The Girl in the Mirror

The Girl in the Mirror (Alma)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Girl in the Mirror S01E07 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
The Girl in the Mirror S01E07 SPANISH 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-SMURF
The Girl in the Mirror S01E07 720p/1080p WEB h264-KOGi
The Girl in the Mirror S01E07 WEB XviD-RMX
The Girl in the Mirror S01E07 SPANISH WEBRip x265-ION265
The Girl in the Mirror S01E07 DUBBED WEBRip x265-ION265
The Girl in the Mirror S01E07 SPANISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Girl in the Mirror S01E07 DUBBED 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Girl in the Mirror S01E07 WEBRip x264-XEN0N
The Girl in the Mirror S01E07 720p/1080p WEB HEVC x265-RMTeam
A Commentary by Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
720p
720
XviD
HEVC
Published on: 2022-12-24
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 172 lines.

‫مواظب باشین!

‫«آلما» ‫«فصل یکم، قسمت هفتم»

‫کمک کنین!

‫کمک کنین!

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫صدام رو می‌شنوین؟

‫کسی صدام رو نمی‌شنوه؟

‫آلما!

‫دوا.

‫جریان چیه؟

‫نمی‌دونم.

‫کسی صدام رو نمی‌شنوه؟ کمک کنین!

‫کسی صدام رو نمی‌شنوه؟

‫تام، من پیشتم.

‫تو کی هستی؟

‫قراره بمیرم؟

‫نه، قرار نیست بمیری.

‫تام. نه، خواهش می‌کنم.

‫تام، نه، طاقت بیار.

‫خواهش می‌کنم تام. ‫تام، خواهش می‌کنم.

‫نه. نه تام، خواهش می‌کنم، نه.

‫تام.

‫من همین‌جام.

‫لارا!

‫دوا، بیا.

‫آلما چی؟

‫هنوز نوبتش نشده.

‫دوا، خواهش می‌کنم باهام بیا.

‫اگه الان نیای، نمی‌تونم کمکت کنم. دوا.

‫همین الانش هم رسیدن.

‫دنبال چی می‌گردی؟

‫روک.

‫آخ!

‫آخ!

‫نه!

‫دوا، نه!

‫دوا!

‫اسمت چیه؟ ‫می‌تونی بگی امروز چندشنبه است؟

‫نه، نباید بخوابی. ‫چشمت رو نبند.

‫چشمت رو نبند.

‫از این به بعد بهتر می‌شه.

‫دوا جونم!

‫پیلار! رومان! اینجاست!

‫ما پیشتیم عزیز دلم! در امانی.

‫خواهش می‌کنم، نباید اینجا باشین. ‫باید برین اتاق انتظار.

‫- دیگه همه‌چی تموم شد. ‫- خواهش می‌کنم، باید منتظر بمونین.

‫مامان!

‫وای!

‫وای!

‫لارا؟

‫میای کمکم کنی؟

‫تریسکلیون عامل تعادله.

‫اون‌جایی که بهمون گفته بودی چی؟

‫زندگی...

‫حرفت ذهنم رو درگیر کرده بود.

‫استادم خیلی وقت بهم داده بودش.

‫زندگی بعدیت چه شکلی می‌شه؟

‫دیگه خبری نیست. ‫همین آخریشه.

‫عزیز دلم،

‫خیلی متأسفم که چنین اتفاقی برات افتاده،

‫ولی اینجا به کارت نمیاد.

‫اگه کتابه رو درست خونده باشی،

‫می‌فهمی پیشنهادشون بهای هنگفتی داره.

‫آرورا، من الان هیچی ‫واسه از دست دادن ندارم.

‫دری رو که از توان بستنش ‫اطمینان نداری، باز نکن.

‫راه‌های احتمالیم رو ‫تو آینه شش‌تایی دیده بودم.

‫باقی زندگی‌های احتمالیم رو دیدم.

‫شاید تو طی همین زندگی کوتاهت، ‫بیش از چند زندگی متوالی من...

‫خوشحالی رو تجربه کرده باشی.

‫ولی نمی‌خوام دیگه خودم نباشم.

‫نمی‌خوام زندگی کس دیگه‌ای رو بدزدم.

‫آخه کار درستی نیست.

‫اینجا خیلی کم فرصت داشتم.

‫طول عمر آدم که بیانگر فرصت‌هاش نیست. ‫لحظاتی که با دیگران می‌گذرونه بیانگرشه.

‫وقتش که برسه، کی میاد دنبالم؟

‫هیچ مرحومی رو نمی‌شناسم.

‫هیچ‌کس تنها نمی‌میره عزیز دلم.

‫از اولش یکی مراقبت بوده.

‫همون شبحم رو می‌گی؟

‫همه‌چی به هم مرتبطه. ‫همه‌اش با عقل جور در میاد.

‫کافیه به وقتش توجه کنی...

‫تا در نهایت همه‌چی معلوم بشه.

‫من رو می‌بینی؟

‫همین‌جام. ‫منتظرت بودم.

‫دیر کردی.

‫چند وقته که داشتم ‫روحت رو احضار می‌کردم.

‫دوا جسمت رو دزدیده، ‫ولی نمی‌فهمه داره چیکار می‌کنه.

‫حتی نمی‌دونه کیه.

‫نمی‌خواد وحشت کنی.

‫کمکت می‌کنم حلش کنی، ‫ولی زیاد فرصت نداریم.

‫از به بعد، تو چشم‌انداز خاطراتت ‫و دنیای عزیزانت...

‫پرسه می‌زنی.

‫زنده‌ها نمی‌تونن ببیننت ‫یا صدات رو بشنون،

‫ولی می‌تونی به افکارشون شکل بدی.

‫باید وقتی کنارشونی، زرنگ باشی ‫تا به اهدافت برسی.

‫مقاومت کن.

‫اگه باهاشون تعامل برقرار کنی، ‫شرایطت وخیم‌تر می‌شه...

‫و در نهایت انرژیت از بین می‌ره ‫و ناپدید می‌شی.

‫خیلی مهمه که انرژیت رو هدر ندی.

‫بین دنیاهای متفاوتی سفر می‌کنی...

‫که قوانینشون با دنیایی ‫که خودت می‌شناسی، فرق می‌کنه.

‫همه‌چی عین خواب می‌مونه. ‫سعی نکن درکش کنی.

‫از طریق دریچه‌هایی عین همونی ‫که باهاش اومدی اینجا، به مکان‌ها...

‫ خاطرات مهمی می‌ری که می‌تونی ‫از طریقشون جسمت رو پس بگیری.

‫- ولی چطوری؟ ‫- همون‌طوری که دوا از خودت دزدیدش.

‫وقتی روحش از جسم خارج می‌شه، ‫می‌ری توش.

‫دریچه‌ها اطلاعات مورد نیازت ‫راجع به گذشته،

‫حال و آینده رو واسه ‫دست‌یابی به هدفت در اختیارت می‌ذارن.

‫ولی من که اصلا نمی‌دونم ‫از کجا شروع کنم.

‫من راهنماییت می‌کنم. ‫تنها نمی‌مونی.

‫برو! به مهم‌ترین خاطراتت سفر کن.

‫اگه بهم نیاز داشتی، کنارت هستم.

‫خونه خودمه.

‫این دریچه‌ها مکان‌های محبوب ‫و عزیزانت رو نشونت می‌دن.

‫با هر کدومشون می‌تونی ‫مسائل مهمی رو راجع به...

‫گذشته، حال و آینده‌ات بفهمی.

‫باید هوشمندانه انتخاب کنی.

‫انتخاب کن.

‫وقتشه بفهمی واقعا کی هستی.

‫این لحظه رو به خاطر دارم.

‫- اون توئه. ‫- کی رو می‌گی؟

‫- شبحه اون توئه. ‫- بذار فیلمم رو تماشا کنم.

‫خودت که فیلمه رو از بری.

‫تو من رو می‌بینی؟

‫صرفا نور نمایانگر حضورت رو می‌بینه.

‫صدام رو می‌شنوی؟

‫صدات رو نمی‌شنوه، ولی حرف‌هات رو ‫تو افکارش حس می‌کنه.

‫- مامان، تو نمی‌بینیش؟ ‫- شبحه چه شکلیه؟

‫این شکلیه.

‫از این کارها نکن، می‌ترسم.

‫خیلی بزدلی.

‫اسمت رو بگو.

‫بهتره نگم.

‫واسه چی؟ اسمت رو بگو دیگه.

‫نه!

‫نباید با خاطراتت تعامل برقرار کنی.

‫اگه سعی کنی تعامل برقرار کنی، ‫درجا ناپدید می‌شی.

‫باید دریچه جدیدی پیدا کنی.

‫با عشق، از طرف بابا نوئل تام سری خودت.

‫- جزیره دواست. ‫- جعبه اسراره.

‫هستی؟

‫ولی این که خاطره خودم نیست.

‫اگه زنده‌ها خیلی به فکرت باشن، ‫می‌تونن احضارت می‌کنن.

‫ولی لارا دیگه اینجا نیست.

‫اینجا زمان وجود نداره. ‫برو پیشش، بهت نیاز داره.

‫می‌دونستم میای.

‫دلم برات تنگ شده بود.

‫حس می‌کنم می‌شناسمت.

‫گاهی اوقات گمون می‌کنم ‫در واقع خود منی...

‫که داری دم مرگم...

‫کل خاطرات خوشم رو مرور می‌کنی.

‫می‌دونم نگرانی، ‫ولی بدون همه‌چی مرتبه.

‫خودت ته دلت از حقیقت خبر داری. ‫بخشی از وجودمون جاویدانه.

‫بهم قول بده به وقتش هوام رو داری.

‫بهم قول بده.

‫لارا، اون دیگه کدوم خری بود؟

‫باید با انرژیت کاری کنی ‫که دوا بفهمه...

‫تو جسمیه که مال خودش نیست.

‫باید بفهمه کیه.

‫کی هستی؟

‫تویی لارا؟

‫اینجا کجاست؟ چی شد؟

‫خشمت باعث شد به سطح پایین‌تری برسی.

‫مواظب باش. اینجا محل زندگی ‫ارواحی به شدت دردمنده.

‫یادت باشه، اگه خشمگینانه عمل کنی، ‫هیچ عمل خوبی ازت سر نمی‌زنه.

‫روک.

‫چنین اتفاقی عادیه؟

‫اخراجت کرد؟

‫من آینده‌ام رو دیدم. ‫در نهایت خودت...

‫کمکم می‌کنی برگردم.

‫در آینده؟

‫آینده‌های احتمالی متعددی وجود دارن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left