The first 200 lines.
مرد: وقتی نامزد کنی، اونوقت میتونی ببوسیشون
اول باید نامزد کنی تا بتونی کسی رو ببوسی
قانونش همینه. میدونیم
اگه کسی رو ببوسی
قبل از اینکه اصلاً نامزد کرده باشی، چی راحتتره؟
خوبه؟ زن: حس خوبیه
انگار عاشقی
زن ۲: وای خدای من
خیلی جذابن. لعنتیا نامزد کردن
چی شده؟
زن ۲: شما دوتا خیلی کیوتین
اصلاً یه جوریه، انگار میخوام بالا بیارم
اون مالِ بعدِ نوشیدنیه. مرد: حالا که حرفش شد
به افتخار ابی و مت و نامزدیشون
اوه! اوه
امیدوارم نگهبانان خاموش همدیگه باشید
و محافظان هوشیار هم
شاید اون زوجی نباشید که نیویورک لایقشه
اما همونی هستید که بهش نیاز داره
سلامتی. سلامتی
الان از فیلم «شوالیه تاریکی» نقلقول کردی؟
اوه، کردم؟ همینطوری یه چیزی پراندم
هوم. باشه
حالا فهمیدیم کی نباید توی عروسی نطق کنه
یا توی شامِ تمرینی حرف بزنه
یا کلاً اصلاً حرف بزنه
اوه، چه بیادب
مت، من هنوز ساقدوشت هستم دیگه، نه؟
پسر، میدونی که من سه تا برادر دارم
اونا چون مجبورن دوستت دارن
من چون خودم انتخاب کردم دوستت دارم
میرم شات بگیرم! آره
ممنون. چه پسر خوبیه. ولی ساقدوش نیست
ببخشید. متأسفم. ابی: شماها فوقالعادهاید
باورم نمیشه کل این راه رو از لسآنجلس واسه این کار پرواز کردین اومدین
اومدیم و فقط... واسه همین هم اومدیم
فقط همین، نه هیچ چیز دیگه
چون رفقای صمیمی همین کارا رو میکنن و این حرفا
بلیط نمایش «همیلتون» گرفتین، نه؟
ردیف دوم. گویا «آرون بر» روت تف میکنه
خب... حس متفاوتی داری؟
وقتی قرارداد اجارهی مت تموم بشه و ماه دیگه بیاد اینجا، اون موقع حسش میکنم
بالاخره. بالاخره
باشه
اوه، شات، شات
ممنون قربان. ممنون، ممنون
اوه، سلامتی
بچهها، بچهها، بچهها. هوم
حدس بزنید کی دمِ باره
اوه، لعنتی. اون کنزی اسکاته
فقط من اینطوری فکر میکنم یا واقعاً داره صحنه آهسته حرکت میکنه؟
قطعاً داره صحنه آهسته حرکت میکنه
واسه فیلمبرداری فیلمِ تارانتینو اومده شهر
صبر کن، فکر کردم داره توی فیلم جدید کریستوفر نولان بازی میکنه
داره هر دو رو همزمان انجام میده
پسر، شانست رو امتحان کن (شاتت رو بزن)
آره جون خودت. اصلاً چی بهش بگم؟
منظورم شاتِ تکیلات بود. اوه
آره، ولی... میتونی بری باهاش حرف بزنی
اون قطعاً توی لیست منه. هوم-هوم
چه لیستی؟
همون لیستِ سلبریتیهای مجازم دیگه
از کی تا حالا لیستِ مجاز داری؟
وای خدای من. شما دوتا درباره این با هم حرف نزدین؟
خب، واقعاً که لیست ندارم
ولی اگه داشتم، کنزی اسکات حتماً توش بود
واسه اینکه بخوای با کنزی اسکات باشی نیازی به لیست نیست
راست میگه خدایی
مثلاً اگه اسکار آیزاک همین الان میومد توی این بار
بازم همین بحث رو میکردیم؟
خب، اسکار آیزاک فرق داره
اون اسکار آیزاکه. آها
کنزی اسکات دیگه خیلی انتخابِ تابلوییه
نمیدونستم واسه خاص بودن امتیازِ اضافه میدن
نمیدونم، فکر کنم فقط انتظار داشتم
یکی باشه که یه ذره شخصیتش بیشتر باشه
فکر کنم لیستهای ما معنیهای متفاوتی دارن
باشه. خب دیگه کی توی این لیسته؟
واقعاً... نمیدونم. دیگه کی توی لیستِ توئه؟
منم واقعاً نمیدونم
خیلی خب، تموم شد. شماها باید لیست بنویسید
اوکی، سلبریتیها باید اونقدر دور از دسترس باشن
که مثل یه فانتزی به نظر بیان
با یه ذره احتمالِ دستیافتنی بودن
نیک ویال. همون پسره توی برنامه «بچلر»؟
آره. کدوم فصلش؟
مثلاً همهشون. نه، نه، نه
حقِ وتو نداریم
واسه جک بلک حقِ وتو هست
نه. معلومه که جک بلک رو میخواد
بنویسش. اشتباهه
اشتباهه؟
کاملاً اشتباهه. پاندا کونگفوکار
امیلی... ببخشید امیلی کی؟ راجا... راجاتوفسکی
خیلی نزدیک بود. نه، نبود
راتایکوفسکی. راتایکوفسکی
اسمِ طرف رو هم به زور تلفظ میکنی
خب مگه چِشه؟
رسماً هیچیش نیست. هوم-هوم
همینه دیگه. آره
کلوئی. هوم؟
تو که ساکت بودی
کی توی لیستِ توئه؟ تسا تامپسون
مارگو رابی، سلنا گومز، هلی بری، سارا پاولسون
ممم. عجب لیستِ خوبیه
رایان رینولدز، آدام لوین، استف کوری
کریس همسورث، هری استایلز
صبر کن، فکر کردم فقط پنج تا میتونی انتخاب کنی
پنج تا از هر طرف
آپشنِ استانداردِ دوجنسگراهاست دیگه. اوه
خانمها و آقایان، لیست نوشتن از غریبههایی که میخواید باهاشون بخوابید
باید اینطوری باشه. کلوئی، خانمها و آقایان
خیلی دوری
که بخشی ازش باشی؟ اوه، اون توشه
بسیار خب، پس تلفظش «شار-لیز» هست
نه نیست. «شار-لیز»ـه
خیلی خب، «شار-لیز تِـرون»
«شار-لیز تِـرون». اون یه زنِ خیلی مشهوره
نه، فکر نکنم درست باشه
فکر کنم «شارلیز»ـه. نمیدونم چی بهت بگم
مثل «تِرون» (Throne). «تِـرون»
آره، «تِـرون». مگه ملکه است؟
نمیفهمم منظورت چیه
هی، حالت خوبه؟ آره
آره، ما میبریمش خونه. شبِ دخترونه باید ادامه پیدا کنه
قراره خیلی خوش بگذره
وقتی رسیدیم اونجا، هر دوی شما رو از پلهها بکشم ببرم بالا
سه طبقه پله
ابی: واقعاً میخوام، واقعاً. مت: باورت میکنم
خب بچهها. من دیگه پیاده برمیگردم. تبریک میگم
مت: شب بخیر داداش، ممنون
خداحافظ. خیلی ممنون
آخ. مت: اوه
خداحافظ عزیزم. خداحافظ. دوستت دارم
خداحافظ خانما. کلوئی: خداحافظ
خیلی خب. پایهای؟ باشه، خداحافظ
اوه لعنتی، ببخشید
نه، مشکلی نیست، تو برو
کجا تشریف میبرید؟
اوه
اوکی، فقط یه ذره بالاتر
فقط یه... نه، نه، نه، یه ذره پایینتر
آره. آره
برگشت همون جای اولش. عالیه
من میرم یه سری به اون توپکهای کیکی بزنم
اوه. نه. چلسی. نه، اونا واسه بعداًست
الان دیگه «بعداً» شده. ببین، میدونم ابی دیر کرده
ولی همهمون منتظر میمونیم تا بیاد، بعد شروع میکنیم
ممم، شرمنده، نه. قانونِ پنج ثانیه
معنیش این نیست
خیلی خوبه
اوکی
صدای مرد: و اگه انرژیمون رو حفظ کنیم
تمرکزمون، انگیزهمون رو
اونوقت با هم، یه چیزِ واقعاً خاص میسازیم
اینجا توی نیویورکِ عزیزمون
ممنونم
ممنون از همگی
شهردار کاپوزی. من یه چند تا ایده داشتم
درباره سخنرانیِ گرمایش زمینتون
اون که واسه سه ماهِ دیگهست ابی
دارم سعی میکنم زودتر آمادهش کنم
مگه جشنِ بریدال شاورت امروز نیست؟ آره
ولی اون که شروع نمیشه تا... ده دقیقه پیش. گندش بزنن
نگران نباش، من هواتو دارم
ممنونم قربان
با خط سی مترو سه سوته میرسی اونجا
موفق باشی ابی
داره کار میکنه، مگه نه؟ کار؟ اه، ولی... نه، نه
او، اون... در واقع رفته موهاش رو براشینگ کنه
کلوئی، جفتمون دخترم رو میشناسیم
اون وقتش رو واسه سشوار کشیدنِ هیچی تلف نمیکنه
چی؟ سلام
نمیخوام نگرانتون کنم ولی جلاتوها دارن آب میشن
منظورت همون بستنیه؟
آره. مثل بستنیه ولی، خب، مالِ ایتالیاست، واسه همین
نمیتونیم فقط بذاریمشون دوباره توی فریزر؟
آره، عالیه. یا میتونیم از جلاتوهای زاپاس استفاده کنیم
هوم
مگه جلاتوی زاپاس هم داریم؟ من
وای خدای من
ابی، کدوم گوری هستی؟
ما رفتیم سراغِ جلاتوهای زاپاس
چلسی هم مدام داره همهی کیکها رو میخوره
چلسی کیه؟ فکر کردم تو دعوتش کردی
آه، اوکی. بزن بریم
سلام به همگی. خیلی ممنون که اومدین
و واسه جشن گرفتن با عروسِ آینده، ابی
ما یه سورپرایزِ کوچک داریم. قبل از اینکه مت برسه اینجا
میخواست بعضی از لحظاتِ موردعلاقهش با ابی رو به اشتراک بذاره
و چون میخواد همه ببینن، اون، خب
یه ویدیوی کوتاه از خاطراتشون رو پست کرده
سلام به همگی. سلام عزیزم
خب، قبل از اینکه من و ابی بریم پای سفره عقد
فکر کردم جالب باشه یه بار دیگه مسیرهایی رو که
ما رو به این لحظه رسوند، مرور کنیم
و همهچیز از اینجا شروع شد، توی پارکِ میدان واشینگتن
جایی که من و ابی اولین بار همدیگه رو بوسیدیم
وقتی که اون هنوز دانشکده حقوق بود
و اینجا هم پاتوقِ ماست
No comments yet. Be the first to leave one.