The first 164 lines.
Laura Shadows Of A Summer
حالت خوبه؟
خوشحالم که دربارش حرف زديم
آره اين جوري بهتره
پُل
بله؟
بهت زنگ ميزنم
اگه خواستي توي گالري مي بينمت
تو هنوز شريک موردعلاقه مني
اول کار بعد تفريح
پُل
هي پُل
ببين
بيا. بريم يه چيزي بخوريم
اون دخترا رو اونجا مي بيني؟ اونا توي کلاس رقص من هستن
ميدوني فکر کنم دلم ميخواد امروز رقصوشونو ببينم
1..2..3..4..
افتضاحه
استراحت ميکنيم
پل
سارا
پس قضيه اينه؟
چي؟
اون دخترته. اينطور نيست؟
آره دخترمه چطور مگه؟
اون شبيه خودته وقتي هم سنش بودي
باورم نميشد. يه لحظه فکر کردم 20 سالمه
تو نميتوني به گذشته برگردي
شايد
بيا ميخوام معرفيت کنم
اون خيلي درباره تو شنيده
سارا به "پُل وايلر" سلام کن
اون بهم لبخند زد
ولي وقتي مادرم اومد
ديگه وقت نشد بياد پيش من
تو اين اتاقو دوست داري درسته؟
فکر ميکنم اينجا جاي موردعلاقه منه
تو خيلي نازي
جدي؟
آره عزيزم
مامان
بله؟
لارا چيزي ميخواي بپرسي
با آقاي وايلر خوش گذشت؟
آره کلي حرف زديم
ميدوني که ديدن دوستاي قديمي چه حسي داره
چه جور آدميه؟
اون يه هنرمند خيلي خوبه
از ديدنت خوشحال بود؟
البته ما دوستاي قديمي بوديم
مامان
بله
خوب، بستگي به سوالت داره
جدي ميگم. يه جواب روشن بهم ميدي؟
به چي فکر ميکني؟
اون عشق قديمي توئه؟
لارا
من حق دارم بدونم
يالا. بايد بري بخوابي
راستي لارا. پُل ميخواد اگه دوست داشته باشي مجسمه تورو بسازه
مجسمه؟
از من؟
اون چند تا عکس ازت ميخواد اگه مشکلي نداري من ازت ميگيرم
...ولي... مجسمه سازها معمولاً
مامان
بله؟
من مشکلي ندارم که مدل اون بشم
نه پُل عکس رو ترجيح ميده
اين جوري راحت تره
مامان
دوستت دارم
منم همينطور
خوب بخوابي شب خوش
لارا
من حاضرم
من حاضرم
من حاضرم
خوب. چطور بود؟
عالي
خيلي خيلي خوب
اون خيلي خوشش اومد
بدجوري گرفتارش شدي اينطور نيست؟
من وقتي تو هم سنش بودي گرفتار تو شدم
و حالا؟
از عکسهات خوشم اومد کي ميتونم ببينمش؟
قبلاً بهت گفتم
خودتم باهاش بيا
اوه پُل؛ لارا به اندازه کافي از اينکه تو عکسهاشو ديدي خجالت ميکشه
من بايد براي انجام کارم باهاش حرف بزنم
فکر کنم گفتي خوشش مياد
پُل بيا موضوع رو عوض کنيم
به اندازه تمام عمر "علف هرزکُش" اينجا هست
سلام کاستا
کمک ميخواي؟- نه ممنون-
بايد همين حالا برم
يه لحظه صبر کن بذار موقع ناهار متقاعدت کنم بذار لارا مدل من بشه
متاسفم نميتونم
سارا، ممنونم
يه مجسمه خوب درست کن
سعيمو ميکنم
اي کاش هنوز جوون بودم
اون وقت چيکار ميکردي؟
نميدونم
کاستا به اون عکسها دست نزن
متاسفم
کِي مياد؟
نمياد
پس چطوري کارتو انجام ميدي؟
حالت پايدار انجام بديد
گروه اول، يالا سريع
1, 2, 3, 4...
آفرين. گرو دوم
با دقت نگاه کنيد
خوبه. براي امروز کافيه
ميشه يه لحظه بياي توي دفترم؟
اون پسره کيه لارا؟
کدوم پسره خانم؟
همون پسري که عاشقشي
هيچ پسري نيست خانم
خيلي خوب
ميخواي بري مدل برهنه اون بشي؟
مادرت بهت اجازه ميده؟
بي خيال لارا بهمون بگو
مادرم عکسهاي منو بهش داده
عکس؟ کافي نيست مجسمه ساز نياز به يه مدل داره
اونا بايد دقيق ببينن تا بتونن کار کنن
خوب من مجبور نيستم برم اونجا
روش معموليش همينه
کجا بذارمش
ببرش بيرون
اين چيه؟- چي؟-
سم "علف هرزکُشه". ميندازمش بيرون
ميخواي بروني؟
نه خودت برون
آره منم- آروم ... آروم-
آره افتتاحيه فردا ساعت پنجه- بذارش اونجا-
اگه بتوني خيلي خوشحال ميشم
خداحافظ- اين يکي چي؟-
اونجا
سلام پُل- سلام-
ديروز منتظرت بودم
من يه مجسمه ديگه رو شروع کردم- نميتونم همينطوري ولش کنم-
کي رو؟
اون دختر فوق العاه اي که عکسهاشو فرستاده
پل شب اينجا بمون
نه بايد برم به کارم برسم
خيلي بد شد
...اون مجسمه
البته، مي فهمم
ميخوام يه دعوتنامه ديگه بنويسي اگه ميتوني
آقا و خانم "مور" و لارا مور
خيلي خوب
کاستا
کاستاي عزيزم
مجبوري نيستي اين اطراف بچرخي
خودت گفتي دوست داري وقتي کار ميکني دورت شلوغ باشه. تو حتي يه مدل هم نداري
گوش کن کاستا فکر نکنم امروز ديگه باهات کاري داشته باشم ميتوني همين الان بري
مطمئني؟
اول باغچه رو آب ميدم
من جواب ميدم
کِي اون کتابو به پُل دادي؟
از توي شهر گرفتمش
ميتونم ببينم
البته
No comments yet. Be the first to leave one.