The first 200 lines.
!تکون نخور
"شاهزاده صورتی"
"شاهزاده صورتی"
.عحب بچهی خوبی
...آره، همینه
..."آفرین به تو، "بابی
...آفرین پسر خوب
...پسر خوب
دستشویی؟
!تکون نخور
.مسیح میتونه همه چی رو ببینه
،اگه بهم بگه که تکون خوردی .به خدا میزنم لهت میکنم
!تکون نخور
...بابی شیطون
!اوه، یا مسیح
!چیکار کردی؟
.ای احمق کثیف
.ای آدم گوه
...من میفرستمت به جهنم
تو میری به جهنم و اون ...چشمات از جا در میاد
!ای لجن کثیف
...تو پسر خوبی هستی
...مامانی پسر کوچولوشو دوست داره
...ازشون خوشت میاد، مگه نه باب
خوشکله، نه؟
...آفرین پسر خوب
!تکون نخور
!تکون نخور
.تکور نخور، احمق عوضی
.به خدا قسم میزنم لهت میکنم
.نمیتونی بیای بیرون
.چون ماسک نداری
!و بعدش بابی میمیره
.حالا سر جات وایسا
!سم
!سم
اگه این سم کارتو نسازه؟
.اونوقت خدا حسابتو میرسه
.اینو فراموش نکن
!ینو هیچ وقت فراموش نکن
گربه کجاست؟
.بیرونه
...چطوره که اون
ماسک نمیزنه؟
.بهش نیاز نداره
.اون نفس نمیکشه
چطور نفس نمیکشه؟
.اون...نفس نمیکشه
!بخور
!فلورنس، من میدونم که تو اونجایی
!من برمیگردم
چیه؟
میخوای بری بیرون، نه؟
میخوای بری بیرون تا ببینی چطوریه، نه؟
میخوای بری بیرون؟
تا سرفه کنی، خفه بشی؟
!تا بمیری؟
!فلورنس، من میدونم تو اونجایی
!من برمیگردم
.بابی پسر خوبیه
.پسر کوچولوی مامانی
!خفه شو
!مسخره بازی در نیار
کسی اونجاست ؟
!زودباش
!من میدونم تو اونجایی
!برو گمشو
.فلورنس؟ درو باز کن و گرنه میزنم خردش میکنم
.من میدونم که خودتی
!من تو رو میدیدم که میری و میای
!جالبه... خیلی جالبه
!توی این همه سال من نمیدونستم یه پسر دارم
.زیاد خنده نیست
یا مسیح، فلورنس! تو باید قسمت !جالب مسائل رو هم ببینی
.من 35 ساله اینجا منتظر بودم که تو برگردی
...آره.. خب
من میخواستم زودتر برگردم، مگه نه؟
...فقط
.خب، فقط قبلا نمیتونستم اینکارو بکنم
من که الان اینجام، نه؟
...آره
...آره، اینجایی
.تو الان اینجایی
...خدا
!سی و پنج سال مثل برق گذشت
."تو هنوزم خوب موندی، "فلو
.تو همیشه یه هرزهی خوشکل بودی
...تو همیشه دلربا بودی
.آره
.تو زمان خودم دلِ چندتا دختر رو بردم
!و با این حال من نمیدونستم که یه پسر دارم
.یه پسر خوب و سالم هم هست
."تو کارتو خوب انجام دادی، "فلو
!سلام، پسر
!تو میتونی منو بابا صدا بزنی
!من بابای توئم
.بابا
.بابا
.قضیه داره دستش میاد
.بابا
...بابا، بابا، بابا
.بابا
...بابا، بابا، بابا، بابا - ...آره، آره -
.خیلی خب، حالا نمیخواد خیلی بزرگش کنی
..."گوش کن، "فلو
میدونم که باید زودتر از اینا برمیگشتم .و من متاسفم
...اما فکر میکنی که، میدونی
...تو و من
...میدونی
بازم منو قبول میکنی، "فلو"؟
.نمیدونم
...تو الان دیگه مرد خدایی
...اوه، اون موضوع
،یه مدتی به صورت پاره وقت موعضه میکردم .اما چیزی توش نیست
پس چی میگی؟
!یه زن درستکارت میکنم
نمیدونم به تو میتونم اعتماد ."کنم یا نه، "هارولد
هی، چه خبر پسرم؟ تو مشکل روانیای چیزی داری؟
اگه منو تو بخوایم یاد بگیریم ...که با هم زندگی کنیم
!ما باید بهم احترام بذاریم
فهمیدی؟
.فکر کنم متوجه شد
با یه نوشیدنی چطوری، عزیزم؟
.ببخشید هارولد
!هی، پسرم
.من و مادرت میخوایم بریم یکم حرف بزنیم
چطوره بریم بیرون؟
.بابی عادت نداره بره بیرون
...اونم خودش تنهایی
پسرم، تو که همجنس باز نیستی، نه؟
.من نمیخوام هیچ کدوم از پسرهام همجنس باز بشن
.چون اونوقت اونو طردش میکنم
...تو باید سعی کنی که اینو بفهمی
...من و بابی
.برای مدت زیادی اینجا خودمون تنها بودیم
.اما اون مثل بچه های دیگه نیست
.اون یه بچهی متفاوت بود
.خودمون تنهایی اینجا بودیم ...هیچ کس هم نبود که کمکمون کنه
.فکر نمیکردم بتونم این کارو بکنم
.پس تو باید سعی کنی که اینو بفهمی
،تا زمانی که اون یه همجنس باز نباشه .مشکلی نداره
.اوه، نه، نه. اون همجنس باز نیست
!یه گفتگوی خیلی خشک شد، فلو
ببخشید؟
!گلومون خشک شد
.اوه، معذرت میخوام
!ما زیاد برامون مهمون نمیاد
همم، شراب شیرین خوبه؟
!...لنگه کفشی در بیابان نعمته
.لنگه کفشی در بیابان نعمته
.من میتونم زیر لباست رو ببینم، فلو
.خدا، تو پستونای توپی داری
...قبلا بزرگ بودن
!اما الان خیلی بزرگ و توپ شدن
.تو فقط محض ادب داری اینو میگی
.نه، جدی میگم فلو
اینا از اون پستوناییـه که هر مردی .نمیتونه در مقابلش مقاومت کنه
...صورتشو بذاره لاشون و مشکلات
مشکلات چی، هارولد؟
چه مشکلاتی رو فراموش کنه؟
.ول کن، بابی !ول کن
!یا مسیح...! اون عصبانیه
!حرومزاده
...هارولد! هارولد این
!تو میخواست منو بکشه - .نه بابا، اینطور نیست -
!تو عصبانی هستی، حرومزاده -
.اون قصد نداشت بهت صدمهای بزنه
اون فقط میخواست ببینه که .تو نفس میکشی یا نه
چی؟
.تقصیره خودش نیست، اون یه فکرای عجیبی میکنه
.اون بچه مقصر نیست
.دست خودش نیست .اون هیچ وقت پدر نداشته
.نزدیک بود همین یدونه هم که داره به کشتن بده
!یا مسیح، بچه جون !تو یه آدم عجیبی هستی
.عجیب
.یا مسیح، بچه جون .تو یه آدم عجیبی هستی
.یا مسیح، بچه جون
!تو یه آدم عجیبی هستی
.تو پوست خیلی زیبایی داری، فلو
.نرم و سکسی
.تو یه زن سکسی هستی
...تو وضعیت رو برای
یه مرد شهوتی سخت میکنی .که یه موقع بهت دست نزنه
.تو دستای خیلی خوبی داری، هارولد
.خیلی حیف میشه که ازشون استفاده نشه
اون چیه که پیدا کردی؟
.نمیدونم
.نمیدونم این چی میتونه باشه
.این لباس منه که تو پیدا کردی
...آره
اما این که زیر لباسه چیه؟
.تو قبلا اونو دیدی
این...؟
آره؟
!باید صبر کنی و ببینی
...دروازههای بهشت
!یکی از هفت عجایب جهان
جدی اینطور فکر میکنی؟
.آره
خیلی بزرگ نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.