The first 200 lines.
به دو گروه تقسیم میشیم ؟
آره ، نمیشه همه جارو پوشش داد .
خرگوش و شماره 745-
بهتره شر هر دو کنده بشه .
مطمئنی پیداشون میشه ؟
غریزه ام که اینطور میگه .
باشه .
پس ، بریم .
"مادو-سان" اون چیه ؟
بهتره ندونی .
مامان ؟
توکا-چان ...
کجا بودی ؟
به تو ربطی نداره .
کاری ازم بر میاد انجام بدم ...
احتمالاً کاری نیست که از پسش بر بیایی .
هینامی ؟
هینامی .
چرا ؟
http://forums.animworld.net/
هینامی ...
توکا-چان .
نه ، اینجا هم نیست ، طرف تو نبود ؟
کجا رفته ؟
نکنه ...
اینجا کجاست ؟
"ریوکو-سان" اینجا ...
هینامی-چان ...
دیگه هیچکی ...
نزدیکه .
کجاست ؟
توکا-چان ؟
اینکه ... ؟
همون یارو . بد شد .
هینامی .
این سرعت ، خودشه "خرگوش"ـه .
تو دیگه کی هستی ؟
هینامی ...
"هینامی" این چیه ؟
مامان ـه ...
بیا بریم "هینامی" .
اینجا خطرناکه .
نه .
ما "غول"ها نباید زندگی کنیم ؟
می خوام برم پیش مامان .
منو ببر پیشش .
خواهش می کنم .
هینامی ...
مامان ـَمو ... می خوام .
با خرگوش هستی ؟
واسه تو وقت ندارم ، میری کنار ؟
تو جایی نمیری .
زخمت خوب شده "خرگوش" ؟
می خواستی مارو بکشونی اینجا
نقشه هاتم مثل خودت رقت انگیزه .
رقت انگیز ، رقت انگیز .
آه ، راستی ، از کادو خوشت اومد ؟
حتماً می خوایی ببینیش ، مامان ـِتو میگم .
تو .
منو دست ننداز .
نمیزارم بره ، نباید بزارم جایی بره ، این واسه من ...
بالاخره جدی شدی ؟
پس منم ...
انگار واقعاً با بقیه پشه ها فرق می کنی ؟
بپر ، بیشتر بپر ،
پشه کوچولو .
اسلحهات اینجا جواب نمیده .
همیشه دلم می خواست یه چیزی رو بدونم .
مردم بیگناه رو می خورید ، و بدون هیچ شرمی زندگی می کنید .
اصلاً چرا وجود دارید ؟
بچه هایی که خونواده خودشونو از دست میدن ...
غم و ناراحتی که تو این دنیا میمونه ....
تنهایی ...
تا حالا ذرهای بهش فکر کردین ؟
جواب بده .
ترس از شکار شدن بدون هیچ دلیلی ...
می تونی بفهمی ؟
وقتی عزیزانت مثل کرم کشته میشن ....
می تونی همچین حسی رو درک کنی ؟
تو ....
خرگوش یکی از افرادمو کُشت .
چرا اون باید میمرد ؟
چون محقق بود ؟ چون انسان بود ؟ لعنت به شما .
مرگ اون چه دلیلی داشت ؟
یه دلیل بیار چرا "ریوکو-سان" باید میمرد .
این دنیا فاسد شده .
و همش بخاطر شماست .
اگه شما وجود نداشتید ...
بمیر .
چطوره ؟ آشنا نیست ؟
این ... مامان ... عزیزته
این ... مامان ... عزیزته
این ... مامان ... عزیزته
چون "کوئینکه" از "کاگونه" شما ، درست میشه .
آشغال .
"غول"ها دلیل انحراف دنیا هستن ...
واقعاً اینطوره ؟
واسه همین "ریوکو-سان" کُشته شد ؟
پس "هینامی-چان" چطور ؟
مگه "هینامی-چان" خونواده ـشو از دست نداده ؟
"غول"ها هم احساس دارن .
مثل آدما هستن .
چرا آدما توجه نمی کنن ؟
-- چرا درک نمی کنن ؟
--هنوز کارم تموم نشده .
اینکه خیلی واضحه .
--خیلی ساده است .
فقط منم ... اینو میفهمه ... چون با هر دو در ارتباطم .
فقط من ، هم "غول"ـَم ...
هم انسانم ....
فقط منم .
اینطور نیست ...
دنیا ... خراب نشده ...
درسته یه سری "غول" راه رو اشتباه رفتن ...
ولی ... همه "غول"ها مثل هم نیستن .
باید بیشتر همدیگه رو بشناسن ... هم انسان ها ، هم "غول"ها ...
فقط "غول"ها مقصر نیستن ...
شما هم هستید .
منظورت چیه ؟
نمی خوایی بفهمی ، نه ؟
پس منم ...
شیرفهم ـِت می کنم .
باید اعضای بدرد بخوری داشته باشی .
گرچه ، این زن و شوهر کنار هم خیلی هماهنگ هستن .
وقتی با (کاگونه) پدرت ، مادرتو زدم ، سرش هزار تیکه شد .
بس ... کن ...
خب ، حالا با کدومشون تورو بزنم ؟
میکُشمت پیر مرد لعنتی .
"غول" بی ادبی هستی .
بس کن .
چجوری ... بهش بفهمونم ؟
چجوری همدیگه رو درک کنیم ؟
نباید باهم بجنگیم .
نباید همدیگه رو بکُشیم .
انسان ها ... و "غول"ها ...
باید از این زنجیره نفرت غم خلاص شیم ...
چه جوری اینکارو کنم ؟
دیگه کافیه .
وقت ندارم واسه تو تلف کنم .
تو ...
نمیزارم جایی بره .
اگه بتونم همونو ازش بگیرم ...
ولی دیگه جون ندارم .
که اینطور ... یعنی واقعاً راه دیگه ای نیست ؟
پس ... اینبار ...
میزارم جای منو بگیری ... ریزه-سان .
میزارم جای منو بگیری ... ریزه-سان .
گرسنگی ـیم داره هوشیاریمو میگیره ...
خودم میدونستم چه عواقبی داره ...
ولی نمی خوام ... تو لذتش غرق بشم .
دنبال "کوئینکه" است ؟
با این قدرت ...
منو دست ننداز .
حالا ...
دیگه نمی تونه بجنگه .
بدون "کوئینکه" ...
نه .
تا وقتی دشمن روبروته ، شده دست و پاتو فدا کنی ...
فرار کن ...
با این وضع میکُشمت ...
لطفاً ... فرار کن ...
خفه شو ... داری میگی از یه "غول" فرار کنم .
زود باش .
برو .
خواهش می کنم ...
نزار یه آدمکش بشم .
اگه خودت "غول" بودی ، همین حرفا رو میزدی ؟
چه اشکالی داره بخواییم زنده بمونیم ؟
اگه خوردن گوشت تنها راه زندگیه ، پس چکار کنیم ؟
چطوری با این احتیاج ـِمون درست زندگی کنیم ؟
چطور ، بمیر ، بمیر ، بمیر ، بمیر ، بمیر .
همه بمیرید .
حتی منم ...
دوست دارم مثل تو حق زندگی داشتم .
تحمل مزخرفاتت خیلی سخته .
--کارتو تموم می کنم .
--نه
کوئینکه ...
رفت ؟
نه .
اونی که رفت ، دستم بود .
هینامی ؟
دیگه "اونه-چان"رو اذیت نکن .
بابا و مامانـو راحت بزار .
واو ، فوق العاده است .
بی نظیره ، پدرو مادرت برات ، بهترین ارث رو گذاشتن
می خوامش .
بدش من .
هینامی ...
کارشو تموم کن .
نمی تونم .
اون پدرو مادرتو کُشته .
مهم نیست ...
انتقام ... برام مهم نیست .
ها ؟
من فقط ناراحتم .
دلم واسه مامان و بابا تنگ شده .
مامان ... بابا ... تنهایی خیلی بده .
فوق العاده است ...
درسته ... خونواده باید با هم باشه .
No comments yet. Be the first to leave one.