The first 199 lines.
زیرنویس و ترجمه Patrick
چی شده؟
!هیچی
...خب
کلا اشتباه متوجه شدم و ،فکر کردم یه تعطیلات دو روزس
...و لباس کافی نیاوردم
...و الان خیلی هوس یه آبتنی کردم
.باید با قدرت ارادهت چنین مشکلی رو حل کنی
...دیگه باید باهاش کنار بیای
...اونم در هر ماموریتی
مشکل تو اینه که فکر میکنی .همه چی با قدرت اراده حل میشه
!گوش کن، میرای! آخر سر استقامت بدنته که مهمه
مثل من برو یه شیرجه بزن تو ...اون رودخونه
!نمیتونم
!زمونه عوض شده ها
.از این مویی که به مامانم رفته بدم میاد
!آهان، موهات مثل کورنای شلختهس
خب، به طور کلی از همه نظر به مامانم !رفتم
حتی بهترین جوتسوهام .گنجوتسوییه که از اون به ارث بردم
...همم
...خب
.وقتی رسیدیم شهر بحث خوبی میشه
!اوه
!رسیدیم
.منطقهی چشمهی آب گرم لب مرزه
!مطمئنم اون جا آبتنی خوبی در راه داری
!پس بریم
هان؟
!وااای... چقدر خودشو گرفت ها
!بریم بریم چشمهی آب گرم
:طومارهای نینجای بخار !جنگ سگ و گربه
.خوش اومدین
یکمک پیراشکی داغ مخصوص چشمهی آب گرم میخواین؟
!سگها دیگه قدیمی شدن
بیاین کلوچهی گربهای بخورین، نظرتون چیه؟
.عجیبه. شنیده بودم شهر آرومیه
یعنی میتونیم یه اتاق بگیریم؟
جشنوارهی خوش گذرونی
.انگار تو تایم جشنواره اومدیم
جشنواره؟
.همه یا ماسک سگ دارن یا گربه
یعنی چجور جشنوارهای میتونه باشه؟
.اسم جشنواره رو نزدن
مگه اصولا روی پوسترش نمیزنن؟
!آهان
،این جشنوارهی سگ و گربهس
.یا شایدم گربه و سگ
چرا حالا این دو تا؟
.وسط خیابون رو ببین
میدونی چیه؟
ربطی به جشنواره داره؟
.یه مرزه
چی؟ وسط شهر؟
کشور آتش و کشور بخار
.روابط دوستانهای دارن
.هیچ مشکلی با هم در زندگی روزمرهشون ندارن
.ولی، روز جشنواره قضیه فرق میکنه
سگ
.این چشمهی آب گرم سگه
یه زمانی ...وقتی این شهر هنوز یه دهکدهی کوچیک بود
...یه سگ از ناکجا پیداش میشه
.و به اهالی دهکده میگم زمین رو بکنن
!و بعد چشمهی آب گرم کشف میشه
.بعد از اون دهکده رونق میگیره
از اون موقع، این داستان که اون سگ پیامبری از جانب خدا بوده
،طی نسلها سینه به سینه نقل شده
و چشمههای آب گرم رو به همین منوال .نامگذاری کردن
.و بعد از اون در صلح و صفا زندگی کردن
چرا طوری حرف میزنی انگار پیری؟
.خب دارم میشم دیگه
.اینم چشمهی آب گرم گربه
گربه
...روزی روزگاری
!وایسا، بذار اینو من بگم
...در روزگاران قدیم
یک گربه ناگهان از غیب
...پدیدار شد و
!وایسا ببینم
این که همون داستانه، مگه نه؟
آره، از کجا فهمیدی؟
.حسم بهم گفت
.ولی داستان این بیشتره
،طبق گفتهی یکی از راویها
آخرش خدای سومی که نه سگ بود نه گربه .یهو اومد وسط
خدای سوم؟
.بله، خدای نابودی که در شعلهها بود
خدای نابودی؟
...اسمش
اسمش...؟
!نهنو ساما بود
هان؟
خب دیگه، نه از نکو (گربه) میاد ...نو هم از اینو (سگ) میاد
.ولش کن
،اسمش مزخرفه .لابد حقیقت هم نداره
بهر حال، اهالی این جا یا مریدان خدای سگ هستن یا خدای گربه
.و این اختلاف تم این جشنوارس
...برای همین جشنواره دو تا اسم داره
.که نمیشد داخل پوستر قید بشن
...که اینطور
ولی اخیرا، شنیدم عاشقای سگ و گربه از کشورهای دیگه
.برای این جشنواره میان
دیدی؟
پس انگار عاشقای سگ و گربه همه جا هستن، هان؟
.این جشنواره یک جنگیشه
...آدمای هیکلی با یک لباس و یک شورت
با فریاد جنگ معبدهای سگ و گربه رو
.درب و داغون میکنن
،اگه از کشور آتش باشی
.احتمالا شنیدی
،حتما سرنوشت ما رو اینجا آورده .اونم تو روز جشنواره
نظرت چیه؟
!بیاین بمونیم و جنگ معابد رو تماشا کنیم
از وقتی بچه بودی عاشق جنگ و این چیزا بودی، نه؟
!ص صبر کنید
!به عنوان بادیگارد اجازه نمیدم
هوی! اگه اتفاقی بیفته چی؟
!سگ قدرت مطلقه
سه روز به سگ محبت کنی .تا همیشه بهت وفاداره
،حتی بعد از سه سال .گربه ولت میکنه میره
!همینشون عالیه دیگه
.گربه به کسی وابسته نمیشه
.برای همین به تنهایی در دنیا قد علم میکنه
!اوه، بی خیال !داشتم گمتون میکردم
میشه از بادیگاردتون فاصله نگیرید؟
کی به شما گربه دوستها اهمیت میده!؟
!آره، همینه !تو دیگه چی میگی
!خداوند هیچ چیزی بهتر از سگ نیافریده
!آره، بهشون بگو
!وااو، انگار بوی جنگ و خونریزی میاد
!بدون سگ تو دنیای نینجا صلحی هم نبود
کیبا سان!؟
!هان؟ سلام، میرای جان
کیبا اینوزوکا یک بازرس فوقالعاده
و نینجای فوقالعادهای از کونوهاست .که یه سگ شکاری داره
...همچنین شاگرد مامانم بوده
خب، این جا چکار میکنی؟
...خب
وقتی رسیدم خیلی با سگدوستها جور شدم
.دارن ازش تعریف میکنن و اینم ذوق کرده
.احمقانس
!تاماکی سان
اون از قبیلهی گربه دوسته
...و دوستدختر کیبا سانه
...یا من اینطور فکر میکردم
.از جانب مردم حرف نزن
!تو رئیس گربهدوستها هستی
وایسا، این جا چخبره؟
!گوش کن، کاکاشی سنسه
چشمهی آب گرم سگ و گربه رو میبینی اونجا؟
تصمیم شد صحبت کنیم تا ببنیم ...کی اول بره، ولی
.هوی! اکثریت به چشمهی آب گرم گربه رای دادن
.تو باید هی قضیه رو تکرار کنی
ول کن یه چیزی نمیشی، نه؟
هوی! معلومه اگه همه گربههات رو در نظر بگیری
!اکثریت آرا رو میگیری
مشکلی داری؟
گفتم که، من با چشمهی آب گرم گربه مشکلی نداره، نه؟
!ولی بدم میاد بر خلاف میلت موافقت کردی
هان؟ کی گفته؟
!مشخصه !نه خیر
نگید که این جا قرار مدار گذاشتین
بعد دارین سر چنین چیزی دعوا میکنید؟
مهم نیست! اگه این مدلیه
پس من بعنوان رئیس گربهدوستا !با تمام قوا میام
.باشه، بیا ببینم !خودتو آماده کن
.ای وای
حتی یک سگ هم نمیخواد قاطی .دعوای یک زوج بشه
.گربه هم غلط بکنه
نباید یه کاری بکنیم؟
قضیه داره بدتر از یه !دعوای بین زوجی میشه
...خب مسئله شخصیه، باید خودشون حلش کنن
وقتی عاشق باشی .نباید همیشه سر همه چی موافق باشی
.اینم مشکل جوونیه
امروز بسته است
.بازم بن بست
...فکر نمیکنید این شکاف بین
دنیای سگدوستا و گربهدوستا داره بدتر میشه؟
.به گمونم چون یک زوج شدن رئیسشون
،همم اگه اینطوری پیش بره
.حتی نمیتونیم یه مسافر خونه پیدا کنیم
!و نمیتونم آبتنی کنم
نه، یعنی، باید کاری کنیم آشتی کنن
.وگرنه روی وظایف بادیگاردی من تاثیر میذاره
مگه نه؟
.خب، تا حدی درسته
در این صورت، حل مشکل بین
گربهدوستا و سگدوستا هم بخشی از ماموریت منه، آره؟
.به گمونم
!کاملا درسته
این ماموریتیه که
شینوبی جوون باید !با تمام قدرت وارد کار بشه
!ماموریتم
.متوجهم
،بخاطر آبتنی .این ماموریت رو انجام میدم
...هوی
.دیگه رفتش
باهاش آشتی کنم؟
آره! مطمئنم نمیخوای این برنامه که
.خیلی وقته منتظرشین اینطوری هدر بره
No comments yet. Be the first to leave one.