Happy Gilmore 2

Happy Gilmore 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Happy Gilmore 2 2025 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی، امیررضا و علی نصرآبادی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-07-25
Downloads: 448
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« حسین اسماعیلی، امیررضا و علی نصرآبادی »

‫« هـپـی گـیـلـمـور 2 »

‫اسم من "هپی گیلمور"ـه

‫بچه که بودم، همیشه دلم می‌خواست ‫بازیکن هاکی بشم

‫ولی 30 سال پیش ‫یه چوب گلف دست گرفتم

‫تصمیم خیلی خوبی از آب دراومد

‫و هپی گیلمور قهرمان 98مین ‫مسابقات آزاد آمریکا شد

‫تونستم با یه زن فوق العاده ‫به اسم ویرجینیا ازدواج کنم

‫و یه پسر گیرمون اومد ‫که اسمشو گذاشتیم گوردی

‫همیشه اونطوری که انتظار داشتم ‫به پیروزی نمی‌رسیدم

‫ولی به قول مامان‌بزرگ

‫گاهی اوقات خوش‌شانس بودن ‫بهتر از ماهر بودنه

‫وای خدا!

‫تونستم!

‫آره، به هزار و یک شکل مختلف شانس میاوردم

‫پرتاب کرد و رفت توی سوراخ!

‫و بعد از اینکه چهارمین پسرمون ‫در عرض 4 سال به‌دنیا اومد

‫ویرجینیا یه ایده‌ای ‫برای تبلیغ به ذهنش رسید

‫تروجان. بچه‌ها عالین...

‫ولی اگر به‌ اندازه باشن

‫چیکار دارین می‌کنین؟ آروم بگیرین!

‫سعی کردم بچه‌ها رو ‫ببرم مسابقات گلف...

‫اگر می‌تونین بهتر از این بزنین

‫ولی میل به هاکی‌شون زیادی قوی بود

‫بچه‌ها، بچه‌ها، بس کنین! ‫بیخیال، دارین چیکار می‌کنین؟

‫تایگر وودز بازی ویدئویی ساخته بود ‫ما هم یه هپی گیلمورش رو ساختیم

‫ولی فکر کنم سازنده‌هاش ‫یکم زیادی واقع‌گرایانه ساختنش

‫فکر کنم دیگه کافیه

‫بگذریم، پسرهام عاشق خشونتش شدن

‫ولی دختر کوچولوم رو ناراحت می‌کرد

‫آره، بالاخره یه دخترکوچولو گیرمون اومد

‫وینای نازنین، بهترین دوست جدید مادرش

‫راستی، چند باری هم مجری برنامه‌ی ‫زنده‌ی شنبه شب بودم، خیلی خوب بود

‫قراره اسپایس گرلز اجرا کنن

‫قراره مارون 5 اجرا کنه!

‫قراره ویکند اجرا کنه ‫پس جایی نرید، الان برمی‌گردیم

‫آره، زندگی‌مون تکمیل بود ‫برای همین به ویرجینیا گفتم...

‫بهتره بازنشسته بشیم ‫تا تمام روز با بچه‌ها باشیم

‫هنوز کارمون با گلف تموم نشده، هپی

‫و گلف هم کارش با ما تموم نشده

‫به قول چابز، تازه شروع کردیم

‫همم

‫گوردی!

‫این چه کاریه ‫روی سرسره‌ی آبی جیش نکن

‫ممنون که وقت گذاشتین ‫امروز روز مادره

‫تمام مادرانی که ‫بیننده‌مون هستن رو گرامی می‌داریم

‫بیاین بفرستیمش اون سمت زمین!

‫ولی توی گلف ‫حتی وقتی توی اوجی...

‫همیشه امکانش هست که گند بزنی

‫ای وای

‫بعد از مراسم ختم، تصمیم گرفتم

‫دیگه هیچوقت چوب گلف دست نمی‌گیرم

‫حالا تک‌سرپرست 5 تا بچه بودم

‫یه کار بیشتر نمی‌تونستم بکنم...

‫هیچوقت زیاد اهل مشروب نبودم

‫ولی الکل تنها چیزی بود ‫که کمکم می‌کرد فراموش کنم

‫چه بلایی سر نازنین‌ترین زنی ‫که تابحال دیدم آوردم

‫- راستی، یه مسئله‌ی دیگه هم بود... ‫- جواب نمیده

‫بحث پول

‫بدش به من...

‫نه، نه، داداش! بیخیال بابا

‫آخه همیشه ویرجینیا ‫مسائل مالی رو مدیریت می‌کرد

‫برای همین بدون اون ‫خیلی چیزها از قلم افتادن

‫پنجره رو بشکنم؟

‫بعد مچ یکی رو گرفتم ‫که می‌خواست سوار ماشین فراریم بشه

‫سلام، میشه آبجوم رو بگیری؟

‫آره

‫طرف دزد نبود، مامور بازپس‌گیری اموال بود

‫پسر، میشه بذاری توضیح بدم؟

‫کاشف به عمل اومد که نمی‌دونستم ‫باید کرایه‌ش رو تمدید کنم

‫بچه‌ننه ازم شکایت کرد ‫و همه‌چی رو از دست دادم...

‫از جمله خونه‌ی مامان‌بزرگ، که داغونم کرد

‫پسرها مجبور شدن ‫برن با همدیگه توی یه آپارتمان زندگی کنن

‫و من و وینا یه خونه‌ی جدید پیدا کردیم ‫که ارزون بود

‫محله‌ش چنگی به دل نمی‌زنه

‫ولی می‌تونم تا شغل جدیدم پیاده برم

‫گری، میشه بری بخش 2؟

‫هپی گیلمور ‫وای خدا، طرفدار دوآتیشه‌تم

‫باشه داداش، چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫تابحال اسم نوشیدنی ورزشی مکسی رو شنیدی؟

‫فکر کنم توی راهروی 4 باشه

‫نه، نه، نه، نه ‫شرکت منه، صاحبش خودمم

‫من "فرانک مانتی"ـم

‫آرزوی قلبیم راه انداختن یه پروژه‌ی ‫گلف به‌روزه که دارم روش کار می‌کنم

‫من دیگه گلف بازی نمی‌کنم، داداش

‫آب خیار توشه؟

‫آره

‫بگذریم، گفتم شاید وقتی شنیدی لیگ جدید

‫قراره چقدر پرطرفدار باشه ‫دوباره برگردی سراغ گلف

‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم ‫ولی علاقه‌ای ندارم

‫بحث همینه، هیچکس علاقه‌ای ‫به گلف سنتی نداره

‫یه ورزش حوصله‌سربره ‫که آدمای حوصله‌سربر بازی می‌کنن

‫حوصله‌سربر نیستن، داداش، دوستامن

‫متوجه نیستی ‫تو الهام‌بخش این پروژه بودی، خب؟

‫و دوستت دارم و اصلاً دلم نمی‌خواد ‫این فرصت رو رد کنی

‫و زندگیت از اینی که ظاهراً هست بدتر بشه

‫درکت می‌کنم ‫گلف باعث میشه به‌هم بریزی، آره؟

‫بخاطر قضیه‌ی زنت؟

‫این دهن بوگندوت رو ببند و برو ‫وگرنه به‌خدا قسم...

‫وگرنه چی میشه، گردن‌کلفت؟ ‫هیچ غلطی نمی‌کنی

‫چون اگر دستت بهم بخوره ‫مستقیم میری زندان

‫البته اگر گیر بیفتم

‫بخش فعالیت‌ها، بفرمایید

‫سلام لیندا، میشه 90 ثانیه ‫دوربین‌ها رو خاموش کنی؟

‫مرتیکه‌ی بی‌شرف!

‫هفت، هشت، فوئته، فوئته، و پایان

‫عالی بود. دست‌ها، حالت پنجم. سوتنو

‫فوئته، فوئته

‫دست‌ها، حالت پنجم

‫سوتنو. شِنِی، شِنِی

‫و آرابسک

‫احسنت

‫بابایی!

‫سلام وینا

‫اوه، لگد‌هاشو! راکتس اومده! ‫(گروه رقص مشهور آمریکایی)

‫خوشحالم اومدی خونه

‫توی برنامه‌ی "جپردی" یه سوال ‫در موردت گفتن. بیا نشونت بدم

‫واقعاً؟

‫باشه. سلام

‫سلام

‫دخترم امروز چطور بود؟

‫کارش عالی بود. محشر بود ‫یه استاد بهتر از من لازم داره

‫- بابا، ببین ‫- بله؟

‫با ضربات بلند فوق العاده ‫و اعصاب یه بازیکن هاکی

‫این بازیکن گلف اولین قهرمانی تورش رو ‫در سال 1996 برنده شد. کارتر؟

‫هپی گولدبرگ بوده؟

‫متاسفم، نه. لینگ

‫هپی گودنستین بوده؟

‫نه. جنا

‫اسکیپی گلدنبام بوده؟

‫اشتباهه

‫درسته که یهودیه ‫ولی جواب درست هپی گیلموره

‫حداقل اون می‌دونست

‫دارم برای شام کباب سرسینه‌ی ‫مخصوص مادربزرگت رو درست می‌کنم

‫بچه‌ها دارن میان

‫باشه، خوبه. خوبه، بی‌صبرانه منتظرم

‫منظورت چیه استاد بهتری لازم داره؟ ‫می‌خوای بکشی کنار؟

‫نه، ولی من توی باشگاه ‫دختران و پسران کار می‌کنم، پسر

‫اون صدها پله جلوتر از ‫تمام کساییه که بهشون یاد دادم

‫حالا چی؟ باید کجا بره؟

‫مدرسه‌ی باله‌ی اپرای پاریس

‫کجاست؟ این اطرافه؟

‫توی پاریسه

‫هر سال فقط 4 نفر رو می‌پذیرن

‫ویدئوهای وینا رو براشون فرستادم

‫و یکی از جاهای خالی‌شون رو ‫براش نگه داشتن

‫مجانیه؟

‫هزینه‌ش چقدره؟

‫سال 75 هزار دلار

‫تمام روز سرسینه رو توی کچاپ خوابوندم ‫همونطور که گفتی مامان‌بزرگ می‌کرد

‫واقعاً محشر شده، وینا

‫گل کاشتی، وی‌وی

‫وینا، باید بیشتر درست کنی ‫دارم از گشنگی ضعف می‌کنم

‫آروم باش، بابی ‫خودت برو درست کن

‫- تری، می‌خوای گریه‌ت بندازم؟ ‫- شوخیت گرفته لامصب؟

‫آره! خفه‌ش کن! بزنش! بزنش!

‫چنگال رو بذار کنار! با چنگال نه!

‫توی زیرزمین دعوا می‌کنیم، نه سر میز

‫- ببخشید بابایی ‫- ببخشید

‫اشکال نداره

‫اوضاع کار و بارتون چطوره، بچه‌ها؟

‫بابا، راستشو بخوای ‫عاشق بچه‌های راه‌سازیم

‫منم توی کارواش اوضاعم خیلی ردیفه

‫منم دارم سعی می‌کنم ‫توی داروخونه، کارمند نمونه‌ی ماه بشم

‫منم توی فرودگاه ‫آسمون‌ها رو امن نگه می‌دارم، بابا

‫داداش!

‫اگر تمام پول‌هامون رو از دست نمی‌دادم ‫لازم نبود کار کنین

‫- نیازی به پول نداریم، بابا ‫- پول به‌درد فیس و افاده‌ایا می‌خوره

‫همه برای دنبال کردن رویاهاشون ‫به پول احتیاج دارن

‫حتی دانشگاه هم نرفتین

‫چون فکر می‌کردین باید اینجا بمونین ‫و حواستون به من باشه

‫منظورت چیه؟

‫- کباب سرسینه داریم، هاکی داریم ‫- غذا داریم

‫خوشحالم که فکر می‌کنی ‫اصلاً می‌تونستیم دانشگاه قبول بشیم

‫عمراً نمی‌تونه دانشگاه قبول بشه

‫- نه، نه، نه... ‫- منظورش همین بود

‫یجور اصطلاحه‌، بچه‌ها ‫منظورم این نیست که...

‫اصطلاحه؟ خودت الان گفتی...

‫آره خب اصطلاحه

‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

‫خودم می‌دونم یعنی چی

‫وقتاییه که برمی‌گردی ‫ و به کسی نگاه می‌کنی و بهش میگی...

‫از الان گفته باشما ‫امشب تشک آبی مال منه

‫یعنی چی آخه؟ من گفته بودم مال منه

‫- بابی، بس کن دیگه ‫- چی؟

‫روی زمین می‌خوابی ‫دفعه‌ی قبلی تشک آبی رو پاره کردی

‫- یالا، بیاین بریم ‫- خیلی‌خب

‫- شب بخیر بچه‌ها. دوستتون دارم ‫- ممنون که اومدین، بچه‌ها

‫وقتی رسیدین زنگ بزنین

‫وایسا ببینم. چطوری چهارتاتون دم پنجره‌این؟

‫وایسا ببینم، کی پشت فرمونه؟ ‫گوردی، با پاهات نرون

‫کامل به باباشون رفتن، ها؟

‫سلام عمو جان دیلی ‫(بازیکن گلف بازنشسته)

‫سلام وینا. سلام هپی

‫سلام رفیق

‫یکم دیگه از اینجا میرم ‫بالاخره پول پیش یه چادر رو پرداخت کردم

‫میشه لطفاً بس کنی؟ نمی‌خوام بری

‫تا هرچقدر نیاز داشتی بمون

‫لطف داری پسر ‫میگم، می‌خوای بیای جزیره‌ی عشق نگاه کنیم؟

‫آره می‌خوام، ولی قبل خواب ‫یکی دو تا آبجوی دیگه می‌خورم

More Farsi Persian subtitles for Happy Gilmore 2

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left