The first 200 lines.
متاسفم کُدی
پرونده ای روی میزم دارم که
میتونه خیلی مناسب باشه
کُدی هشت سالش هست
مادری که دنیاش آورده وقتی سه سالش بوده فوت شده
که ما به یه زوج سپردیمش...
که نامناسب از کار دراومدن
دومین زوج که براش پیدا کردیم, ترکش کردن
خدای من وقتی برای بررسی سالانه رفتم
فهمیدم تنها توی آپارتمان زندگی میکنه
تنهایی؟ فکر کنیم بیش از یک ماه
همسایه ها وقتی تماس گرفتن که از دری به در دیگه میرفت
ببین من این بچه رو دوست دارم
تخیلمون این نبود که چنین انتخابی کنیم ولی انجام میدم
باهوش و لجوج هست
نمیگم این چیزها اثری روش نداشتن
محتاط هست, مشکل خواب داره. البته
ولی از خشم همه چیزهایی که اتفاق افتاده
اجازه نداده به یه قربانی تبدیل بشه
که باعث شد من به شما دوتا فکر کنم
حالا که شماها موافقید,
فکر کنم خوانواده ی انتخابیه عالی ای میشین
سوالم از شما اینه...
آمادگشیو دارید؟
خوب،هال
میتونیم از این بگذریم
مطمئنی؟
فهرست تمیزیه میدونی
فقط این یکی
هرچی باشه براش دوست داشتنی بوده,
گفتن سریع بوده
و نمیدونسته چه اتفاقهایی افتاده
به بدی ای که توی سرم تخیل میکردم نیست
And I find confort in that.
خیلی خوبه جانی
کس دیگه ای هست؟
تصمیم گرفتیم یه بچه رو فردا بیاریم خونمون
عالیه جِسی تبریک میگم ممنون پیتر
این روزها حالت چطوره؟
هنوز نمیتونم شبها خوب بخوابم
توی محیط جا افتادی؟ بله
بیخوابی مرسوم هست
زامنیا به لاتین یعنی خواب دیدن
اینزامنیا به سادگی یعنی خواب ندیدن
و یه بچه چیه, رویاهامون؟
آرزوهامون, انتظاراتمون.
We talked about numbness last week,
که چیزی هست که خیلیهامون حسش کردیم
بله, نمیدونم درموردش پیشرفتی دارم
فکر میکنم پیشرفت دارم, ولی کمی
ولی دنیا برام هنوز رنگی نشده
مارک چطور با این موضوع کنار میاد؟ مدت زمانیه ندیدیمیش
ما همیشه میگیم مردم به شکلهای مختلف درد رو پردازش میکنن
من و مارک هم تجربه های متفاوتی داریم
حس سردیه زوج... معمول هست بله
فقط دوست داشتم میدونستم چطور درستش کنم
بخاطر خودش، بخاطره هردومون
در حقیقت دوست دارم با من به گروه بیاد چون...
تنها زمانی هست که من...
نمیدونم...
بیدارم
حاضری؟ فکر کنم
سلام زودباش سلام کن
اینها آقا و خانم "هابسن" هستند
سلام چطوری؟
صبح بخیر
صبح بخیر. حالت خوبه؟
میتونم جعبه رو برات بیارم؟
نه؟باشه هرطور راحتی
ممنون. ازش خوب مراقبت میکنم
بیا, بیا تو.
ما اینجاییم
مجبور نیستی اینکارو کنی
کفشها زمین رو کثیف میکنن
خونه قشنگی داری ممنون
همش برای توئه کُدی هیچ محدودیتی نداری
آره زودباش ایکس باکسم رو بهت نشون میدم یا...
یا فکر کنم میتونیم یه دستگاه دیگه بخریم
نمیدونم چه بازی ای میکنی, ولی بازی میکنی, درسته؟
فکر کنم مارک خیلی هیجانزده هست که همبازی پیدا کرده
تاحالا از اینها بازی کردی؟ چیزهای ورزشی؟
با سنسور کار میکنه نه با کنترل
هرکاری میتونی کنی، چیزهای شخصی
میتونی تاب بدی، پرت کنی, میتونی پا بزنی
و آدم کوچولو انجامش میده نشونت میدم
خیلی عالیه
خیلی بنظر نمیاد
میخواهیم با سلیقه خودت تزیینش کنیم
واقعا؟ همینطوره
میخواهیم عوضشون کنیم, همه چیزو ریختم توی سبد,
ولی هرچی رو بخواهی میتونی برداری.
کُدی پروانه هارو جمع میکنه
تو کردی؟ واقعا؟
من عاشق این اطاقم
بیاد داشته باش, این فقط شب اول هست توی این موضوع همه کنار هم هستیم
خوبی؟
من عاشق چشمات هستم
ممنون
خیلی خوشگلن
بیا کمی بخوابیم
شب بخیر خانم هابسن
شب بخیر کُدی خوب بخوابی
Monarch.
بسیار خوب
بسیار خوب
پیتزای مورد علاقت چیه؟ آناناس
آره؟ پس ما امشب همین رو میخوریم
برای جشن گرفتن اولین شب تو
میریم. حاضری؟
خوب,همه بگن "خوش اومدی کُدی
خوش اومدی کُدی
You can take that seat, میتونی بشینی. درست اونجا
بسیار خوب دفترهارو باز کنید
همه حاضرن؟
اولین لغت...
همه چیز اونجا مرتبه؟
من خوبم
اون خوبه
فقط خواستم مطمئن بشم هنوز دارم میشنوم
اون خوبه
این چیه؟ پروانه مورفو آبی
شبیه یه جور ابَر قهرمان یا همچین چیزیه
و این چی؟ شبیه پیله کرم ابریشم هست؟
شفیره حشرات. جایی که تا رشد کنند امن باقی بمونن
خوب فکر کنم بهتر هست بخوابیم
باشه
من همینجام باشه شیرینم
هی
اطاقت را مرتب میکردم
و تصادفا چندتا از محرکهات را پیدا کردم
خودت رو تحریک میکنی؟
که بیدار بمونی
دوست ندارم بخوابم میدونم
ولی اینجا چیزی برای ترسیدن نیست
بله هست چی؟
یه مرد قانقاریا
کیه؟
وقتی خوابم میاد. مردم رو میخوره
اوه خوب نیست
مامانم رو هم خورد
میدونی وقتی بچه بودم
فکر میکردم یه جادوگر داره پنجره ام رو خراش میده
ولی فقط یه درخت بود
شاخه هاش خیلی بلند شده بودن
و وقتی باد میوزید ضربه میزدن
تاجایی که میدونم, جادوگر دیگه برنگشت
گاهی چیزهای ترسناک وقتی ما کمی متوجهشون میشیم میرن
هیچ مرد قانقاریایی وجود نداره
خوب تو الان توی یه خونه جدید هستی و مطمئنم اون نمیتونه پیدات کنه
اون همیشه با منه. اینطور میگه
کاری که باید میکردی انجام دادی
نمیتونی اجازه بدی انبار قند داشته باشه
وسط اطاقش زیر تختش
میدونم هنوز فکر میکنم گناهکارم
نه تو والدین هستی
وقتی اومدی چیزی راجع به روح گفتی؟
چیزی بود
شبیه چی بود؟
خوب یه چیز سیاه پوشیده بود که روی زمین کشیده میشد
کمی نترسیدی؟
اوه بله
که آقای لورن عصبیه؟ خدا
خوب, بعدش دکتر, چیزی که برای لنس اتفاق افتاد را چطور شرح میدید؟
اونهم حمله عصبی بود؟
بهتر هست روزی یک یا دو بار بررسیش کنی
ممنون دکتر
از کجا میان؟
خیلی میبینیشون؟
قوطی داریم؟
پروانه ها شبها بیرون میان؟
شاید آره... حشرات خوشگل بزرگ
چی؟ نیشم زد
پروانه تورو نیش زد؟ نه...
از کجا میان؟
یه سرپوش لازم دارم
چه کوفتیه؟
داره چه اتفاقی میافته؟
من دیشب یه چیزی دیدم
فکر کنم خودش بود
میدونم هممون از این خوابها میبینیم
و حس میکنیم بچه هامون رو توی این دنیا میبینیم
ولی این فرق داشت
نمیتونم کمک کنم ولی حس کنم بخاطره
ادامه بده
اون راجع به کُدی میدونست
و از من عصبانی بود
که جایگزینش کردم
آره
بله. ما درحقیقت راجع به چیزی شبیه این در ابتدا صحبت کردیم
وقتی مارک میخواست خونه رو بفروشه
ولی تو رد کردی,چون... حس میکردم هنوز اونجاست
گفتی گاهی میبینیش
بله
باشه
چیزی که راجع به خوابها لازم هست بدونی
میتونی توی رویاها گم بشی, میتونن خیلی واقعی بنظر برسن
این یه رویا نبود
بیدار بودم مهم نیست
اگه ما تحت تاثیر احساسات منفی شبیه گناه یا ترس باشیم
مخصوصا وقتی کمبود خواب هم اضافه میشه,
No comments yet. Be the first to leave one.