The first 200 lines.
آنچه گذشت
تو میتونی ناپدید بشی بدون اینکه کسی بفهمه
از طرف یک دوست ؟
تو میتونی با من توی خلوت سکس کنی اما نمیتونی تو جمع باهام صحبت کنی ؟
تنها دلیل اینکه قضیه بوسمون رو مطرح کردم این بود که
من ازت خوشم میاد
و برای اولین بار این همون مورد توجه قرار گرفتنی بود که دنبالش بودم
این قسمت : ماجرای خاله الی و جنده فنچولک TVCenter & TVShow Translate Groups Present: .:: Translate By: Pooyan Podtitul & Dark Defender ::.
اینم یه شربت تازه لیمو برای شما دخترا
ما 15 سالمونه اما مادرم فکر میکنه
من بچم
همش در مورد عبور کردن از مرز کار های ناجور صحبت کنه
خوب حقیقتش اینه که اون در آخر یه طوری مناسبی رفتار میکنه که من شک کردم
یه چیزی قطعا بود
شیرینی ها رو یادم رفت
شیرینی ؟ این مادرت چه مرگشه ؟
- تو فکر میکنی که سرطان داره ؟ - شاید
هوا انگار 95درجه توی ماه نوامبر شده بود
و هوا هم آلوده بود
شاید زمین لرزه یه ضربه به مخش زده باشه
متاسفانه یه بلای آسمونی دیگه اومد
دوست صمیمی مادرم الی
چه خبر جنده فنچولک ؟
من باید زمین لرزه رو ترجیح میدادم
کی تو به من گفتی که الی میخواد بیاد ؟
اوه بهت نگفته بودم ؟
حدسم درست بود
مامانم یه کاری میخواست بکنه
پسر ، الی خیلی سخت نشکون گرفت
- میخوای سلام کنی یا چی ؟ - چی
سلام الی این اواخر چیکارا میکنی ؟
نمیدونم دیگه اسکستازی میزنم یه خورده هم کتامین
اساسا هر چیزی که بتونم تحویل بدم دیگه
یا هر چیزی که به من تحویل بدی
سلام
با من حرف بزنید ، خانوم ها
حالا اون پشه کش ها خارج از شهر هستند
برنامتون برای آخر هفتتون چیه ؟
میخوای برید به جهنم ؟
اون پشه کش پدرته ؟
من شدیدا به تزریقاتت احتیاج دارم
و بچه هات هم به سکس احتیاج دارند
من خودمو هم میکشم اگر اینطوری باشم
دستکش بچه ها ، ال
هنوز یه موضوع حساس هستش
- فهمیدم - فهمیدم
من ملکه مواد هستم
که این خانوم از جایی اومد که به سادگی به خودش میتونه داوری کنه
به عنوان جنده فنچولک بوده از همون روزی که من به دنیا اومده بودم
نگران نباش جنده فنچولک
میدونم چطوری مهمونی حیف برگزار کنیم ( حیف پارتی = به مهمونی گفته میشه که کسی برای خودش راه میندازه بخاطر اتفاق بدی که براش افتاده )
ما یه مهمونی کیگر راه میندازیم که حال کنیم
همه رو دعوت میکنیم و میترکونیم
- ! آره - ! امکان نداره
. امکان نداره که بتونیم مهمونی داشته باشیم
به این فکر کن که عکسامون توی اینترنت پخش میشه
تو نمیفهمی
الی عین یه بلا آسمونی میمونه
هر وقتی که میاد به شهر من تمام خدمات بچگیمو تمومش میکنم
تو شبیه کُره اسبی ، جنده فنچولک ؟
خوبه ، پس میریم شرط ببندیم
میخوای یه چیز باحال ببینی
من فقط یه سیب توی لوله جا دادم
من و روبرت روی مبل نشسته بودیم
ما داشتیم سکس میکردیم
باشه مهمونی بی مهمونی ، اما مهمونی ساده چی ؟
ده تا یا شایدم دوازده تا آدم
با الی هیچ چیزی نمیتونه ساده برگزار بشه
یلام
چرا من باید همیشه آخرین نفری باشم که میفهمم؟
- چی رو بفهمی ؟ - که تو داری مهمونی راه میندازی
تو از کجا شنیدی ؟
توی قسمت نظرات پروفایلت خوندم
بعدا بهت زنگ میزنم
! مامان
مامان ، تو رفتی توی پروفایل من ؟
- اهم - بیا بیرون
همین حالا
به عنوان مادرت جز مسئولیت من هستش که
که فعالیت های اینترنتی تورو زیرنظر بگیرم
و مطمئن بشه که توی با بارنی جدیدی نریخته باشی رو هم
صبر کن ببینم ، بارنی چیه ؟
نمیدونم و اصلا اهمیت نمیدم
- ما قرار نیست مهمونی داشته باشیم - جنا
دست از ناشکری بردار
خاله الی داره باهات دیده ش باز میشه و باگذشت میشه
تنها چیزی که الی فکر میکنه که باز شده پاهای الی بود
الی خاله ی من نیست و تا زمانی که اینجاست
هیچ هدیه ای ازش قبول نمیکنم من نمیخوام
پس من اصلا توجه نمیکنم
یا تمرین هم نمیکنم
من هیچکاری نمیخوام با این مهمونی بکنم
سلام
مهمونی جنا ! سلام ، من دعوتت رو برای مهمونی گرفتم
ساعت چند باید اونجا باشم ؟
اسمش ریکی شوارتز هستش
- اون بارنیِ - ژنیتیکی اینطور نشون میده
ساعت 9 شب
شماها آبجو خوب دارید ، یا من باید براتون بیارم ؟
نه ما خودمون داریم
اما مشروب مورد علاقت چیه ؟
- آلمانی - منم همینطور
پس 9 میبینمت
باشه
فکر میکنم میتونم توی مهمونی کمکتون کنم
اما به یه شرط
که آبجو آلمانی بیاریم
بلاخره یکی از دوستام مهمونی راه انداخته
و منم توی خونه حبس شدم
خوب ما فردا برات یکی میگیریم
اما اگر تو چت رو ول کنی
منم میتونم پلیس مهمونیتون باشم
و تمام کارهای کثیف رو زیرنظر بگیرم
که یه وقت توی اتاقت گندکاری نکنن
آره ! تو میتونی هر گونه حمله سکسی دفع کنی
که یه کسی روی تخت جنا جا نزاره
خدای نکنه که ما خراب کاری کنیم
ریکی شوارتز ریکی شوارتز
- سلام ؟ - سلام خوشگله
منو "خوشگله" صدا نکن
من نمیتونم کمکی بکنم . تو خوشگلی
اشکالی نداره منم دارو دستم رو بیارم تو مهمونیتون ؟
خوش قیافن ؟
- اون ها توی گروه هستن - اوه
باشه ، خوب ، سخت گیری نمیکنم
مافین من حسودی میکنه ؟
نه . ما فقط میخوایم که مهمونی خوبی بشه
و اون دختر کثیفی هستش
من میدونم که تو میتونی از پسش بر بیای
هی هی هی آروم خانوم کوچولو
این دستا هرز نمیرن
من دستامو برای تو رزرو کردم
- بزودی میبینمت ؟ - یا شاید بعدا
من همکار میزبانم خداحافظ
همه دارند میان
خیلی خب ، آماده ای که در ورودی درست کنیم ؟
چون مرز عبورت یه مرز جدیده
تو فقط یه آدمی نیستی که تو مهمونی بیای
تو الان کسی هستی که مهمونی راه انداخته
اگر مهمونیم عالی باشه
شاید متی منو آخر به عنوان دوست دخترش حساب بیاره
شاید دیر شده باشه که به متی بگم که نیاد
آره ، آخرش همه بهم میرسن
مشروباتونو بخورید که باید آماده بشید برای
که باید پذیرایی کنید
اوه نه کوو ، ما زیاد کار خاصی نمیکنیم
ما داریم میریم بخوابیم
اوه ، زود نیست ؟
چه خبر پوز کش اومده ها ؟
اینجا عین جلاسات رسمی سارا جسیکار پارکر شده
مهمونی بگیرید ، ما به یه مش آدم احتیاج داریم
خدای من ، شما بچه ها تازه واردید
این یه نشونه خوبه
این یعنی آدمایی که دارن میاد آدمای باحالین
و اون ها آداب و رسوم رو میدونند
هیچکسی قبل از ساعت 10 نمیاد
هیچکی
اوه جنده فنچولک
اینطوری نمیتونی مهمونی رو بچرخونیااا
عوضشون کن همین حالا
خیلی خب ... ما میخوایم چیزهای دخترونت رو نشون بدیم
و آتو به پسرا بدیم که در موردش صحبت کنن
خیلی خب ، بکش ، بکش ، بکش
حالا گاز بزن ، گازش بزن ، محکمتر گاز بزن
گازش بزن . گرفتیش ؟ باشه
بیا بالا ! بووم
هی وای ! کاملا سینه هاشو منحرف کردید
و حالا تو خط سینه داری
من یه لباس دارم که تو میتونی بپوشیش
استرس دارم
بنداز بالا
من تا الان دوتا پیک زدم زمین
سوسول نباش این بتا بلاکر ه
فقط آرومت میکنه
نصیحتی برای من داری ؟
زیاد وقت نداریم
ممکنه که مامانم اجازه بده که یه پسر توی تختم بخوابه ؟
سوال احمقانه ای بود . حتما که میزاره
مهمونی باحالی بود جنده فنچولک
یه خورده مشروب خوردی ، دخترا هم وحشی شدند
منظورت چیه از وحشی شدند ؟
وقتی تو اون بچه رو با زبونت کشیدی بیرون
نمیدونستم که تو هم داری
چیز جالبی در مورد مست شدن ؟ هیچی
شش ساعت داشتم راه میرفتم و ور میزدم
و هیچی هم بیاد نمیارم
من توی مارپیچی گیر کرده بودم
تمارا تلفنش رو جواب نمیده
من به یه دادگاه اینترنی میرفتم در اسرع وقت
بخاطر اینکه طبق گفته های الی من یه کارایی کرده بودم
و ظاهرا صفحه خونگی پروفایلم یه چیزایی توش بود
پیغام بزارید
تمارا ، منم ...دوباره
من واقعا باید دانلود کنم ، بهم زنگ بزن
کامپیوترت رو خاموش کن الان
ما پنج ساعت وقت داریم تا بابات برسه خونه
پس این پسره که باهاش بود
- اسمش متی نبود ؟ - اسمش یادم نمیاد
چیزی هست که یادت بیاد ؟
یه لباس سبز تنش بود.
No comments yet. Be the first to leave one.