The first 200 lines.
ژوليت بينوش
جودي دنچ
آلفرد مولينا
لنا اُلين
و جاني دپ در
شکلات
کارگردان ليس کالستروم
سلام - سلام - سلام
روزبخير - سلام - سلام
سلام - سلام
روزبخير - روزبخير
سلام - روزبخير آقا - سلام
کلاه - اوهوم
روزي روزگاري دهکده آرام و کوچکي در فرانسه بود
که مردم اون به آرامش ايمان داشتند
به زندگي بي دغدغه
Come Holy Ghost
Creator come
From Thy bright heavenly throne
Come take possession of our souls
And make them all Thine own
Far from us drive our...
اگه تواين دهکده زندگي مي کردين اونوقت متوجه مي شدين که اونا چه انتظاري ازشما دارن
اونوقت جايگاه خودتون رو مي شناختين
واگه چيزي روفراموش ميکردين کسي بود که يادتون بندازه
فصل پرهيز پيش روي ماست ، درحقيقت اين زمان خودداريست
وخوشبختانه زمان انديشه وبالاتر ازهمه
بگذاريد که اين زمان براي ما
زمان استغفاري خالصانه باشد
زماني براي خودداري که درحساب خواهد آمد
اگه تواين دهکده چيزي مي ديديد که نبايد مي ديديد ياد ميگرفتيد که به کدوم طرف نگاه کنيد
اين زمان زمان مسيح است ، اگرتعمق بکنيد اوميداند که شما به چه مي انديشيد
اگربه طورتصادفي اميدتون نااميد مي شد ! ياد ميگرفتيد که زياده خواه نباشيد
اوميداند که چرا بايد شما را ببخشايد
دراين سال مسيح ما يعني سال 9 5 9 1
به هرحال باهمه چيزهاي خوب وبد گرسنگي وضيافت
مردم دهکده طبق سنت به روزه نشستند
... تااينکه
... دريک روز زمستاني
بادي موذي . از شمال وزيدن گرفت
از کجا ميتوانيم به حقيقت برسيم ؟
به کجا بايد نگاه کنيم ؟
حقيقت را درکجا پيدا کنيم ؟ مي توانيم آنرا
شماها کي هستين ؟
اوه
ما براي قنادي اومديم
... مي خوايم اجاره اش کنيم
. با آپارتمان بالاش
ازکجا آمدين ؟
والا ما يه مدتي در آندلس بوديم و
بذاريد ببينم ، قبل ازاون وين بوديم
... وقبل ازاون
- آتن - پاويان
پاويان - پانتوفل ازاونجا متنفربود
پانتوفل اسم کانگوروي اونه - اما نمي تونه بپره
پاش خرابه ، زخمي شده
دلم ميخواد به همين خوبي که هست نگهش دارين
چه دهکده خوبيه ، درست ميگم مامان ؟
دوست داشتنيه
مامان ، پانتوفل ميخواد بدونه چقدراينجا مي مونيم
بهش بگو نگران نباشه - نگران نباش
وقت خوابه ، داستان امشب چيه ؟ پانتوفل ميخواد داستان پدربزرگ و مادربزرگ رو بشنوه
امشب نه آنوشکا
شما هميشه همين روميگين
از مادربزرگ و پدربزرگ بگين
امشب نه
داستان شاه دخت و دزددريايي چي ؟
باشه
آماده آتش
دستها روي ماشه
آماده ، هدف
آتش
ببخشيد مزاحمتون شدم
خوش آمدين
. ببخشيد آقا
- حمله دزددريايي بود - البته
اسمت چيه ؟
آنوک ، اسم شما ؟
من کنت رينود هستم ، درخدمت شما
کنت واقعي ؟
مثل کنت مونت کريستو ؟
! آه اون واقعي نبود
ممکنه بگيد به چه دليل افتخار داديد ؟
خوب به عنوان شهردار لس کانه
... ميخوام که ورودتون روخوش آمد بگم
وبخوام که دردعاي روزيکشنبه با ما همنوايي کنيد
اينکه از لطف شماست ولي ما کليسا نميريم
خوشحاليم که نزديک کليسا هستيم
صداي ناقوسها خيلي لذت بخشه
ناقوسها براي سرگرمي به صدا درنميان خانم
اونا براي رسميت بخشيدن به دعا خوندن ما
دوشيزه
معذرت ميخوام
دوشيزه ... من ازدواج نکردم
" بهتره بهم بگيد " وين
اميدوارم هفته بعد که کارم رو شروع کردم به ما سري بزنيد - بله
اما بازکردن شيريني فروشي درفصل پرهيز درست نيست ، بايد وقت بهتري پيداميکرديد
اما اينجا فقط يه شيريني فروشي نيست - پس خيال داريد چيکارکنيد ؟
اين يه سورپريزه
اگه سري بزنيد ممنون ميشم
کنت رينود علاقه مند به تاريخ بود به همين دليل مرد صبوري بود
او به حکمت نسلهاي گذشته ايمان داشت
اونم مثل پيشينيانش سخت مراقب دهکده کوچک بود و به شيوه خودش اداره اش ميکرد
کارسخت ، فروتني وانضباط
من قرن هجده روکامل کردم
خانم کلرمونه
نامه شما به سردبيره جناب کنت
اين پاراگراف درباره خانواده و سنتها خيلي قشنگه
متشکرم ، نظرتون برام با ارزشه
... ميتونم بپرسم
اين اواخر با مادرتون درتماس بودين ؟
چطور؟
ظاهرا شيريني فروشي رواجاره دادن
. اوه
خوب حقيقتش من مدتي ميشه که با مادرم حرف نمي زنم
متأسفم ، قصد فضولي نداشتم
اينونگين
من هيچ رازي با شما ندارم
خانم کنتس از ونيز لذت ميبرن
- کنتس ؟ اون خوبه
، بله حتما خيلي خوشش اومده که
ونيز ؟
شنيدم اون يه کافره - پناه برخدا
ميگن اون يه ملحده
يعني چي ؟
نمي دونم
بيا چارلي
بيا ديگه
بايد بيشتر مراقب باشين
خيلي متأسفيم - ببخشيد
حالتون خوبه ؟
خوبم ، خوبم
متأسفم ، مي خواين بيا ين توبشينين ؟ - نه ، خودتون روبه زحمت نندازين ، چيزي نيست
اصلا زحمتي نيست ، من وين روشر هستم - کارولين کلرمونه
دختر صاحب خونه تونم ، اينم پسرم لوک
سلام ، اينم آنوک منه - سلام
بيا ين تو، اونجا گرمتره
امتحان کنيد
مطمئنم تا حالا شکلات گرمي که دستورش مال 2 هزارسال پيش باشه نخوردين
متشکرم اما نه ، لوک
نه !
اين چيه ؟ - اينجاچي مي بينين خانم ؟ تواين
ببخشين
براي شما شبيه چيه ؟ اولين چيزي که به ذهنتون ميرسه بگين
زني که يه اسب وحشي روميرانه
جواب احمقانه اي بود؟ - نه نه نه نه ، اصلا احمقانه نبود
اين سه گوش فلفلي براي شما ست ، يه مزه کوچولو ازفلفل تند که دربرابرشيريني قرارگرفته
معطرش کرده ، ميل کنيد
توچي مي بيني ؟
دندون مي بينم ، خون مي بينم
با يه جمجمه
تلخ مي بيني براي همين شکلات تلخ دوست داري
تو بايد 5 هفته ديگه صبر کني ، پرهيزه ، متشکرم
ما ديگه بايد بريم ، ازديد نتون خوشحال شدم ، بريم
منم همينطور
پانتوفل بيا حمله دزدان دريائيه
اين چيزهاي تند قيمتش چنده ؟
چهاروچنجاه - ميشه روبان دورش ببندين ؟
که وانمود کنم مثلا شوهرم خريد ه - البته
ژوزفين موسکه
اون به سازخودش مي رقصه
و اينا مال شوهرتونه
يک جرعه از شکلات خالص از گوآتمالا که محبت رو بيدارميکنه
شما قطعا شوهرمنو نديدين - شما هم اينا رو تا حالا امتحان نکردين
رقت انگيز نباش
لوک ، تو يه اشتباه تومسئله ششم داشتي
اوه ، لوک
چيزي نيست
خونش بند اومد
... مادر، معلم جديد
ميخواد خودمون غلطهامون رو بگيريم
من نگفتم چطوري غلط گيري کني فقط گفتم غلط داري
گرسنه نيستين جناب کنت ؟ - روزهاي پرهيزه خانم ريوه
يعني قرارنيست چيزي بخورين ؟
بسيار خوب ، بذارش
سلام
ميتونم کمکتون کنم ؟
گرونن ، پول زيادي ندارم
من درخوندن ذائقه ها مهارت دارم
اينا خيلي عالين درست ميگم ؟
برم خونه
فکرکنم بهتره
خوب
اين واقعا متفاوته
بله ، خيلي فرق داره
خيلي متأسفم
سلام آقاي بلرو - سلام خانم اُدل
نه ، اونطرف نرو - بفرمائين ، خواهش ميکنم ، بيا
يک چيزيهاي براتون دارم
اسمتون چيه ؟ - چارليه ، اون 14 سالشه ، مال سال 98 سال بشريت
نه ، منظورم اسم شما بود - گيليام بلرو
شما خيلي مهربونين ، اون بهش خيلي خوش گذشته
ميخواين يه چيزمخصوص براي دوست خانمتون بخرين ؟
دوست خانم ؟ - همون خانمي که سگتون بهش خيلي علاقه داره
شکلات مورد علاقه اون شکلات گوش ماهيه - اوه نه ، من نبايد
خانم اُدل عزادار شوهرشون هستن - اوه ، متأسفم
شوهرشون چطوري ازدنيا رفت ؟ - جنگ ، نارنجک آلماني ها
ازاون جنگ تا حالا سالها گذشته پس مطمئنم که - نه اون جنگ
آقاي اُدل در ژانويه 1917 کشته شد
اين براي خانم اُدل واقعا فاجعه بود
No comments yet. Be the first to leave one.