Dune

Dune

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Dune 2021 BrRip YIFY Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-16
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏سیاره‌ام، آراکیس، خیلی زیباست‏

‏وقتی خورشید پایین می‌آید.‏

‏روی شن‌ها که می‌غلتد...‏

‏می‌شود اسپایس را در هوا دید.‏

‏شب‌هنگام، برداشتگرهای اسپایس فرود می‌آیند.‏

‏بیگانگان برای فرار از گرمای روز‏ ‏با زمان مسابقه می‌دهند.‏

‏جلوی چشممان سرزمینمان را غارت می‌کنند.‏

‏از کودکی چیزی جز ظلمشان‏ ‏به مردمم ندیده‌ام.‏

‏این بیگانگان، هارکونن‌ها،‏

‏خیلی پیش از تولد من به اینجا آمدند.‏

‏با کنترل تولید اسپایس،‏

‏به ثروتی شرم‌آور رسیدند.‏

‏حتی ثروتمندتر از خود امپراتور.‏

‏جنگجویان ما نتوانستند‏ ‏آراکیس را از هارکونن‌ها آزاد کنند،‏

‏اما یک روز،‏

‏با فرمان امپراتور، رفتند.‏

‏چرا امپراتور این راه را انتخاب کرد؟‏

‏و ستمگران بعدی ما چه کسانی خواهند بود؟‏

‏خوبه که زود بیدار شدی.‏

‏پدرت می‌خواد لباس کامل بپوشی‏

‏قبل از اینکه منادی امپراتور برسه.‏

‏لباس کامل؟‏

‏نظامی؟‏

‏تشریفاتی.‏

‏چرا باید همهٔ این کارها رو بکنیم‏

‏وقتی همه‌چیز از قبل قطعی شده؟‏

‏رسم و تشریفاته.‏

‏ممنون.‏

‏اگه می‌خوایش، مجبورم کن بهت بدمش.‏

‏از «صدا» استفاده کن.‏

‏مامان، تازه بیدار شدم.‏

‏آب رو بده به من.‏

‏لیوان صدات رو نمی‌شنوه.‏ ‏به من فرمان بده.‏

‏آب رو بده به من.‏

‏نزدیک بود.‏

‏نزدیک بود؟‏

‏یادگرفتن مهارت‌های بنی‌گسریت‏ ‏سال‌ها طول می‌کشه، پل.‏

‏- هوم.‏ ‏- خسته به نظر میای.‏

‏باز هم خواب دیدی؟‏

‏دمای شدید‏

‏و پدیده‌های جوی خطرناک‏

‏زندگی بیرون شهرهای آراکیس را‏ ‏واقعاً طاقت‌فرسا می‌کند،‏

‏با توفان‌های شنی‌ای آن‌قدر قدرتمند‏

‏که می‌توانند فلز را بشکافند.‏

‏فقط قبایل بومی معروف به فرمن‌ها‏

‏آن‌قدر سازگار شده‌اند که زنده بمانند.‏

‏فرمن‌ها ترجیح می‌دهند‏ ‏در دورافتاده‌ترین نقاط آراکیس زندگی کنند.‏

‏آن‌ها صحرای عمیق را‏

‏با کرم‌های شنی غول‌پیکر شریک‌اند،‏

‏که فرمن‌ها به آن‌ها «شای‌هولود» می‌گویند.‏

‏تماس طولانی با اسپایس‏

‏چشم‌های آبیِ مشخصی به این قوم داده،‏

‏چشم‌های ایباد.‏

‏چیز زیادی دربارهٔ فرمن‌ها نمی‌دانیم،‏

‏جز اینکه خطرناک و غیرقابل‌اعتمادند.‏

‏حملات فرمن‌ها برداشت اسپایس را‏

‏بسیار خطرناک می‌کند.‏

‏برای فرمن‌ها، اسپایس ماده‌ای مقدس‏ ‏و توهم‌زاست‏

‏که عمر را طولانی می‌کند‏

‏و فواید بسیاری برای سلامت دارد.‏

‏برای امپراتوری،‏

‏ناوبرانِ انجمن فضانوردی از اسپایس‏

‏استفاده می‌کنند‏

‏تا مسیرهای امن میان ستاره‌ها را پیدا کنند.‏

‏بدون اسپایس،‏

‏سفر میان‌ستاره‌ای ناممکن است؛‏

‏و همین آن را‏

‏باارزش‌ترین مادهٔ جهان کرده است.‏

‏لبخند بزن، گرنی.‏

‏دارم لبخند می‌زنم.‏

‏فکر می‌کنی این تشریفات‏

‏و این همه راه آمدن چقدر براشون خرج داشته؟‏

‏سه ناوبر انجمن.‏

‏رفت‌وبرگشت، ۱٫۴۶ میلیون و ۶۲ سولاری.‏

‏به لطف شادام چهارم از خاندان کورینو،‏

‏نشسته بر تخت شیر زرین‏

‏و امپراتور پادیشاهِ جهان شناخته‌شده،‏

‏به‌عنوان منادی تغییر پیش روی شما ایستاده‌ام.‏

‏اعضای دربار امپراتوری،‏

‏نمایندگان انجمن فضانوردی‏

‏و یکی از خواهران بنی‌گسریت شاهد ما هستند.‏

‏امپراتور سخن گفته است.‏

‏«خاندان آتریدیز باید فوراً‏ ‏کنترل آراکیس را به دست بگیرد‏

‏و به‌عنوان سرپرست آن خدمت کند.»‏

‏می‌پذیرید؟‏

‏ما خاندان آتریدیزیم.‏

‏هیچ فراخوانی را بی‌پاسخ نمی‌گذاریم‏ ‏و به هیچ عهدی خیانت نمی‌کنیم.‏

‏امپراتور از ما خواسته‏ ‏برای آراکیس صلح بیاوریم.‏

‏خاندان آتریدیز می‌پذیرد.‏

‏آتریدیز! آتریدیز! آتریدیز!‏

‏آتریدیز! آتریدیز! آتریدیز!‏

‏مُهرتان.‏

‏پس تموم شد؟‏

‏تموم شد.‏

‏چطور بود؟‏

‏پایدارکننده‌ها زیادی شلن.‏

‏- تنظیمش می‌کنیم.‏ ‏- ممنون، رفیق.‏

‏گرفتم.‏

‏دانکن.‏

‏پسرم.‏

‏سلام. سلام.‏

‏پل، پسرم.‏

‏پس فردا می‌ری آراکیس.‏

‏با گروه پیشرو.‏

‏آره، فردا می‌رم آراکیس‏

‏با گروه پیشرو.‏

‏می‌خوام من رو هم با خودت ببری.‏

‏جدی؟‏

‏خب، حیف شد. چون جوابم نه‌ـه.‏

‏دانکن.‏

‏می‌خوای منو دادگاه نظامی بفرستن؟‏

‏چی شده؟‏

‏می‌تونم یه چیزی رو بهت بسپرم؟‏

‏همیشه. خودت می‌دونی.‏

‏چند وقته خواب می‌بینم.‏

‏دربارهٔ آراکیس و فرمن‌ها.‏

‏باشه.‏

‏تو رو دیدم.‏

‏پیش فرمن‌ها.‏

‏پس پیداشون می‌کنم.‏

‏دیدی؟ خودش نشونهٔ خوبیه، نه؟‏

‏لنویل!‏

‏دیدم مرده افتادی.‏

‏توی نبرد کشته شده بودی.‏

‏حس می‌کردم اگه من اونجا بودم،‏

‏زنده می‌موندی.‏

‏اولاً، من قرار نیست بمیرم.‏

‏جدی‌م نمی‌گیری.‏

‏برای همینه می‌خوای باهام بیای. گوش کن.‏

‏خواب‌ها داستان‌های خوبی می‌سازن،‏

‏اما همهٔ چیزهای مهم‏ ‏وقتی بیداریم اتفاق می‌افتن.‏

‏چون اون موقع‌ست که خودمون کاری می‌کنیم.‏

‏نگاهت کن. عضله آوردی؟‏

‏آوردم؟‏

‏هی.‏

‏توی آراکیس می‌بینمت، پسرم.‏

‏پدر، می‌خوام فردا همراه دانکن آیداهو‏

‏در مأموریت شناسایی آراکیس باشم.‏

‏زبان فرمن‌ها رو خوندم.‏ ‏می‌تونم به درد بخورم.‏

‏حرفش رو هم نزن.‏

‏چند هفتهٔ دیگه به آراکیس میای،‏

‏مثل بقیهٔ ما.‏

‏تمام عمرم تمرین کردم.‏

‏چه فایده‌ای داره اگه اجازه نداشته باشم‏

‏- با خطر واقعی روبه‌رو بشم؟‏ ‏- می‌دونی چرا، پل.‏

‏تو آیندهٔ خاندان آتریدیزی.‏

‏پدربزرگ برای تفریح با گاوها می‌جنگید!‏

‏بله.‏

‏و دیدی آخرش چی شد.‏

‏لازمت دارم کنارم باشی.‏

‏وقتی به آراکیس برسیم،‏ ‏با خطر بزرگی روبه‌رو می‌شیم.‏

‏چه خطری؟‏

‏فرمن‌ها؟ صحرا؟‏

‏خطر سیاسی.‏

‏خاندان‌های بزرگ برای‏ ‏رهبری به ما نگاه می‌کنن،‏

‏و این امپراتور رو تهدید می‌کنه.‏

‏آراکیس رو از هارکونن‌ها می‌گیره‏ ‏و به ما می‌ده،‏

‏تا زمینهٔ جنگی رو فراهم کنه‏

‏که هر دو خاندان رو تضعیف می‌کنه.‏

‏اما اگه محکم بایستیم،‏

‏و از قدرت واقعی آراکیس استفاده کنیم،‏

‏می‌تونیم از همیشه قدرتمندتر بشیم.‏

‏یعنی چی؟‏

‏اسپایس استخراج کنیم و فرمن‌ها رو‏ ‏سر جاشون نگه داریم؟‏

‏- اون‌وقت فرقی با هارکونن‌ها نداریم.‏ ‏- نه.‏

‏با فرمن‌ها متحد می‌شیم.‏

‏دانکن آیداهو رو برای همین فرستادم.‏

‏اینجا در کالادان،‏

‏با قدرت هوایی و دریایی حکومت کردیم.‏

‏در آراکیس باید قدرتِ صحرا رو پرورش بدیم.‏

‏می‌خوام توی شورای من بشینی.‏

‏یاد بگیر من چه کار می‌کنم.‏

‏اگه نباشم چی، بابا؟‏

‏چی نباشی؟‏

‏آیندهٔ خاندان آتریدیز.‏

‏من هم به پدرم گفتم این رو نمی‌خوام.‏

‏می‌خواستم خلبان بشم.‏

‏هیچ‌وقت این رو بهم نگفتی.‏

‏پدربزرگت می‌گفت:‏

‏«مرد بزرگ دنبال رهبری نمی‌ره.‏

‏رهبری صداش می‌زنه و او جواب می‌ده.»‏

‏و اگه جواب تو «نه» باشه...‏

‏باز هم تنها چیزی می‌مونی‏ ‏که همیشه ازت می‌خواستم باشی...‏

‏پسرم.‏

‏من راه خودم رو بهش پیدا کردم.‏ ‏شاید تو هم راه خودت رو پیدا کنی.‏

‏به یاد اون‌ها...‏

‏امتحانش کن.‏

‏پشتت رو به در نکن.‏

‏چند بار باید بهت بگیم؟‏

‏فهمیدم خودتی‏

‏از صدای قدم‌هات، گرنی هالک.‏

‏یکی ممکنه راه رفتن من رو تقلید کنه.‏

‏فرقش رو می‌فهمم.‏

‏تو استاد اسلحهٔ جدیدی؟‏

‏حالا که دانکن آیداهو رفته،‏ ‏هر طور شده باید جاش رو پر کنم.‏

‏تیغه‌ات رو انتخاب کن.‏

‏امروز خیلی روز شلوغی داشتم، گرنی.‏

‏به جاش یه آهنگ برامون بزن.‏

‏این بی‌ادبیه.‏

More Farsi/persian subtitles for Dune

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left