The first 200 lines.
...مدتها پیش، در کهکشانی بسیار دوردست
جنگ ستارگان
:قسمت 9 خیزش اسکایواکر
!مردگان سخن میگویند
...پیغامی مرموز در کهکشان شنیده شده است
تهدید به انتقامی که صدای شرور .امپراتور «پالپاتینِ» کشتهشده است
ژنرال «لِیا اورگانا» مأمورانی مخفی را ...برای جمعآوری اطلاعات فرستاده است
،و در همین حین ...رِی»، آخرین امید آیین جِدای»
«برای نبرد با سازمان پلید «محفل یکم .تمرین میکند
،«در همین حال، پیشوای عالی «کایلو رِن ...سخت در جستجوی امپراتورِ شبح است
و در صدد است هر چیزی را که .تهدیدی برای قدرتش است، از میان بردارد
موفق باشید و لذت ببرید
.بالاخره آمدی
.اسنوک» به خوبی آموزشت داده»
.اسنوک» رو کشتم»
.تو رو هم میکشم
.پسرم
.من «اسنوک» را ساختم
...من تمام صداهایی بودم
...که تا به حال
.در ذهنت شنیدهای
.محفل یکم» فقط شروع کار بود»
.من چیزهای خیلی بیشتری به تو خواهم داد
.اول میمیری
.قبلاً هم مُردهام
...جبهۀ تاریکِ نیرو میتواند ما را
به قدرتهای زیادی برساند ...که از نظر خیلیها
.غیرطبیعیاند
تو چی میتونی بهم بدی؟
.همه چیز
.یه «امپراتوری» جدید
«قدرت «محفل نهایی .به زودی مهیای نبرد خواهد شد
،اگر به خواست من عمل کنی .مال تو خواهد شد
!آن دختر را بکش
...آیین جِدای را نابود کن
و به چیزی تبدیل شو .که پدربزرگت «وِیدِر» نمیتوانست
تو بر سراسر کهکشان ...حکمرانی خواهی کرد
.و امپراتور جدید خواهی شد
...اما بر حذر باش
.آن دختر کسی نیست که فکر میکنی
کیه؟
آخر میخوای حرکت کنی یا نه؟
.نمیتونه هر بار شکستمون بده - .ظاهراً که میتونه -
چطوری این کارو میکنه؟
اینو میگی؟ .چون تقلب میکنه
!شوخی میکنم
.بجنب. نوبتته - .تو 250 سالته -
.خیلی معطل میکنی. همین تقلبه - .معلومه که بهتر از مایی -
.برای همین فکر میکنیم تقلب میکنی
!نگران نباش - .خاموشش نمیکنیم -
.تقلب میکنه - .صد درصد -
کلاد»، امیدوارم» .اون نوسان برق رو درست کرده باشی
.پنج ثانیۀ دیگه میرسیم
.«آرتو»
.بولیو»، خوشحالم میبینمت» چیزی برامون داری؟
!از طرف یه متحد جدید !«یه جاسوس توی «محفل یکم
جاسوس؟ کی؟
!نمیدونم
!پیام رو انتقال بده !برسونش به دست «لِیا»، عجله کن
.«ممکنه خبر مهمی باشه، «آرتو
.سلاح روی هدف قفل شد
!فین»، الانه که جزغاله بشیم»
!دیگه آخرهاشه
.پو»، پیام رو گرفتیم»
چطوری ازت تشکر کنیم؟
!در جنگ پیروز بشین
!شرمنده، شرمنده! میدونم
فین»، تو مثلاً باید» !شر اونا رو کم کنی
!اوه
!یکی رو زدم - چند تا مونده؟ -
.خیلی زیاد
چی؟
.«فکر خوبیه، «چویی
فین»، میتونیم» !این پولکبالها رو له کنیم
.همین الان تو فکرش بودم
!ها
!ما رو برگردون پایگاه
به نظرت اون دیوار یخی چقدر ضخیمه؟
!«پو» - !میدونم، میدونم -
داری چیکار میکنی؟
.جهش بریده با سرعت نور
چطوری این کارو بلدی؟
آره، خب، «رِی» اینجا نیست، هست؟
.آخرین جهش، شاید برای همیشه
!محکم بشینین
.همراه من باشین
.همراه من باشین
.همراه من باشین
.همراه من نیستن
.«رِی»
.صبور باش
...کمکم دارم فکر میکنم شاید غیرممکنه
.که صدای جِدایهای گذشته رو بشنوم
.هیچ چیز غیرممکن نیست
.هیچ چیز غیرممکن نیست
.میرم دورۀ تمرینم رو انجام بدم
!نه
.به من ملحق شو
.به من ملحق شو
!بن»، نه»
!تو کشتیش
!«بن»
.بیبی-8»، خیلی متأسفم»
.دورۀ تمرینم رو تموم نکردم
.حواسم پرت شد
.حس میکنم مثل همیشه نیستم
...میدونم به نظر میاد
.به نظر میاد که دارم بهونه میارم
،به من نگو اوضاع چطور به نظر میاد .بگو واقعاً چطوره
.به نظرم فقط خستهام. همین
...ژنرال
.فالکون» هنوز نرسیده»
.فرمانده درخواست راهنمایی داره
یه روز، با لیاقت .شمشیر برادرت رو به دست میارم
.نه، تو نمیتونی این کارو برام بکنی
.هیچوقت یه روبات رو دستکم نگیر
.چشم، استاد
!«رِی»
!فالکون» برگشته»
!بجنبین، بیاین اینجا
!خدمۀ آتشنشانی بیان اینجا
!یه خدمۀ دیگه هم برن اون پشت !برین، برین
!داریم میایم
!آتیش گرفته
.همهجاش آتیش گرفته. کلش
.آتیش گرفته - .سلام -
!سلام - یه جاسوس داریم؟ -
.اونجا خیلی به کمکت نیاز داشتیم
چطور پیش رفت؟
.راستش خیلی بد. خیلی بد
...«سفینۀ «هان - چه بلایی سر روباتم آوردی؟ -
تو چه بلایی سر «فالکون» آوردی؟
.فالکون» وضعش خیلی بهتر از اینه»
.بیبی-8» آتیش نگرفته»
.باقیموندهش آتیش نگرفته
.بگو چه اتفاقی افتاد - .اول تو بگو -
میدونی چی هستی؟ - چی؟ -
.بدقلقی. خیلی بدقلقی
.مرد بدقلقی هستی - ...تو، تو -
.«رِی» - .فین». اوه» -
.سالم برگشتی
.آره. به زحمت
خب، اعصاب نیست؟ - من؟ -
.اون - .همیشه -
یه جاسوس داریم؟ - ...خب -
با سرعت نور جهش بریده کردی؟ - آره، خب، باعث شد بگردیم اینجا، مگه نه؟ -
.پو»، کمپرسور خراب شده»
.اوه، میدونم. اونجا بودم - .همیشۀ خدا -
!با «فالکون» نمیشه جهش بریده کرد
.اتفاقاً معلوم شد میشه
خیلی خب، بچهها، تازه فرود اومدیم، خب؟
چه اتفاقی افتاد؟
.خبر بد، فقط همین
جاسوس نداریم؟
.نه. جاسوس داریم
از یه جاسوس پیام گرفتیم یا نه؟
یه جاسوس توی «محفل یکم» داریم .و برامون پیامی فرستاده
یه درخت روش انداختی؟
هر دو تا تناوبگرهای زیر سرعت نور رو منفجر کردی؟
!خب، میخواستی باهامون میاومدی - !بچهها -
.میدونی که دلم میخواد با شما بیام - .آره، ولی نمیای -
اینجا تمرین میکنی. برای چی؟
.تو بهترین مبارز مایی
.بهت نیاز داریم
.اون بیرون، نه اینجا
.سرکار، «آرتو» رو ببر برای تعمیر
.راست میگه
.چشم، فرمانده
پیام چیه؟
ما پیام جاسوسمون در ...محفل یکم» رو رمزگشایی کردیم»
.و نگرانیمون رو تأیید میکنه
.پالپاتین» به طریقی برگشته»
صبر کن. اینو باور میکنیم؟
.امکان نداره
.امپراتور مُرده
.علم تاریک. شبیهسازی
.رازهایی که فقط «سیث»ها میدونن
.مشغول نقشه کشیدن برای انتقام بوده
پیروانش سالهاست که :دارن چیزی رو میسازن
.بزرگترین ناوگانی که کهشکان به خودش دیده
.«اسمشو گذاشته «محفل نهایی
،تا 16 ساعت دیگه .حملات به تمام سیارههای آزاد شروع میشه
امپراتور و ناوگانش این مدت .توی «فضای ناشناخته» مخفی شدن
.«توی سیارهای به نام «اکسِگول
.اکسِگول» توی هیچ نقشۀ فضایی نیست»
،ولی طبق افسانهها .سیارۀ پنهان «سیث»هاست
همیشه زمزمههایی بود که .پالپاتین» تشنۀ فرار از مرگه»
.پس «پالپاتین» تمام این مدت زنده بوده
.پشت پرده وضع رو کنترل میکرده
.همیشه. در خفا .از همون اول
،اگه بخوایم جلوش رو بگیریم .باید پیداش کنیم
.باید «اکسِگول» رو پیدا کنیم
ژنرال؟
میشه باهاتون حرف بزنم؟
.میدونم چطوری «اکسِگول» رو پیدا کنم
.بگو
.لوک» مدتها دنبالش گشت» .نزدیک بوده پیداش کنه
اینجا رمزنوشتههایی هست .که نمیتونم بخونمشون
ولی گفت که برای رسیدن به اونجا .به یکی از اینا نیاز داریم
.«یه رهیاب «سیث
No comments yet. Be the first to leave one.