The first 153 lines.
من بهنمایندگی از تاسکنهای دریای تلماسه اومدم مبلغ رو دریافت کنم
«رَهرُوان کینتانی» قبلاً اومدن پول حفاظتِ...
همون منطقهای که شما مدعیشید رو گرفتن
آنچه گذشت...
زیر نظر ارباب بیب،
ماس اسپا در بین سه خانواده تقسیم شد
اون برای حفظ خراج و سِمت خود به اتحادهای پرتنش تکیه میکرد
با عرض معذرت، قربان...
هیچکس بهتون احترام نمیذاره
تو خیابونها هرج و مرج شده
کاری در کار نیست، دایمیوی بزرگ
پس برای من کار میکنین
بهتره مبارزه کردنت هم به خوبی حاضر جوابیت باشه
اینم اسیرتون
اگه از خیر میراث جابا در تاتویین بگذرید بهتون برش میگردونم
اون هدیۀ ماست به شما
آزادش کنید
اینو از من بشنو که خودم قبلاً شکارچی جایزهبگیر بودم
واسه لاشیجماعت کار نکن
ارزش نداره
امروز نه، پیر دختر
هنوز نگهبانهای زیادی هست
بیا یه غذایی بخوریم
بیا
حالش رو ببر
«کتاب بوبا فت»
«قسمت چهارم» «توفان درحالِ بوجود آمدن»
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
مترجم: تورج پاکاری
تو یکم سنت واسه اینجا زیاد نیست؟
اون اصلاح نیاز داره
بدون نوبت نمیشه. باید از قبل نوبت بگیری
این زن داره میمیره
از اول باید پول رو نشون میدادی
تموم شد
نمیخوای ببندیش؟
و همه این ماشین آلات زیبا رو مخفی کنم؟
بخور
چی شد؟
داشتی بر اثر شلیک به شکم میمُردی
من جونت رو نجات دادم
باهام چیکار کردی؟
تو رو به یه مغازه اصلاح تو حومه ماس آیزلی آوردم
تحت اون شرایط بهترین کاری بود که از دستم میومد
هندونه سیاه رو بخور
کمکت میکنه حالت خوب بشه
یکم طول میکشه تا عادت کنی
با گذشت زمان ازش خوشت میاد
تو استاد قاتلان فنیک شند از مید ریم هستی
پس انگار زنده باشم بیشتر ارزش دارم، ها؟
همینطوره
دو برابر مبلغ جایزهام رو بهت میدم
من پول نمیخوام
تو کی هستی؟
من بوبا فت هستم
بوبا مُرده
منو...
روی شنهای تاتویین ول کردن تا بمیرم
مثل تو
"مردمان شن" منو نجات دادن
منو بردن پیش خودشون و مثل یکی از اعضای خودشون باهام رفتار کردن
سعی کردم بهشون کمک کنم
به جاش باعث شدم اونا توسط موتور سواران نیکتو قتلعام بشن
موتور سواران تاسکنها رو شکست دادن؟2
والا بعید میاد
میخوام کمکم کنی
کمکم کن سفینه جنگیِ فایراسپریام رو پس بگیرم
کجاست؟
قصر جابای هات
بیب فورتونا قلمروش رو به دست گرفت
و حالا از اون قصر فرمانروایی میکنه
اگه اون سفینه مال توئه، چرا ازش نمیخوای که بهت پسش بده؟
چون ممکنه از جوابی که میده خوشم نیاد
بدون زرهام، کمتر حرفم تو کله ملت میره
اگه کمکت کنم...
بدهیم بهت صاف میشه
اگه همینو میخوای باشه
سفینهات اونجاست
میدونی چندتا نگهبان داره؟
مشخص نیست
دروازه باز میشه، یه سری میرن بیرون، یه سری میان داخل
بیا یه نگاهی از نزدیکتر بندازیم
وقتشه
وقتشه بدرود بگی، دوست من
خوب بهم خدمت کردی
بله، میدونم
میدونم که دل منم برات تنگ میشه، پیر دختر
حالا برو
بانتاهای دیگه رو پیدا کن. بچه بانتا بساز
برو!
آزادی تا بروی دریای تلماسه پرسه بزنی
بهتر نیست اول صبر کنی تا سفینهات رو پس بگیریم بعد این کارو بکنی؟
چرا؟
یا بدستش میارم یا میمیرم
به زودی تو هم آزاد میشی
بعدش کجا میری؟
میرم زرهام رو پیدا کنم
بعد اون خوکِ باد کردهای که بهم خیانت کرد رو میکُشم
تاج و تختش رو میگیرم
میخوای فرمانروای یه گاترا بشی؟
چرا که نه؟
تو یه جایزهبگیری
خسته شدم از بس واسه احمقهایی کار کردم که آخر سر منو به کشتن میدن
تاسکنها منو پذیرفتن
منو عضوی از قبیلهشون کردن
آماده بودم تا جایزهبگیری رو پشت سر بذارم
آدمایی مثل ما، نمیتونیم تصمیم بگیریم که کِی کارمون تموم شده
آه
ایناهاش
نگهبانهای زیادی اونجان
پس گشت زدنشون رو زمانبندی میکنیم و بی سر و صدا وارد میشیم
و...
اون چی بود؟
نمیدونم. بازم موش بود؟
برو پیداش کن
من موشگیر رو خبر میکنم
فکر نکنم یه موش بوده باشه
با تیم امنیتی تماس...
هیچکس زنگ خطر رو نزد
بیا بریم به آشیانه سفینه
یواشکی از نگهبانها رد میشیم
اوه
ها؟
من حواسم به در هست
کجا رفتی؟
آهاوه
گرفتمت
میدونی من کیام؟
من بوبا فتام
فسقلی لاشیِ فرز
دیگه میشه بریم؟
بریم
کارت خوب بود
تو هم بدک نبودی
بریم
اسلیمو!
تو برو
من ترتیبشون رو میدم
مطمئن شو که سفینه هنوزم میتونه پرواز کنه
بیا از اینجا بریم
لعنت بهش
چه غلطی میکنی؟
باید دروازه رو باز کنیم ولی هیچی نمیبینم!
اینجا یکم دستم بنده!
اسلحهها گیر کردن. نمیتونم شلیک کنم
من حلش میکنم. دریچه رو ببند
امیدوارم بدونی داری چیکار میکنی
دفعه بعد، طبق نقشه پیش میریم
دفعه بعد؟
سفینه در چه حاله؟
وضعیتش خوبه
هنوز یکم بلااستفاده مونده
ماس آیزلی تعمیرکارهای خوبی داره
No comments yet. Be the first to leave one.