکر کردم بهتره از یه راه جدید بریم ، از قبلیه نریم
اون مسیره که همیشه می رفتیم مگه چِش بود ؟ ما چندین ساله که از همون میرفتیم
خسته شده بودم
و نمیخواستم... تو راه خوابم ببره
فکر کنم درستِش همینه - خیله خب -
ماشین به نظرم چیزیش نشده آسیب ندیده
میخوای بریم هُل بدیم بابا؟ - نه ، ممنونم ، عزیزم -
این ماشین خوراکه خودمه - باز دوباره شروع شد -
!حالا واقعاً میخواستی با "مرسدس" بیای تو خونه یا نه ؟
!تقصیره من نبود - دارم سر به سرِت میذارم ، عزیزم -
حتماً مردم ، زیاد تردد نمی کنن اینجا
مثلاً شب عیده ها ، بیشتر مردم الان با خانوادشون تو خونَشونن
! از گرسنگی مردم - منم همینطور -
امیدوارم مامانت ترتیب اون بوقلمون رو نداده باشه
ببین ، میتونین موضوع رو عوض کنین ؟ حالم خوب نیست
حالت خوبه ، عزیزم؟ میخوای یه جا نگه دارم ؟
مسافت طولانی باعث میشه حالت تهوع بگیرم درباره غذا صحبت کردن هم اصلاً بهترش نمی کنه
خِل چطوره ؟ - "خفه شو ، "ریچارد -
یا ماکارونی با پنیره کیری ؟ - !ریچارد" ، حالم رو بهم زدی" -
مامان ، واقعاً بهش میگم ، پنیره کیری ، چینی ها درستِش میکنن
تو که میدونی چی میگم ، درسته ، "برَد" ؟
هنوز بچه ای ، ریچارد - ساعت 7:30 ، عزیزم -
خودم میدونم ، "لورا" ، الان باید به یه دوراهی میرسیدیم
یا خدا ، مجبوری اونجوری بخوری ؟
همینه که هست ، اینجوری می خورم - خیله خب دیگه ، آروم باشین -
آروم دیگه - ماریون" راست میگه" -
موقعی که بیسبال بازی میکردم ، بهمون یه روشی یاد دادن که آروم باشیم
هنوزم گاهی اوقات ازش استفاده میکنم
از دماغت به طور عمیق نفس می کشی و از دهنِت میدیش بیرون
"ممنون ، "برَد
"آره ، مرسی ، "برد
میتونم یه سوال ازت بپرسم ؟ - چرا که نه -
تو کُله دوران مدرسه ت هم از این استفاده میکردی یا فقط تیم بیسبال؟
! ریچارد - چیه ؟ -
..ریچارد ، این روشی که ازش استفاده میکنیم و بهمون کمک میکنه ، ما بهش میگیم
" قلمرو " .. قلمرو حیوانات؟ -
! ریچارد
چه شب زیباییه
کسی میدونه اسمه اون ستاره ای که جلومونه چیه ؟
اون بالا میلیون ها ستاره ست ، بیخیال بابا
یکیشون رو میشناسم ، اونی که درخشانه ستاره ی شمالی ـه فقط همونو بلدم
احسَنت
بیاین همه با هم یه آهنگ بخونیم - خیله خب ، چی بخونیم؟ -
آهنگ "زیردریایی زرد" چطوره؟ - همیشه همونو می خونیم که -
برد" اون آهنگ پاپ ـه چطوره ؟" - "کریسمس ـه ها ، خب "طنین زنگوله -
چطوره؟
خوبه دیگه ، بخونین
از این تیکَش خوشت میاد ، مگه نه ؟
چرا وایستادی؟
یه زن من اونجا یه زن دیدم
جالبه ، توهم برِت داشته - ریچارد -
مطمئنی ؟ - خب ، آره -
لباس سفید پوشیده بود یه چیزی هم تو دستش بود
! لعنتی
سلام
ما یه خرده از مسیرمون منحرف شدیم
شما نمیدونین سریعترین راه به بزرگراه کدوم سمته؟
حالتون خوبه؟
شما تصادفی چیزی کردین؟
خیله خب ، موبایل هاتون همراتونه ؟
آنتن نداره - تازه از کناره یه کابین رد شدیم -
شاید یه تلفنی چیزی باشه ، ریچارد ، مرد باش بذار اون خانوم بشینه تو ماشین
بذار ، "برَد" مرد باشه - مشکلت چیه ، پسر ؟ -
آروم باش ، رفیق
! خیلی آروم از دماغت نفس بکشو به طور عمیق از کونت بدش بیرون
اشکال نداره - من قدم میزنم -
بهرحال برام خوبه ، هوای تازه استشمام کنم - قرار نیست تنهایی بری -
تنها میرم - ! "ماریون" -
بذار یه چیزی بهت بگم ، بچه زرنگ - چیه ؟ -
دفعه بعد سر به سرم بذاری ، باهات تصفیه حساب میکنم
فهمیدی چی گفتم؟ - !بله ، قربان -
ما اون پایین میبینمت ، یه دقیقه دیگه ، خیله خب ، عزیزم؟
باشه
خیله خب
اونجا میبینمت ، عزیزم
! لعنتی
یه لیوان قهوه گرم میخوای؟
فکر کنم اون شوکه شده ، ما باید از "ماریون" میپرسیدیم چیکار کنیم
عزیزم ، ما که قرار نیست بیخیال شیم ، زنگ میزنیم اورژانس
خیله خب - اونا میدونن چیکار کنن -
لعنتی ! چه بوی گندی میاد اینجا
از بچست
خنگ
کجا داری میری ، عزیزم ؟ - میخوام از شماها دور باشم -
نوجوونه دیگه
اسمت چیه ؟
اهل کجایی؟
فکر نکنم چیزی بگه - نه -
سلام ، جولی خانوم
کسی اینجا زندگی میکنه؟
شاید از اون ایستگاه های جنگلبانی ـه متروکه ست
خدایا ، لورا ، ترسوندی منو
ببخشید ، این آویز هاشون خیلی جالبه
گفتی اسمش چیه ؟
بُکُن ، عزیزم
تو حلقه داری ، ازدواج کردی؟
من و ماریون می خوایم ازدواج کنیم
...در واقع
چیزی نگی اما من امشب تو خونه مامان بزرگ میخوام بهش پیشنهاد ازدواج بدم
موقعی رو که گفتی اگه من ترکِت کنم ، خودت رو میکُشی رو یادت میاد؟
..امیدوارم همینجوری گفته باشی ، چون
..برَد" ، ما خیلی خوش گذروندیم با هم ، اما"
اما فکر کنم که بهتره از این به بعد جدا از هم زندگی کنیم
لعنتی
گندش بزنه - بوق نمیخورد ؟ -
نه ، لورا ، پــَ نَـــ پَـــ شماره اورژانس رو یادم رفته بود
اسمش "امی" ـه
اسمه دخترمه ، اسمش "امی" ـه
خیلی سردش شده - جای تعجب هم نداره ، یخبندان ـه اینجا -
نگهِش دار - نه -
جداً بلد نیستم چیکار باید کنم
با ابن همه پتویی که دورِش پیچیدی ، چجوری نفس میکشه؟
نگران نباش
اون مرده
خنده دار بود
! اوه ، خدای من
! لعنتی
این دیگه صدا چه کوفتی بود؟ - ! ریچارد -
!ریچارد
من اینجام - بیا اینجا -
برَد و اون زنه کجان؟
برَد" ؟" - حالت خوبه؟ -
آره ، من خوبم ، چه اتفاقی داره میفته ؟ - برَد" ؟" -
!هی ، کله کیری
!اوه ، خدایا! ، اوه ، خدای من
بابا ؟ - چی شده؟ -
اونا "برَد" رو بردن - چی داری میگی؟ -
من "برَد" رو تو یه ماشین دیدم ، باید بریم - کدوم ماشین؟ -
!باید بریم
فرانک" ، آروم برو" تو هممون رو داری به کشتن میدی -
برَد" داشت رانندگی میکرد یا پشت نشسته بود؟"
...متوجه اون نشدم ! ، چون
من دیدمش ، اونا داشتن بهش آسیب میرسوندن ، تو باید جلوشون رو بگیری
خیله خب ، کدوم گوری رفتن ؟ - شاید ، از اون سمت جاده رفتن
کسی رو دیدی؟ منم ندیدم
بالاخره مثله آدم رانندگی کردی - ! خفه خون بگیر ، کسخل -
چه خبره اینجا؟ - چرا ایستادی؟ -
لورا ، چراغ قوه رو بده من ، لطفاً
کجت داره میره؟
چرا ایستاد؟ - یه دقیقه وایستا -
برگرد ، برگرد
اینور نیاین ، به خاطره خدا
لعنتی - اوه ، خدا -
ریچارد ، خواهرت رو برگردون تو ماشین ، همین الان
عزیزم ، حواست بهش هست؟
... یا عیسی
داره چی کار میکنه؟
میخواد موبایل "برَد" رو برداره
با چوب ؟ - فکر بهتری داری؟ -
باورم نمیشه دارم این کارو میکنم
اوه ، خدایا
آفرین ، ریچارد
بدش من
اونو هم بنداز ، نَجِسه
آنتن داره؟
خدارو شکر ، باید زنگ بزنیم به پلیس ، اونا بهمون میگن چیکار کنیم
خیله خب
همین الان
لطفاً ، یکی به من کمک کنه خواهش میکنم
خدایا ! پاهام رو نمیتونم حس کنم
پاهام رو نمیتونم حس کنم
کمکم کن ، بچه ـم خونریزی داره - تو کی هستی؟ -
! عزیزم ! بلند شو
یکی کمکمون کنه - اوه ، خدایا -
یه نفر کمک مون کنه
فرانک" ، باید از اینجا بریم"
به پلیس زنگ زدی؟ - تلفن شکست -
لعنتی - خواهش میکنم ، بیا بریم -
همینجوری نمیتونیم اینجا ولش کنیم
ریچارد ، بکِشش اونور جاده
خدایا ، شبیه چیَم من؟ نوکرتم مگه؟
خدارو شکر ، ماریون
حالت خوبه ؟ خوب میشی
No comments yet. Be the first to leave one.