The first 200 lines.
زيرنويس از مهدي shine021
پدربزرگ؟
خودتی؟
منم. صدای منو نمیشناسی؟
گوش کن... فقط چند دقیقه میتونم حرف بزنم.
به دردسر افتادم.
بدجوری به دردسر افتادم.
میتونی کمکم کنی؟
تصادف کردم...
یه تصادف خیلی بد.
میگن... دارن میگن شاید مجبور بشم برم زندان.
میدونم بد به نظر میاد، پدربزرگ، ولی تقصیر من نیست.
نباید به کسی چیزی بگی، باشه؟
تو تنها کسی هستی که میتونم بهش اعتماد کنم.
باید یه چیز دیگه هم بهت بگم،
فقط لطفاً عصبانی نشو.
پول میخوان.
پول میخوان، وگرنه ولم نمیکنن.
درسته.
کی پول رو لازم دارن؟
همین الان لازم دارن، پدربزرگ.
موضوع جدیه. نمیخوای کمکم کنی؟
که منو اینجا ول نمیکنی، مگه نه؟
عالیه.
خواهش میکنم، پدربزرگ.
ترسیدی.
خیلی، خیلی ترسیدم.
کمکم میکنی؟
'لازمه کمکم کنی.'
لازمه کمکم کنی.
کمکم کن!
خدایا، کمکم کن!
خواهش میکنم، پدربزرگ.
خواهش میکنم، پدربزرگ.
'بهت نیاز دارم!'
کمکم کن!
بگو: 'بهت نیاز دارم.'
بهت نیاز دارم.
'بهت نیاز دارم.'
بهت نیاز دارم.
کمکم کن!
کمکم کن!
آفرین.
کمکم کن، کمکم کن، کمکم کن!
کمکم کن.
خانم صدیق...
پس مطمئنی پیداشون میکنی...
خب، کجا؟ کجاست؟
- توی آورورا. - توی آورورا.
اوم، ولی اون تازه...
بله.
ولی چیزی نیست... میدونی، هنوز لازم نیست دستپاچه بشی.
خانم صدیق، ممنونم که با این فرصت کم خودتون رو رسوندید.
اوه، مشکلی نیست.
بفرمایید بشینید.
یه کوه کاغذبازی دارم که باید امضا کنید.
این اواخر جابهجایی نیرو زیاد داشتیم.
پیدا کردن فرد مناسب کار راحتی نبوده
برای این بیمار.
آدم سختیه.
اوم... حتی روزهای خوبش هم عجیبوغریبه.
وضعیتش چطوره؟
خانوادهش آوردنش اینجا
وقتی شروع کرد به لاس زدن با خدمتکار خونه.
فکر میکرد اون زنش بوده.
احتمال میدادن آلزایمر زودرس داشته باشه.
هنوز داریم احتمالات مختلف رو بررسی میکنیم.
ببین... میدونم تجربهت زیاد نیست،
ولی حس خوبی نسبت بهت دارم.
واقعاً دوست دارم اینجا مفید باشم.
استخر برای امروز تعطیل میشه.
لطفاً به ویلاهاتون برگردید.
فکر کنم این سایز مناسب نیست.
اوه، من یکم گشاد دوستش دارم.
بیا. اینو امتحان نمیکنی؟
شیفت روز کار میکنی یا شب؟
شیفت شبم.
شیفت شب خیلی خاصه. خودت میبینی.
بفرما. دیدی؟ کاملاً اندازهته.
اینکه یکی بهت نیاز داشته باشه حس فوقالعادهایه، مگه نه؟
خوبه که برای یکی معنی و اهمیتی داشته باشی...
اینکه واقعاً وجودت لازم باشه، میفهمی؟
ممنون.
خواهش میکنم. بعداً میبینمت.
قبل از شروع آزمایش،
میخوام این فهرست کلمهها رو به خاطر بسپری، باشه؟
صورت، صورتی، ساتن، جعبه، درخت.
حالا یه فهرست از حروف رو برات میخونم،
و هر بار با دستت به سرت میزنی
که حرف «اِی» رو میشنوی، باشه؟
حرف «اِی».
درسته.
«اِف»، «بی»، «اِی»، «سی».
«بی»، «اِی»، «بی».
میتونی بگی امروز چندمه؟
نمیدونم.
و امروز چندشنبهست؟
دنبال نمیکنم.
و الان کجا هستیم؟
میدونی کجایی؟
توی یه خونه.
خونهٔ من نیست.
خونهٔ من این شکلی نبود.
یه شکل دیگه بود. بهتر بود.
اون کلمههایی که گفتم یادت بمونه چی بودن؟
میتونی بگیشون؟
-کلمهها؟ -آره، اون پنج کلمه.
یادتون هست؟
من هیچوقت تو مدرسه خوب نبودم.
یکی از اینا میخوای؟
نذار بترسونتت، الِنی.
فقط یه پیرمردِ حوصلهسررفتهست.
باشه.
من معلول نیستم.
چرا، هستی. احمقبازی درنیار.
میتونی چندتا حوله برامون بیاری؟
بس کن! بس کن، بس کن. بس کن.
بس کن. همهجا رو آب میریزی.
وای، خدایا. منو ببین.
یاد میگیری همراهی کنی.
اینطوری راحتتره.
هی، مونا؟
مونا؟
بهت نیاز دارم.
دیگه با تو.
این بهتره، آقای کالوم؟
این درست نیست.
خب، بگو چطور میخوای.
من باید از تو مراقبت کنم.
ولی من پرستارم.
مهم نیست.
بذار من ازت مراقبت کنم.
بذار من ازت مراقبت کنم.
بذار من ازت مراقبت کنم.
بذار من ازت مراقبت کنم.
بذار من ازت مراقبت کنم.
هوم...
باید مطمئن بشی که یه دستت
محکم دور کمرشون باشه، اینجوری،
تا احساس امنیت کنن، و دست دیگهشون رو هم محکم بگیری.
قرار بود خواب باشم.
اشکالی نداره.
بهشون بگو یه پا رو جلوی پای دیگه بذارن، اینطوری.
و حتماً مطمئن شو خیلی جلو نرن.
نباید ولشون کنی.
بگو.
اِم، مطمئن شو خیلی جلو نرن.
-آره. -ولشون نکن.
آره، دقیقاً.
داگلاس؟ داگلاس؟
میخوای بیای تو؟
خوشم میاد تماشاتون کنم، دخترا.
قبل از اینجا کجا کار میکردی؟
من... کار نمیکردم.
یه مدت مرخصی گرفته بودم.
دخترا میگفتن از کار قبلیت اخراج شدی.
فقط یه سوءتفاهم بود.
تو... منظورم اینه،
به نظر میاد خیلی خوب باهاش کنار اومدی.
-اوه، اِم، ممنون. -آره.
یه مدتی حال خودم رو نداشتم، ولی اینجا رو دوست دارم.
آب.
اسمت چی بود؟
اِلِنی.
اِلِنی.
قشنگه. خوشم اومد.
ممنون.
خب تو چهکارهای، اِلِنی؟ هوم؟
پرستارم.
میدونم پرستاری. برای تفریح چه کار میکنی؟
نمیدونم. هیچ کاری نمیکنم.
یعنی میگی اصلاً تفریح نمیکنی؟
از کمک کردن به بیمارام لذت میبرم.
آره. مطمئنم همینطوره.
ببخشید. یهدفعه خوابم برد.
هی. صبح بهخیر.
قرار بود خواب باشی.
میخوام یه تماس بگیرم.
این وقت شب؟
کار تجاریه.
چه کاری؟
میتونی بعد از من تکرار کنی؟
به کی زنگ میزنی؟
فقط بعد از من تکرار کن. باشه؟
'بابابزرگ، فقط چند دقیقه میتونم حرف بزنم.'
نمیفهمم.
فقط انجامش بده.
بابابزرگ، فقط چند دقیقه میتونم حرف بزنم.
صداش رو میشنوی؟
'تصادف کردم. به یکی آسیب زدم.
میگن ممکنه مجبور بشم برم زندان.'
تصادف کردم. به یکی آسیب زدم.
'میگن...'
میگن ممکنه مجبور بشم برم زندان.
'کنار تلفن منتظر بمون.
وکیلم همین الان بهت زنگ میزنه، باشه؟'
کنار تلفن منتظر بمون.
وکیلم همین الان بهت زنگ میزنه، باشه؟
'دوستت دارم.'
دوستت دارم.
No comments yet. Be the first to leave one.