Transparent

Transparent

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Transparent S01E10 [ Why Do We Cover The Mirrors ] All WEBRip
A Commentary by lvlr
تـرجمه از : رضـــا | www.IranFilm.net

Tags

webrip
web
BRip
Published on: 2015-02-03
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.::. ایـران‏فـیـلـم تـقـدیـم مـی‏کـنـد .::.

# امروز صبح می‏خوام برم #

# به سمت خورشید #

# ،سوار بر موج‏های الماس #

# عزیز من #

# بادهای گرم اونو نوازش می‏کنن #

# مثل معشوقه‏اش #

# اوه "انی"، "انیِ" رویایی #

# کشتی رویاها #

# اوه "انی"، "انیِ" رویایی #

# کشتی رویاها #

# تنهای تنها، میون جمعیت #

# پیاده‏روهای شهر رو #

# قدم می‏زنم #

.خیلی خوشگل شدین - .تو هم همینطور، مامان -

# هیچکس منِ تنها رو که #

# سرم توی ابرهاست #

# نمی‏شناسه #

# لبخند‏های کاغذی #

# چهره‏های غمگین رو پوشونده #

# میرم به یه جای دور #

# و برنمی‏گردم #

# برنمی‏گردم #

# برای یه مدت #

...هوم. خیلی

.خوب بود - .قشنگ بود... -

اصلاً شما قبل از امروز رو می‏شناختین؟ Heart گروه

.آره - .معلومه -

.به نظرم با این آهنگ می‏ترکونیم

.از دیدنتون خوشحال شدم بچه‏ها

.پس بهتره امروز به کسی درباره خودمون نگیم

.آه، نه. می‏خوام به همه بگم

ایرادی نداره؟

.خیلی‏خب

.توی مراسم می‏بینمت

.خیلی‏خب. خوبه

شماها چیکار می‏کنین؟ - .زر نزن -

.سکس

.خیلی‏خب - !وای خدا جون -

.خیلی باحاله

Transparent چرا آینه‏ها رو می‏پوشونیم؟

:ترجمه و زیرنویس رضــــا

.دارم میام، اومدم - .اوه خدای من -

مامان، اون چیه؟

.سس خردل، شکر رژیمی، همزن

.خدای من، مامان، اینا رو خونه هم دارم

.لازم نبود بیاریشون

.فقط محض اطمینان

!"گیگی" - .اوه، عروسکم -

."سلام "گیگی - .اوه -

.خیلی‏خب، بشینید دیگه .الان راه می‏افتیم

.قراره بریم "اد" رو ببینیم

.توی گور

.آره

خدای من، به نظرت به‏اندازه کافی آوردی؟

.گفتم که، فقط محض اطمینانه

شوخیت گرفته؟

اوه خدای من. تو "ریتا" رو دعوت کردی؟

.نه

.انگار یه بچه‏ی نوجوون دیگه پیدا کرده

.بعضی چیزا هیچوقت تغییر نمی‏کنن

.غم آخرت باشه عزیزم

.ممنون - .خیلی شجاعی -

.تابوت‏بردارها

.هر طرف یه نفر

.خیلی‏خب، دو نفر دیگه لازمه

.چیزی نیست "تمی". من میرم

.نه، خودم میرم - .موردی نداره -

...نه، می‏خوای - می‏خوای بگیریش؟ -

.خیلی‏خب. می‏دونی چیه؟ خودت برو

.یک، دو، سه، بلند کنید

.به نظرم میاد یکم برات سنگینه .من می‏گیرمش

.آره. هواشو دارم .ممنون. خیلی خوبه

...و امروز

،می‏خوایم یاد "اد پَسکوویتز" رو گرامی بداریم

...کسی که در زندگی شریف، مهربان

.و با احترام بود...

،حتی زمانی که در بستر بیماری بود

،بشکل زیبایی مثبت‏اندیش بود

.و می‏دونم که اون عاشق خونواده‏اش بود

.پس امروز، زندگی اون رو جشن می‏گیریم

سالاد کلم رو سفارش دادی؟

.آره مامان. سفارش دادم

از هر دو نوعش؟

.نگرانش نباش

اون "مورت"ـه؟

اون کیه؟ - حالت خوبه؟ -

.آره، خوبم

.واو

.خدای من، جدی می‏گفتی

.نه

.سلام همگی

مشکلی نداره؟

.البته

.برو

الان همه به بابا زل زدن؟

مگه اهمیتی داره؟

."می‏بینمت، "اد

هی، می‏تونم یه سوالی ازت بپرسم؟

...اگه تو و "تمی" تا آخر باهم موندین

می‏تونم بعد از مرگم پیش شما خاک بشم؟...

.البته، اگه خودت بخوای

.گردنبند ستاره‏ی داوود انداختی گردنت

.ممنون

از کِی تاحالا از رسوم یهودی خوشت میاد؟

.اوه، فعلاً اینجوریم

.اوه

کی فکرشو می‏کرد؟

.هی

.سلام

...یه جایی خوندم که

...یه رسم قدیمی یهودیه که...

،توی مراسم خاکسپاری کراواتت رو ببُری...

...ولی راستش

.من می‏تونم ببُرمش

.باشه

.خیلی‏خب

.مرسی

.خواهش

جاش" به تو هم گفت که دوسِت داره؟"

دیدی یه قاتل سریالی چطور می‏خواد که ترس رو توی چشم‏هات ببینه؟

.مثلاً، اینکه بدونی قراره بمیری

...خب، "جاش" هم می‏خواد که توی چشمات

،ببینه که دوستش داری...

.اینکه تاحالا هیچکس مثل اونو ندیدی

،مسخرگی‏اش اینجاست که خودش اینو بهم گفت

.ولی بازم این اتفاق می‏افتادش

.من هنوزم همونجوری توی چشم‏هاش نگاه می‏کردم

.واقعاً ذهن آدمو درگیر می‏کرد

...باشه. این

.بهرحال

.این قضیه اصلاً برام مهم نیست

منظورم اینه که ناراحتیم .فقط بخاطر اینه که بهم دروغ گفتی

.عالیه

.اینکه جفتتون بهم دروغ گفتین

.خیلی‏خب

آه، باید به مراسم شیوا بیام؟

.مجبور نیستی بیای اونجا

.خیلی‏خب

."سلام، عمو "مورت - حالت چطوره؟ -

.از دیدنت خوشحالم

حالت خوبه؟ - .آره -

."سلام عمو "مورت - !"مورا" -

.اوه! عمو "مورا". سلام

.خب، خیلی ممنونم

.می‏خواستم بگم که کاملاً درک می‏کنم

...راستش یه پسر کوچیکی توی کلاسم هست

.که از همین وضعیت رنج می‏بره...

.برید داخل

...پس اگه یه وقت کسی رو برای درد دل

سلام. فامیل عروس یا داماد؟

ببخشید؟ - .شوخی کردم بابا. بفرما داخل -

.ممنون. ممنون - .برو، برو. برو بشین -

برو بشین. و به مادرت هم .پیام بده بگو که خودشو برسونه

.نمی‏خوام دیر بکنه .اون همیشه دیر می‏کنه

.همونجاست .راهنماییت می‏کنم

.خیلی ببخشید - میشه آروم باشی عزیزم؟ -

.ممنون. آره. آرومم - اوه "لن". حالت چطوره؟ -

سس خردل کجاست؟ .بقدر کافی سس خردل بیرون نیست

سس خردل کم اومده؟ .کلی سس خردل گذاشتم اونجا

.بس نیست. همه سس خردل دوست دارن - .خیلی‏خب، سس خردلت رو وردار ببر -

.با همون ظرفش بذارش اونجا، مامان

.آره. با ظرف میذارمش اونجا

تو خوبی؟ - ...من -

.آره. خوبم

.اگه سس خردل پیدا کردی به منم خبر بده

همگی، اگه صدام رو می‏شنوید .یه بار دست بزنید

،خیلی‏خب، اگه کسی صدامو می‏شنوه

!دوبار دست بزن

.اوه، خدایا - .همگی حلقه بزنید -

...لطف کنید بشینید

.تا مراسم بیفته روی غلتک...

...می‏خواستم ورود همه‏تون رو به مراسم

،یادبود "اد" خوشآمد بگم...

،که بهش شیوا هم میگن

،و همچنین ازتون تشکر کنم که اومدین

و همینطور بابت اظهار نظرتون .درباره‏ی تغییرات توی خونه

،خیلی‏خب ،نمی‏خوام زیاد وقتتون رو بگیرم

...پس میذارم کسی که سمت راستم

.نشسته، برامون صحبت کنم...

و اسم شما؟ - ."روت" -

می‏خوای یه خاطره از "اد" برامون بگی؟

.اد" "شلی" رو شاد کرد"

.فقط همین حرف رو دارم

.من اونو خیلی خوب نمی‏شناختم

.زیاد هم همدیگه رو ندیده بودیم

."ببخشید، "شلی - .اشکالی نداره -

.نفر بعدی

،من "تیفانی" هستم .و منم میدم به نفر بعدی

می‏دونم که احتمالاً من ،نزدیک‏ترین فرد به "اد" نیستم

.ولی یه چیزی آماده کردم

:شاعر ایرانی "مولوی" میگه

«...همچو کوه که طنین صدا را حبس می‏کند»

.فقط در رو ببند

.خدای من

.پاس. نفر بعدی

.من نه .هیچی ندارم درباره‏ی "اد" بگم

.عجب فیلمی شده

.استر" همیشه یه چیزی می‏گفت" - .عجب فیلمی شده -

.استر" رو عصبانی نکن"

More Farsi Persian subtitles for Transparent

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left