The first 200 lines.
اداره پلیس دارکبلاف
بله، بفرمایید، چه اورژانسی دارین؟
اصلا نمیدونم چطوری بگم اینو.
مشکل چیه قربان؟
خب، من اینجام تو جاده هنگمانور
دارم سگم رو میگردونم، یه خونهای هست که مال اینجا نیست.
گفتین یه خونه؟ بله.
ببینید، میدونم عجیبه ولی...
این خونه حدود یک سال پیش خراب شده بود.
یه دختر جوون خونوادش رو کشت.
اینجاست.
قربان، شما میگین یه خونه دوباره ظاهر شده؟
آره، دارم میبینمش!
ساکت باش، توبی!
آدرس این خونه کجاست؟
جاده هنگمانور، پلاک ۱۱۶۲۸. و اسم شما چیه؟
این خیلی ترسناکه.
شما تو اون جاده زندگی میکنین، قربان؟
آره، من پایینتر از تپه اونجا زندگی میکنم.
بسیار خب قربان. حدود ۱۰۰ یارد دورتر.
من هر روز از اینجا رد میشم، این خونه اینجا نیست.
بسیار خب قربان، برگردین خونهتون.
و ما هرچه سریعتر یه نفر رو میفرستیم.
باشه، ممنون.
ببینید، میدونم این دیوونگی به نظر میاد ولی...
دارم حقیقت رو بهتون میگم.
باشه، مشکلی نیست. بسیار خب، ممنون، خداحافظ.
سلام عزیزم.
دارم میرم سر یه مأموریت.
میدونم، میدونم، ولی من همین اطراف بودم.
نباید زیاد طول بکشه.
به هر حال، انگار یه سوءتفاهمه.
آره، حدود ۱۱:۳۰ اونجا میرسم.
اگه مشکلی پیش نیاد.
جیکوب خوابیده؟
خوبه.
خب، دارم میرسم به خونه.
وقتی کارم تموم شد بهت زنگ میزنم.
دوستت دارم، خداحافظ.
۱۰-۲۳، میخوام یه نگاهی اطراف بندازم.
۱۰-۲۳
دیسپچ، ۱۰-۱۲، میخوام یه نگاهی داخل بندازم.
۱۰-۴
اینجا اداره پلیس دارکبلافه.
کسی اینجا هست؟
چراغا کار نمیکنن.
کسی اینجا هست؟
دیسپچ، ۱۰-۱
اخبار CBS
بریدن
چی؟
میخوام قبل از تاریک شدن هوا بیای تو.
ولی فردا تولدمه!
برام مهم نیست، میخوام قبل از تاریک شدن هوا بیای تو.
قراره طوفان بشه. باشه.
دوربین جدیدت رو نشکنی.
امروز پرندههای زیادی بیرون هستن.
این رودخونه پشت خونه ماست.
به نظر میرسه طوفان داره میاد.
مامانم برای تولدم یه دوربین و این کفشها رو برام خریده.
مشاهده دلقکهای مرموز
چی؟ شروع به پخش شدن کردن...
به منطقه ما، با آخرین مورد که همین دیروز صبح اتفاق افتاد.
بریتانی کرگ امروز صبح همراه شماست.
با آنچه برخی از کودکان گزارش میکنند.
مشاهده دلقکهای ترسناک در سراسر کشور در حال رخ دادنه.
و این موضوع شوخیبردار نیست.
نگرانیهایی وجود داره که این روند افزایش پیدا کنه.
همزمان با نزدیک شدن هالووین. این عجیبه.
این هم جیمی لوکاس.
این روندیه که ملت رو ترسونده.
مشاهده دلقکهای ترسناک
حالا دارن مناطق آموزشی رو تهدید میکنن.
پلیس
هی، دارم آماده میشم برم بخوابم.
تا دیر وقت بیدار نمونی، صبح مهمونی داری.
باشه.
و کابوس نبینی.
باشه.
باشه، دوستت دارم.
طوفان رسید.
این دیگه چیه؟
کجا رفت؟
لعنتی!
الو؟
مامان؟
برای مهمونی فردام یه دلقک گرفتی؟
چی؟
من یه دلقک دیدم اون پشت، روی ایوان.
چی داری میگی؟
من مشاهدههای بیشتری هم تو اخبار دیدم.
فکر کردم گفتم امشب کابوس نبینی.
این کابوس نبود، اون واقعاً اونجا بود!
برو بخواب وگرنه مهمونی فردا رو کنسل میکنم.
مامان!
کجا رفت؟
مامان، یه صداهایی از پایین شنیدم.
بهت گفتم برو بخواب.
این کابوس نیست، من یه دلقک دیدم.
صدای از پایین میومد
فردا ۱۱ ساله میشی
این داستانای ترول و دلقک باید تموم شه
نمیشه فقط یه نگاهی بندازی؟
مامان؟
مامان!
مامان!
مامان!
مامان!
مامان!
کجا بودی؟
داشتم سعی میکردم برقو وصل کنم
حتماً طوفان قطعش کرده
یه چیزی تو حموم دیدم
بس کن، برو بخواب، اون دوربین رو خاموش کن
شوخی نمیکنم، واقعاً دیدمش!
چراغ قوه کجاست؟
اون چیزو خاموش کن، صبح جشن داری
مامان، نرو اون پایین
برو بخواب. لطفاً، همین بالا بمون
لطفاً
مامان
لطفاً!
کسی اونجاست؟
مامان؟
چرا نخوابیدی؟ مامان!
اون چیزو خاموش کن!
نه، نتونستم برقو دوباره وصل کنم
باید تا صبح صبر کنیم
مامان! ولی این کابوسا...
باید تموم شن. کابوس نبود
واقعاً دیدمش!
بادکنکای قرمز دستش بود
دیدمش، عقب حیاط بود! برادن، بس کن
تازگیا هر شب همینطوره. واقعاً دیدمش!
باید صبح زود برای جشن تولدت بلند شی
و الان ساعت ۱ و نیمه
مامان، گوش کن به حرفم!
یه دلقک اون پشت بود
برادن، دیگه نمیخوام در مورد این حرفا بشنوم
حالا من میرم بخوابم، تو هم میری بخوابی
دیگه از این اتاق بیرون نرو
شب بخیر. مامان!
مامان، گوش کن!
مامان؟
مامان
مامان؟
کجایی؟
این پایین
مامان؟
مامان، تویی؟
این پایین
مامان؟
مامان!
مامان!
مامان
درو باز کن، منم
مامان، تویی؟
منم
مامان، مامان
درو باز کن
کجایی؟
این پایین
مامان
مامان
بیا پایین
مامان
مهمونیت آمادهست
مامان!
مامان
مامان؟
مامان!
چی میخوای؟
کمک، کمک!
یکی کمک کنه!
یکی لطفاً کمکم کنه!
لطفاً کمک کنید
نه، بس کن
لطفاً، چی میخوای؟
چی میخوای، لطفاً بس کن
لطفاً، بس کن، بس کن!
کسی اون پشته؟
اتاق میگان؟
اوه شت
دیسپچ، ۱۰-۵
اونجایی؟
درو باز کن!
باشه رفیق، اومدم
نگاهش کن، نگاهش کن
اوناهاش. چطوری جیمز؟
تو از الان داری فیلم میگیری؟
مطالب اضافه، در موردش قبلاً حرف زدیم
مطالب اضافه "تعقیبکنندگان طوفان". مطالب پرکننده
درسته. هی، حرفمو قطع نکن
خب؟ میای تو یا نه؟
آره، باشه اومدم تو رفیق
خب، بیا اینو نگاه کن
یه چیزی برای مطالب پرکنندهات دارم
اوف، غذا! رفیق، دارم اینو میخورم.
یادته بهت گفتم داشتم رو اون چیزه کار میکردم؟
تا راحتتر بشه و بتونیم هر چی رو که لازم داریم فیلم بگیریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.