The first 200 lines.
...بوی جوانههای تازه، هوا را پر کرده است
...زمان زندگی دوبارهی طبیعت است...
...حالا بگذارید کلماتی زیبا را
m 00 00 l 100 000 100 200 000 200
پیروزی
.به روحِ تازه برخاستهی شما تقدیم کنم...
.از این هوای دلانگیز تنفس کنید
خطاب به تمام کسانی که در ...قرن بیست و یکم زندگی میکنید
.بنده اوهارا نوریکو هستم، از برنامهی قرن بیست و یکم
!وای! این چیه دیگه؟
!باورم نمیشه
!باورت بشه
کو؟ ببینم؟
هی، به چی نگاه میکنید؟
.یکم صبر کن، تازه داره به جای خوبش میرسه
!هی، به منم نشون بده
!باشه، ولی برای باکرهای مثل تو خیلی شوکه کنندهست ها
!مهم نیست
!باشه، بیا
هی، کجاست؟
همونجاست، آپارتمان روبرویی رو میبینی؟
.آره
.همون وسط، سمت راست
!ها؟ این چیه؟
!عجب آفتاب مهتاب ندیدهای هستی
ای بابا، حتی این پسرای باحال هم .وقت تنهاییشون اینطوری ان
.دیدن این صحنه میتونه حتی یه عشق صدساله رو هم نابود کنه
.آره
.پسر بیچاره
!آر... ها؟
.اون پسر چون دوست دختر نداره این کارو میکنه .حتماً خیلی تنهاست
!اشتباه میکنی! اون فقط یه پسر خرکیره
!اصلاً هم اینطور نیست
.اصلاً اینطور نیست
!آخیش... چه حالی داد
این چیه...؟
بله؟
m 496 118 l 536 120 525 288 504 280 482 290
چیکاناکا روکورو
ها؟
...بـ-ببخشید
شـ-شما دختر نیاز ندارید؟
.من خودم تمیزکاری میکنم
!!چــی؟
ال-الان چ-چی گفتی؟
دختر نیاز ندارید؟
!دختر؟
"-Minna Agechau-"
،معلومه که یونو دیگه دختر (دوشیزه) نموند .و منم از تنهایی حال کردن خلاص شدم
،نمیدونم یونو جذب چیِ من شده .ولی به هرحال من دوستش دارم
...دختر به این خوشگلی زیاد نیست
.و البته، اونم هست
.بعلاوه، دختر یه آدم کله گنده هم هست .پس گمونم برای من عالی باشه
.اوه، روکورو-سان، صبح بخیر
بخیر. داری چی میپزی؟
.دستپخت مخصوص خودم، غذای انرژیزا
این چیه؟
،این مارماهی کبابیـه، و این استیک طعمدار شده .اینیکی سویای تخمیرشده و بامیه
...پورهی سیبزمینی و سوپ تره فرنگی، فرنی برنج لاکپشت
...و نوشیدنی انرژیزا
...چه تمرکزی
میگم، چرا توی خونت حموم نداری؟
.چرا نداره که
خانمها
آقایون|
!عه... پس حموم عمومی اینه. واو
!تو باید بری اونطرف
.فکر نمیکردم اینقد ساده لوح باشه .ولی خوشگله پس بیخیالش
وایسا ببینم. داری چیکار میکنی؟
مگه چی شده؟ کار اشتباهی انجام دادم؟
یونو! چیکار کردی؟
!ولم کنید
!نباید صابونو توی آب ببری
!گفتم ولم کنید
تو هیچی نمیفهمی؟
!روکورو-سان، نجاتم بده
...ای بابا
روکورو-سان، هنوز ناراحتی؟
.معلومه که هستم، زدی کل حمومو کف و صابونی کردی
!ولی آخه نمیدونستم
!مسخره بازی درنیار
.اگه نتونم برم اونجا مجبورم تا یه حموم دورتر برم
.معذرت میخوام
!آهای عصبانی نباش، برات یه دهن ساک میزنم
.ساکت شو! دارم برای کنکور میخونم
!اگه میخوای خودت تنهایی انجامش بده
.خیلی بداخلاقی
!باشه، پس تنهایی انجامش میدم
یعنی چی؟ مگه نمیخوای سال دیگه بری دانشگاه؟
!الان اینطور حرف میزنی ولی کنکور میرینی
.من همین الانشم قبول شدم
.اینم از خوبیای پولدار بودنه
.نه
جنگ دهقانی آلمان کِی بود؟
1524!
!حادثهی سیان
!دسامبر 1936
مطمئنی؟
!همه میدونن
!خیلی خب
...خیلی حساسه
!خودشه... یونو
فرار ناپلئون از البا؟
.1815
!شورش فروند؟
...آههه... 1648
!عـ... جنگ ترکی-مصری
...از 1831 آهه... تا 33
!کنگرهی وین
...از 1814... تا 15... آههه
نمایندههای تمام کشورای اروپایی ...بجز ترکیه با هم دیدار کردن. آههه
برای بازسازی روابط دیپلماتیک اروپا... در پی پیامدهای جنگ ناپلئونی ...
!...آههههه
...روکورو-سان بیا
!عجب ماشینی
!روکورو-سان
یونو! گواهینامه گرفتی؟
.خب، از زمانی که ابتدایی بودم دور محوطه حیاطمون میروندم
هی، میای بریم خونمون؟
ها...؟
چیه؟ نمیخوای؟
،اینطور نیست که نخوام .ولی باشه یه وقت دیگه
!همین الان میریم
یعنی چی؟
!تو اصلاً منو دوست نداری
منو بازیچهی خودت کردی و حالا میخوای .مثل یه تیکه آشغال از زندگیت بیرون بندازی
!یه لحظه صبر کن، یونو
!روکورو-سان
!دیدار به قیامت
!آهـای! چیکار داری میکنی، یونو
!یونو
!تمومش کن
!یونو
.چه حصار طولانیای
.اونطرفش باید پایگاه نظامیای چیزی باشه
.خونهی منه
ها...؟
.حدود 30 کیلومتره، ازش بعنوان پیست ماراتن استفاده میکنن
.خوش برگشتید، بانوی جوان
.خوش برگشتید
!خب، بیا بریم
چی شده؟
!وای
.روکورو-سان، این مامانمه
!با اجازه
.چیکاناکا روکورو-سان هستن
.از دیدارتون خوشوقتم
.من هم همینطور
!از دخترم خیلی مراقبت کردید
.اِ... نه! هنوز هیچ کاری انجام ندادم
ها؟
...اِ
هم؟
اصلاً صبر نداری. خب، برنامهی ازدواج ریختید؟
.آره، اگه بچه دار بشیم
.ای جان، بچه
مامان، چی شده؟
.من تازه 39 سالمه، باورم نمیشه که دارم مادربزرگ میشم
!نه
.گریه نکن، مامان
اینجا رو. این چه حرفیه میزنی؟
!پاپا
،مگه نمیدونی که حتی برای قرار گذاشتن با دختری از خانوادهی مامیا .فرد باید از آزمون صلاحیت عبور کنه
.اگه مادربزرگ متوجه بشه، تو رو نمیبخشه
.و البته، یونو، اگه در ازدواج عجله کنی، خیلی زود ازش خسته میشی
!عزیزم
منظورت از این حرف چی بود؟
!نه... هیچی
.دروغگو! میدونستم یه خبراییه .پس داری بهم خیانت میکنی
!پاپا، مامان، بس کنین
!یونو! کمکم کن
!میدونستم همچین آدمی هستی !همش دست به دامن دخترای جوون میشی
!چی میگی آخه؟ دختر خودمه
!من ناراحتم !قراره تو 39 سالگی مادربزرگ بشم
.که اینطور، مادره عین دخترشه
هی، هی، شنیدی؟
ها؟ چیه؟ چیه؟
.بانوی جوان با خودش پسر اورده
.آره، شنیدم
.من میگم دوس پسرشه
!آره
.شنیدم میخواد کنکور بده
!چه ناز
فک میکنین انجامش دادن؟
!نه! نه بابا! بی حیاییه! غیرممکنه
هی، بنظرتون ازدواج میکنن؟
!معلومه
!باید ازدواج کنن
پس قراره رئیس بعدی تشکیلات مامیا باشه؟
!وای
!محشره
خیلی خوب میشه، نه؟
یعنی میتونیم از راه به درش کنیم؟
!نه! ای وای! از دست تو
!حتی معشوقه بودن توی خانوادهی مامیا هم کلی کلاس داره
!نه! واقعا؟
!ببخشید
توالت از کدوم طرفه؟
.من راهنماییتون میکنم
!پشمام
No comments yet. Be the first to leave one.