The first 81 lines.
"دكتر جكيل و آقاي هايد" ترجمه و زيرنويس هادي181
در هر كدام از ما دو ماهيت در حال جنگند خوب و بد
در تمام عمر اين نزاع ادامه دارد و يكي از اين دو بايد پيروز شود
اما قدرت تصميم در دستان خودمان هست كه خواسته ما كدام يك ميباشد
ما انتخاب ميكنيم
جان باريمور در نقش هنري جكيل
يك آرمانگرا و خيرخواه در حرفه داروسازی
دكتر ريچارد لانيون كه از لحاظ حرفه ای فردی محافظه كار
بهت كه گفته بودم، لانيون، ما در ابتداي كشف اين نيستيم كه
علم چه كاري ميتونه با بدن و ذهن انسان انجام بده
لعنت بهش ، اصلاً از اين كار خوشم نمياد تو داري در مسائل فراطبيعي دخالت ميكني
پُل، خدمتكار خانواده كه به ارباب جوانش خدمت ميكرد
وقت رفتن به درمانگاه ست ، ارباب
برو دنبال علوم مثبت ، جكيل
و قرار شام در منزل آقاي جورج كارو رو هم فراموش نكنيد
درمانگاه عمومي، كه توسط دكتر جكيل با هزينه خودش براي درمان فقرا اداره ميشه
آقاي جورج كارو تا جايي امكان داشت از مردم بدبخت و رنج ديده فاصله ميگرفت
چه اتفاقي براي بينايي دوك "ايكس" سالخورده افتاده ؟
يا اينكه او عمداً رابطه بين عروس سبك رفتارش و لرد "سي" جوان جذاب رو ناديده ميگيره؟
دخترش، ميليسنت، كه پدرش او را در ناز و نعمت بزرگ كرده
اينا از طرف دكتر جكيل هستند
آقاي جان اترسون
اين اواخر دكتر جكيل رو نديديد؟
به جز كارهاي آزمايشگاهي و كمك به فقرا جكيل وقتي براي دوستهاش نمیذاره
اما اين بزرگمنشي اون نيست كه اين همه از وقتش رو صرف بقيه ميكنه؟
اينو سريع به آقاي جورج كارو برسون
بانو كَمدن عزيز، زن زيبايي مثل شما براي چشمان ما نعمته و براي قلبتون عذاب
متاسفانه دكتر جكيل به شام نميرسند قراره بعداً به ما ملحق بشن
آقاي ادوارد اِنفيلد
زماني كه جامها پر بودند و خانمها بيرون
از اين يارو جكيل بيزارم هيچ آدمي نميتونه اينقدر خوب باشه
خاطر جمع باشيد ، آقاي جورج، اون نقش آنتوني مقدس رو براي شهر لندن داره
اينو ميدونم چون يه بار بخاطر اين موضوع، يه شرطو باختم
هنري جكيل بهترين مرديه كه ميشناسم
اگرچه روي مسائل علمي اختلاف نظر داريم
جكيل، اينجوري كه وقتت رو به بقيه اختصاص ميدي
فكر نميكني كه زندگي خودت رو داري تباه ميكني؟
مگه اينطور نيست كه با خدمت به ديگران انسان خودش رو پرورش ميده، آقاي جورج؟
كي نفع ميبره؟ هر انساني دو دست داره
چون از دست راستم استفاده ميكنم پس دست چپم كاربردي نداره؟
انسان قدرتمند از چيزي نمي هراسه
اين انسان ضعيفه كه از تجربه كردن مي هراسه
يك انسان نميتونه خوي وحشي درونش رو با انكار كردنش، نابود كنه
تنها راه رهايي از يك وسوسه تسليم شدن در برابر اونه
با اين انرژي جواني كه داري بايد همانند من زندگي كني
به سن من كه رسيدي چه ميراثي خواهي داشت؟
در يكي از تالارهاي لندن
خفه خون بگيريد مزاحم آواز خوندن هستيد
خانمها و آقايان، اين شما و اين رقصنده معروف ايتاليايي، دوشيزه جينا
به افتخار ورودش تشويق كنيد
جينا، كسي كه تنهايي با مشكلاتش درگير بود
اينجا مكاني بود كه آقاي جورج به دكتر جكيل پيشنهاد داد تا منظورش رو از مشاجره اون شب نشون بده
موضوع چيه؟ ميترسي وسوسه بشي؟
براي اولين بار در زندگي، دكتر جكيل يكي از حس هاي ذاتيش بيدار شد
آقاي جورج در زندگيش از هيچ چيز غافل نبوده
فقط در يك مورد غفلت داشته روح جاوداني انسان
تنها نكته مثبت زندگيش بزرگ كردن ميليسنت بوده
مثل يه مرد با تمام وجود ازش محافظت كرده
حيرت آور نيست اگه دو ماهيت در يك انسان بصورت جداگانه وجود داشته باشن
هر كدام در بدني متفاوت
حيرت آوره، اما غيرممكنه
علم ميتونه معجزه كنه چرا اين مورد عملي نشه؟
اما اين توهين به مقدساته انسان ميتونه هم خدا باشه هم شيطان
ميتوني اينو تصور كني
با داشتن تمام انگيزه هاي شيطاني اما روح گزندي پیدا نکنه
افكارش با اين ايده جديد شعله ور شده بود و اشتياق اكتشاف علم بر اون غلبه كرده بود
جكيل روزها و شبها را در آزمايشگاهش سپري ميكرد
و حالا اين سوال مطرح ميشود آيا دارو ميتواند او را به حالت عادي برگرداند؟
پل ، من دوستي به نام هايد دارم
ميخوام كه در عمارت آزادي و اختيار كامل داشته باشه
و يه آينه بزرگ در آزمايشگاه نصب كن
حالا يه محل مخفي براي هايد تا اونجوري كه ميخواد زندگي كنه
با نقاب غيرقابل نفوذ يك شخصيت متفاوت
هايد اجازه داشت هركاري كه از عهده جكيل برنمياد رو انجام بده
اين اسباب بازي چيه؟
اين يه انگشتر قديمي ايتالياييهكه در اون زهر نگهداري ميشه يه داستان درباره اين انگشتر هست
پيشنهاد ازدواج
پس پاي يه نفر ديگه درميونه؟
براي آماده شدن در مقابل مصيبتهايي كه هايد ايجاد ميكرد
جكيل يه نقشه ساده كشيد
من هنري جكيل از انگلستان، لندن تمام گفته هاي پيشينم را باطل ميكنم
No comments yet. Be the first to leave one.